دانلود پایان نامه

1-6- جيوه
آرايش الکتروني جيوه به صورت [Xe] (5d10) (6s2)مي‌باشد. جيوه که فلزي سنگين، نقره‌اي و سمي است، تنها فلزي است که در دماهاي معمولي محيط، حالت مايع دارد. جيوه داراي دو عدد اكسايش (1+) و (2+) است. فلز جيوه در حالت اکسايش (2+) داراي آرايش الکتروني [Xe] (5d10) مي‏باشد و در حالت اکسايش (1+) آرايش الکتروني [Xe] (5d10) (6s1) مي‏باشد. طيف جذبي اين تركيب‌ها يك نوار جذبي نشان مي‌دهد كه مربوط به انتقال بار است.
1-7- چگونگي تشکيل پيوند در ترکيبات کوئورديناسيون
ترکيبات کوئورديناسيون، ساختار و خواص ويژهاي از خود نشان ميدهند. براي توجيه اين خواص و ارتباط آن با ماهيت پيوند بين اتم مرکزي و ليگاندها، با گذشت زمان چهار نظريه متمايز توسط دانشمندان ارائه شد :
– نظريهي پيوند ظرفيت (VBT)
– نظريهي ميدان بلور (CFT)
– نظريه‌ي ميدان ليگاند(LFT)
– نظريهي اوربيتال مولکوليMO))
– مدل همپوشاني زاويه‌اي(AOM)
1-8- انواع انتقالهاي الکتروني
اين انتقالها به چهار دسته تقسيم ميشوند که عبارتند از :
1-8-1- انتقالهاي ميدان ليگاند يا d-d
شامل انتقالات الکتروني ميان اوربيتالهايي هستند که ماهيت فلزي دارند و حاصل شکافتگي اوربيتالهاي همتراز d بر اثر ميدان بلور ميباشند. اين جهشها داراي انرژي هستند که از زير قرمز نزديک تا فرابنفش را در بر ميگيرد. بنابراين، اين نوع جهش الکتروني و جذب مربوط به آن عامل اصلي پيدايش رنگ ترکيبهاي کمپلکسهاي فلزهاي واسطه است [3].
1-8-2- انتقالهاي جابجايي بار
از يک فرآيند انرژي يونش- الکترونخواهي سرچشمه ميگيرد و شامل انتقال الکترون از يک اوربيتال مولکولي است که عمدتاً خصلت ليگاند را دارد به اوربيتال مولکولي ديگر که عمدتاً خصلت فلزي و يا بالعکس دارد ميباشد. اين طيفها معمولاً داراي شدت بسيار زياد هستند.
اين نوع طيفها به دو دسته تقسيم ميشوند:
1-8-2-1- انتقال جابجايي از ليگاند به فلز (LMCT)
در صورتيکه ليگاندهاي يک کمپلکس داراي زوج الکترونهاي تنها با انرژي نسبتاً بالا باشند و فلز داراي اوربيتالهاي خالي با سطح انرژي پايين باشد، نوارهاي انتقال بار در ناحيه مريي طيف ديده مي‌شود و در نتيجه کمپلکس داراي رنگ شديد خواهد بود.
1-8-2-2- انتقال جابجايي از فلز به ليگاند (MLCT)
اين نوع انتقالات وقتي انتظار ميرود که فلز به راحتي اکسيده شده و ليگاند به آساني کاهيده شوند. ليگاندهاي π- اسيدي نظير پيريدين، بي پيريدين و فنانترولين که اوربيتالهاي خالي کم انرژي دارند، براي پذيرش يک الکترون از فلز مناسب ميباشند. اين ليگاندها با داشتن اوربيتالهاي خالي π*مي‌توانند با کاتيونهايي نظيرTi3+، V2+، Fe2+و Cu+ که کاهنده خوبي هستند، ترکيبات رنگي زيادي را تشکيل دهند. فرايند انتقال بار معمولاً به يک واکنش اکسايش-کاهش کامل منتهي نميشود. چون در اين صورت پيوند برگشتي بين فلز- ليگاند از بين ميرود [9].
1-8-3- انتقال‌هاي بين ظرفيتي
اين نوع انتقال‌ها در كمپلكس‌هاي دو هسته‌اي M-L-M مشاهده مي‌شود كه با برانگيختن الكترون از لايه‌ي ظرفيت يك اتم فلز به لايه‌ي ظرفيت اتم فلز ديگر همراه است. در اين مورد اگر ليگاند پل‌ساز مناسبي بين دو مركز فلزي وجود داشته باشد، انتقال بين ظرفيتي مربوطه داراي شدت كافي خواهد بود.
1-8-4- انتقالهاي درون ليگاند
اين نوع انتقالات الکتروني، به جهش الکترون از يک اوربيتال در يک ليگاند به اوربيتال ديگر در همان ليگاند، صورت ميگيرد و معمولاً با جذب انرژي از ناحيه فرابنفش همراه است. از اين رو، کمتر تحت تاثير کوئورديناسيون شدن ليگاند قرار ميگيرد. نوارهاي جذبي اين نوع جهشهاي الکتروني تقريباً با همان شدت نوارهاي انتقال بار و در مجاورت آنها قرار دارند. اين نوع انتقال زماني انجام ميگيرد كه ليگاند خود به تنهايي داراي يك كروموفور باشد و بنابراين بين اوربيتال‌هايي كه عمدتاً بر روي ليگاند متمركز هستند، انجام مي‌پذيرد [10].
1-9- بازهاي شيف