دانلود پایان نامه

2-2)بخش اول مبانی نظری
2-2-1)تعریف سرسختی ذهنی
سرسختی ذهنی عبارت است از: توانایی مقابله با فشارها و سختیها، عبور از موانع و شکست‌ها، تمرکز بر هدف، حفظ و کسب آرامش پس از شکست، اجرای باثبات در سطوح بالای رقابتی و رقابت‌جویی. (جونز و همکاران،2002).افزایش تحقیقات راجع به موضوع سرسختی ذهنی، اهمیت این سازه را برای مربیان، ورزشکاران و روانشناسان ورزشی در زمینه ارتباط آن با موفقیت‌های ورزشی به‌روشنی بیان می‌کند(کراست،2009). شواهد نشان می‌دهد، سرسختی ذهنی می‌تواند بر عملکرد در حوزه‌های مختلفی مانند ورزش، تجارت، و آموزش اثرگذار باشد(دیوهارست و همکاران،2012). تحقیقات اخیر در مورد سرسختی‌ذهنی نشان داد که 82٪ از مربیان کشتی سرسختی ذهنی را به‌عنوان مهمترین و شناخته‌شده‌ترین عامل موفقیت در رقابت می‌دانند(نیولند و همکاران،2013) ازاین‌رو مربیان اعتقاد دارند که سرسختی ذهنی خصوصیتی است که ورزشکاران باید آن را داشته باشند(مادریگال و همکاران،2013). باوجود اینکه محققین یکی پس از دیگری در حال شناسایی سرسختی ذهنی هستند، درنهایت هر ویژگی روانی مثبت و مطلوبی که با موفقیت مرتبط است با سرسختی ذهنی در ارتباط است(جونز و همکاران،2002).
توصیف سرسختی ذهنی دشوار است و مرور ادبیات پژوهشی تعریف روشن و بدون ابهامی را برای ما فراهم نمی‌کند. تلاش‌های اولیه برای تعریف سرسختی ذهنی باعث وارد شدن عقاید شخصی به‌جای شواهد علمی و تجربی در تعریف این سازه شد و درنتیجه باعث تفاوت‌ها و ناسازگاری‌هایی تعاریف شد(مادریگال،2013). اگرچه در مورد تعریف دقیق سرسختی ذهنی اختلاف‌نظر وجود دارد(دیوهارست و همکاران،2012) ، محققین و نظریه‌پردازان سرسختی ذهنی را غلبه مؤثر بر فشار و شدت تعریف کردهاند ، به‌طوری‌که اجرا تحت تأثیر واقع نشود(کلاف و همکاران،2002). برگشت به حالت اولیه و یا بازگشت از عقب‌نشینی‌ها یا شکست‌ها، به‌عنوان نتیجه‌ی افزایش عزم و قصد برای موفقیت(جونز و همکاران،2002)، مقاومت یا امتناع از تسلیم شدن(میدلتون و همکاران،2004)، رقیب خود و دیگران بودن(بال و همکاران،2005)، غیر حساس یا مقاوم بودن(گلد و همکاران،2002)، داشتن اعتماد پایدار به خود در کنترل سرنوشت خویش(کلاف و همکاران،2002)، فائق آمدن بر فشار، و داشتن مهارت‌های ذهنی بالا(لوهر،1995) را به‌عنوان برخی از ویژگی‌های افراد سرسخت معرفی کردهاند. درواقع اکثر محققینی که به مطالعه سرسختی ذهنی پرداخته‌اند(جونز و همکاران،2000؛ گلبی و همکاران،2003) تعریف مناسب و جامعی را برای سرسختی ارائه نکردهاند (کاشانی،1389).
برای مثال جونز و همکاران(2002) ویژگی‌های ورزشکاران سرسخت را گزارش داده و سرسختی ذهنی را برحسب چیزی که ورزشکاران را قادر به انجام کار می‌کند، نسبت به آن چیزی که دقیقاً به‌عنوان سرسختی ذهنی است تعریف کردهاند(میدلتون و همکاران،2004). علاوه بر این، در مطالعاتی چون ثلول و همکاران(2004)، ادراک شرکت‌کنندگان از سرسختی یکسان نبود. ثلول و همکاران پس از مصاحبه با شش بازیکن حرفه‌ای فوتبال به این نتیجه رسیدند که تمامی نمونه‌ها سرسختی ذهنی را این‌گونه توصیف کردهاند؛ داشتن خودباوری کلی در همه‌وقت، داشتن توانایی واکنش مثبت نسبت به موقعیت‌ها، نادیده گرفتن عوامل مخل، آرام بودن و حفظ آرامش تحت‌فشار. اگرچه، تنها نیمی از نمونه‌ها سرسختی ذهنی را، همراه با لذت فشار اجرا احساس کردند.
میدلتون و همکاران(2004)، مطالعات کمی را برای فهم و تأیید نظریه‌های سرسختی ذهنی(لوهر،1986) انجام داده‌اند. این محققین از یک رویکرد اساسی که به دنبال مصاحبه‌های نیمه سازمان‌یافته با ورزشکاران و مربیان نخبه به‌منظور یادگیری از شرکت‌کنندگان بود، استفاده کردند. داده‌های موجود ناشی از تحقیق جونز و همکاران(2002) که موجب شناسایی 12 مؤلفه سرسختی ذهنی شد، میدلتون و همکاران را قادر به ارائه تعاریف بهتری از سرسختی ذهنی، ساخت. آن‌ها این سازه را”پشتکار مداوم و اعتقاد راسخ به‌سوی اهداف علیرغم شدت یا فشار” تعریف کردهاند.
تعدادی از مطالعات اخیر تلاش‌های جدی‌تری را برای مفهوم‌سازی سرسختی ذهنی انجام داده‌اند،(کلاف و همکاران،2002؛ جونز و همکاران،2002؛ میدلتون و همکاران،2004). جونز و همکاران از یک رویکرد کیفی استفاده کردند و کار خود را در زمینه تئوری ساختاری شخصیتی، کلی(1955) انجام دادند. این نظریه هم‌روی شخص به‌عنوان یک فرد منحصربه‌فرد و هم روی فرایندهای شایع در بین تمامی افراد تمرکز دارد. تئوری ساختار شخصیتی پیشنهاد می‌کند که اشخاص برای فهم، تعریف، پیش‌بینی و کنترل تجربیات زیادی که به‌طور مؤثری با آن‌ها مواجه می‌شوند، تلاش می‌کنند(کلی،1955). جونز و همکاران(2002) از یک روش سه مرحله‌ای برای تعریف سرسختی ذهنی استفاده کردند و آنچه را که ده ورزشکار نخبه به‌عنوان اسناد مناسب برای اجراکنندگان سرسخت در نظر گرفتند، شناسایی کردهاند. در تحقیق جونز(1995) ابتدا، یک گروه متمرکز، که شامل سه ورزشکار نخبه بود، مورد بررسی قرار گرفت. درحالی‌که گروه‌های متمرکز به‌عنوان راهی مناسب برای غنی کردن و توصیف اطلاعات مورد توجه قرار می‌گیرند، یک محدودیت بالقوه را دارند(گیبس،1997)، این محدودیت شامل حرکت کردن برای رسیدن به یک توافق گروهی است، که می‌توان عقاید مخالف، موضوعات سری و فقدان کنترل محققین را نادیده بگیرد(کاشانی،1389).
مؤلفین همچنین استفاده از یک گروه متمرکز شامل سه نفر را به‌عنوان یک محدودیت بالقوه محسوب کرده‌اند. یکی از توانمندی‌های اولیه تحقیقات گروه‌های متمرکز تعاملی است که بین شرکت‌کنندگان به وجود می‌آید که اغلب می‌تواند افراد را برای چالش با یکدیگر و همچنین تجدیدنظر و ارزیابی مجدد از حالات خودشان به‌منظور حرکت برای تفسیر فردی برانگیزاند. این موضوع به این دلیل است که اکثر محققین اندازه‌های گروهی بین شش تا ده نفر آزمودنی را پیشنهاد کرده‌اند(گیبس،1997؛به نقل از کاشانی،1389). ازآنجایی‌که اطلاعات گروه‌های متمرکز به وجود آورنده اطلاعات مرحله اول این مطالعه بود برای مرحله دوم و سوم نیز استنباط نگران‌کننده می‌شود. تعاریف سرسختی ذهنی مورد بازنگری قرار گرفت و از شرکت‌کنندگان به‌طور انفرادی خواسته شد تا 12 خصیصه موجود در سرسختی ذهنی را برحسب اهمیت‌شان رتبه‌بندی کنند. جونز و همکاران(2002)، همچنین 12 ویژگی اجراکنندگان سرسخت را مورد شناسایی قرار داده‌اند که خودباوری، میل(انگیزش)، غلبه بر فشار و اضطراب، تمرکز مربوط به اجرا، تمرکز مربوط به سبک زندگی و عوامل درد و سختی برخی از آن‌ها را شامل می‌شوند.
سه ویژگی برتر شامل؛ 1) داشتن یک خودباوری استوار به توانایی‌هایتان برای رسیدن به اهداف رقابتی 2) بازگشتن پس از اجرای ضعیف که ناشی از یک تصمیم برای کسب موفقیت است، 3) داشتن یک خودباوری استوار که توانایی‌ها و کیفیت‌های منحصربه‌فردی را برای بهتر بودن از حریفتان به شما می‌دهد. این رویکرد به‌وضوح از مؤلفه‌های بزرگ به مؤلفه‌های کوچک سرسختی ذهنی حرکت می‌کند اما ویژگی‌هایی که آشکار شدند به بسیاری از ویژگی‌های موجود اولیه در ادبیات شباهت دارند(فوری و پوتگیتر،2001).
کار اخیر ثلول و همکاران(2005) به تصدیق یافته‌های جونز و همکاران(2002) که از بازیکنان فوتبال حرفه‌ای استفاده کرده‌اند، کمک می‌کند. این محققین دو مطالعه را مورد گزارش قرار داده‌اند که نخستین مطالعه شامل شش فوتبالیست حرفه‌ای است که به‌منظور تعریف سرسختی ذهنی و بررسی ویژگی‌های سرسختی آن‌ها مورد مصاحبه قرار گرفتند. در دومین مطالعه از 43 فوتبالیست حرفه‌ای برای تأیید تعاریف و ویژگی‌های سرسختی ذهنی که در مطالعه اول به‌دست‌آمده بود، استفاده شده است. نتایج این تحقیق ضرورتاً از تعریف و ویژگی‌های سرسختی ذهنی که توسط جونز و همکاران(2002) انجام شد حمایت می‌کند. داشتن خودباوری کلی در همه اوقات که شما را برای دست‌یابی به موفقیت کمک می‌کند در بین فوتبالیست‌ها به‌عنوان مهمترین ویژگی سرسختی ذهنی شناخته شد.
علاوه بر ادبیات موجود دو ویژگی ارزشمند توسط ثلول و همکاران(2005) معرفی شدند؛ اولاً اهمیتی است که شرکت‌کنندگان به محیط و تجربه‌شان در طول سال‌های توسعه سرسختی ذهنی‌شان می‌دهند و ثانیاً؛ بازیکنان ، یک حضور مؤثر در رقابت با حریف که بر راهکارهای نمایش خود و ویژگی‌های رفتاری دلالت دارند را گزارش کردند.
بر طبق نظریه لوهر، ورزشکاران با سرسختی و دوام ذهنی به شیوه‌های مختلفی پاسخ می‌دهند که منجر به احساس آرمیدگی، خونسردی و انرژی‌زایی می‌شود، چراکه آن‌ها یاد گرفته‌اند تا دو مهارت خود را بهبود بخشند، اول: توانایی افزایش جریان انرژی مثبت و به‌عبارت‌دیگر استفاده از انرژی به‌صورت مثبت در شرایط بحرانی و سخت و دوم: تفکر کردن به شیوه اختصاصی که آن‌ها را قادر می‌سازد با صفات و خصوصیات درست و صحیح، با مسائل، فشارها و اشتباهات در مسابقه، مواجهه شوند(جونز و همکاران،2002).
علاوه براین، سرسختی ذهنی هم به‌عنوان ویژگی شخصیتی و هم حالتی از ذهن توصیف شده است. برای مثال کتل(1957) پیشنهاد داد که سرسختی ذهنی به شکل رفتار واقعگرایانه، متکی‌به‌خود و رفتار مغرورانه، و نشان دادن برخی اجزای سختی، همانند اهل عمل بودن، بالیده، مرد وارانه و خلق واقع‌بینانه داشتن، ظاهر می‌شود. گیبسون، در ادامه پیشنهاد داد که تجربه‌های خشونت‌آمیز،روحیات فرد را برای تحمل وضعیت‌های دشوار زندگی مقاوم می‌گرداند و موفقیت به همراه تلاش به دست می‌آید. لذا با پی بردن به محدوده‌ی مرزی یک فرد، می‌توان به اهداف واقع‌بینانه به‌طور موفقیت‌آمیز دست‌یافت که در عوض اهداف جدیدی را ایجاد می‌کند که منجر به موفقیت بعدی و ایجاد سرسختی ذهنی می‌گردد. گیبسون عملاً اشاره می‌کند که سرسختی ذهنی مربوط به‌جایگاه درونی کنترل و خودکارآمدی است. این مزیت چه ذاتی و چه اکتسابی در طی سال‌های تجربه، اجراکنندگان را قادر می‌سازد تا مهارت‌های خودتنظیم ممتازی داشته باشند. به‌طورکلی، اجراکنندگان که ازلحاظ ذهنی سرسخت هستند در هنگام فشار و مقتضیاتی که ورزش سطح بالا بر آن‌ها متحمل می‌کند، مصمتر، متمرکز و اعتمادبه‌نفس و کنترل بیشتری را از خود نشان می‌دهند(جونز و همکاران،2002).
2-2-2) سیر تکامل مفهوم و ابزارهای سنجش سرسختی ذهنی
2-2-2-1) دیدگاه‌های اولیه در مورد سرسختی ذهنی
محققان تلاش‌های بسیاری برای سنجش سرسختی ذهنی از طریق مقیاس‌های مختلفی مانند سیاهه‌ی عملکرد روانشناسی(PPI) پرسشنامه سرسختی ذهنی (MTQ48) و غیره انجام داده‌اند. اما استانداردی برای ارزیابی سرسختی ذهنی وجود ندارد. روش‌شناسی تحقیق نشان می‌دهد که ثبات کمی برای مؤلفه‌های سازنده سرسختی ذهنی وجود دارد و این شاید به دلیل روش‌های مختلف نمونه‌گیری به کار گرفته‌شده در ارزیابی سرسختی ذهنی است.
اگرچه دانشمندان علوم اجتماعی تلاش زیادی برای تعریف این سازه پیچیده کرده‌اند ولی تفسیرهای متفاوتی از سرسختی ذهنی با توجه به زمینه‌ها و نیازهای ورزشی شده است. جونز و همکاران(2007) چهارچوبی برای سرسختی ذهنی معرفی کردند که در آن از ورزشکاران نخبه و قهرمان‌های جهان و مربیان المپیکی استفاده شد. شرکت‌کنندگان لیستی از ویژگی‌ها و خصیصه‌های مربوط به سرسختی ذهنی را فراهم کردند. 32 ویژگی که شرکت‌کنندگان این تحقیق در مورد سرسختی ذهنی برشمردند منجر به توسعه‌ی چهارچوب سرسختی ذهنی شد. 32 ویژگی در چهار بعد مجزا دسته‌بندی شدند:
نگرش/طرز فکر(باور و اعتقاد)
تمرین(استفاده از اهداف بلندمدت به‌عنوان منبع انگیزش، کنترل محیط، محدودیت‌های برای خود قائل شدن)
رقابت(اعمال فشار،تنظیم عملکرد،متمرکز ماندن،آگاهی و کنترل احساسات، کنترل محیط)
بعد از رقابت(مدیریت شکست و مدیریت پیروزی)(کراست،2009).
اگرچه تحقیق جونز و همکاران(2007) گام مهمی در سرسختی ذهنی بود ولی هیچ تحقیق از این چهارچوب برای اندازه‌گیری و بررسی سرسختی ذهنی استفاده نکرد. تنوع زیاد در ابزارهای اندازه‌گیری سرسختی ذهنی اثبات می‌کند که سرسختی ذهنی ابعاد زیادی داشته و سازه‌ی پیچیده‌ای است و ارزیابی آن چالش‌برانگیز است.
کار جونز و همکاران(2002،2007) قطعاً سهم مهمی در فهم اخیر ما از سرسختی ذهنی در ورزش دارد. در مقایسه با تحقیقات قبلی، این مطالعات، از رویکردهای علمی دقیق‌تری بهره بردند(کراست،2009). این محققان روش‌های کیفی را با آزمودنی‌های مانند ورزشکاران نخبه و فوق نخبه(قهرمانان المپیک و جهان) از ورزش‌های مختلف به کار گرفتند جونز و همکاران(2002،2007) همچنین در بین نمونه‌های خود از مربیان و روانشناسان ورزشی به‌منظور دستیابی به چشم‌اندازی وسیع‌تر به کار گرفتند(کراست،2009).
در طول کار طولانی و اساسی که بر روی شخصیت صورت گرفت، سرسختی ذهنی به‌عنوان یکی از 16 ویژگی اساسی که به‌وسیله پرسشنامه 16 عاملی شخصیت اندازهگیری شد، تعریف شده است. اگرچه پرسشنامه 16 عاملی شخصیت در تئوری روانشناسی جای می‌گیرد و اطلاعات ارزشمندی، کاربرد آن در ابعاد مختلف را حمایت می‌کند(بارترام و همکاران،1995؛به نقل از کاشانی،1389). این پرسشنامه برای مطالعه سرسختی ذهنی در ورزش استفاده نشده است. یکی از عوامل 16گانه پرسشنامه کتل(عامل یک) ذهن سرسخت را به‌عنوان مخالف ذهن لطیف و حساس، ارزیابی می‌کند.
کتل(1957) افراد با نمره‌های بالا در سرسختی ذهنی را به این صورت تعریف می‌کند: سخت، منطقی، اهل عمل، مستقل، مسئول، و کم باور به پیچیدگی‌های فرهنگی. افراد با نمره‌های سرسختی ذهنی بالا بعضی‌اوقات بی‌تحرک، سخت، عیب‌جو و از خود راضی‌اند. آن‌ها تمایل به مداومت در یک گروه عملایتی منطقی و غیر حساس دارند(IPAT استاف، 1979، به نقل از کاشانی 1389). در مقابل افراد حساس به‌عنوان افرادی که هیجانات حساس، خیال‌پرور، تندمزاج، وابسته و خرده‌گیر تعریف می‌شوند. کتل(1957) سرسختی ذهنی را به‌عنوان یک بعد مهم شخصیت مشاهده کرد و سایر محققین از وی پیروی نمودند(کرول،1967). درحالی‌که روانشناسان کاربردی ورزش (گلدبرگ،1998) تعاریفی از سرسختی ذهنی ارائه و رویکردهایی برای افزایش سرسختی ذهنی را توسعه دادند، واضح است که این کار بررسی‌های علمی و تئوریک دقیقی نداشته است.
در اولین فعالیت‌ها در این موضوع، لوهر(1986)، تأکید کرد که مربیان و ورزشکاران بر این باورند که حداقل 50 درصد موفقیت درنتیجه عوامل روانی است که از سرسختی ذهنی، منتج می‌شود. بر طبق نظریه او، ورزشکاران با سرسختی و دوام ذهنی به شیوه‌های مختلفی پاسخ می‌دهند که منجر به احساسات آرمیدگی ، آرامش و انرژی‌زایی می‌شود چراکه آن‌ها یاد گرفته‌اند تا دو مهارت خود را بهبود بخشند، اول: توانایی افزایش جریان انرژی مثبت و به‌عبارت‌دیگر استفاده از انرژی به‌صورت مثبت در شرایط بحرانی و سخت و دوم: تفکر کردن به شیوه اختصاصی که آن‌ها را قادر می‌سازد با صفات و خصوصیات درست و صحیح با مسائل، فشارها و اشتباهات در مسابقه، مواجهه شوند(جونز و همکاران،2002). گلد و همکاران(2002) در مطالعه بر روی ویژگی‌های روانی قهرمانان المپیک، سرسختی ذهنی را به‌عنوان یک عامل شرکت‌کننده و معنی‌دار در بهبود عملکرد ورزشی، تشخیص دادند. علیرغم توافق گسترده بر اهمیت و سودمندی سرسختی ذهنی در پرورش قهرمانان ورزشی، تعریف عملیاتی که تمامی محققین و مربیان، بر آن اجماع نظر داشته باشند، وجود ندارد(میدلتون و همکاران،2004).
اخیراً محققین به اهمیت توسعه مفاهیم و اندازه‌گیری‌های سرسختی ذهنی که به نیازهای خاص ورزشی و پشتیبانی نظری کافی اشاره دارد،تأکید می‌کنند(کلاف و همکاران،2002؛ میدلتون و همکاران،2004). با افزایش شمار ورزشکاران و مربیانی که نتایج رقابت‌های ورزشی را به سرسختی ذهنی یا به کمبود آن نسبت می‌دهند و یک افزایش چشمگیر در نیاز بازیکنان و مربیان برای روش‌های جهت توسعه سرسختی ذهنی (کلاف و همکاران،2002)، تعجب‌آور است که برای مطالعه علمی این مفهوم مهم توجه کمی شده است(ثلول و همکاران،2004). پیشرفت‌ها از بیست سال قبل پس از مطالعه گلد و همکاران(1987) به‌آرامی صورت گرفته است،اگرچه مشکلاتی چون مفهوم واضح، گستردگی دامنه تعاریف، و کمبود ابزار اندازه‌گیری، هنوز موجود است، تحقیقات اخیر مربوط به سرسختی ذهنی، پیشرفت‌هایی را در همه زمینه‌ها نشان داده است(جونز و همکاران،2002). تحقیقات موجود (کلاف و همکاران،2002؛جونز و همکاران،2002؛ میدلتون و همکاران،2004؛ ثلول و همکاران ،2005) به فهم بهتر اینکه سرسختی ذهنی چیست، و رابطه سرسختی ذهنی با سایر متغیرها همچون اجرا و ویژگی‌های روانی دیگر، کمک می‌کند.