دانلود پایان نامه
در نظريه آلتماير دو تمايز عمده در فرآيند مقابله مطرح مي‌شود كه عبارتند از: تمايز بين مقابله هيجان‌مدار و مسأله‌مدار كه به ويژگي‌هاي فردي مربوط است (مانند خودكار آمدي).تمايز بين منابع مقابله : منابع مقابله، منابعي است كه در دسترس فرد مي‌باشد(یزدانی،1382).روشهای مقابله ازنظر لانگ و اسكاتز بر دو نوع، درگير شدن و درگير نشدن تقسيم مي‌شود. مقابله درگير‌ شدن تلاش‌هاي ‌فعالي را ‌مي‌طلبد كه هم براي كنترل پديده‌هاي مسأله‌مدار و هم هيجان‌مدار در موقعيت‌هاي استرس‌زا به كار مي‌رود. اين نوع مقابله چون تحت تأثير موقعيت است، ثبات كمتري دارد. درحالی‌که مقابله درگير نشدن، شامل مقابله اجتناب‌مدار است، مانند تفكر آرزومندانه، اين نوع مقابله ثبات متوسطي دارد، زيرا كمتر تحت تأثير عوامل موقعيتي است(مرادی،1390).‌ بر اساس نظريه كروني نیز چهار نوع مقابله كلي مشخص شده است. رفتار فعالانه يا مسأله‌مدار، كه به‌طور مستقيم و آشكار با مشكل و نتايج آن سر وكار دارد. ارزيابي مدار يا فعال/ شناختي كه هدف آن كنترل ارزيابي موقعيت استرس‌زا است. هيجان‌مدار، كه هدفش كنترل استرس‌زاهاي مربوط به هيجانات، نگهداري و حفظ تعادل مي‌باشد. اجتناب‌مدار كه هدفش دوري جستن از استرس و موقعيت‌هاي استرس‌زا است(عرب علیدوستی،1385).
2-2-10)روش‌های مقابله با استرس
انسل و لين(1991) با در نظر‌گرفتن تفاوت بين تدابير و منابع مقابله مدل‌هاي مختلفي را مطرح كرده‌اند(مرادی 1390).
1- مدل مستقل استرس: بر اساس اين مدل وجود منابع مقابله، شخص را در برابر آسيب‌هاي ناشي از استرس مصون نگه مي‌دارد. مثلاً داشتن يك دوست صميمي چه در مواقع عادي و چه در زمان وقوع رويدادهاي درد‌ناك، در آرامش روانی شخص مؤثر است. اين مدل نشان مي‌دهد كه منابع مقابله مستقل از عوامل استرس‌زاست.
2-مدل پسزننده استرس: وجود منابع مقابله به همان نسبت كه در كاهش ناراحتي مؤثر است، احتمال وقوع رويدادهاي استرس‌زا را كاهش مي‌دهد، مثلاً بر‌خورداري از امكانات مالي به همان اندازه كه در كاهش دادن مشكلات اقتصادي مؤثر است، احتمال درگيري با اعضاي خانواده را نيز كمتر مي‌كند.
3-مدل شرطيسازي استرس: وقوع رويداد‌هاي استرس‌زا در شرايطي كه منابع مقابله وجود نداشته باشد و يا در سطح بسيار پاييني وجود داشته باشد، سبب استرس مي‌شود و برعكس(مثل، تغيير محل سكونت و زندگي براي شخصي كه توانايي تسلط بر موقعیت‌ها را دارد، نه‌تنها ايجاد ناراحتي نخواهد كرد، بلكه به‌عنوان يكي از منابع مقابله در كاهش دادن اثرات استرس‌، مؤثر واقع مي‌شود).
4-مدل عمل متقابل: در این مدل تجربيات استرس‌زا،‌ منابع مقابله را تحريك كرده و سطح بالايي به فعاليت وادار می‌دارد. بر اساس اين مدل رويداد‌هاي استرس‌زا سبب بر‌انگيختگي منابع مقابله مي‌شود و استفاده از منابع مقابله نيز به‌نوبه خود اثرات استرس را كاهش مي‌دهد(مرادی،1390).
گر‌چه تلاش‌هاي‌ زيادي براي ‌طبقه‌بندي انواع پاسخ‌های مقابله صورت گرفته، ولي هنوز هيچ روش پذيرفته شده‌اي به وجود نیامده است و اختلاف نظر‌هايي وجود دارد. اما بسياري از محققين دو نوع كلي روش‌های مقابله را از هم متمايز كرده‌اند كه عبارتند از:
1-‌ مقابله متمركز بر مسأله
مقابله متمركز بر مسأله، شامل اقداماتي سازنده است كه شخص در رابطه با شرايط استرس‌زا انجام مي‌دهد. در اين نوع مقابله فرد سعي دارد تا منبع استرس را تغيير دهد يا حذف كند.
2-‌ مقابله متمركز بر هيجان
مقابله متمركز بر هيجان، شامل كوشش‌هايي است كه براي تنظيم پيامد‌هاي هيجاني موقعیت استرس‌زا به كار مي‌رود و كاركرد اوليه آن کنترل هیجانات برانگیخته شده توسط عامل استرس‌زا است تا تعادل هیجانی حفظ شود.
‌ جانسن و همكارانش (1996) نيز سه نوع روش مقابله را پيشنهاد مي‌كنند: مقابله فعال، مقابله منفعل و مقابله جستجوي حمايت اجتماعي(توکلی،1377). فيليپ (1992) انواع مقابله را شامل روش‌های زير مي‌داند:
1- مقابله مؤثر(مانند حل مسأله) كه منابع استرس و خطر را مورد توجه قرار مي‌دهد. همچنين اين نوع مقابله، يك راه براي تغيير اين رابطه است.
2- كنترل هيجاني، همان مقابله تسکین‌دهنده در مدل لازاروس است. اين مدل به نظر مي‌رسد كه داراي سطح وسيع و گسترده‌اي باشد.
3- مقابله ستیزه‌جویانه: وقتي فرد به استرس عکس‌العمل نشان مي‌دهد، روش مقابله به وجود مي‌آيد. و تلاش براي مهار يا مغلوب كردن استرس كه به قوت خود باقی‌مانده و نياز است كه ريشه‌كن شود.
4-مقابله پيشگيرانه: تلاشي است براي پيشگيري از موقعیت استرس‌زا(فیلیپ،1992).
کوهن(1987) پنج مدل مقابله‌اي به نام 1- جستجوي اطلاعات، 2- واكنش مستقيم، 3- بازداري از عمل، 4-فرایندهای درون رواني و 5- روي آوردن به ديگران براي كسب حمايت ‌را معرفی کرده است. كارور و همكارانش (1989) روش‌های مقابله‌اي منطقي ‌را ابداع كردند ‌كه شامل پاسخ‌هاي مقابله‌اي متمركز بر مسأله مانند مقابلهفعال، برنامهريزي، بازداري يا سركوب فعاليت‌هاي متناقض ،خويشتنداري ‌و روش‌هاي مقابله‌اي متمركز بر هيجان مانند آشكار كردن هيجان، عقب‌نشینی رفتاري، ‌عقب‌نشینی رواني، برداشت‌هاي مثبت، انكار و پذيرش مي‌باشد (کوپر و پاینه،1991).
يك مدل سه عاملي نيز توسط موس و بلینگز(1982) پيشنهاد شده است:
الف- مقابله متمركز بر مسأله كه شامل: جستجوي حمايت اجتماعي و اطلاعات،‌ حل مسأله و توسعه پاداش‌هاي متناوب است.
ب- مقابله متمركز بر هيجان که شامل: تفكر آرزومندانه، پذيرش بردباري يا فرمان‌برداری، عقب‌نشینی هيجاني (مثل گريه كردن)است.
ج- مقابله متمركز بر ارزيابي: كه از تحليل منطقي (جستجوي علي و معلولي و متكي بودن به تجربيات گذشته)، تعريف مجدد از شناخت و اجتناب شناختي (انكار) تشکیل شده است( مرادی،1390).
مایکل(2006) به دو نوع مقابله اشاره مي‌كند:
الف- مقابله متمركز بر مسأله: روش‌هايي كه فرد با مديريت مشكل، در صدد‌ کاهش استرس برمی‌آید.(مثل جستجوي اطلاعات و مهارت‌ها)
ب- مقابله متمركز بر هيجان: روش‌هايي كه مستقیماً در جهت كنترل پاسخ‌هاي هيجاني به‌کاربرده مي‌شود(مانند تفکر آرزومندانه، بي‌تفاوتي، جستجوي حمايت اجتماعي، تمركز كردن بر صفات مثبت، سرزنش خود و كاهش تنش).
یو(2000) نیز چهار نوع روش مقابله را در موقعیت‌های استرس‌زا بیان می‌کند: مقابله مسأله‌مدار که در آن تمرکز شخص بر مسأله جهت تغییر موقعیت است، مقابله هیجان‌مدار که ‌شامل روش‌های هیجانی جهت مقابله با استرس است، مقابله اجتناب‌مدار که شخص از موقعیت استرس‌زا دوری می‌کند و روش مقابله شهودی که با توکل و امید به خدا همراه است(یو،2000). پروين‌(1380) در رابطه با انواع روش‌های مقابله مي‌گويد‌: در هر موقعیت استرس‌زا راه‌های مقابله و يا تحمل موقعيتي كه فراتر از نيروي فرد ارزيابي شده است‌، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. كنار آمدن مسأله‌مدار تلاشي براي تغيير آن موقعيت و كنار آمدن هيجان‌مدار، مثل فاصله گرفتن عاطفي از مشكل،‌ فرار و اجتناب و جستجوي حمايت عاطفي، ازجمله روش‌های مقابله با استرس مي‌باشد(مرادی،1390).
به‌طورکلی افراد غالباً در مواجهه با عوامل استرس‌زا، طيف گسترده‌اي از روش‌های مقابله‌اي را مورد استفاده قرار مي‌دهند. اين كه كدام روش مقابله‌اي به كار گرفته شود، تا حدود زيادي به ماهيت عوامل استرس‌زا و مشكلاتي بستگي دارد كه توسط آن ايجاد مي‌شود. تحقيقات بيلينگز و موس‌(1982)‌نشان مي‌دهد كه افراد عموماً مقابله مسأله‌مدار را بيشتر از روش هيجان‌مدار به كار می‌برند. مقابله مسأله‌مدار در موقعيت‌هايي كه مي‌توان كارهاي سازنده انجام داد، به كار مي‌رود و مقابله هيجان‌مدار اساساً بعد از رويدادهايي به كار‌مي‌رود كه نمي‌توان موقعيت را تغيير داد. گر‌چه مقابله با جنبه‌هاي عاطفي يك رويداد استرس‌زا ممكن است فوق‌العاده مهم باشد، ولي كوشش‌هاي مقابله‌اي هيجان‌مدار با واقعيت مسأله سروكار ندارد و راه‌حل درازمدتی براي آن فراهم نمي‌آورد. گر‌چه ارتباط بين روش‌های مقابله و عملكرد، بسيار پيچيده است و به عوامل مختلفي بستگي دارد، ولي شواهدي وجود دارد كه نشان مي‌دهد، به‌کارگیری روش‌هايي مثل جستجوي اطلاعات و مقابله حل‌مسأله با شاخص‌هاي سازگاري همبستگي مثبت دارند. چنين به نظر مي‌رسد كه روش‌هاي هيجان مدار، ناسالم‌اند، زيرا مستلزم خودفریبی و تحریف واقعيت‌اند. بااین‌حال روش‌های سالم هيجان‌مدار نيز وجود دارند، مانند كار‌كردن، ورزش‌كردن و فنون آرميدگي و بذله‌گویی (مرادی،1390).