دانلود پایان نامه

هنگامی که ملتقط عمل تعریف را انجام دهد یکی از این دو مطلب تصور می شود:
صاحب آن در مدت زمان تعریف بیاید و مالش را طلب کند.
مدت زمان تعریف تمام شده و کسی طالب آن مال نشود.
2-2-2-1-1-1- مطالبه کردن لقطه درزمان تعریف
1 – در نزد حنفی ها:
زمانی که کسی در زمان تعریف ادعا کند که صاحب لقطه می باشد و بیان دارد که صاحب آن است. پس بر ملتقط واجب است که آن مال را به او بدهد، ولی اگر ویژگی ها و نشانه های آن چیز را بیان نکند، پس بر ملتقط واجب نیست که لقطه را به او بدهد. زیرا که اگر ویژگی های آن یا ویژگی نزدیک به آن را بیان ننماید، گمان و حدس بر آن می رود که صاحب شیء آن شخص نباشد، به خاطر اینکه ممکن است که ذکر ویژگی از روی تخمین یا حدس و گمان باشد یا اینکه آنها را از صاحب آن شنیده باشد. بنابراین شرایط بر ملتقط اجباری نیست که شیء پیدا شده را حتماً به آن شخص دهد.
اگر ملتقط امانت دار و متعهد باشد که شیء را به غیر صاحبش ندهد پس یکی از دلایل ضمانت او این است که با وصف تنها وصف کنندهی آن را به او ندهد تا زمانی که اثبات کند و دلیل مناسب ذکر نماید. بنابراین در این زمان است که ملتقط از تعهدی که به آن دارد، رهایی می یابد. هنگامی که با دادن وصف مناسب و ذکر ویژگی آن را به شخص مدعی مالکیت داد و همزمان بیان کند که صاحب آن است، بر او واجب است که آن را رد کند. به این موضوع بر این طریق بنگریم: آن را از دست اولی گرفته و به هیچ کس نمی دهیم گرچه که شیء یافته شده درست وصف شده بود و قرار شد که مالکیتش برای او باشد و مستحق شد، باید با نزاع یا هر راه دیگری آن را از دست آن گرفت و به دیگری داد. چنانچه وصف کننده بخواهد ضمانت را بر عهده بگیرد که هیچ کس به سوی او باز نگردد و از نزاع از حق مشخص شده او باشد. اگر دلیل کوتاه بیان کند پس آن دلیل آشکار بر گفته او نمی باشد زیرا که دلیل متعددی برای مردم وجود دارد که کفایت می کند و چنانچه یابنده به آن که برای وصف کننده ضمانت کرده بود به سوی وصف کننده بازگشت، با اینکه وصف او درست بود و قرار شد مالکیت شیء پیدا شده به او برسد زیرا او وصفش درست بوده است، بنابراین کسی که با قرار گذاشتن و اعتماد بر ظاهر داشته است. پس ظاهر برای او دوام نداشت و حکم بعد از آن برخلاف قبل بود و قول و قرار پایدار و ماندگاری برای آن نبوده زمانی که با دروغ گفتن و اقرار دروغین مستحق آن شده پس در این مورد وعده و قرار ساقط و بدون اعتبار می شود. همانند خریدار هنگامی که قرار شد ملکی را برابر آن‌چه که ارزش آن است بفروشد و سپس با قیمتی بالاتر برای فروش بازگردد. (سرخسی، بیتا، ج11، ص7)
2 – نزد مالکیه:
پس دادن شیء پیدا شده به کسی که آمده و ویژگی آن شیء را بیان داشته ولی درست و یا راست نگفته و شخص دیگری ادعای ان را کرده و مشخص تر از اولی، پس حق با کسی است که با خصوصیات مشخص آمده و گمان بر آن غلبه می کند. زیرا مالکیت و برتری با او می باشد نه بر دیگری. در صورتی که خصوصیات بازر آن را وصف کند، مستحق آن می باشد و حق با نفر دومی می باشد و شیء را از آن اولی سلب می کند. و اگر ادعای هر دو نفر درست باشد و هر دوی آنها یک چیز را بیان می کنند، پس در این صورت تاریخ شیء پیدا شده را برای آنها بیان نمی کنیم و برای مشخص شدن مالکیت موضوع تاریخ را اجرا می کنیم. اگر ثابت شود که یکی از آن دو، تاریخ مشخصی برای آن دارد، بدون اینکه دیگری اینطور باشد، پس مالکیت شیء ثابت می شود و اگر دلایل هر دو در تاریخ گم شده، روشن باشد پس ملتقط برای صاحب نسبت به روشن کردن تاریخ و آشکار کردن آن اقدام می نماید.
اگر ضمانتی برای پس دادن شیء نزد ملتقط نباشد، برای شرح آن باید، وصفی باشد که شرعاً مستحق آن باشد. زیرا آن را به صورت جایز شرح داده اند اگرچه مستحق و نیازمند آن آشکار و با اعتبار باشد. پس مستحق باید به سوی وصف کننده برگردد و دلایل را از او بخواهد، زیرا او به پا دارنده اين كار و ضمانت کننده آن می باشد. (الدسوقي، بی تا، ج4، ص119-118)
3 – نزد حنابله:
ملتقط زمانی باید شیء را بر خواهان او بدهد که ویژگی ها و نشانه های آن را ذکر کند هر چند كه آشكار گفته نشود .ظن و گمان بر ذهن يابنده غلبه مي كند كه آيا اين ي‍کي براي آن مي باشد یا خیر. و دلیل آشکار بر این موضوع، سخن پیامبر است که فرمودند:«وقتی کسی برای گمشده اش به سوی شما آمد و شما از مقدار، اندازه و کیفیت آن باخبر و آگاه کرد، آن را به او پس بدهید. اگرچه که آشکار کردن شرط است برای پس دادن آن». همانطور که در حدیث ذکر شده است، اگر دو نفر خصوصیاتش را گفتند، بین آن دو قرعه کشی می شود پس وقتی که قرعه کشی انجام شد، آن کسی که اسمش درآمد سوگند می خورد که گم شده برای اوست (مالکش می باشد) و اگر شخص خصوصیات گم شده را ذکر کند و آن را بگیرد، سپس دیگری ادعای مالکیت آن را کند و خصوصیت مال را درست بگوید، در این صورت آن گم شده برای شخص اولی است، زیرا مستحق آن بوده و از اولی گرفته نمی شود و مال در دست او باقی می ماند و اولی بر دومی برتری دارد زیرا دومی دلیل آشکاری ندارد. و هرگاه کسی که خصوصیات گم شده را به یابنده شرح داد آن را از یابنده می گیرد. اگر شیء نابوده شده باشد، یابنده یا وصف کننده آن را تضمین می کند. همانطور که یابنده تضمین می کند که شیء پیدا شده را جز به کسی که مستحق باشد، داده نشود. همانطور که قرض را به جز به صاحب (قرض دهنده) پس نمی دهد، اگر پس داده نشود، به دستور قاضی ضمانت نمی شود و چنانچه وصف کننده آن را ضمانت کند، به یابنده پس داده نمی شود. زیرا برای باز پس گیری آن ایجاد دشمنی می شود. (برای ملکی که صاحب آن نبوده). ولی اگر یابنده ضمانت کند، پس داده می شود به شخص وصف کننده زیرا دلیل بازگرداندن آن بوده. مگر آن‌که یابنده برای وصف کننده قرار بگذارد که هیچ مالکی بر او رجوع و مراجعه نکند. (ابن قدامه، بی تا، ج5، ص645-642)
4– نزد شافعی: زمانی که بر یابنده گمال و حدس غلبه کند که وصف وصفکننده صحیح می باشد، می تواند آن را به وصف کننده پس دهد. اما واجب نیست که شیء را حتماً به وصفکننده دهد. زیرا او فقط ملک خود را وصف کرده است و نياز به دلیل آشکار غیر از این است. به گفته این مذهب، شیء پیدا شده باید پس داده شود و زمانی که یابنده گم شده را با توضیح خصوصیات بدون حکم حاکم تحویل دهد و دیگری بیاید و دلیلی بهتر ارائه دهد، باید شیء را از او پس بگیرد و آن را به مستحق آن دهد. و اگر دل او را به دست آورد برای ضمانت یابنده باید آن را پس دهد در حالی که مالک نبوده. و زمانی که پس دادن به حکم حاکم باشد، واجب می شود که پس دادن با شرح خصوصیات بدون ضمان کسی بر آن و نبودن دلیل کافی به اینکه تضمین باشد، برای پس دادن آن دلایل اشکار است که ملک را بدون اجازه او پس می گیرد.
و آنگاه که یابنده ضامن برگشت به سوی وصف کننده شد، آن گاه که قرار شد ملک را به او برگرداند، بر او واجب است که شیء را پس دهد. مگر زمانی که وقت پس دادن گمان برود که مورد ظلم واقع شده و این آشکار است که مستحق ظلم نیست، پس در این حالت همانند زمانی است که خریداری که با فروشنده در مبلغ شیء قرار می گذارد و فروش می خواهد صورت بگیرد. فروشنده از قیمت قرار گذاشته شده بر
می گردد و اختلاف در قیمت ایجاد می شود. زیرا که ملک در دست او آشکار می شود. آن قرینه و همانندی است در دست او بر ملک قانونی و شرعی، پس این موقع است که برای این عمل او بهانه گیری می کند و مدارک بر خلاف آنچه که وصف شده است، ارائه می کند. (الامام شافعی، بی تا ، ج6، ص46)
2-2-2-1-1-2- مطالبه بعد اززمان تعریف
1 – نزد حنفیه:
زمانی که مدت زمان تعریف گذشت و صاحب شیء پیدا شده حاضر نشد، پس یابنده مختار است که اگر بخواهد آن را به فقیری صدقه بدهد و هنگامی که آن را به فقرا صدقه دهد و صاحبش بیاید و اثبات کند که صاحب آن است، این اختیار برای او امکان پذیر است که اگر بخواهد صدقه را جایز نداند و ثوابش برای یابنده باشد، زیرا که اجازه او در پایان همانند اجازه او در ابتدا است و زمانی که یابنده ضمانت کند به فقیر که آن را هیچ وقت از او پس نگیرد و صاحب آن آمد پس بر فقیر است که ضمانت کند که ثواب این صدقه برای مالک آن است. اوست که این صدقه را داده مالک می تواند به خاطر ثوابش آن را به او صدقه دهد. (الکاسانی، 1049 هـ.ق، ج6، ص502)
یابنده چگونه ضمانت می کند که آنچه می گویید راست و قانونی است؟
در پاسخ می توان گفت که این اجازه لغزش را از او برنمیدارد و همچنین حق را از جانب صاحب شیء پیدا شده بر نمي اندازد. برای اینکه شرع همانطور که صدقه دادن را بر او حلال می کند، لازم نمی داند صدقه دادن را بر او، پس حق صاحب آن باقی می ماند. و این به موردی شباهت دارد که شخص مال دیگری را بخورد و آن را بر صاحبش ضمانت کند و اگر آن را انفاق کند و خود یابنده فقیر باشد و این برای او مجاز است پس اگر صاحبش آمد و آن را مجاز دانست، برای صاحبش ثواب دارد همانطور که آن را ضمانت می کند، زیرا که بدون اجازه ملک دیگری را تصرف کرده است. (سرخس، بیتا، ج11، ص7)
نزد حنابله:
هنگامی که مدتی از تعریف گذشته باشد و صاحب آن حاضر نشود، در تمام مدت زمان تعریف آن شیء حکمی همانند میراث دارد برای یابنده. خواه بی نیاز باشد و خواه فقیر. و همانند این از طایفه ای از صاحبان کرامت از جمله آنها عمر و علی و ابن عباس و ابن مسعود و عایشه مادر مؤمنین روایت شده که گفته عطا و نخعی و طاوس و عکرمه هم همین صورت می باشد و دلیل بر این دیدگاه سخن رسول خدا (ص) می باشد که از زیدبن خالد روایت شده است در باب لقطه: «پس اگر شناخته نشد، آن را انفاق کنید» و در سخن دیگر «با آن در زمان آسایش زندگی کنید». و هر دو دارای معنی واحد و یکسان است و یکی از حنابله گفته است که شیء پیدا شده در ملک و خانه یابنده داخل نمی شود، بعد از تمام شدن مدت تعریف. دلیل بر این گفته این است که صاحب شدن حاصل نمی شود مگر با اختیار. در پاسخ به این گفته با اینکه یابنده می شناساند، دلیلی که برای مالک شدنش است پس زمانی که ثابت شد برای کسی آن را به عهده گرفته به حکم شرعی همانند احیاء زمین مرده.
مگر آن‌که قبل از گذشت زمان تعریف، بر آن تملک کند و حق صاحب آن را زایل کند و صاحب شیء آن را درخواست نماید در این صورت یابنده همانند آن را ضمانت می کند. به اینکه مثل و یا قیمت آن را به قیمت روز پرداخت می کند و زمانی که یابنده بعد از گذشت زمان تعریف می میرد و وارثان او آن را به ارث می برند همانطور که سایر دارایی و اموال او را به ارث می برند، ولی هنگامی که صاحبش آمد، آن را از وارثان می گیرد. زیرا او دارای این حق می باشد که آن را بگیرد. چون وارثان دارای حقی از شیء یافته شده نیستند و حق آنها از صاحبش بیشتر نیست و در مذهب حنبلی حلال و حرام برای شیء یافت شده آشکار است. و اما از احمد بن حنبل ذکر شده است برای شیء بعد از گذشت زمان تعریف تملک بر آن حرام می باشد و باید آن را حفظ کند برای صاحبش، با توجه به سخن معمول و رایج که می گوید (شیء یافت شده حلال نمی باشد مگر برای صاحبش) و دلایل آشکار عمومی دیگری مثل سخن (روش و سنت خود را بشناس) پس در جای دیگر آمده (پس منزلت که به آن است) پس برای شیء همانطور که شناساندن آن تأکید شده است. نه تخصیص دادن آن به سایر زمین ها بدون حکم و اجازه. (ابن قدامه، بیتا، ج5، ص642-636)
نزد شافعیه:
بعد از گذشت زمان تعریف و نیامدن صاحب آن به یابنده این اجازه داده شده می شود که بر آن تملك پيدا کند. مگر آن‌که آن شخص بی نیاز باشد که در این مورد به او حرام می باشد و بر او واجب است که آن را دائم نگهداری کند و آن را تعریف نماید. (للشافعی، بی تا ، ج5، ص69)
بر یابنده لازم نیست برای تملک لقطه که با لفظ آشکار یا نوشتار یا نیت با هم بیان کند که بر آن تملک جسته، بلکه تنها نیت کفایت می کند و زمانی که صاحب شیء آمد و اثبات کرد که شیء از آن او است. پس او می تواند که برای پس گرفتن شیء یافته شده با یابنده نزاع کند و یابنده بخواهد بدل را به او بدهد و مالک اصلی آن را درخواست کند پس بر یابنده است که اصل آن را به مالک پس دهد، در این مذهب این عمل صحیح تر است. و درگفته دوم می باشد که واجب می کند یابنده همانا آن شیء ملک او شده و صاحب آن جز بدل و شبیه آن حقی ندارد. و چنانچه که شیء یافته شده نابوده شده باشد، یابنده باید مانند آن را ضمانت کند و مانند آن باید به قیمت روز باشد و اگر یابنده شیء را صدقه داده باشد باید تضمین کند که آن را برای او صدقه داده. (الرملی، المرجع السابق، ج5، ص439)