دانلود پایان نامه

2-2-11)روش‌های مقابله با استرس در ورزشکاران
محققان در پیشینه ‌ روانشناسی دریافتند که، شکست و ناکامی در مقابله موفق با استرس در حوادث استرس‌زا ممکن است ‌فاکتورهای بدنی، شناختی و‌ احساسی را تحت تأثیر قرار دهد. آنشل و براون (1993) در تحقیقی گزارش کردند ‌که، هرگونه ضعف در مقابله با استرس در فعالیت‌های ‌ورزشی ممکن است، سبب تشدید تنش عضلانی، حواس‌پرتی ورزشکار وعدم تمرکز بر عملکرد خود و خراب شدن اجرا شود.
اگرچه تحقیقات کمی در مورد ‌مقابله با استرس در ورزش‌های رقابتی وجود دارد؛ ولی اخیراً این موضوع توجه محققان ورزش را به خود جلب کرده است. در مقابله با شرایط استرس‌زا، تعاملاتی بین عوامل شخصیتی(مانند شدت استرس درک شده، ‌ارزیابی شناختی، روش‌های غلبه بر‌ استرس) و عوامل موقعیتی‌(منابع استرس‌های شدید و خصوصیات حوادث استرس‌زا) و درک فرآیند مقابله با استرس در ورزش‌های رقابتی وجود دارد (آمیوت و همکاران ،2004).
تمرین و مسابقه در سطوح ‌قهرمانی، نیازمند حفظ تمرکز کامل ‌بر اهداف و مراحلی است که ورزشکار را در راه رسیدن به آن اهداف یاری می‌کند (آنشل و وینبرگ،1996). ویکر(2002) نشان داد که تمرکز(توانایی هدایت و توجه به اهداف)، از اجزای مهم عملکرد موفقیت‌آمیز هستند. بازیابی تمرکز عبارت است از توانایی کسب مجدد و سریع یک تمرکز مناسب پس از برخورد با عوامل بر هم زننده تمرکز. این عوامل می‌توانند بیرونی(همچون داوری نامناسب) و یا درونی(نگرانی در مورد احتمال شکست) باشند. هنگامی‌که تمرکز ورزشکار از اهداف عملکردی منحرف می‌شود، باید به‌سرعت و با مهارت‌های قوی روان‌شناختی، دوباره به موضوع باز‌گردد. محرک‌های نامطلوب، هیجانات منفی و اضطراب، سبب کاهش توانایی تمرکز و همچنین ناتوانی در بازیابی تمرکز می‌شود (حسینیان؛قاسم‌زاده،1386). بنابراین با توجه به این‌که وجود استرس در ورزش امری گریزناپذیر است، استفاده ورزشکاران از مهارت‌های مقابله با استرس و هیجانات منفی، به‌منظور رسیدن به عملکرد مطلوب در جریان تمرینات‌، طرح‌ریزی برای مسابقات ورزشی‌، کاهش احساس نگرانی و اضطراب سودمند است. مهارت مقابله با ‌استرس و مقابله ‌با هیجانات منفی ناشی از ‌آن شامل مهارت‌های ‌مقابله‌ای و ‌مدیریت فردی است که به ورزشکار می‌آموزد که چگونه می‌تواند بر محیط خویش اثر‌گذار باشد، تغییراتی در آن ایجاد کند و شکست، احساس ناکامی، خشم، اضطراب و دیگر هیجانات منفی ناشی از استرس موجود در رویداد ورزشی را مدیریت کند (لاوت،2007).
ازنظرگیاکوبی و وینبرگ(2000). روش‌های مقابله می‌تواند در‌ شکست یا اجرای موفق ورزشکاران اثرگذار باشد. در حقیقت روش‌های مقابله ‌با سطح عملکرد ورزشکاران ارتباط نزدیکی ‌دارد و در روان‌شناسی ورزش مقابله می‌تواند‌ رفتار ورزشکاران را پیش‌بینی، کنترل و توضیح دهد. انشل و ولز(2000) دریافتند که روش‌های مقابله با استرس در بازیکنان بسکتبال با توجه به منابع مختلف استرس در طی بازی متفاوت است .مثلاً بازیکنان بعد از شنیدن ناسزا و یا بعد از برخورد بد جسمانی معمولاً از روش مقابله رویارویی استفاده می‌کنند؛ درصورتی‌که نتوانند توپ حریف را سد کنند و یا زمانی که مالکیت توپ را از دست می‌دهند از روش مقابله اجتنابی استفاده میکنند. لازاروس‌(2000)در تحقیقی گزارش کرد که فکر مناسب در استفاده از روش مقابله باعث اجرای عالی ورزشکار، تمرکز کارا و حذف تحریکات محیطی احتمالی شود(لازاروس،2000). جکسون و همکاران‌(1993) در یک مطالعه روی بازیکنان تیم کشتی المپیک آمریکا دریافتند که ورزشکاران حرفه‌ای در رقابت‌های مختلف از روش واحدی برای مقابله با استرس استفاده نمی‌کنند، بلکه از یک رویکرد پویا و ترکیبی پیچیده از روش‌های مختلف مقابله با استرس استفاده می‌کنند (پنسگارد و رابرتز،2003) و پاسخ‌های ‌مقابله‌ای در ورزش بازتابی از نیازهای محیطی ورزشکار است. مادن و همکاران‌(1990) در یک مطالعه بر روی بازیکنان بسکتبال ‌دریافتند که‌ ورزشکارانی که ‌سطح بالایی از استرس را دریافت می‌کنند در مقایسه با ورزشکارانی که سطح پایینی از استرس را دریافت می‌کنند تلاش‌شان بیشتر است و سعی می‌کنند مسائل را حل کرده و از حمایت اجتماعی به‌عنوان منبع مقابله استفاده می‌کنند(آنشل،2008).
اورسین و همکاران(1993) دریافتند، افرادی که احساس خودکنترلی بالا و بازده مثبتی در اجرای عملکرد خود داشته باشند، بیشتر از روش مقابله مسأله‌مدار استفاده می‌کنند(گان و آنشل،2009). کروهن،هیندل (1998)وروث ،کوهن(1986) دریافتند زمانی‌که تنیس‌بازان نخبه از روش مقابله اجتناب‌مدار استفاده می‌کنند؛ به‌طور قابل‌توجهی اضطراب‌شان کاهش و اجرایشان بهتر می‌شود. و روش مقابله اجتناب‌مدار زمانی که مهارت حرکتی باز (اجرا در یک محیط غیرقابل‌پیش‌بینی) است؛ بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. روش مقابله مسألهمدار یک روش گیج‌کننده است؛ زیرا اجراکننده توجه بیشتری به عامل استرس‌زا داشته و حرکت زیبایی و فرم خود را از دست می‌دهد(آنشل،2008).
گولد و همکاران(1993) نشان داند که کشتی‌گیران برتر و اسکیت‌بازان با روش‌های شناختی، هیجانی و رفتاری با استرس مقابله می‌کنند. به‌علاوه آن‌ها نشان دادند که اکثر اسکیت‌بازان قهرمان در پاسخ به تقاضا‌های فیزیکی و روان‌شناسی از فکر کردن، آمادگی ذهنی قبل از رقابت و صحبت با خود استفاده می‌کنند درحالی‌که در پاسخ به تقاضاهای محیطی از مدیریت زمان استفاده می‌کنند. همچنین در طول گزارشات آشکار شد که اسکیت‌بازان در پاسخ به پیش‌بینی‌های منبع استرس و فشار، برای انجام کار از کانون مثبت و تشخیص موقعیت، تعلیمات سخت و هوشمندانه، افکار عاقلانه، صحبت با خود، حمایت اجتماعی و آماده‌سازی ذهنی قبل از رقابت استفاده می‌کنند.
2-2-12)تفاوت‌های فرهنگی و فردی در مقابله با استرس
مطالعات کمی در مورد تأثیر فرهنگ بر روش مقابله با استرس در ورزش وجود دارد. اما یکی از عواملی که ممکن است در استفاده از یک روش مقابله خاص تأثیر گذارد، تفاوت‌های فرهنگی است. هودایاو آنشل (2003) در تحقیقی که جهت بررسی تفاوت‌های فرهنگی در انتخاب روش‌های مقابله در شرایط پراسترس قبل و در طی بازی در بین ورزشکاران استرالیایی ‌و اندونزیایی انجام دادند؛ پیش‌بینی‌شده است که استفاده ورزشکاران از روش‌های مقابله و تأثیر استفاده از این روش‌ها می‌تواند به‌طور چشمگیری بر اساس نوع فرهنگ، متفاوت باشد. آن‌ها دریافتند که استفاده از روش‌های مقابله با استرس قبل و در طی بازی بین ورزشکاران دو کشور متفاوت است. اندونزیایی‌ها در پاسخ به عوامل استرس‌زای قبل از بازی، به‌طور مشخصی از حمایت اجتماعی هیجان‌انگیز، مقابله فعال و انکار استفاده می‌کنند. اما پس از بازی در پاسخ به عوامل استرس‌زا، از رفتارهایی مثل نگاه کردن معنی‌دار به دیگران، نادیده گرفتن اعضای تیم و کیفیت بازی حریف، اهمیت یک بازی خاص، تردید داشتن به عملکرد و توانایی خود و فکر کردن به مشکلات خانوادگی نسبت به همتایان استرالیایی خود استفاده می‌کردند. تأثیر تفاوت‌های فرهنگی در مقابله با استرس قبل از بازی نیز مشخص شده است(هودایا؛آنشل،2003). فاکتور‌های فرهنگی در درک فردی و عکس‌العمل به رویدادهای استرس‌زا مؤثر است.
2-2-13) خوش‌بینی
فرهنگ لغت خوش‌بینی را «تمایل به پیش‌بینی و چشم‌داشت بهترین پیامدهای ممکن» تعریف می‌کند. رابرت اورنشتاین و دیوید سوبل خوشبینی را از دیدگاه روانشناسی چنین تعریف کردهاند:«تمایل به جستجو، به خاطر آوردن و انتظار کسب تجارب لذت‌بخش. این تمایل یکی از اولویت‌های فعالانه فرد است، نه صرفاً نوعی واکنش انفعالی که او را به توجه جنبه‌های روشن و آفتابی زندگی تشویق می‌کند(قربانی،1387).
پترسون(2000) بیان می‌کند، دو رویکرد اصلی راجع به خوش‌بینی وجود دارد:
1-خوش‌بینی سرشتی یا گرایشی
2-خوش‌بینی تبیینی یا اسنادی
1)خوش‌بینی سرشتی یا گرایشی:
در این رویکرد خوش‌بینی به‌عنوان یکی ویژگی شخصیتی گسترده مفهوم شده و توسط انتظارات خوش‌بینانه مشخص می‌شود، خوش‌بینی گرایشی یک انتظار کلی است که بیشتر چیزهای خوب در آینده اتفاق می‌افتد تا چیزهای بد(زمردی،1386).
2)خوش‌بینی تبیینی یا اسنادی:
مارتین سلیگمن در سال 1998مطرح می‌کند که خوش‌بینی یک شیوه‌ی تبیین است تا یک صفت شخصیتی گسترده. در این رویکرد افراد خوش‌بین وقایع منفی یا تجربیات منفی را به عوامل و علت‌های خارجی، ناپایدار و بخصوص نسبت می‌دهند و در مقابل افراد بدبین وقایع و تجربیات منفی و بد را به علت‌های درونی، پایدار ثابت و کلی مانند شکست شخصی نسبت می‌دهند(آلن کار،2004 به نقل از زمردی،1386).
2-2-14)ارزیابی خوش‌بینی:
2-2-14-1)ارزیابی خوش‌بینی سرشتی یا گرایشی
خوش‌بینی سرشتی یا گرایشی انتظاری کلی است دال بر اینکه در آینده، بیشتر رویدادهای خوب اتفاق خواهد افتاد تا رویدادهای بد. شی‌یر و همکاران استدلال می‌کنند که افراد خوش‌بین در رویارویی با دشواری‌ها، به دنبال کردن هدف‌های با ارزش خود ادامه می‌دهند و با به‌کارگیری راهبردهای کنار آمدن مؤثر خودشان و حالت‌های شخصی‌شان را تنظیم می‌کنند تا بتوانند به هدف خود برسند(اسچیر و کارور،1985). خوش‌بینی گرایشی به الگوهای نوعی و موقعیتی باورهای خوش‌بینانه اشاره دارد که اغلب با نتایج هیجانی مثبت مربوط می‌شود(دشارنیز و همکاران،1990 به نقل از حسین زاده مهدوی،1387).
کارور و شی‌یر (1985) یک تست خود گزارش دهی به نام تست جهت‌گیری زندگی (LOT) را برای ارزیابی تفاوت‌های بین افراد خوش‌بین و بدبین طراحی کردند. این خوش‌بینی شخصیتی، است که توسط امیدهای شخصی به آینده مطلوب مشخص می‌شود(حسین زاده مهدوی،1387).
2-2-14-2)ارزیابی خوش‌بینی تبیینی یا اسنادی
رویکرد دیگر به خوش‌بینی بر این فرض متکی است که انتظارات افراد برای آینده از دیدگاه آن‌ها درباره دلایل رویدادهای گذشته ناشی می‌شود(سلیگمن،1990 و سلیگمن و همکاران،1998). خوش‌بینی را به‌جای یک صفت شخصیتی گسترده، به‌عنوان سبک تبیین مفهوم کرده‌اند. مبنای مثبت اندیشی و خوش‌بینی در عبارت‌های امیدوارکننده با تجسم موفقیت جای ندارد بلکه در نحوه تفکر افراد درباره علت‌ها ریشه دارد هر یک از ما در نسبت دادن امور به علل مختلف، عادت‌های خاص داریم و سلیگمن این خصلت شخصیتی را «سبک تبیین» نامیده است. سبک تبیین در هر فرد در دوره کودکی شکل می‌گیرد و درصورتی‌که از خارج دخالتی در آن اعمال نشود، سرتاسر عمر پابرجا می‌ماند. هر فرد در تبیین این‌که چرا هر رویداد خوب یا بد برای او اتفاق می‌افتد از سه بعد تداوم، فراگیر بودن و شخصی‌سازی استفاده می‌کند(سلیگمن،1985؛ به نقل از زمردی،1386).
به‌طور خلاصه افراد خوش‌بین وقایع با تجربیات منفی را به عوامل و علت‌های خارجی، ناپایدار و به‌خصوص و وقایع و تجارب مثبت را به عوامل و علت‌های درونی، پایدار و کلی نسبت می‌دهند. در مقابل افراد بدبین وقایع و تجارب منفی را به علت‌های درونی، پایدار و ثابت و کلی مانند شکست شخصی نسبت می‌دهند و وقایع مثبت را به علت‌های بیرونی، ناپایدار و خاص مربوط می‌دانند.
شیوه تبیین خوش‌بینانه توسط پرسشنامه شیوه اسنادی(ASQ) دیکما و همکاران و تحلیل محتوایی از بیانات شفاهی(CAVE)پترسون و همکاران(1985) سنجیده می‌شود در ASQ پاسخ‌هایی به یک سری وقایع فرضی که هرکدام نتایج مثبت و منفی دارند داده می‌شود. در CAVE توجیهات و بیاناتی که برای وقایع منفی و مثبت گفته می‌شود به بیرونی یا درونی، پایدار یا موقت، کلی یا جزئی درجه‌بندی می‌شوند. درجه‌بندی‌ها برای مشخص شدن باهم جمع می‌شوند(حسین زاده مهدوی،1387).
2-2-15)رویکردهای خوش‌بینی