دانلود پایان نامه

فعالیت تربیتی باید راهی باشد برای کشف حقایق وافکار تازه نه اینکه به تکرار حقایق کشف شده اکتفا کند (خلعتبری ونصیری ، 1385).
2-1-11 معرفی چند مکتب فلسفی تربیتی
اصولاً فلسفه حاکم بر نظام آموزش وپرورش هر کشور بر مبنای مکاتب فلسفی ومبنای مکاتب فلسفی ومبانی عقیدتی آن پایه گذاری می شود. در برسی مکاتب مختلف فلسفی می توان به این نتیجه رسید که مکاتب مختلف «آموختن» را مبنای دستیابی به توسعه منابع انسانی دانسته اند وهریک با بهره گیری از روش خود سعی دارند که جهت تحقق دانایی بشر فعالیت نمایند (عمانی ،1384).
«تنوع وگستردگی مکاتب فلسفه آموزش وپرورش، با تنوع وگستردگی فلسفه محض در ارتباط است. نمایندگان وبه عبارتی بنیانگذاران هر مکتب فلسفی، درباره آموزش وپرورش به اظهار نظر پرداخته اند»(بهشتی ،1377: 15). از سویی هر مکتب فلسفی، طرز نگرش ونوع دید فیلسوف نسبت به اجزاء وعناصر جهان کائنات، طبعاً در روشها واهداف آموزشی پیشنهادی او تأثیر میگذارد (اسمیت ، 1377).
2-1-11-1 مکتب ایدهآلیسم:
یکی از مکاتب عمده فلسفی که عمری به‏ درازای تاریخ فلسفه دارد، «ایده‏آلیسم»است. این‏ مکتب در طول تاریخ فلسفه شکل‏ها ووجوه‏ گوناگون و متفاوتی به خود گرفته است که‏ بازشناسی آنها دقت نظر فراوانی را می‏طلبد (تلخابی، 1381:62). ایدهآلیسم با واژههایی همچون پندارگرایی، تصورگرایی، آرمانگرایی، اصالت تصور، انگارگرایی، نیز بیان شده است (فراهانی،1384). پدیده ها را براساس آنچه به روح و تصور نسبت داده می شود تفسیر می نماید و «عقل یا ذهن» یا «روح» را مقدم بر ماده میداند. هسته مرکزی این فلسفه، آگاهی شخصی از خود است که پیوسته رو به کمال است. عقل یا ذهن را ثابت نمیداند بلکه معتقد است که در واقع یک جریان وفرایند است (شعاری نژاد، 1365). فلاسفه وصاحب نظران ایده آلیستی: سقراط، افلاطون، برکلی، فیخته، شلینگ، هگل، کانت، دکارت، آگوستین، فروبل، برادلی، کروچه، ریس، هاریس، هرن، هاکینگ، جنتیل، باتلر، برگسن(علوی، 1386). انواع ایدهآلیسم: 1- ایده آلیسم کلاسیک(افلاطون) 2- ایدهآلیسم دینی(اگوستین) 3- ایدهآلیسم جدید(دکارت، برکلی، کانت، هگل)( علم الهدی،1386).
معرفتشناسی ایدهآلیسم ذهن مطلق مدام در حال تفکر است. ذهن جهان اصغر انسانی نسبت به ذهن مطلق محدود است ولی ذهن محدود یا ذهن فردی میتواند با ذهن مطلق ارتباط برقرارکند ودر آراء وافکار او که دارای معرفت کاملی است سهیم گردد(گوتگ،1380). حقیقت به وسیله خرد کشف می شود وذهن به اطلاعات کسب شده از راه حواس معنا می دهد(پور ظهیر، 1382). میگویند: از راه عقل وذهن میتوان به معرفت رسید. براین اساس آن را عقلگرایی نیز مینامیم (خلیلیشورینی، 1378).
شناخت جهان را برای انسان امکان پذیر میدانند اما معتقدند که انسان قبل از ورود به این دنیا نسبت به جهان خارج از ذهن شناخت داشته است بنابراین آنان عقل، تفکر وپرورش قوای ذهنی انسان را ابزار اصلی شناخت میدانند(علوی، 1386). براساس تئوری توافق یا پیوستگی در مورد حقیقت معیار حقیقی بودن یک قضیه را توافق وسازگاری با دیگر قضایای ذهنی میشمارند (فراهانی،1384).
هدف عمده آموزش وپرورش ایدهآلیستی عبارت از تحریک متعلمان در جهت نیل به همذات سازی سرزندهتر وکاملتر خویش باذهن مطلق یا جهاناکبر است. در مورد هستی شناسی ایدهآلیسم آنها اولویت امور ذهنی، روحی وآرمانی را به عنوان مبنای واقعیت مورد تأیید قرار می دهند. ایدهآلیسم در تبیین عالم، واقعیت نهایی را ذهنی میانگارد و بیان میکنند که به طور قطع عالم در بردارنده حقایق روحی وعقلی است(گوتگ،1380). مبانی هستیشناسی ایدهآلیسم عبارتند از: واقعیت جهان ذاتاً روحی است وجهان مظهری از عقل واراده کاملاً عمومی است. ماهیت حقیقی انسان غیرمادی است وواقعیت انسان جزئی از روح کلی است. خداوند روح مطلق است (میرزامحمدی،1387).
به طورکلی ارزشها را در وجود خدا یا یک نیروی روحی غیر شخصی طبیعت میدانند وآنها را جاودانی وازلی میپندارند (شعاری نژاد ،1365). که در ساختار جهان موجودند واز نظم اساسی عالم حکایت میکنند. پس ارزشها واقعی، کلی وجهانشمول وپایدارند (علم الهدی، 1386). سه قضیه مطرحشان در ارزششناسی: ارزشها اساساً ریشه در هستی دارند، ارزشهای زندگی همانی است که هست، به این دلیل که اشخاص منفردی برای کسب آنها ولذت بردن از آنها وجود دارند (باتلر ،1387). چون ارزشها، عقاید یا میزانهای هستند که ساختار ونظم جهان را ارائه می دهند. بنابراین آنها ثابت، غیرقابل تغییر ومطلق میباشند (خلیلی شورینی، 1378). ارزشها در واقع هستند وذاتاً در ساختار جهان موجودند (گوتگ،1380) وتنها فهم انسان از ارزشهاست که تغییر مییابد (پورظهیر، 1382) وارزشهای اخلاقی عبارت است از: ذاتی بودن ارزش، ضرورت انجام کار نیک ،اطاعت از قوانین کلی اخلاقی، اراده وخواست نیک ،غایات واهداف اجتماعی ، جاودانگی جامعه آرمانی (باتلر، 1387).
«هدف آموزش وپرورش ترغیب دانش آموزان به حقیقتجویی است. اهداف جزئی آن عبارتند از: فرایند تعلیم وتربیت باید دانش آموزان را کمک کند تا استعدادهای بالقوه خود را شکوفا سازند. این مکتب انسان خوب را بر انسان با معلومات ترجیح میدهد وهدف آموزش وپرورش نیزتحقق ذات است»(فراهانی، 1384).
به معلم ومربی توجه زیادی دارند ومعتقدند مربی باید از نظر عقلی واخلاقی برتر و سرمشق محصلان باشد وبا راهنمایی او را به کمال برساند (شعاری نژاد، 1365). از طریق یاری دادن به شاگرد برای رسیدن به رشد ذهنی و روحی به وسیله قوای فزاینده استدلال خدمت میکند(پورظهیر،1382)، شخصی است که نقشهای گوناگونی را در مجموعهای از ارزشهای هماهنگ تلفیق داده است، باید برای متعلم احترام قایل شود، گزینش او کمال اهمیت را دارد (گوتگ، 1380)، باید از لحاظ معرفت وبینش انسانی برتر باشد، نیازها وتواناییهای محصلان را خوب بشناسد ودر ایجاد فرصتهای فعالیتهای اکتشافی، تحلیلی، ترکیبی و کاربرد معرفت ومعلومات در زندگی ورفتار برای دانش آموزان خلاقیت داشته باشند (شعاری نژاد، 1365)، در فن خود استاد است وستایش واحترام شاگردان را جلب میکند، رفیق خصوصی هرکدام از شاگردان است، باید تمایل به یادگیری را در شاگردان بیدار نماید، در تکامل شخصیت آدمی همکار خدا باشد، سازماندهنده دموکراسیها باشد (سنجری، 1389)، به رشد خویشتن دانش آموزانش حساس باشد، نباید فقط آنچه را یاد گرفته، تدریس کند بلکه باید بینشهای نو کسب کند (باتلر، 1387)، بداند که در همه مواقع یادگیری در کنار شاگرد نیست پس او را برانگیزد که حتی در زمان عدم حضور او نیز یاد بگیرد (اوزمن و کراور، 1379).
آنها دیالکتیک بیقاعده را بر عمل واندیشه دانشآموزان بطور پیوسته در جهت خاص ترجیح میدهند(باتلر،1387). ساخت ومحیط کلاس درس باید طوری آماده شود که دانشآموزان فرصتهای فراوانی برای اندیشیدن پیدا کنند ودر ارزشیابیهای اخلاقی معیارهای درستی بکار ببرند وروشهای تدریس علاوه بر تشویق محصلان معرفتهای آموختههایشان را در حل مسائل اخلاقی واجتماعی مورد استفاده قرار دهند ونیز باید تشویق شوند که ارزشها وتمدن انسانی را بپذیرند (شعاری نژاد، 1365). پاک سرشت(1380) نیز به نقل از گوتگ روش تدریس آنها را روش دیالکتیک (گفت وشنود سقراطی ) میداند. خلیلی شورینی (1378) روش ایدهآلیستها را شامل: سخنرانی، سوا ل نمودن، بحث وگفتگو وتعامل با یادگیرندگان بیان مینماید. اوزمن وکراور (1375) هدف از روش سخنرانی را کمک به دانش پژوه برای درک اندیشه میداند. آنها معقتدند که روشهای دیگر شامل: پروژه، فعالیتهای مکمل، تحقیق کتابخانهای وکار هنری نیز استفاده میگردد (اوزمن وکراور، 1379).
برنامه درسی براساس فکر یا فرض طبیعت روحی انسان تهیهوتنظیم می شود (شعاری نژاد،1365) که از مجموعهای از موضوعات فکری یا معارف تخصصی تشکیل مییابد که اساساً جنبه آرمانی ومفهومی دارند (گوتگ، 1380). بین مطالعات علوم انسانی وطبیعی تضادی نمی بینند وفهم کامل جهان را نیازمند هر دو میبینند(اوزمن وکراور، 1379)، بنابراین برنامه درسی شامل: ریاضیات وفیزیک، زیست شناسی، روان شناسی، ادبیات وهنر، دستورزبان وتاریخ میشمارند (شعاری نژاد، 1365).
2-1-11-2 مکتب رئالیسم:
رئالیسم به لحاظ واژه شناسی از کلمه «رئال» گرفته شده است وخود مشتق از «رئالیس» میباشد. این کلمه نیز از واژه لاتین «ریس» آمده است که معنای شی وچیز واقعی است (اطاعت ورضائی، 1389). رئالیسم را در زبان فارسی به صورت «واقعگرایی» ترجمه کردند ومیتوان فلاسفه وصاحبنظران زیر را رئالیست (واقعگرا) دانست: ارسطو، آکویناس، برودی، کمنیوس، مور، وایتعهد، راسل، سانتایانا، بیکن، لاک، هربارت، اسپنسر، هیوم (علوی ،1386)
واصول این فلسفه عبارتند از: 1- اصل استقلال: جهان خارج از ذهن ما وجوددارد. اگرچه انسانی نباشد که آن را درککند. 2-اصل قابلیت شناسایی: جهان را آن چنان که هست میتوان شناخت (فراهانی ،1384).
شاخههای رئالیسم عبارتند از:1-تعقلی: که خود به دو دسته تقسیم میشود. الف) دینی: توماس آکویناس ب) قدیمی: ارسطو 2-طبیعی وعلمی: اسپنسر وهیوم 4-جدید: وایتهد 4- انتقادی: سانتایانا. که دو شاخه تعقلی وطبیعی بیشتر مطرحاند (علوی،1386). وجه اشتراک واقع گرایان تعقلی وطبیعی آن است که هر دو به پرورش حواس وعقل شاگردان در امر شناخت ورفع نیازهای جامعه به عنوان یکی از اهداف تعلیم وتربیت اهمیت قائلند ومعتقدند که کتاب های درسی باید در جهت رفع این نیازها طراحی گردند هردو گروه به دروس علوم انسانی، تجربی، فنی و… اهمیت قائل هستند در ضمن معلم محور میباشند. وجه تفاوت آنها عمدتاً در قسمت روشهای تدریس به چشم میخورد (علوی 1386).
یادگیری کسب معرفت از طریق حواس آغاز شده وآن گاه با عقل نظم وسازمان مییابد (محمودنژاد ،1381) وشناسایی عبارت از داشتن علم نسبت به چیزی است (گوتگ،1380). آنها در معرفتشناسی خود تئوری مطابقت را مطرح میکنند (خلیلی شورینی، 1378). در معرفتشناسی دو دیدگاه وجود دارد: رئالیسم اخلاقی وآنتیویروس اخلاقی. در دیدگاه اول، استدلال وتوجیه در اخلاق امکان پذیر است و دیدگاه دوم بیان میکند در علم اخلاق استدلال امکان پذیر نیست وانسانها در اخلاق نمیتوانند به سود مدعیات خود دلیل بیاورند. نظریه مختار دیدگاه رئالیسم اخلاقی است (امید، 1388).
از نظر متافیزیکی جهان از جوهرهای واقعی ساختهشدهاست که این جوهرها خارج از ذهن انسان وجود دارند، دارای نظم وترتیب وبا یکدیگر در ارتباط هستند. که این قضیه نظریه استقلال نام دارد. جهان از خصوصیات واقعی که قابل اندازه گیری هستند، تشکیل شده ودنیای مادی یا اشیاء محسوس امور واقعی هستند ودرعالم خارج وجود دارند (خلیلی شورینی، 1378).
فیلسوفان این مکتب معتقدند که هر چیز سازگار با طبیعت، ارزشدار است و معیارهای ارزش به وسیله عمل عقل تعیین میشوند (شعاری نژاد، 1365). با توجه به اینکه ارزشها وجودی مستقل در جهان دارند، وظیفه انسانهاست تا جهان فیزیکی را از طریق عقل بشناسند(محمود نژاد ،1381).ارزششناسی رئالیسم از اعتقاد او به دنیای مادی وقانون طبیعی سرچشمه میگیرد وانسان رفتار اخلاقی را از طریق سازگارشدن با محیط، با استفاده از معرفت خود درباره قوانین طبیعی حاکم بر جهان وبنیادکننده رفتار انسان بر روی معیارهای اخلاقی مطلق، کسب میکند (پورظهیر، 1382). واقعگرایانتعقلی معتقد به ارزشهای ثابت ومطلق هستند، یعنی آن که ارزشهایی وجود دارند که به علت انطباق با طبیعت انسان برای تمامی انسانها ارزش محسوب میشوند (علوی،1386).
به نظر برودی هدف تعلیم وتربیت، زندگی خوب است که به خودفرمانی، خود شکوفایی وخود سامانی میانجامد (گوتگ،1380). هدف از آموزش وپرورش هدایت یادگیرنده برای شناخت جهانی که در آن زندگی میکند است، که بتواند بر واقعیتها تسلط یابد وبه بهترین شکل خود را با مجموعهای از عناصر مادی وانسانی سازگارکند (پورظهیر، 1382).مدرسه نهادی اجتماعی است ووظیفه آن در درجه نخست وظیفهای عقلانی است. هرچند وظایف تفریحی، گروهی واجتماعی ایفا میکند (گوتگ، 1380).
با توجه به تقسیم شدن رئالیسم به چهار شاخه مختلف باید گفت که آنها برای معلم وظایفی را در نظر گرفته که علیرغم تفاوت ظاهری در اصول ومبانی واهداف مشترک میباشند (شعاری نژاد، 1365). معلم که در زمینه ماده درسی وروش تدریس دارای دانش مهارت است، پرورشکاری حرفهای است. معلمان باید هم در زمینه هنرها وهم علوم لیبرال از تعلیم و تربیتی همگانی برخوردار شده و درتربیت دانش آموزان متخصص باشند. در مفهوم رئالیسم خداباورانه هنر معلمی شامل تلفیقی از زندگانی نظری وعملی است (گوتگ، 1380). گل گوند (1386) رئالیستها معتقدند که شناخت یا معرفت ابتدا از راه ادراک حسی حاصل میشود تربیت نیز باید بیش از فعالیت حافظه بر ادراک حسی مبتنی باشد (شعاری نژاد، 1365). یادگیرنده به عنوان فردی تلقی میشود که ذاتاً از حقوق انسانی خودفرمانی، خودشکوفایی وخودسامانی بهره مند است (گوتگ، 1380).
روشهای تدریس آنها تقریباً آمرانه است. به این معنی که معلم موظف است از دانشآموزان بخواهد حقایق را به یادبسپارند، توضیح دهند ومقایسه کنند (شعاری نژاد، 1365). به طور خلاصه روشهای تدریس مکتب واقعگرایی مشتمل بر مشاهده، آزمایش وتجربه، حل مسئله وتعقل است (فراهانی، 1384). آنها به مواد وموضوعات درسی بیشتر اهمیت میدهند ومعتقدند که برنامه درسی باید بهتر ودقیقتر تهیه وتنظیم شود وشامل: علوم وریاضیات، علوم انسانی واجتماعی، ارزشها است (شعارینژاد، 1365).