دانلود پایان نامه

عبیدالله بن حر جعفی، که گفته شده پس از شهادت امام حسین(ع) از منزل خود در قصر بنی مقاتل به کربلا رفت و درآنجا گریست و قصده ی بلندی در رثای امام حسین(ع) سرود. او را نخستین زیارت کننده قبر امام(ع)دانسته اند.
جابربن عبدالله انصاری، که بر اساس گفته لهوف در اربعین به کربلا رسیده است.
توّابین که پس از شهادت امام حسین(ع) از یاری نکردن آن حضرت پشیمان گشته و توبه کردند و به قیام بر ضد دستگاه شام و جبران گذشته همت گماردند. آن ها بدین منظور، به کربلا رفتند و در آن جا به عزاداری پرداختند و آن جا برای خونخواهی امام(ع) هم قسم شدند.
عزاداری امامان معصوم، که در برخی از فصل های پیشین نیز ذکری از آن به میان آمد.
امام باقر (ع) به منظور عزاداری بر جدّشان، مجلس تشکیل می دادند و از کمیت خواستند تا اشعاری در این باره بخواند.
امام صادق(ع) نیز به تشکیل مجلس عزاداری می پرداختند وشیعیان را به عزاداری و مرثیه سرایی با حزن و اندوه و سوز امر می نمودند و خود در مصیبت جدشان می گریستند.
در همین زمینه، روایاتی از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)نقل شده است. بنابراین، آن چه از سیره اهل بیت بر می آید، تشکیل مجالس عزاداری و گرامی داشت عاشورا، به ویژه دهه محرم است. به یقین شیعیان هم این امر را تا حد امکان در آن شرایط خفقان به انجام می رساندند و هرگاه شرایط مهایا می شد آشکارا به عزاداری می پرداختند.
این شرایط در زمان بنی امیّه به شدت سخت و دهشتناک بود. امویان می کوشیدند تا یاد حسین و اهل بیت(ع) از ذهن ها پاک شود. از این رو، به هیچ وجه اجازه عزاداری و رفت و آمد و زیارت قبر مطهر آن حضرت را نمی دادند. این موضوع پس از قیام زید ابن علی بن حسین(ع) در زمان هشام بن عبدالملک شدت یافت. آن شرایط خفقان بار، در گفت وگوی میان امام صادق(ع) و یکی از اصحابشان به نام مسمعکاملاً مشهود است.
اما در زمان عباسیان، شرایط همواره در حال نوسان وتغییر بود و دائماً دچار قبض و بسط می شد. در زمان سفاح اولین خلیفه عبایس، شاهد فراهم شدن زمینه برای زیارت مرقد مطهر هستیم، ولی در زمان منصور، شاهد منع زائران و تخریب مرقد مطهریم که شاید یکی از علت های آن، قیام سادات حسینی باشد. پس از منصور و در زمان مهدی،مأمون، معتصم، واثق، منتصر و ناصرالدین بالله، شیعیان از جهت عزاداری و زیارت قبر امام حسین(ع) آزادی داشتند، ولی در زمان هارون و متوکّل، به شدت در آزار و اذیت قرار گرفتند و دستور تخریب قبر مطهر و منع زایران صادر شد. شدیدترین این آزارها و اذیت ها، در زمان متوکل بود که دستور کَشت زمین های اطراف قبر مطهر و زندانی کردن زایران را در سال 236 ه.ق صادرکرد. علی بن محمد بسامی، شاعر بغدادی، شعری سرود و در آن، بنی عباس و متوکل را هجو و مذمت کرد.40 با این حال، کسانی از قرن اول هجری تا زمان آل بویه، به طور فردی و جمعی به کربلا رفته و در آن جا عزاداری می کردند، ولی پرشکوه ترین عزاداری شیعه در سوگ سیدالشهدا(ع)، در دوارن آل بویه که خود شیعه و دوست دار اهل بیت بودند، اتفاق افتاد. احمد معزالدوله، یکی از سه برادران بویه ای، پس از فتح بغداد در سال 334ه.ق در زمان مستکفی بالله، با توجه به روحیه تشیع خود، به آبادانی مزار امامان معصوم، به ویژه امام حسین(ع) پرداخت. او در محرم سال 352 دستور داد که بازارها تعطیل و خرید و فروش ممنوع شود و سقاخانه هایی در بازارها برای آب دادن به مردم دایر گردد. هم چنین زنان در حالی که برای امام حسین(ع) نوحه می خواندند و بر صورت لطمه می زدند، از خانه ها خارج شوند. این نخستین باری بود که چنین مراسمی در عزای امام حسین(ع) و زیر پرچم حکومتی برپا می گردید و سنت عزاداری دهه اول محرم، از آن زمان تا کنون به یادگار مانده است. پس از این دوران نیز عزاداری امام حسین(ع) همواره انجام می گرفت و با توجه به برخورد حاکمان، دچار قبض و بسط می گردید.
پس از دوران آل بویه، دوران تیموریان از این جهت بسیار پراهمیت است. و شاهد گسترش تدریجی تشیع، به ویژه در خراسان و ماوراء النهر (مرکز حکومت تیموریان) هستیم، به طوری که برخی از پژوهش گران، از تسنن دوازده امامی در این دوره نام برده اند و نوشته اند در این زمان در ماوراءالنهر، همه ساله در سالروز قیام عاشورا، مراسمی برپامی شد.
ملا حسین کاشفی، چهره شاخص این دوره و نگارنده کتاب روضة الشهداء است. برخی گفته اند در این دوره، گریه بر امام حسین(ع) در هرات، جانشین ذکر صوفیانه شده بود که نقشبندیه آن را ملغی کرده بودند. با روی کار آمدن صفویه و رسمیت یافتن مذهب شیعه و فزونی گرفتن شمار شیعیان، بر کمیت و گستره مراسم عزاداری افزوده شد و از آن پس نیز با توجه به شیعی بودن همه حاکمان ایرانی، همین روند با ابعاد وسیع تری ادامه یافت(آقاجانی،1388 : 15)
4-5-4- تحلیل قیام عاشورا
در تاريخ اسلام قيام عاشورا براى مسلمانان بويژه شيعيان، مهم و سرنوشت‏ساز بوده است. واقعه‏اى كه در تربيت نسل‏هاى گذشته و حال تاثير شايسته‏اى داشته و سرآغاز نهضت‏هاى بزرگ سياسى اجتماعى گرديده كه انقلاب اسلامى ايران يكى از مهم‏ترين آن‏ها است.اهميت واقعه كربلا مى‏طلبد كه ماهيت آن تبيين شده، ابعاد و زواياى گوناگون آن مطالعه و تجزيه و تحليل علمى شود و شبهات مطروحه پيرامون اين قيام تاريخى برطرف گردد.اين قيام به دليل فاصله آن از زمان وقوع تاكنون و از سويى ديگر تعدد عناصر تأثيرگذار در تحقق و تكوين آن، تجزيه و تحليل اين نهضت مقدس تاريخ اسلام را پيچيده ساخته است. و هر يك از تحليل‏گران عاشورا با بزرگ نمايى يك يا چند عامل، عوامل ديگر را كم اهميّت دانسته و يا ناديده انگاشته‏اند و چه بسا به نتايج و ديدگاه‏هاى نادرست رسيده و نظريّات ديگران را به گونه‏اى نقد و نقض كرده‏اند.در اين ميان آن چه تأسف و نگرانى دانشمندانى چون استاد شهيد مطهرى را افزون كرد، وقوع تحريف در شكل و محتواى اين نهضت بود. زيرا همواره تحريف گران تاريخ به تحريف معنوى عاشورا پرداخته و علل و انگيزه‏ها و اهداف آن را به گونه‏اى غير از آن‏چه بوده، تفسير كرده‏اند.
آن‏ها گاهى شهادت امام حسين‏عليه السلام را كفّاره گناهان امت محسوب داشته و گاهى قيام آن حضرت را بر اساس خاصى تفسير كرده و خواسته يا ناخواسته آن را با قاعده «قضيّة فى واقعة» منطبق ساخته‏اند تا قابل پيروى نباشد(http://shareh.com/persian/magazine/payam_h/36/08.htm)
چون غدیر سامان یافت، عاشورا تحقق پذیرفت. عاشورا روحیه سلحشوری و استکبار ستیزی را در کالبد جهان تشیع ایجاد کرد. حادثه عظیم عاشورا پس از بعثت رسول خدا (ص) و بسا غدیر، بزرگترین رویداد تاریخی برای شیعه به شمار می آید. این رویداد، از ابعاد مختلفی در تشیع تأثیر گذاشته است. روشن ترین تأثیر عاشورا، سوگواری برای امام حسین (ع) به صورت نیرومندترین سنت مذهبی در تمام جوامع شیعی و در تمام ادوار تاریخی است. چنین سوگواری با این سبک و سیاق تقریباً در میان جوامعی که می شناسیم بی سابقه است. این رویداد همچنین نقش مهمی در هویت بخشی به تشیع داشته و در ازای تاریخ اسلام، مهمترین ممیّزه جامعه شیعی از جوامع غیرشیعی بوده است. نکته دیگری که در اندیشه تاریخی شیعه در ارتباط با عاشورا اهمیت دارد، تبلور عاشورا به عنوان خط تولّی و تبرّی است که از ارکان نگره ی مذهبی در شیعه است. این همان چیزی است که در دوره های بعدی نیز فاصلی میان شیعه و دیگران بوده است (اطلس شیعه،۱۳۸۷ :۶۵).
عاشورا چون چتری برفراز جامعه شیعه، آن را در گذر تاریخ از بسیاری از تغییرها و دگرگونی ها حفظ کرده و پای بندی شیعیان را به اهل بیت (ع) ثابت نگاه داشته است. در نگاه شیعه کربلا تنها یک واقعه تاریخی نیست، رویدادی ویژه با شأن و مرتبه الهی است. اهمیت دیگر عاشورا را در ادبیات شیعه، در بخش ادب عربی و فارسی خود را نشان داده است. نفوذ عاشورا به حدی است که گاه تصور می شود در کنار فقه و شریعت، به عنوان یک رکن شناخته می شود. در حالیکه در توجیهات مذهبی تصریح شده است که امام حسین (ع) برای احیای شریعت و دین مبارزه و جهاد کرده است (همان). پس از یک دوره بلند تاریخی که عاشورا بیشتر به عنوان یک شعار و در قالب متن های ادبی اما غیرتاریخی همراه با تحلیل های بیشتر نادرست از اصل واقعه مطرح بود، در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، تلقی جدیدی از عاشورا به عنوان یک پدیده سیاسی ضد ظلم و استبداد و در دفاع از دین و آزادی مطرح گردید. این رویداد همچنین به عنوان یک اسوه برای شهادت طلبی در طول مبارزات که جامعه شیعه در چند دهه اخیر و در نقطه ای از جهان داشته، مورد استفاده قرار گرفته است (همان).
4-5-5- جایگاه ایثار و شهادت در متون اسلامی
ایثار یک واژه عام است که در همه مکتب ها و فرهنگ ها وجود دارد اما در اسلام از یک برتری خاصی برخوردار است و هر تلاش و فداکاری و از خودگذشتگی را ایثار نمی گویند. ، بلکه ایثار در اسلام، پیش زمینه ای چون اخلاص و در راه خدا بودن، دارد. ایثار بیانگر رشد و معرفت انسانی است و این موقعی است که انسان به یک تکامل روحی دسترسی پیدا کند. ایثارگری از آنجایی که حامل پیام هایی همچون: خداخواهی، دین باوری، خدایابی، انسان دوستی و دگرخواهی، شهادت، رشادت، از خودگذشتگی، عزت و عظمت و…  است، در بین ما تقدس پیدا کرده است.
 الف) قرآن كريم با بيان شواهد و نمونه هایی، ايثار را در ابعاد مختلف ستوده است، ازجمله:
 1) حـضـرت ابـراهـيـم (ع) را به عنوان(بـنيانگذار ايثار مى ستايد كه از خدايان و بت هاى مـشـركان بيزارى جسته ، ترسى به خود راه نداد و جان بر كف، بت ها را در هم شكست و فرياد برآورد كه: “اُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ؛ اف بر شما و بر چيزهايى كه جز خدا مى پرستيد!”
 هـمـچـنـيـن در جـريـان ذبـح حـضـرت اسـمـاعـيـل، وقـتـى ابـراهـيـم (ع) خـواب خـويـش را بـه عمل تبديل كرد و از آن آزمايش الهى پيروزمندانه بيرون آمد، خداوند او را اين گونه ستود: “سَلامٌ عَلى اِبْراهيمَ كَذلِكَ نَجْزِى الْمحْسِنينَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ؛ سلام بر ابراهيم ، ما نيكوكاران را اين چنين پاداش مى دهيم، او از بندگان مؤ من ما بود.”
 2) در بیان ايثار جانى حضرت على (ع)مى فرمايد: “وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ؛و بعضى از مردم براى به دست آوردن خشنودى خدا جان خويش را فدا مى كنند.
 و در جاى ديگر ايثار مالى خاندان پيامبر(ص)را چنين مى ستايد: “وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً؛ غذاى خويش را با آنكه آن را دوست دارند، به مسكين و يتيم و اسير مى خورانند.”
هـمـچـنـيـن ازانـصـارـ كـه در حـال فـقـر، از بـرادران مـهـاجـر خـود، بـا تـقـسـيـم امـوال وخـانـه هـاى خـويش پذيرايى كردند و آنان را بر خود مقدّم داشتند ـ اين گونه تمجيد مى كند: “وَ يُؤْثِرُونَ عَلى اَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌديگران را بر خود مقدم مى دارند، هر چند خود، فقير و نيازمند باشند.