دانلود پایان نامه
ایشان هم‌چنین در «تفسیر سوره حمد»،تنها راه وصول به مقصد اصلی و غایت حقیقی تطهیر ظاهر و باطن دانسته‌اند به طوری که بدون تشبّث به صورت و ظاهربه لُبّ باطن نمی‌توان راه یافت،پس در ترک ظاهر،ابطال ظاهر و باطن شریعت است و این را از تلبیسات شیطان و جن بیان کرده‌اند.یکی از اعمال عبادی نماز است که امام آن را به کارخانه آدم‌سازی تعبیر کرده و نماز را دور کننده انسان از فحشا و منکر دانسته و علت کشیده شدن انسان به فساد را بی‌نمازی دانسته‌اندامام هم‌چنین یکی از جهات اهمیت نماز و تکرار تذکر خداوند با آداب و اوضاع خاص الهی که در آن است سبب محکم شدن رابطه انسان با خدا و عوالم غیب مطرح کرده‌اند و همینطور ملکه خضوع برای خداوند را در قلب انسان ایجاد می‌کند
3-3-2-1-4. رابطه تقوا و اخلاص با اخلاق
تقوا در لغت به معنای خود نگهداری است و در اصطلاح اسلامی دوری از محرمات الهی و انجام همه فرامین واجب است. یعنی اینکه انسان از خطری بترسد که از فعل اختیاری خود یا ترک آن، متوجه سعادت ابدی او می‌شود. از منظر امام خمینی(ره)، انسان که ذاتا و به مقتضای فطرت الهی خویش طالب عزت و کمال است و از هرگونه نقص و ذلت و خواری گریزان است بیش از هر چیز محتاج توشه تقواست. از نظر امام تضمین کننده کرامت انسان تقواست، چیزی که نه مرد می‌شناسد و نه زن؛اختلاف نژاد، لهجه، زبان، و رنگ هیچ یک موجب کرامت یا مانع آن نیست. ایشان در این باره گفته‌اند:
«همه برادر و برابرند فقط وفقط کرامت در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است و آنکه پیش خدا کرامت دارد، آدم متقی است. آدمی که روشش صحیح باشد، تقوا داشته باشد، فاسد نباشد، مفسد نباشد. »
امام خمینی(ره) در شرح حدیث بیستم، درستی و نیکویی عمل را مبتنی بر دو اصل دانسته و میزان در کمال و تمامیت آن را این دو اصل؛یعنی خوف و خشیت از خداوند و دیگر اینکه نیت صادقه و اراده‌ی خالص است. و در بیان ارتباط این دو اصل با کمال عمل و درستی آن گفته‌اند که، خوف و ترس از از حق تعالی موجب تقوای نفوس و پرهیزگاری آن‌ها می‌شود و باعث می‌شود که آثار قبول شدن اعمال را بیشتر می‌کند. و معتقدند که تقوا نفوس را از کدورات و آلایش صاف و پاک می‌کند، زیرا اگر صفحه نفس از معاصی و کدورات آن‌ها پاک باشد، اعمال حسنه در آن مؤثرتر است و خشیت از حق را که مؤثر تام در تقوای نفوس است یکی از عوامل بزرگ در اصلاح نفس و نیز مؤثر در حسن و کمال عمل می‌دانند؛چراکه تقوا علاوه بر اینکه خود یکی از مصلحات نفس است، مؤثر در تأثیر اعمال قلبی و قالبی انسان و موجب قبولی آن‌ها است و در تأیید این نظر به این آیه شریفه استناد می‌کنند که خداوند می‌فرماید:﴿إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِين﴾.
عمل اگر بخواهد یاریگر انسان در راه کرامت انسانی باشد باید یک شرط اساسی و مهم یعنی اخلاص را داشته باشد. و امام خمینی در آداب الصلوه، حقیقت اخلاص را تصفیه عمل از شائبه غیرخدا و صافی نمودن دل از رؤیت غیر حق تعالی در جمیع اعمال صوریه و لبیّه و ظاهریه و باطنیه تعریف کرده‌اند و کمال آن را ترک غیر مطلقا و پا نهادن بر انیّت و انانیّت و بر غیر و غیریت دانسته‌اند.
3-4-4. نیّت باطن و روح عمل
امام خمینی(ره) عامل بزرگ دیگر در کمال و صواب اعمال را، نیت صادقه و اراده خالصه می‌دانند که کمال و نقص و صحت و فساد عبادات کاملا تابع آن است. اخلاص به معنای پاک کردن نیت و عمل از تمام شوائب مانند ریا و حد اعلای آن در این است که انسان باطن و قلب خویش را از هر چه غیر خداست خالی کند. امام در تعریف نیت چنین گفته‌اند که:«بدان که نیت عبارت است از تصمیم عزم به اتیان شی و اجماع نفس بر آوردن آن پس از تصور آن و تصدیق به فایده آن و حکم به لزوم اتیان آن و آن حالتی است نفسانی وجدانی که پس از این امور پیدا شود،که از آن تعبیر به همت و تصمیم و اراده و قصد می‌کنیم و این در جمیع افعال اختیاری موجود است و هیچ فعل اختیاری ممکن التخلف از آن نیست و این امر در تمام عمل حقیقتا موجود است بدون شائبه مجاز» امام بیان کرده اند که هیچ چیز در عبادات به اهمیت نیت و خلوص آن نیست، زیرا نسبت نیات به عبادات، مانند نسبت روح است به بدن، به این صورت که پیکره اعمال عبادی از مقام ملک نفس و بدن آن صادر می‌شود ونیت و روح آن‌ها از جنبه باطن نفس و مقام قلب صادر می‌شود، به طوری که هیچ عبادتی بدون نیت خالص مقبول درگاه حق نیست.
ایشان هم‌چنین به نقل از شیخ بهایی در تعریف اخلاص می‌فرمایند: اخلاص پاکیزه نمودن عمل است از اینکه برای غیرخدا در آن نصیبی باشد. و هم‌چنین عامل آن اراده نکند عوضی برای آن در دو دنیا. امام(ره) خلوص نیت از تمام مراتب شرک و ریا و مراقبت از آن را امری مشکل می‌دانند، زیرا نیت عبارت است از اراده باعثه به عمل و آن نیز تابع غایات نهایی است و این غایات هم تابع ملکات نفسانی است که باطن ذات انسان و شاکله آن را تشکیل می‌دهند. و کسی که حب جاه و ریاست ملکه نفسانی او و شاکله روح او شده باشد، غایت و هدف او رسیدن به آن مطلوب است و افعالی که از او صادر می‌شود تابع آن غایت و هدف است و محرک او همان مطلوب نفسانی است و اعمال را به خاطر آن هدف انجام می‌دهد و مادامی که این حب در قلب او باشد، عملش خالص نیست. بلکه تا وقتی که انانیت و خودخواهی در کار باشد، حتی اگر برای تحصیل معارف و کمالات روحی نیز اقدام کند، برای خود و نفسانیت خویش است و آن نیز خودخواهی است نه خداخواهی و روشن است که خودخواهی با خداخواهی قابل جمع نیست. پس تمام حقیقت اعمال همان صور اعمال و جنبه ملکوتی آنهاست که نیت است. به بیان دیگر هر کس بر شاکله خود عمل می‌کند و اعمال هم تابع شاکله نفس است و شاکله نفس اگرچه هیئت باطنی روح و ملکات مخمره در آن است، لکن نیات شاکله ظاهری نفس‌اند. می‌توان گفت که ملکات شاکله اولیه نفس و نیات شاکله ثانویه آن هستند و اعمال تابع آن است. از اینجا نتیجه می‌گیریم که راه خالص کردن اعمال از شرک و ریا و غیر آن منحصر به اصلاح نفس و کسب ملکات فضیلت‌مند و پاک کردن نفس از ملکات رذیلت است و این هم منشأ تمام اصلاحات و مدارج کمال است.
3-5. تأثیر شناخت و فهم کرامت نفس بر اخلاق
انسان اگر شناخت صحیحی از خود بدست آورد علاوه بر اینکه به عزت و کرامت نفس خود و بزرگواری بعد روحانی خود پی می‌برد، می‌فهمد که موجودی مرکب است که دارای قوا، غرایز و امیال گوناگون است. در وجود انسان هزاران قوه نیرومند وجود دارد:شهوت، غضب، طمع، جاه‌طلبی و. . . که آدمی را به ارتکاب اعمال سوء و ضداخلاقی سوق می‌دهند. و در مقابل عقل و فطرت و وجدان اخلاقی قرار دارند که انسان را به خیرو خوبی و نیکی و بزرگواری دعوت می‌کنند.
امام خمینی یکی از موانع دست‌یابی به کرامت انسانی و مراتب معنوی را انکار و ناباوری کرامت و مقامات معنوی می‌داند، زیرا وقتی انسان منکر امری بود، دیگر در راه دستیابی به آن تلاش نمی‌کند. لذا به نظر ایشان بدترین آفت اصلاح و تهذیب نفس و مانع آدمی در راه حصول کرامت انسانی، بی اعتنایی و بی‌اعتمادی به مراتب کمال و درجات اعلای کرامت انسانی می‌باشد و در این زمینه می‌فرمایند:
«بدترین خارهای طریق کمال و وصول به مقامات معنویه که از شاهکارهای بزرگ شیطان قطاع الطریق است، انکار مقامات غیبیه معنویه و مدارج کرامت انسانیه است، که این انکار و جحود ، سرمایه تمام ضلالت و جهالت است و سبب وقوف و خمود است و روح شوق را که براق وصول به کمالات است می‌میراند و آتش عشق را که رفرف معراج روحانی کمال است، خاموش می‌کند. پس انسان را از طلب بازمی‌دارد»
3-5-1.رابطه معرفت نفس و اخلاق
انسان فطرتا حقیقت‌جو است و این حقیقت‌جویی او به کشف حقیقت و ادراک شهودی خود وامی‌دارد.انسان به واسطه این فطرت ابتدا معرفت به خود و در نتیجه نقص و نیاز خویش را درک می‌کند و خود را ذاتا نیازمند و مرتبط با موجودی می‌بیند که مستقل و کامل و غنی مطلق است و در نتیجه به او رو می‌کند،از این جهت«توجه ناقص به کامل مطلق و رفع نقص و احتیاج او،فطری و جبلی است».واین ادراک فقر ذاتی و اینکه انسان وجودا نیازمند به خداوند که کامل مطلق است ،باعث قرب به خدا می‌شود زیرا اگر انسان عظمت و بزرگی کسی را درک کند قلبش از روی فطرت در برابر او خاضع می‌شود و به تبع فروتنی برای آن بزرگ،نسبت به توابع و بستگانش نیز تواضع می‌کند.«پس انسان به حسب فطرت اصلیه و غیر محجوب به احکام طبیعت،برای حق تعالی بالذات و برای مظاهر جمال و جلال او بالعرض متواضع است و تواضع برای بندگان عین تواضع از حق است»
3-6. تفکر و اخلاق
امام خمینی در شرح چهل حدیث در کنار فطرت و عادت به عنوان منشأ اخلاق از تفکر و تدبر نیز نام برده‌اند و معتقدند که گاهی اخلاق و خُلق نفسانی انسان در ابتدا از تفکر حاصل شده و ملکه می‌گردد. و در جایی دیگر در فضیلت تفکر آن را به مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم و نیز مقدمه لازم و حتمی برای سلوک انسانیت بیان کرده‌اند. در واقع ایشان تفکر را اولین مرحله سلوک دانسته‌اند. و بر این باورند که اگر انسان در مضار و منافع هریک از اخلاق فاسد و ملکات رذیله که زاییده‌ی شهوت و غضب و واهمه است، تفکر کند و به این نتیجه برسد که هر چقدر هم قوی باشد و خواسته‌های نفس تن دهد و به آرزوهایش برسد، باز هم به یک هزارم آمالش نرسیده است؛چرا که اولا در این عالم ممکن نیست آمال انسان ادا شود چون این عالم دار مزاحمت است و دوما میل و آمال انسان حدّ محدود ندارد. ایشان هم‌چنین تفکر در عذاب‌های اخروی که در قرآن شریف به آن‌ها اشاره شده است را بازدارنده از مفاسد اخلاقی و ارتکاب معاصی می‌دانند.
3-5-1. رابطه تخیل و اخلاق
پیشتر بیان شد که قوه‌ی خیال که قادر به صورت‌سازی و تخیل کردن است، می‌تواند با تخیل صورت شی مطلوب یا منفوری در قوه‌ی خیال باعث شود که قوه شوقیه به کار افتد و قوه فاعلیه را تحریک کند و نیز بیان شد که قوه شوقیه دو بخش شهوی و غضبی است و هر گاه مثلا با غذایی روبه رو شود و تصور کند که غذای مزبور برای ادامه حیات او ضروری است و یا برای او سودمند است، قوه شهویه دست به کار می‌شود و شخص را تحریک می‌کند تا آن غذا را بخورد و از این طریق کسب لذت کند. بنابراین می‌توان منشأ فعال شدن قوه شهویه را تخیل صورت‌های مطلوب و شهوت‌انگیز و غایت آن لذت بردن از طریق دست‌یابی به واقعیت خارجی آن صورت‌ها است. براین اساس امام خمینی(ره) منشأ غلبه بر شیطان و جنود او را حفظ طائر خیال بیان کرده‌اند و خیال را به مرغی تشبیه کرده‌اند که بسیار پروازکُن است و در هر لحظه به یک شاخه‌ای آویزان می‌شود و اگر انسان آن را حفظ و کنترل نکند موجب بدبختی و شقاوت انسان است. هم‌چنین ایشان معتقدند که انسان مجاهدی که درصدد اصلاح نفس خود برآمده است ، باید زمام خیالش را در دست بگیرد و مانع خیال‌های فاسد و باطل از قبیل خیال معاصی و شیطنت شود. بلکه باید دائما خیال خود را متوجه امور شریف و عالی کند.