دانلود پایان نامه
2-2-2-2)ابزارهای سنجش سرسختی ذهنی
درواقع، از منظر پیشرفت‌های تحقیقات مرتبط با روانشناسی سلامت، اهمیت تحقیقات کمی در برقراری ارتباط بین سرسختی و متغیرهایی چون فشارخون، مراقبت از خود، غلبه کردن و اجرا، مشخص و آشکار است(میدلتون،2004). رویکرد روش‌شناختی غالب برای اندازه‌گیری سرسختی ذهنی از طریق پرسشنامه است. تعدادی از تحقیقات(گلبی و همکاران،2003؛ لی و همکاران ،1994) برای اندازه‌گیری سرسختی ذهنی پرسشنامه عملکرد روانی(PPI)(لوهر،1986) را استفاده کردند. این پرسشنامه برای تعریف عملیاتی لوهر(1982) از سرسختی ذهنی ایجاد شد و بیان کرد که ورزشکاران سرسخت ذهنی دو مهارت را توسعه داده‌اند؛ اول: توانایی افزایش جریان انرژی مثبت و به‌عبارت‌دیگر استفاده از انرژی به‌صورت مثبت در شرایط بحرانی و سخت و دوم : تفکر کردن به شیوه اختصاصی که آن‌ها را قادر می‌سازد با صفات و خصوصیات درست و صحیح، با مسائل ، فشارها و اشتباهات در مسابقه، مواجهه شوند(جونز و همکاران،2002). این تعریف نسبت به تعارف اخیر سرسختی ذهنی ارزش کمتری دارد(کلاف و همکاران،2002؛ جونز و همکاران،2002؛ میدلتون و همکاران،2004) و همچنین به پرسشنامه عملکرد روانی(PPI) اشاره دارد، پرسشنامه 42 سؤالی روان‌شناختی اجرا(PPI)(لوهر،1986) یکی از اولین پرسشنامه‌های ارزیابی سرسختی ذهنی است و شامل ابعاد شناختی-رفتاری و خودارزیابی است. این پرسشنامه شامل 42 سؤال است و «سرسختی ذهنی را از طریق 7 خرده مقیاس اعتمادبه‌نفس، انرژی منفی، کنترل توجه، کنترل افکار و تصورات ذهنی، انگیزش، انرژی مثبت و کنترل نگرش، اندازه‌گیری می‌کند».
هر خرده مقیاس شامل 6 سؤال است، و هر سؤال از یک مقیاس لیکرت 5 امتیازی تشکیل شده است، و نمره هر خرده مقیاس از 6 تا 30 است و نمره کل پرسشنامه سرسختی ذهنی 42 تا 210 است. اخیراً شواهدی از ارزیابی خاصیت روان‌سنجی پی پی آی(PPI) وجود دارد. میدلتون و همکاران(2004) روایی سازه PPI را با آزمون 263 دانش‌آموز ورزشکار با تحلیل عاملی تأییدی(CFA) و تحلیل عاملی اکتشافی(EFA) مورد بررسی قرار دادند. محققین به این نتیجه رسیدند که PPI خاصیت روان‌سنجی کافی را دارا نیست و نتیجه گرفتند PPI سنجش دقیقی از سرسختی ذهنی به عمل نمی‌آورد. علاوه بر این چونPPI در زمینه یک چهارچوب نظری صحیح توسعه نیافته بود یا مفهوم واضحی از سرسختی ذهنی را ارائه نمی‌داد، کاربردش به‌عنوان ابزاری برای سنجش سرسختی ذهنی در مطالعات علمی بی‌مورد بود.
کلاف و همکاران(2002) حمایت‌های را برای روایی ملاک MTQ48 یافتند که در آن از شرکت‌کنندگانی که دارای سطوح بالا و پایینی از سرسختی ذهنی بوده‌اند و به مدت 30 دقیقه با 70% حداکثر اکسیژن مصرفی دوچرخه‌سواری کردهاند ، افراد با سطوح بالایی از سرسختی ذهنی فشار کمتر را گزارش کردهاند. حمایت‌های بیشتری از روایی ملاک از پرسشنامه MTQ48 توسط کراست و کلاف(2005) به دست آمد که همبستگی معنی‌داری بین سرسختی ذهنی و استقامت جسمانی با استفاده از تکلیف استاندارد وزنه زدن ایزومتریک وجود داشت. علی‌رغم چنین حمایت‌های برخی نگرانی‌ها درباره این پرسشنامه وجود دارد. اولاً، کلاف و همکاران(2002) توجیه کافی برای ارتباط سرسختی که اساس خرده مقیاس‌های MTQ48 است را ارائه نداده‌اند. ثانیاً مراحل مختلف روش‌های آماری در توجیه روایی MTQ48 است را ارائه نداده‌اند. ثانیاً مراحل مختلف روش‌های آماری در توجیه رواییMTQ48 کافی نبود.
اخیراً میدلتون و همکاران(2004) یک پرسشنامه را برای به‌کارگیری تعاریف شان و مفاهیم مربوط به سرسختی ذهنی مورد آزمون قراردادند. پرسشنامه سرسختیMTI دارای 67 سؤال است که 12 خرده مقیاس سرسختی ذهنی مطرح در دنیا را اندازه‌گیری می‌نماید. این ابزار از اساس نظری صحیحی برخوردار بوده و روایی سازه آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. (MTI)خاصیت روان‌سنجی بالایی دارد (میدلتون و همکاران،2004) و یک گام مهم در توسعه ابزارهای سنجش در این زمینه محسوب می‌شود.
از دیدگاه کاربردی ماهیت چندبعدی MTI برنامه‌های تداخلی را قادر به طراحی مؤلفه‌های هدفمند سرسختی ذهنی می‌نماید. هرچند استفاده از شرکت‌کنندگان یک نوع ورزش حرفه‌ای دبیرستانی به نظر یک محدودیت محسوب می‌شود، و آزمونه‌ای بیشتر برای تعیین اینکه آیا این پرسشنامه(MTI) به‌طور موفقت آمیز بین ورزشکاران نخبه و غیرنخبه تمایز قائل می‌شود، مورد نیاز است. توسعه MTQ48 و MTI برای محققینی که می‌خواهند بررسی‌های واقع‌بینانه‌تری از سرسختی ذهنی را انجام دهند بسیار مهم است. نتیجتاًMTQ48 و MTI از هر دو جنبه اساس کاربردی و نظری، پیشرفت کردهاند و در ابتدا مشخص شد که آن‌ها دارای خاصیت روان‌سنجی کافی می‌باشند(درحالی‌که ابزارهای دیگر ارزیابی سرسختی ذهنی دارای خاصیت روان‌سنجی مکفی نبوده‌اند). هرچند برخی تحقیقات از MTQ48 حمایت می‌کند( در ارتباط با اجرا و ادراک)، جزئیات موارد انتشاریافته درباره توسعه MTQ48 حاکی از تصدیق آن است. تحقیقی که اخیراً انجام شده، روایی ملاک MTQ48 را به‌وسیله ارزیابی رابطه بین نمرات سرسختی ذهنی و استقامت ایزومتریک مورد بررسی قرار داد.
علاوه بر این ازآنجایی‌که همبستگی‌های کلیدی برای توسعه MTI از مقایس های خود گزارشی استفاده شد، تحلیل‌های اضافی ضرورت استفاده از داده‌های اجرا و تحلیل‌های مشاهده‌ای (میدلتون و همکاران،2004) را برای آزمودن بیشتر روایی سازه MTI نشان می‌دهد. آزمودن‌های بیشتر این پرسشنامه‌ها موجب می‌شود تا ابزار اندازه‌گیری دقیق‌تری به وجود آید. یکی دیگر از ابزارهای سنجش سرسختی ذهنی مقیاس سرسختی ذهنی(MTS) است که توسط آندره لان و همکاران (2007) بر اساس تحقیق جونز و همکاران (2002) طراحی شد.این ابزار دارای 27 آیتم و بر اساس مقیاس 7 گزینه‌ای لیکرت است و از به هیچ وجه تا خیلی زیاد اندازه‌گیری می‌شود. این مقیاس از ثبات درونی خوبی برخوردار است(آلفا=83%)(شیرد،2010).
دنیل گوچیاردی و همکاران (2009) ابزار دیگری با عنوان سیاهه سرسختی ذهنی فوتبال استرالیا(AFMTI) طراحی کردند که شامل 24آیتم که 4مؤلفه با عناوین پیشرفت از طریق چالش، آگاهی ورزشی، نگرش پایدار و موفقیت مطلوب را اندازه‌گیری می‌کند. مطالعات اولیه روی مؤلفه‌های سازنده این سیاهه ثبات درونی و روایی سازه آن را تائید کرد(شیرد،2010).
گلبی و همکاران(2007)، مطالعه روان‌سنجی خود را روی PPI به‌وسیله توسعه موفقیت‌آمیز یک ابزار جایگزین گسترش دادند(PPI-A). آن‌ها درنهایت به 4 عامل از سرسختی ذهنی اشاره کردند: آن‌ها تحت عناوین مصمم، خودباوری، شناخت مثبت و تجسم نام‌گذاری شدند. تحلیل عاملی تأییدی حمایت خوبی از 4 عامل PPI-A نشان داد. اگرچه یک محدودیت بالقوه در این خرده مقیاس‌ها، نبود مؤلفه‌ی کنترل در اندازه‌گیری‌ها است که در ادبیات سرسختی ذهنی مکرراً به‌عنوان یک مؤلفه تأثیرگذار شناسایی شده است(جونز و همکاران،2002). درنتیجه در تحقیق شیرد و همکاران (2009)، دو مطالعه که به دنبال بررسی ابزار اندازه‌گیری توسعه‌یافته سرسختی ذهنی در ورزش است، انجام شد. مطالعه اول بر روی ساختار ابتدایی پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی(SMTQ)، تعیین ابتدایی ساختار عاملی و خاصیت روان‌سنجی ابزار تمرکز داشت. مطالعه دوم، تکنیک تحلیل عاملی تأییدی را برای حمایت بیشتر از مدل ایجادشده و خاصیت روان‌سنجی ابزار به کار گرفت.
بر اساس پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی(SMTQ)، تعیین ابتدایی ساختار عاملی و خاصیت روان‌سنجی ابزار تمرکز داشت. مطالعه دوم، تکنیک تحلیل عاملی تأییدی را برای حمایت بیشتر از مدل ایجادشده و خاصیت روان‌سنجی ابزار به کار گرفت.
بر اساس پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی(SMTQ) شیرد(2010)، که جدیدترین پرسشنامه موجود در رابطه با سرسختی ذهنی است، 3 عامل اصلی اطمینان، استواری و کنترل به‌عنوان عوامل کلیدی سرسختی ذهنی است و مدعی شدند که این سه عامل اصلی‌ترین خصوصیات ورزشکاران و مربیان برجسته‌ای بوده است که دارای ذهنی بادوام و پایدار بوده‌اند، که با آن‌ها کارکرده‌اند. این پرسشنامه 14 سؤال دارد که 6 سؤال آن خرده مقیاس اطمینان و 4 سؤال آن خرده مقیاس پایداری و 4 سؤال دیگر آن خرده مقیاس کنترل را می‌سنجد و هر سؤال دارای 5 گزینه پاسخ بر اساس مقیاس لیکرت(از کاملاً نادرست تا کاملاً درست) است. روایی و پایائی این پرسشنامه توسط شیرد و همکاران(2009) به‌صورت کامل مورد تأیید قرار گرفته است. به‌طوری‌که ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس‌های اطمینان، پایداری و کنترل به ترتیب80% و 74% و 71% گزارش شد. روایی پرسشنامه نیز از طریق تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی مورد تأیید قرار گرفت(گلبی و شیرد،2009).
2-2-3)خرده مقیاس‌های پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی
2-2-3-1)اطمینان
شش سؤال پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی (SMTQ)در برگیرنده خرده مقیاس اطمینان است و بیشتر تغییرات مقیاس‌ها در توسعه آن را توضیح می‌دهد، نتایج تحقیقات قبلی نیز این موضوع را تأیید می‌نمایند(گوچیاردی و همکاران2008، جونز و همکاران2002،ثول و همکاران2005). که وجود اطمینان و خودباوری بالا را به‌عنوان مهمترین ویژگی ورزشکارانی که ازلحاظ ذهنی سرسخت می‌باشند، گزارش کردهاند.
شش سؤال در این خرده مقیاس، اهمیتِ داشتن ایمان و اعتقاد به توانایی خود برای دست‌یابی به اهداف و باور اینکه آن‌ها متفاوت هستند و به‌طور قطع از حریف خود بهترند، را نشان می‌دهد.
اطمینان در SMTQ به تئوری خودکارآمدی اشاره دارد و این خرده مقیاس با اثرات مستقل خود ادارکی مثبت بر نتایج زندگی واقعی صرف‌نظر از قابلیت حقیقی مجری مربوط است. بنابراین، به‌عنوان تشکیل‌دهنده سرسختی ذهنی، اطمینان تحت عنوان علت یک اجرای عالی نسبت به نتیجه‌یک اجرای عالی مورد توجه قرار می‌گیرد. کامرو-پرموزیک و فورنهم(2006) اظهار کردند؛ این ایده که اطمینان ممکن است اجرای افراد را تحت تأثیر قرار بدهد از مدت‌ها قبل وجود داشته است(کاشانی،1389).
2-2-3-2)پایداری
این عامل به ورزشکاران مصمم در مواجهه با نیازهای تمرین و رقابت، تمایل به مسئولیت‌پذیری برای قرار دادن اهداف تمرینی و رقابت، داشتن یک حالت سرکش و توانایی متمرکز ماندن اشاره دارد. اجراکنندگانی که ازلحاظ ذهنی سرسخت هستند، می‌دانند که باید مسئولیت عملکرد خود در تمرین و مسابقات را بپذیرند. آن‌ها همچنین این موضوع را تشخیص می‌دهند که سرانجام یک اجرا، برای خودشان است. در پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی پایداری اشاره به این فرض دارد که بدون مالکیت، مسئولیت‌پذیری امکان ندارد. در پرسشنامه سرسختی ذهنی ورزشی(SMTQ) پایداری همچنین به آمادگی ورزشکار در تمرکز، برای نشان دادن ثبات، و از دست ندادن تمرکز در مواجهه با مشکلات و سختی‌ها اشاره دارد. این آیتم‌ها به بین تمایل ورزشکاران موفق برای حفظ بیشتر تمرکز تکلیف گرا و دوری جستن از نتایج منفی مسابقات قبلی که حتی ممکن است، احتمال کم شدن تلاش فرد و یا حتی رها کردن تلاش را افزایش دهد اشاره دارد(شیرد،2010).
این موضوع در اظهارات استیون واگ، کاپیتان پیشین تیم کریکت استرالیا که گفته است؛ هنر داشتن تمرکز و نظم یک جزء مهم از بازی من بوده است به سرسختی ذهنی اشاره دارد. این‌ها دو ویژگی اساسی سرسختی ذهنی محسوب می‌شوند(واگ،2006). ورزشکارانی که در خرده مقیاس پایداری نمره‌های بالای را کسب می‌کنند، پیش‌بینی می‌شود، در مواجهه با تحریکات به‌احتمال بیشتری تمرکز خود را حفظ می‌کنند. ورزشکارانی که ازلحاظ ذهنی سرسخت هستند، و نمره‌های پایداری بالایی را کسب می‌کنند، بر طعنه‌های تند و تلخی که در راه مواجه می‌شوند، غلبه می‌کنند(کاشانی،1389).
2-2-3-3)کنترل
کنترل ادراک‌شده، درکی است که یک شخص قادر است درباره یک نتیجه مطلوب به دست آورد و به‌وسیله‌ی برخی از نیازهای انسان و مؤلفه‌ی مرکزی روانشناسی سلامت مورد توجه قرار می‌گیرد. افرادی که معتقدند بر رخدادهای مختلف در زندگی خود کنترل دارند، در مقایسه با افرادی که احساس کمتری از کنترل دارند، نسبت به خود احساس بهتری دارند، بر مشکلات و خطرات بهتر غلبه می‌کنند و تکالیف مختلف شناختی را بهتر اجرا می‌کنند. ماهیت ادارک کنترل به ساختارهای نظری گوناگونی اشاره دارد.همانندمنابع کنترل(روتر،1954)، کنترل ‌منابع سلامت(واستون،1989)،خودکارآمدی(باندورا،1997) و سختی(کوباسا،1979). کنترل در پرسشنامه سرسختی ذهنی به یکی از خرده مقیاس‌های سرسختی ذهنی در پرسشنامه عملکرد روانی الف(PPI-A)، تحت عنوان آرامش هم‌سطح است. آرامش به کسب دوباره کنترل روانی پس از یک رویداد غیرقابل‌پیش‌بینی اشاره دارد(جونز و همکاران،2002). این ویژگی به‌طور پیوسته به‌عنوان یکی از ویژگی‌های سرسختی ذهنی مطرح بوده است.
2-2-4)ویژگی‌های افراد سرسخت
در تحقیق جامع جونز و همکاران(2002)، از روش کیفی برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شده است، و شرکت‌کننده‌ها 12 ویژگی مجزا که به اعتقاد آن‌ها ویژگی‌های اصلی اجراکنندگانی است که ازلحاظ ذهنی سرسخت می‌باشند، را مشخص کردند این ویژگی‌ها که به زبان خود شرکت‌کننده‌ها بیان شده است، در جدول2-1 به ترتیب توسط گروه متمرکز در جریان مصاحبات ارائه‌شده‌اند. جدول 2-1 همچنین، شامل مجموع رده‌بندی هر ویژگی برحسب اهمیتشان در بین شرکت‌کنندگان است. این ویژگی‌ها به‌طور مجزا در زیر و ترتیب رده‌بندی اهمیت با نقل و قول معروف( مثال‌هایی) فراگیر ارائه شدند تا مفهومات و مبناهایی که بر اساس آن‌ها ویژگی‌ها مطرح شدند را توضیح دهند.
1: داشتن خودباوری استوار به توانایی‌های خود برای دست‌یابی به اهداف رقابتی:
این امر به‌وضوح مهمترین ویژگی اجراکنندگانی است که ازلحاظ ذهنی سرسخت می‌باشند. ماهیت این ویژگی که از دید یکی از شرکت‌کننده‌ها به دست آمده این است که، اگر شما می‌خواهید در دنیا بهترین باشید، شما بالاجبار باید به‌اندازه کافی قوی باشید تا باور کنید که توانایی آن را دارید که بهترین باشید. قدرت و شدت خودباوری در رابطه با دست‌یابی به اهداف رقابتی که مستلزم سرسختی ذهنی بودند در گروه متمرکز و تمام مصاحبات فردی مشخص بود. یکی از ورزشکاران اظهار عقیده کرد که: سرسختی ذهنی در مورد خودباوری و پایداری شما در مسیرتان است جونز و همکاران(2002).
2: بازگشت پس از شکست به خاطره اراده‌ی روزافزون برای موفق شدن.
شرکت‌کننده‌ها احساس کردند که صعود هیچ‌کس به بالا کاملاً روان و روتین نیست، همیشه اندکی پستی و بلندی و پیچ و تاب در مسیر وجود دارد.