دانلود پایان نامه

3-1-2-1-4-منابع
3-1-2-1-4-1-منابع صنایع و معادن
مهمترین صنایع و معادن ایران عبارتست از: نفت و گاز. ایران، سومین ذخایر نفتی جهان، یازده درصد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه؛ و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده درصد ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد. همچنین ایران دومین صادرکننده بزرگ سازمان اپک است که پتانسیل تبدیل شدن به یک ابرقدرت انرژی را داردمهم‌ترین منطقه‌های نفتی این کشور مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، آغاجاری و اسلام آباد غرب(شاه آباد پیشین) است. همچنین دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته دارد. نفت قم نیز در حال بهره‌برداری است. مهمترین میدان گازی ایران، میدان گازی پارس، شامل: میدان گازی پارس جنوبی در منطقه عسلویه و میدان گازی پارس شمالی در منطقه مندستان هر دو در استان بوشهر واقع است.
بیشترین معادن در حال بهره‌برداری در استان‌های خراسان وجود دارد. دیگر معادن مهم ایران عبارت‌اند از: معادن کانیهای فلزی: آهن، منگنز، کرومیت، مس، سرب، روی، نیکل، کبالت، طلا، نقره و اورانیوم؛ معدنی شیمیایی: گوگرد، نمک؛ سنگهای تزئینی مانند فیروزه؛ شن و ماسه؛ و زغال سنگ.
3-1-2-1-4-2-منابع طبیعی
تنوع انواع گوناگون خاک در ایران که هر کدام از آنها برای ایجاد یک محیط طبیعی و یا گیاهان غالب ویژه مفید به نظر می‌رسند و وجود آب و هواهای گوناگون در این سرزمین وسیع و نیز واقع شدن در مجاورت دریای مازندران در شمال و همچنین کرانه‌های خلیج فارس و دریای عمان در جنوب ، پستی و بلندیها و توپوگرافی ویژه ایران وضعی را بوجود آورده است که بتوان به انواع مختلف گیاهان و جانوران گرمسیری ، معتدل سردسیری در ایران اشاره نمود. بسیاری از نقاط ایران به استثنای قسمتهایی چند از جمله کرانه دریای خزر و غرب کشور ، از دیدگاه منابع طبیعی و ثروتی منابع گیاهی و جانوری ، ذخیره‌های آب در تنگناهای شدید قرار دارد.(www.daneshnameh.roshd.ir)
3-1-2-1-5- اهداف استراتژیکی
سرزمین ایران از لحاظ مساحت در قاره آسیا فقط از کشور چین و هندوستان کوچکتر است. ایران کنونی از شمال به خاک روسیه و بحرکاسپین، از خاور به افغانستان و پاکستان محدود می شود در جنوب ایران خلیج فارس و دریای عمان که به اقیانوس هند پیوسته است قرار گرفته در خلیج فارس چند جزیره از قبیل قشم، هرمز، لارک، هنگام، خارک، تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی از آن ایران است در باختر ایران، عراق و ترکیه قرار دارد. روی هم رفته ایران دارای حدود 8 هزارکیلومترمربع خطوط مرزی با تمام کشورهای همسایه است. (عزتی، 1388، ص 1) سرزمین ایران مهمترین رکن ساختاری دولت ایران است و زادگاه، و زیستگاه ایرانیان محسوب می شود که بقا و سرافرازی آن موجب افتخار و مباهات آنان است.(حافظ نیا، 1381، ص 38)
موقعیت جغرافیایی ایران و حضور در منطقه جنوب غرب آسیا و قرار گرفتن میان دو منطقه آبی و مجاورت با مناطق چندگانه با هویت ها و کارکردهای مختلف، موجب شکل گیری نقشی مواصلاتی و ارتباطی برای ایران شده است. این ویژگی درحالی با تاریخ و جغرافیای ایران عجین شده که امروزه به دلیل شکل گیری جمهوری های تازه استقلال یافته پس از فروپاشی شوروی؛ به دلیل عدم دسترسی برخی از آنها به آبهای آزاد، ظرفیت های بی نظیری برای جمهوری اسلامی ایران پدید آمده تا بتواند از طریق ترانزیت کالا و تکیه بر نقش ارتباطی بیشترین بهره و استفاده را از این موقعیت ببرد.البته این ظرفیت چنانکه اشاره شد با تاریخ ایران پیوند خورده و راه های ابریشم و ادویه از دیرباز تداعی کننده این موضوع می باشد درحالیکه در دوران جنگ سرد، نیاز شوروی به آب های گرم موجب تغییر در معادلات سیاسی منطقه شد ولی نکته ای در این بیان می توان به آن تأکید نمود، راه مواصلاتی جنوب به شمال برای تزریق نیازهای اساسی شوروی بوده است که امروزه از آن به عنوان کوریدور شمال به جنوب یاد می شود و باعث شده تا شرایط برای دسترسی روسیه و کشورهای آسیای میانه به آب های گرم خلیج فارس و اقیانوس هند فراهم شود(بیگدلی،1381: 7-12) و یا مسیر ترانزیتی شمال غرب به جنوب شرق به عنوان پلی برای ارتباط اروپا و کشورهای شرق آسیا که لاجرم ایران را به عنوان یک کشور نقش آفرین مطرح نموده است به ویژه مرز طولانی با خلیج فارس و وجود بندرگاه هایی با ظرفیت تجاری بالا، نقشی ویژه و برجسته به آن بخشیده است(صادقیان خوری، 1377: 150).
ایران بنا به ساختار طبیعی و موفقیت خود همواره مورد توجه ملل دیگر قرار گرفته چنانچه هدف اصلی برقراری روابط با ایران هم در گذشته و هم در حال به دو منظور بوده است .
1)هدف اقتصادی ـ اجتماعی که برای تأمین آن کالا، مواد، افکار و اندیشه ها، انسان ها وسایط حمل و نقل از مسیر ایران عبور نمود. مبادی و مقاصد را به هم متصل می کرده است. این همان چیزی است که به نقش ارتباطی ایران تعبیر می شود.
2)عملیات نظامی که با هدف تصرف ایران و نیز تصرف سرزمین های ماوراء ایران انجام می گرفته است.
بنابراین نقش ایران به عنوان دو عامل که:
1)ساختار طبیعی فضا و تعاملات اجتماعی آن دیگری ایران به مثابه یک مکان سیاسی است ایران در این زمینه همواره مورد رقابت قدرت های همسایه بوده است بدین معنی که نیروهای سیاسی و دولت های قدرتمند مجاور ایران که بعضاً خاطره های نظامی ناخوشی از ایران داشتند به تهاجم نظامی و تصرف ایران دست زدند. گاهی در خلال تجاوز نظامی دشمن، نظام سیاسی در فلات ایران فرو می ریخت و دوره اغتشاش هرج و مرج، ناامنی و تجزیه طلبی فرا می رسید انگیزه مهاجمانی چون مغولان، ترک ها ، یونانیان، رومیان، اروپاییان، روس ها و… از تجاوز به ایران و تصرف آن علاوه بر جبران شکست های قبلی و ارضای عقده های سرکوب شده در دو ویژگی اصلی سرزمین نهفته است.
2)موقعیت جغرافیایی و فضای سرزمینی: این نقش آفرینی سیاسی فضای سرزمینی موقعیت ایران به صورت یک پدیده ثابت بروز کرده و حتی در دوران معاصر (دوره استعمار اروپایی و نیمه اول قرن 20 همچنان در جنگ سرد و پس از آن) موضوع رقابت قدرت های جهانی بوده است و به نظر می رسد این نقش آفرینی تا تداوم ضعف نهاد حکومت و فقدان اقتدار ملی (یا برد منطقه ای و یا جهانی) همچنان ادامه پیدا کند.
3)ذخایر و ثروت های زمینی و زیرزمینی: این عامل همواره در ادوار تاریخی و ظهور استعمار جدید در قالب واجد آب و مرتع برای تأمین علوفه دام ها و مواد غذایی مورد نیاز انسان ها ظهور داشت، به طوری که به صورت یک هدف استراتژِیک برای مهاجمان آسیای مرکزی در آمده است. از سوی دیگر در پرتو آرامش سیاسی و امنیت داخل فلات شهرهای بزرگ و فعال برخورد از ثروت و آذوقه پدید می آمدند که این خود برای مهاجمان وسوسه انگیز بود و آنها را به تدارک تهاجم در فرصت مناسب و در پی بروز ضعف در ارکان حکومت ایران ترغیب می کرد. (حافظ نیا، 1381، صص 49-48)
3-1-2-1-6-هویت آریایی
آریایی ها و بقیه شعبه های نژاد هند و اروپایی زمانی در یک جا زندگی می کرده اند. این جای مشترک به طور کلی در منطقه ای بین دریای سیاه و دریای کاسپین (خزر) تقریباً در محل گرجستان کنونی بوده است. این مردمان از سه هزار سال قبل از میلاد شروع به مهاجرت کردند.
سه شعبه نژاد آریایی عبارتند از: شعبه هندی، شعبه ایرانی و شعبه سکایی. این سه شعبه بعد از مهاجرت از نقطه اصلی مدت ها در آسیای میانه باهم زندگی کردند. بعد از هم جدا شدند. شعبه ایرانی به طرف جنوب و جنوب غربی رفت و در فلات ایران پخش شد. این مردم خود را آیریا نامیدند که به معنی نجیب و باوفا است. اسم ایران هم ابتدا “آیران” بوده و بعد از تغییراتی در نهایت ایران نامیده شده. طبیعی است که دلیل این مهاجرت ها زیاد شدن سکنه و تنگی جا بوده است.
آریایی های ایران در دو هزار قبل از میلاد به ایران رسیدند. وقتی آنها وارد ایران کنونی شدند، ظاهراً با مردمی بومی مواجه شده اند که عیلامی ها مهم ترین آنها بوده اند. بومی های ایران زشت و از نظر نژاد و عادات و اخلاق و مذهب از آنها پست تر بوده اند. آریایی ها به مردم بومی “دیو” یا “تور” می گفتند. در ابتدا آریایی ها دایم با مردم بومی می جنگیدند و آنها را می کشتند. وقتی خطر بومی ها دفع شد، آنها را واداشتند کارهای پرزحمتی مثل کشاورزی و تربیت احشام را انجام دهند و مثل غلام و کنیز به خانواده ها خدمت کنند. سپس خودشان هم با بومی ها مخلوط شدند.
آریایی ها به هرجایی که وارد می شدند پس از جنگ با بومی ها قلعه ای می ساختند تا خانواده ها و احشامشان در آنها زندگی کنند. آتشی را هم روشن می کردند که هم از آن استفاده عادی کنند و هم از آن به عنوان علامت در هنگامی که دشمن می خواسته حمله کند استفاده کنند. از همین قلعه ها شهرها و دهات به وجود آمدند.
آریایی های ایران وقتی به ایران آمدند، از نظر تمدن پست تر از همسایه های خود یعنی بابل و آشور بودند و چیزهای زیادی از آنها یاد گرفتند. ولی از نظر اخلاقی بر آنها برتری داشتند. چون اعتقادات مذهبی آنها سعی و کوشش و کار کردن را تشویق می کرد و دروغ را یکی از بزرگ ترین ارواح بد به شمار می آورد.
www.020.ir))
3-1-2-1-7- تاریخ