دانلود پایان نامه

استولووی و دیگران(2000) ارتباط بین هموار سازی سود را با قیمت سهام بررسی کردند. این محققان بیان می کنند. که استفاده از روشهای مجاز برای همواره سازی سود با توجه به اصل ثبات رویه ممکن است شرکت را ملزم به گزارش دهی موارد خاص در آینده نمایند. در واقع شرکتهایی که سود شان را هموار می کند، چون در هر دوره مجبور می شوند از روشهای گزینشی مختلف حسابداری استفاده کنند، ملزم می شوند که این موضوع را افشاء نمایند. این افشایات نشان دهنده عدم ثبات رویه شده به کاهش سود در آینده منجر می شود و قیمت سهام را کاهش می دهد.
لو و زاروین (1999) دریافتند که با افزایش سطح هزینه های تحقیق و توسعه (که ناشی از بکارگیری روشهای محافظه کارانه در حسابداری است) میزان مربوط بودن اطلاعات حسابداری به ارزش سهام کاهش می یابد.
باسو(1997) در تحقیقی تاثیر محافظه کاری را بر روی صورتهای مالی بررسی کرد.او محافظه کاری در حسابداری را به عنوان شناسایی به موقع تر اخبار بد در مقایسه با اخبار خوب تفسیر می کند.به موقع تر بودن شناسایی اخبار بد دلالت بر این دارد که سود نسبت به بازده های منفی در مقایسه با بازده های مثبت، در هر زمانی حساس تر است. او نشان داد که حساسیت سود نسبت به بازده های منفی دو الی شش برابر بزرگتر از حساسیت سود نسبت به بازده های مثبت است.علاوه بر این، باسو نشان داد که به موقع تر سود اساسا بر اثر شناسایی به موقع تر اخبار بد از طریق اقلام تعهدی (و نه جریان های نقدی) است . از سوی دیگر، اقلام تعهدی و جریان های نقدی در زمان بندی شناسایی اخبار خوب در صورتهای مالی، تفاوتی با یکدیگر ندارد.
میشل و همکاران به بررسی رابطه بین تغییرات سود تقسیم شده و کیفیت سود پرداختند. بدین منظور، آنها عکس العمل بازار نسبت به کیفیت اطلاعات منتشر شده گذشته را به وسیله بررسی قیمت سهام و تجدید نظر پیش بینی تحلیل گران حول و حوش تغییرات سود تقسیم شده را مورد بررسی و آزمون قرار دادند در نهایت، با آزمون تجربی، فرضیات تحقیق تأیید شدند یعنی بازار نسبت به اعلام تغییر در سود نقدی شرکت‌های دارای کیفیت سود بالا کمتر عکس العمل نشان مي‌دهد. همچنین حجم پیش بینی‌های تجدیدنظر شده تحلیل گران مالی برای شرکت‌های دارای کیفیت سود بالا بسیار ناچیز مي‌باشد.
پا در مطالعه خود تاثیر اعمال نظر مدیر از طریق اقلام تعهدی بر محافظه کاری در حسابداری را مورد بررسی قرار داد. نتایج تجربی حاکی از آن است که محافظه کاری در حسابداری اساسا قابل انتساب به اقلام تعهدی غیر منتظره است و نه اقلام تعهدی منتظره؛ به هر حال، این استباط بهتر است با احتیاط تفسیر گردد، زیرا برداشتهای درباره تاثیر نسبی اقلام تعهدی منتظره و غیر منتظره بر محافظه کاری در حسابداری بستگی به مدل های اقلام تعهدی دارد.
کوکس (1972) نشان داد که محافظه کاری احتمال وقوع فوری سقوط قیمت ها را در تاریخ سقوط شرطی کاهش می دهد.
فلسام بیان می کنند که علت به کارگیری محافظه کاری نامشروط سختی ارزیابی دارایی هاست در حالی که دلیل اصلی تقاضا برای محافظه کاری مشروط خنثی کردن تمایل جانبدارانه مدیریت به ارائه گزارش های اغراق آمیز است.
لنگ و دیگران (1996) سودی را با کیفیت تلقی می کنند که تأثیر اخبار بد در آن منعکس شده باشد. و ارتباط قوی با قیمت سهام داشته باشد.
پنمن و ژانگ،تاثیر محافظه کاری بر کیفیت سود و بازده سهام را مورد بررسی قرار دادند. مطابق با تحقیق آن ها ،زمانی که یک شرکت حسابداری محافظه کارانه را الگوی عمل خود قرار می دهد،تغییر در مقادیر سرمایه گذاری ها می تواند،بر کیفیت سود اثر گذار باشد. رشد در سرمایه گذاریها ،سود گزارش شده را کاهش و ذخایر را کاهش می دهد. کاهش سرمایه گذاری ها،باعث آزاد شدن ذخایر و افزایش سود می شود. در صورتی تغییر موقتی باشد،سود نیز به طور موقتی کم یا زیاد می شود و این امر مشخصه خوبی برای پیش بینی سود در آینده به دست نمی دهد. یافته های آن بیانگر آن است،که حسابداری محافظه کارانه کیفیت پایین سود را موجب می شود.
2-13-2 پژوهش‌های داخلی
رحیمیان و ابراهیمی(1392) تحقیقی را با عنوان رابطه بین کیفیت افشا و محافظه کاری در بورس اوراق بهادار تهران انجام دادند. هدف اين پژوهش بررسی رابطه بین کیفیت افشا و محافظه کاری در شرکت های پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای سنجش متغیر کیفیت افشا، از امتیاز کلی داده شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار به شرکت ها در زمینه افشا و اطلاع رسانی استفاده شد و رابطه اين امتیاز با مديريت سود و محافظه کاری مشروط و نامشروط بررسی شد. در اين پژوهش از داده های مربوط به 102 شرکت و روش رگرسیون خطی – پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1384-1389 استفاده شد. يافته های پژوهش حاکی از آن است که بین کیفیت افشا و سطح اقلام تعهدی اختیاری رابطه منفی و معنادار، و بین کیفیت افشا و محافظه کاری مشروط رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. هم چنین نتايج نشان داد که با افزايش کیفیت افشای اطلاعات، میزان محافظ هکاری نامشروط کاهش می يابد.
مهرآذین و عباس نژاد(1392) پژوهشی را با عنوان اثر محافظه کاری و افشا بر هزینه سرمایه سهام عادی به انجام رساندند. در اين تحقیق نقش محافظ هکاری و افشا در کاهش هزينه سرمايه شرکت ها مورد بررسی قرار گرفته است. به طور نظری محافظ هکاری و افشا می توانند با کاهش هزينه های نمايندگی و عدم تقارن اطلاعاتی، بر هزينه سرمايه تأثیرگذار باشند. اين تحقیق در پی آزمون اثر جداگانه و مشتر محافظه کاری و افشا، بر هزينه سرمايه شرکت ها است. داده های مربوط به 70 شرکت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، برای دوره زمانی 1384 تا 1388 ، مورد تجزيه و تحلیل رگرسیونی قرا رگرفت. يافته های به دست آمده نشان از وجود رابطه ی معکوس و معنادار بین محافظه کاری و هزينه سرمايه دارد. از سوی ديگر، اين يافته ها نشان داد رابطه ی بین افشا و هزينه سرمايه نیز به صورت معناداری معکوس می باشد. افزون براين، نتايج بررسی رابطه بین محافظه کاری و هزينه سرمايه، مشخص نمود که رابطه اين دو در شرايط عدم کفايت افشا، افزايش می يابد.
مجتهد زاده و فرشی(1391)به بررسی رابطه محافظه کاری حسابداری و تصمیمات سرمایه گذاری مدیران در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پرداخت.نتایج نشان می دهد بین معیار عدم تقارن در شناسایی به هنگام برای اندازگیری محافظه کاری با سود آوری آتی رابطه منفی وجود دارد که این رابطه از نظر آماری معنادار است.
کردستانی و ایرانشاهی(1391) تاثیر محافظه کاری بر میزان مربوط بودن اطلاعات حسابداری به ارزش سهام را مورد بررسی قرار دادند.آنها برای انجام این تحقیق از اطلاعات 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره 7 ساله 1382 تا 1388 استفاده کردند. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق، نشان می دهند که میزان مربوط بودن اطلاعات حسابداری به ارزش سهام در شرکت های با درجه محافظه کاری بالا و پایین، تفاوت معناداری با هم ندارد. به عبارت دیگر درجه محافظه کاری شرکت ها، تاثیری بر محتوای اطلاعاتی ارقام حسابداری آن ها ندارد. آزمون های اضافی، این نتایج را تا حدودی تعدیل کرد، و شواهدی فراهم نمود که نشان می دهد شرکت های با درجه محافظه کاری متوسط و بالا، اطلاعات حسابداری نسبتا مربوط تری به ارزش سهام ارائه می کنند.
انصاری و خواجوی(1390) به بررسی ارتباط هموارسازی سود با قیمت سهام و نسبت های مالی پرداختند.نتایج پژوهش بیانگر این بود که هموار سازی سود باعث افزایش در قیمت بازار سهام شرکتها می شود و نسبتهای جاری، پوشش بهره، و بازده حقوق صاحبان سهام با هموار سازی سود همبستگی منفی دارند.
هاشمی و بهزاد فر(1390) به بررسی ارزیابی محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی و نسبت های مالی منتخب با قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش بیانگر مربوط بودن سود هر سهم، نسبتهای سرمایه در گردش به دارایی ، بازده دارایی، سود خالص به فروش و گردش دارایی در سطح اطمینان 95% در تبیین قیمت سهام شرکت های نمونه است. همچنین یافته های پژوهش نشان می دهد که اجزای اقلام تعهدی در این زمینه از لحاظ آماری معنی دار نیستند.این مطلب گویای آن است که در توضیح رابطه سود هر سهم و قیمت سهام، در نظر گرفتن اقلام تعهدی به عنوان معیاری برای کیفیت سود، اهمیت زیادی را نشان نمی دهد و تغییر پذیری سود کمتر تحت تاثیر موقعیت تجاری و تصمیمات مدیر از ناحیه اقلام تعهدی قرار می گیرد.به طور کلی، یافته های پژوهش نشان داد که سود هر سهم مربوط ترین متغیر حسابداری به ارزش شرکت است و بین دارایی های جاری و قیمت سهام رابطه ای معکوس وجود دارد.
خواجوی،ولی پور و عسکری(1390) به بیان بررسی تأثیر محافظه کاری بر پایداری سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پرداختند.نتایج تحقیق نشان می دهد رابطه منفی و معنی دار میان محافظه کاری و پایداری سود وجود دارد.هنگامی که شرکتها محافظه کاری کمتری دارند،سودهای پایدار تر نیز خواهند داشت.
سدیدی،ثقفی و احمدی (1390) دریافتند که شاخص کیفیت سود معرفی شده بر مبنای شاخص محافظه کاری می تواند بخشی از تفاوت نرخ بازده دارایی های عملیاتی و نرخ بازده سهام جاری را با سال بعد بیان کند.
مرادی،ولی پور و قلمی (1390) تاثیر محافظه کاری حسابداری بر کاهش ریسک سقوط قیمت سهام را مطالعه کردند.نتایج تحقیق نشان داد که محافظه کاری تاثیرات مثبت و معناداری در کاهش ریسک سقوط قیمت سهام در طول دوره تحقیق داشته است.