دانلود پایان نامه

رسول خدا فرمودند: هر کس چیزی را یافت پس بر آن شخص صاحب عدل و عادل را برای خود شاهد و گواه می گیرد و در آن تغییری ایجاد نمی کند و آن را نیز پنهان و مخفی نمی کند و اگر صاحب آن آمد، او بر آن شایسته تر است (صاحبش) در غیر این صورت آن دارایی های خدا می باشد و آن را به هر آن کس که بخواهد عطا می کند.
12 – عن عبدالله بن جعفر قال کتبت الی الرجل (ع) اسأله عن الرجل اشتری جزو را او بقره للاضاحی فلما ذبحها وجد فی جوفها صره فیها دراهم او دنانیرأ و جواهرا، لمن یکون ذلک؟ قال فوقع (ع). عرفها البائع فان لم یکن یعرفها فالشیء لک رزقک الله إیاه. (الطوسی، 1365 هـ .ش، ج2 ، ص117)
عبداله بن جعفر گفته است که نامه ای به سوی شخصی نوشته و در آن از مردی که حیوانی برای قربانی کردن خریده یا گاو برای قربانی کردن خریده است و هنگامی که آن را کشته در شکم آن درهم یا دینار یا جواهری یافته. سؤال پرسیدم که آن برای چه کسی می باشد. گفت: بر اوست که آن را به فروشنده تعریف کند؛ پس اگر آن چیز برای فروشنده نبود و آن را نشناخت، پس آن برای تو می باشد و آن رزق و روزی است برای تو از جانب خداوند.
13 – فی الصحیح عن عبدالله بن سنان عن ابی عبدالله (ع) قال: من أصاب مالاً او بعیراً فی فلاه نا الارض قدکلت و قامت و نسیها صاحبها لما لم یتبعه فأخذها غیره فاقام علیها و انفق نفقه حتی احیاها من الکلال و من الموت فهی له، و لا سبیل له علیه و انما هی المثل الشیء المباح. (همان)
از عبدالله بن سنان نقل شده است که ابی عبدالله (ع) فرمودند: کسی که مال یا شتری را در صحرا و بیابان از دست داده و صاحبش فراموش می کند آن را و کسی غیر از او آن را بردارد، پس آن شخص واجب است که بر آن انفاق کند. تا زمانی که زنده است و اگر زمانی زمین گیر شد، و مرگ او را فرا رسید، هیچ راهی برای او وجود ندارد و آن شیء در نزد او همانند یک شیء مباح می باشد.
14 – حسین بن کثیر از پدرش نقل می کند که گفت: مردی از امیرالمؤمنین (ع) در مورد لقطه پرسید. فرمود:
« یعرفها، فإن جاء صاحبها، دفعها إلیه، و الّا حسبها حولاً. فإن لم یجیء صاحبها، او من یطلبها تصدق بهاء فإن جاء صاحبها بعد ما تصدق بهاء، ان شاء اغترمها الذی کانت عنده و کان الاجرله و ان کره ذلک احتسبها و الاجرله». (حر عاملی، 1409 هـ .ق، ج17، ص551)
یابنده آن را تعریف می کند؛ اگر صاحب آن آمد، آن را به او می دهد. در غیر این صورت آن را یک سال نگه می دارد. پس اگر صاحبش یا خواهان آن نیامد، آن را صدقه می دهد. اگر صاحبش بعد از آنکه آن را صدقه داد آمد و مال را در خواست کرد، یابنده به او بدهکار خواهد شد و اجر معنوی صدقه برای یابنده است و اگر آن را نخواست، نزد خداوند مأجور خواهد بود و پاداش معنوی برای اوست.
15 – حضض بن غیاث روایت کرده است که از امام صادق (ع) پرسیدم: مرد سارق مسلمانی، مقداری درهم و اموال دیگر نزد مرد مسلمان دیگری به امانت می گذارد. ایا امانت گیرنده باید مال را برگرداند؟
امام (ع) فرمود: «لا یردّه، فإن أمکنه ان یرده علی اصحابه فعل، و إلّا کان فی یده بمنزله القطه یصيبها فیعرفها حولاً ، فان اصاب صاحبها ردّها علیه و الّا تصدّق بهاء فإن جاء طالبها بعد ذلک خیّره بین الاجر و العزم، فان اختار الاجر فله الاجر و ان اختار العزم غرم له و کان الا جرله. »
مال را به او نمی دهد، اگر توانست مال را به صاحبان اصلی آن بدهد، همین کار را بکند، در غیر این صورت مال به عنوان لقطه ای که یافته است، در نزدش خواهد ماند و آن را یک سال تعریف خواهد کرد. اگر صاحبش را یافت، آن را به او می دهد، در غیر این صورت آن را صدقه می دهد. اگر صاحبش آمد، او را میان پاداش معنوی و غرامت مال مخیّر می کند، اگر اجر معنوی را برگزید، اجر برای اوست و اگر غرامت مال را برگزید، یابنده به او بدهکار خواهد شد و پاداش معنوی برای یابنده است.
و حدیثی در مورد برداشت مال توسط برده: سالم بن مکرم جمال گوید: ذریع محاربی از امام صادق (ع) پرسید: اگر برده ای مال گمشده یافت و آن را برگرفت حکمش چیست؟
فرمود: به مملوک چه ارتباطی دارد که آن را بردارد و بعد حکم لقطه را انجام دهد. مملوک که از خود اختیاری ندارد. پس مملوک اقدامی نکند یعنی آن را تصرف نکند زیرا اين کار شایستهی آزاد است و بر اوست که تا یک سال در مجامع عمومی آن را معرفی کند، پس اگر صاحبش آمد آن را به او دهد و چنانچه طالبی پیدا نشد (با ضمان) جزء مال خویش کند، پس اگر از دنیا رفت آن مال، میراث بازماندگان او از فرزندان و غیره می شود، و اگر صاحبش بعداً آمد، به او رد می کنند. (صدوق، 1413 هـ .ق، ج4، ص398)
شرح: «لقطه احکام و مسئولیت هایی دارد که با وضع برده مناسب نیست. مثلاً تعریف آن در مجامع عمومی کاری است که مزاحم با حق مولای او است، و نیز تملک آن بعد از مدت تعریف و يأس از پیدا شدن صاحبش در مورد بنده معنی ندارد، با این حال خبر دلالت ندارد بر اینکه حرام است بنده لقطه ای را تصرف کند برای یافتن صاحبش، حتی بدون اجازهی مولایش، بلکه از این خبر کراهت فهمیده می شود حتی با اجازهی مولایش و خبر بعد مؤید آن است. (همان)
حدیثی در مورد اجرت برای لقطه: وهب بن ابوالبختر بنی محمد از پدرش (ع) روایت کرد که من از آن حضرت سؤال کردم اجرش را که برای پیدا کردن بندهی فراری یا حیوان گمشده معین می کنند (یعنی جعاله) گرفتن آن چه صورتی دارد؟
فرمود: اشکالی ندارد. (همان، ص400)
حسین بن زید از جعفربن محمد از پدرش (ع) روایت کرد که فرمود: امیر مؤمنان (ع) دربارهی مردی که حیوان گمشدهی شخصی را یافته بود و به امید اجرت به سوی صاحبش می برد، اما حیوان در راه تلف شده بود، فرمود: وی ضامن آن است، اگر قصد آن نداشت که اجرت بستاند و حیوان می مرد، ضامن آن نبود. (همان)
روایاتی که اشاره به این دارند که یابنده می تواند لقطه را تملک کند:
روایاتی که در آن امر شده لقطه بعد تعریف، در کنار مال خود قرار گیرد:
در روایت محمد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق علیهم السلام نقل شده که فرمود:«…اگر خواهان لقطه آمد (آن را به او بده)، درغیراین صورت، آن را کنار مالت بگذار، حکم آن مانند حکم مال خودت است تا هنگامی که خواهان آن بیاید.(عاملی ،1409ه ق، ج17 ، باب 2 ازباب لقطه ،ص350)
در روایت علی بن جعفر آمده که یک سال لقطه را تعریف کن اگر صاحبش را نشناخت، آن را در کنار مالش حفظ کند تا خواهان آن بیاید.(همان ص352)
در این گروه از روایات احتمال دارد اذن تصرف در لقطه به مقدار تصرف در مال عاریه باشد، پس مثلا اذن در خوردن یا فروش آن نخواهد بود . این احتمال را عبارات«تا خواهان آن بیاید » در هر دو روایت و «آن را کنار مالت حفظ کن» در روایت دوم تقویت می کند.(حائری ،1391ش، ص4)
روایات دیگر که لقطه مانند مال یابنده است، از جمله روایت حلبی: اگر برای آن خواهانی آمد(آن را به او بده )، در غیر صورت، آن مال مانند مال خودش خواهد بود. (طوسی،1365ه ش،ج6، ص389، ح1163).
داودبن سرحان در روایتی که سند آن معتب نیست از امام صادق (ع ) نقل می کند که آن حضرت در باره لقطه فرمود: یک سال آن را تعریف می کند سپس مانند سایر اموالش خواهد بود.(همان)
روایت ابراهیم بن عمر:..درغیراین صورت، لقطه مانند مال خودت خواهد بود.(همان ج9ص341)
روایت یعقوب بن شعیب :…سپس لقطه مانند مال خودش خواهد بود.(همان)