مصباح یزدی و حاصل مصدر


Widget not in any sidebars
«مَنْ لَقَیَ الْمُسلِمینَ بِوَجْهین وَ لِسانَین جاءَ یَومَ‌القیامه وَ لَهُ لِسانان مِن نارٍ.
کسی که در حضور مسلمانان به گونه‌ای برخورد کند و در غیاب آن‌ها به گونه‌ای دیگر، روز قیامت با دو زبان از آتش محشور می‌گردد».
ذکر
«ذکر در لغت هم به معنای اذکار لفظی آمده هم به معنای توجه قلبی و حضور باطنی، و در احادیث هم در هر دو معنا استعمال شده، اما غالباً در توجه قلبی و حضور باطنی استعمال شده است و ذکر کامل حقیقی همین است. [بنابراین] ذکر خدا عبارتست از یک حالت خدابینی روحانی و توجه باطنی به خدای جهان، که خدا را حاضر و ناظر و [ذاکر] خودش را در محضر پروردگار جهان بداند» (امینی، 1367، صص 167-166).
حضرت امام جعفرصادق(علیه‌السّلام) فرمود:
«اَشَدُّالاعمالَ ثَلاثَه: … وَ ذِکرُ الله عَلی کُلّ حالٍ، لَیْسَ سُبحان‌َالله، وَ الْحمدالله وَ لااله الاالله وَ الله اکبَر فَقط، وَ لکّن اِذا وَرَدَ عَلَیکَ شَئی اَمرالله بِه اَخذت بِه وَ اِذا وَرَدَ عَلَیکَ شَئی نُهِیَ عَنْهُ تَرَکْتَه.
دشوارترین اعمال سه چیز است: … سوم: ذکر خدا در تمام احوال، مقصود از ذکر خدا فقط سبحان‌الله، والحمدالله، ولااله‌الاالله و الله‌اکبر نیست بلکه ذکر عبارتست از این که (چنان به یاد خدا باشد که) وقتی کار حرامی پیش آمد از خدا بترسد و آن را ترک کند».
ذلّت
«ذلّت به معنی خوار شدن، ذلیل گشتن است» (معین، 1342، ص1610).
«هرصفت فضیلتی در وسط است و دو طرف افراط و تفریط آن مهلک و مذموم است، صفت تواضع حد وسط آن است و طرف افراط آن صفت کبر است… و طرف تفریط آن ذلت و پستی است. خوار و ذلیل کردن خود مذموم و مهلک است زیرا که از برای مؤمن جایز نیست که خود را ذلیل و پست کند»(نراقی، بی‌تا، 221).
رشوه
رشوه یعنی «دادن مالی به کسی برای انجام دادن مقصود خود و آن‌چه به کسی دهند تا کارسازی ناحق کند»(معین، 1342، ص 1658).
درحدیث معروفی که از رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نقل شده چنین می‌خوانیم: «لَعَنَ‌الله الراشی وَ الْمُرْتَشی وَ الْماشی بَیْنَهُما؛ خداوند گیرنده و دهنده‌ي رشوه و آن کس را که واسطه میان آن دو است از رحمت خود دور گرداند»(نراقي، بي‌تا،ص326).
ریا
«ریاکار يعنی، آن که در کارها ریا به کار برد، دو رو و منافق»(معین، ج دوم، ص 1701) است.
«ریا در اصطلاح علماء اخلاق عبارت است از: طلب کردن اعتبار و منزلت در نزد مردم به وسیله افعال خیر و پسندیده، یا آثاری که دلالت بر صفت نیک کند. و مراد از آثار داله بر خیر، افعالی است که خود آن فعل، خیر نباشد و لیکن از آن، پی به امور خیر توان برد: مثل اظهار ضعف و بی‌حالی به جهت فهمانیدن کم خوراکی و روزه بودن یا بیداری شب»(نراقی، بی‌تا، 456).
مصباح یزدی(1387) مي‌گويد:«براساس فلسفۀ اخلاق اسلامي، ارزش عملي كه در آن نيّت خدايي وجود نداشته باشد، در حد صفر است و اگر چنانچه عبادت واجبي با انگيزۀ خود نمايي انجام شود، ارزش آن زير صفر است؛ زيرا علاوه بر اين كه، اصل عبادت باطل است، عذاب اخروي هم به دنبال دارد».
سپاس
«سپاس به معنی حمد، ستایش، شکر نعمت»(معین، ج دوم، ص 1822) است.
«تنها سپاس‌گزاری از خداوند در برابر نعمت‌های او کافی نیست، بلکه باید از کسانی که وسیله‌ی آن موهبت بوده‌اند نیز تشکر و سپاس‌گزاری نمود و حق زحمات آن‌ها را از این طریق ادا کرد، وآن‌ها را از این راه به خدمات بیشتر تشویق نمود، در حدیثی از امام علی‌بن‌الحسین(علیه‌السّلام) می‌خوانیم که فرمود: روز قیامت که می‌شود خداوند به بعضی از بندگانش می‌فرماید: آیا فلان شخص را شکرگزاری کردی؟ عرض می‌کند: پروردگارا من تو را به جا آوردم، می‌فرماید: چون شکر او را به جا نیاوردی شکر مرا هم ادا نکردی! سپس امام فرمود: اشْکرکُم‌لله اشْکرکم لِلنّاس؛ شکرگزارترین شما برای خدا آن‌ها هستند که از همه بیشتر شکر مردم را به جا می‌آورند»(مکارم شیرازی، 1384، ص 475).
سخن‌چینی
سخن‌چینی «حاصل مصدر سخن‌چین و سخن‌چین یعنی آن که سخن کسی را به دیگری گوید و موجب اختلاف آنان گردد، کسی که راز شخصی را افشا کند، نمام، خبرکش»(معین،1342،ص1843).