مقاله با موضوع کاربری اراضی و توسعه کالبدی


Widget not in any sidebars
اما مفهوم ساخت كالبدي كه در شهر سازي مورد استفاده واقع مي شود نيز مبتني بر تفكر زيست شناختي است . استفاده از واژه كالبد وساخت كالبدي كه به صورت مثال آمده اند از اين فكر كلي بهره مي برند كه يك كالبد از قسمت هايی تركيب شده و هر قسمت به نحوي عمل مي كند كه در خدمت قسمت هاي ديگر ومكمل آن هاست ،اين ديدگاه بر پيوندهاي متقابل تاكيد دارد .
در نهايت مي توان گفت منظور از واژه ساخت كالبدي ،تركيب كلي شهر ونه به تعبيري محل قرارگيري عناصر شهري ونحوه ارتباط آنها بايكديگر و نيز عملكرد آنها در زندگي شهري است .( منبع قبلي ص54)
نحوه شکلگیری و مکانیابی عناصر و بخشهای مهم شهر و رابطه آنها با یکدیگر تحت تاثیر عوامل متعددی مانند: عوامل طبیعی- اقتصادی- اجتماعی- اداری- نظامی و همچنین خصوصیات و نیازهای فضایی و رابطه آنها با سایر فعالیتها قرار داشته است. ساخت هر شهر از یک سو نمایانگر هماهنگی فضای کالبدی با شرایط و عوامل مزبور و از سوی دیگر گویای چگونگی جریان فعالیتهای اصلی شهر میباشد. (سلطانزاده،1365، ص29)
2-14 مفهوم ساخت گرايي در شهر سازي
اصولا توجه به ساخت شهر در شهر سازي متاثر از ديدگاه ساخت گرايان است و انتقاد به مدرنيسم نيز بر اين ديدگاه بي تآثيرنبود .چه آن هايي كه طرح ساختاري را مطرح نمودند و چه كساني كه ساخت اصلي شهر را مد نظر قرار دادند ازاين جريانات متاثر شدند. تحت تاثير اين جريان فكري ساخت گرايان كوشيدند در مخالفت با عملكرد گرايي،با شهر به عنوان يك كليت واحد (گشتالت )برخورد كنند .
ساخت گرايان بر اين اعتقاد بودند كه همراه با عملكرد بايد ساخت فضاها را نيز در نظر گرفت .توسعه شهر از طريق ساخت بخشيدن به فضاها از اقدامات اساسي طراحان شهر ي است كه با ديدگاه ساخت گرايي به شهر مي نگرند . از ديدگاه آنان اصل ارتباط يكي از اصول مهمي است كه به فضاها ساخت مي بخشد . با ساخت دادن به فضاهاي شهر مي توان به شكل دهي فعاليت هاي ارتباطي و جرياناتي كه درون فضاها اتفاق مي افتد اقدام نمود . پس مي توان چنين استنتاج نمود كه ساخت گرايي در تمام مقياس شهري ،موقعيت و سازمان فضايي، ساخت وسازها ،ارتباط وديگر اجزاي فرم شهر را مد نظر قرار مي دهد .يكي از الگوهاي مد نظر ساخت گرايان در شهر سازي الگوي سازمان دهي عناصر اصلي شهر است كه در آن به ويژگي انعطاف پذيري ورشد شهر به صورت توام توجه مي شود (برزگر محمد رضا ، 1382ص55)
پيروان اين ديدگاه تلاش براي تعيين شكل كامل شهر مردود دانسته واين نظريه را مطرح ساختند كه معماران وشهرسازان تنها بايستي قسمت هاي اصلي شهر را برنامه ريزي وطراحي كنندوساير قسمت ها توسط خود مردم ايجاد شود. آن ها تنها به طراحي ساخت اصلي شهر اقدام مي نمودند وقسمت هاي ديگر را به حال خود رها مي ساختند .
اعتقاد براين بود كه اگر بتوان تمايل به طراحي ساخت اصلي شهر راگسترش داد،شهرها از مزيت هاي انساني بيشماري برخوردار خواهند شد. مردمي شدن وانطباق با خواست هاي جامعه ي مدني از ديگر مسا‍يل مورد نطر آنان بود .نظريه پردازان ساخت اصلي شهر براين اعتقادند كه بايد به انسان ها فرصت داد كه آزادي وحس تعلق به اشيايي كه در اطراف آن ها وجود دارد را مجددا بدست آورند .(منبع قبلي ص56)
اين ديدگاه باانتقاد به مدرنيسم كه باقاطعيت كامل از طراحي كل يك شهر سخن مي گفتند وبه اجراي طرح هاي خود براي كل يك شهر اقدام مي نمودند به عدم موفقيت در طراحي واجراي شهرهايي هم چون برازيليا وشانديگار اشاره مي كند.اعتقاد براين است كه ذهن انسان ازدرك كامل وتمام يك شهر عاجز است . مهم تر از آن اين است كه طراحي كل يك شهر اغلب چنان تعصب آميز وخشك است كه تنها مي توان به آن لقب بلند پروازي داد. براساس ديدگاه ساخت اصلي آن چه كه اهميت دارد اينست كه به افراد ساكن در يك شهر امكان وفرصت كنترل بر محيط بلا فصل خويش را داد.
ساخت كالبدي تجلي ياتبلور ساخت اجتماعي است ،يعني روابط اجتماعي را تسهيل مي كند ويا دچار مشكل مي سازد .اين ساخت مجموعه را تشكيل مي دهد و حفظ مي كند ساخت كالبدي شهر نه تنها از عناصر،فضاها ،فعاليتها ودسترسي ها مختلف تكميل مي شود ونه فقط تناسب حجمي هريك از آن ها مطرح است ،بلكه شيوه ي ارتباط اين اجزا وعناصربا يكديگر و كوششي که براي سازگار كردن خود با شكل كلي مجموعه مي نمايد مطرح است .اگر اين اجزاوعناصر بايكديگر ارتباط نداشتند ،نمي شد از ساخت مشخصي نام برد ،بلكه اجزاي منفردبودند كه در كنار يكديگر ودر يك فضاي جغرافيايي استقرار يافته بودند
مطالعات بعمل آمده در خصوص مباني نظري برنامه ريزي وطراحي شهري نشانگر آن است كه اساس نظري بهبود كيفيت شهر به شدت دچار اشكال مي باشد وپايه نظري منظم ومفيدي جهت طراحي عملي معناداري وجود نداشته است. (منبع قبلي ص57)

2 -15 توسعه کالبد شهری
توسعه کالبد شهری را میتوان شامل توسعه و گسترش کاربریهای مختلف شهری بیان کرد به عبارتی افزایش کاربریهای مختلف شهر مانند شبکه حمل نقل، کاربریهای مسکونی، تجاری و …یا تغییرات در کاربریها ی شهری که در اثر عواملی از جمله افزایش جمیعت شهر و نیاز بیشتر به کاربریهای شهری پیدا میشود، توسعه کالبدی شهری گفته میشود. به بیان دیگرتوسعه کالبدی شهری را میتوان افزایش سطح کاربریهای شهری قلمداد کرد. ( برزگر ،محمد رضا ،1382ص52)
2-16 فضا و فضای شهری
یکی از مهمترین مفاهیم در عرصه هاي شهرسازی و معماری مفهوم فضاست فضا به صورت عام و خاص از قدیمترین ایام، توجه متفکران در عرصه های مختلف علمی را برانگیخته است یکی از جنبههای خاص فضا فضای زیست انسان است (براتی ،62:1382)در جغرافیا مفهوم فضا به دو صورت بکار گرفته میشود 1- فضای مطلق، 2-فضای نسبی (شکویی،286:1378) از نظر نیوتن فضای مطلق دارای ویژگی سه بعدی میباشدو از کیفیت عینی و واقعی برخوردار است.
فضای نسبی به فضای اقتصادی، ایدئولوژیکی، اجتماعی، فضای فعالیت، فضای آگاهی، فضای ساخته شده گفته ميشود. مانوئل کاستل: فضا تحت تأثیر عوامل مختلف مکان و موقع اشیاء و عناصر نسبت به هم تغییر میکند. (براتی ،64:1382)
با ارائه تعریف فضا و بخصوص فضای نسبی و تأثیر عوامل گوناگون در آن، فضای شهری نیز به عنوان یک فضای انسان ساخت که ویژگی نسبی داشته باشد. تحت تأثیر عوامل گوناگون تغییر میکند. این تغییر اگر در جهت افزایش جهت و موقع نسبی عناصر فضای شهری باشد و بر تعداد این عناصر افزوده شود، باعث افزایش مساحت و محدوده شهر خواهد شد. در واقع با تغییر در ارتباطات فضای شهر، فضای شهری گسترش پیدا خواهد کرد.(منبع قبلي ص64)
2-17 کاربری اراضی شهری
برنامهریزی کاربری اراضی، علم تقسیم زمین و مکان برای کاربردهای و مصارف مختلف زندگی است. (سعیدنیا، 1387، ص13)
برنامهریری کاربری اراضی شهری، به مثابه سلسله اقداماتی نظام یافته است که برای رفع نیازهای مادی و فرهنگی انسان که به نوعی با زمین مرتبطند صورت میگیرد. (مهدیزاده،1379، ص77)
برنامهریزی کاربری اراضی شهری، مجموعهای از فعالیتهای هدفمند است که محیط مصنوع را سامان میبخشد و در حد مقدور، خواستهها و نیازهای جوامع شهری را در استفاده از اراضی فراهم میآورد. ( پورمحمدی،1382، ص03)