مدیریت : تصمیم گیری رفتاری[۱]

با پیشنهاد معنی “عقلایی محدود“[۲] در مدل رفتاری اراده کردن، هربرت سایمون تلاش می کنه جوابگوی این مسئله باشن (Simon,1980). در تحقیق اولیه در سالهای قبلتر، مارچ و سایمون تعریف محدودتری از معنی عقلایی ارائه میدن. این دو فکر می کنند که عقلانیت آدم محدوده و این محدودیت به وجود اومده توسط محدودیتهای ذهنی و شعوری انسانه و هرگونه بحثی در باره ساختار اراده کردن باید با علم براین واقعیت باشه. پس، محیطای سازمانی و اجتماعی که تصمیم گیرنده در اون قرار گرفته، در روش و چگونگی اراده کردن اون تاثیردارن (Simon,1987). در این روش، تصمیم گیر پس از اینکه معیارهای نه خیلی کاملی رو واسه حل مسئله در نظر گرفت، به مجرد رسیدن به یه راه حل که رضایت اون رو  برانگیزد، کار تحقیق د رمورد آلترناتیوها رو رها کرده و مسئله رو پایان یافته می دونه (Robbins, 2000). مارچ این ایده رو گسترش داده و از مدل عقلانیت بافتاری[۳] سخن به میان می آورد. این مدل عقیده داره که مردم در زمان اراده کردن، در زیر فشارای یه محیط پیچیده که ناراحت از بسیاری دیگه از تصمیمات و معیارهای تصمیم گیریه هستن و در عین حال در این موقعیت اطلاعات محدود و زمان محدودی رو در دسترس دارن. به دیگر سخن مردم در حالت اراده کردن، در محیطی به طور کامل غیرشفاف قرار داشته، مسائل واسه اونا روشن نبوده، رابطه بین راه حلای جور واجور غیر مستقیم و کل روند تو یه محیط سیاسی رخ می دهد (James, 1987).  سایمون عقیده داره که انتخاب و اراده کردن همیشه بر مبنای یه مدل محدود، تقریبی و ساده شده از موقعیت واقعی انجام می گیرد. به نظر نیوول و سایمون (Newell, 1972) ، واقعیت بستگی به اون داره که تصمیم گیرنده، واقعیت رو چه تشخیص داده باشه. یعنی ممکنه چیزی که تصمیم گیرنده واقعیت تشخیص داده، واقعیت نبوده و یا همه واقعیت نباشه (Forester, 1984).

راه حل

مسائل و مشکلاتی که یه تصمیم گیر در سطح سازمان، دولت و یا در سطح بین المللی با اون روبروست معمولا به اندازه ای پیچیده و غامضه که مدیر به عنوان یه آدم و با محدودیتهای انسانی خود، توان رویاروئی و شکست دادن اون رو نداره و مجبوری به ساده سازی متوسل می شه. ساده سازی به معنی اون هستش که معمولا مدیر بجای تلاش در پیدا کردن بهترین راه حل، تلاش می کنه که به راه حل مناسب دست پیدا کنه. قناعت به پیدا کردن و اکتفا کردن (Simon, 1976) به راه حل مناسب و کافی (بجای ادامه جستجو واسه پیدا کردن بهترین راه حل) اراده کردن رو عملی تر و راحت تر می کنه.

مشکلات

یکی دیگه از مدلهای مطرح در اراده کردن رفتاری، مدل یافته های محدود[۴] است. اوریلی، که به توصیف این مدل پرداخته، اینجور میگه: “اول اینکه تصمیم گیرندگان بیشتر نتایجی در سازمان رو بهتر می دونن که نشون دهنده اهداف سازمان و اهداف فردی خودشونه (O’Reilly, 1983). ” این بدون معناست که بجای گذروندن پنج قدم اراده کردن بترتیبی که در گذشته بدانان اشاره کردیم، ممکنه که بعضی روند اراده کردن رو ازانتها بدون بپردازند و پس از شناسایی یک یا چند نتیجه دلخواه اونا، روند اراده کردن رو محدود بدین یافته های کنن (Kroenke ,1992).

اراده کردن

پس میشه نتیجه گرفت که تصمیم سازی مانند یه سری های دیگه از مفاهیم در تئوری سازمان، یه ساخت مصنوعی، یه معنی روان شناختی از تعامل تعهد و عمله (Mintzberg ,1998). در اینصورت نقش شخصیت در اراده کردن برجسته می شه.اراده کردن اونقدر با خصوصیات روانی تصمیم گیرنده آمیخته که نمیشه یکی رو بدون دیگری مطرح و مورد مطالعه قرار داد. عوامل و عناصر شخصیتی مثل اخلاق، هوش، انرژی، بینش و نگاه و احساسات مدیر، همه در تصمیماتی که اون اتخاذ می کنه، نقش موثر دارن. پس از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، مطالعه پروسه اراده کردن می باید با درنظر گرفتن همه خصوصیات آدم تصمیم گیرنده انجام گیرد.

روانشناسی

میان آدما فرق­های بسیاری هست. از جمله تجربیات اونا یکی نیس، درجه خطر پذیری در همه برابر نیس، ایمنی، همون ارزش رو واسه همه نداره و همه آدما به یه اندازه معاشرتی و اجتماعی نیستن. اهمیت وجود فرقای فردی میان آدما در اینه که اطلاعات-یعنی اون چیزی که فرد براساس اون تصمیم می گیرد- برحسب این تفاوتها تعبیر و تفسیر و فهمیده می شن (خوشبختی ،۱۳۷۲).

طی بحثی کامل، دانیل کتز[۵] و روبرت کان[۶]، شخصیت تصمیم گیرنده و مکانیزمای روانی فکر کردن رو یه عنوان عوامل ایجاد کننده در اراده کردن مطرح می کنن و فکر می کنند که اندیشه آدم و در نتیجه، تصمیم گیریهای اون، پیرو یه سری از عوامل مختلفه که مهمترین اونا به توضیح زیره:

۱-آدم و تصمیم گیریای آدم تحت تاثیر موقعیت اون در فضای اجتماعیه.

۲-مدیر در اراده کردن از الگوگیری از گروه های برون سازمانی استفاده کرده و حتی بعضی وقتا از افراد خارج از سازمان هویت پذیر می شه.

۳-در آدما تمایل به نزدیک بینی ذهنی هست.

۴-آدم بیشتر به ساده سازی علل سببی می پردازه.

[۱] Behavioral Decision Making

[۲] Bounded Rationality

[۳] Contextual Rationality

 

[۴] . limited results model

[۵] Daniel Katz

[۶] Robert Kahn