مقاله درباره کودکان مقطع ابتدایی و فرزندپروری مقتدرانه


Widget not in any sidebars


Widget not in any sidebars
جدول شماره (2) که در ارتباط با توزیع واحدهای مورد پژوهش بر حسب برخی از مشخصات خانوادگی تنظیم شده است ، نشان میدهد که اکثریت واحدهای مورد پژوهش باپدر و مادر خود زندگی می کردند(6/93٪) ، سطح تحصیلات پدر (8/34%) و مادر (42%) دیپلم، شغل پدر آزاد (56% )، مادر خانهدار(3/83% )، دارای منزل شخصی (2/63% ) با درآمد ماهیانه بین 300 تا 500 هزار تومان (1/41 % ) ، بعد خانوار 4نفر (6/48٪) ، سن پدر بین 35 تا 45 سال (5/56٪) (با میانگین وانحراف معیار97/5± 3/39) و سن مادر بین 30 تا 40 سال (6/60٪) ( با میانگین و انحراف معیار50/5± 8/34) بود.
جدول شماره (3) در ارتباط با هدف ویژه اول پژوهش” تعیین فراوانی سبکهای فرزندپروری(مقتدرانه،مستبدانه،سهل گیرانه) والدین کودکان” تنظیم شده است ،نشان می دهد که والدین اکثر واحدهای مورد پژوهش دارای سبک فرزندپروری مقتدرانه(5/96٪) وبا میانگین و انحراف معیار (29/8±26/41)بودند.
در همین راستا در پژوهش ربکا هال (2008) با عنوان سبکهای فرزند پروری بامریند و رابطه آن با نظریه تکامل والدین نشان داد که اکثریت واحدهای مورد پژوهش دارای سبک فرزندپروری مقتدرانه(3/90درصد) بودند. (61).همینطور درپژوهش یونگ (2005) در هنگ کنگ با هدف ارتباط سبکهای فرزندپروری و موفقیت تحصیلی در فرهنگ چینی انجام شد ، با استفاده از ابزار بامریند نشان داد که سبکهای فرزندپروری در بین واحدهای مورد پژوهش بیشترین میانگین مربوط به سبک مقتدرانه (79/6±55/32) و کمترین آن مربوط به سبک سهل گیرانه (74/4±05/29) بود(72). مطالعه ای که توسط باقرپور کماچالی وهمکاران(1385) با هدف مقایسه الگوهای فرزندپروری در بین خانواده های نظامی و غیر نظامی در تهران انجام شد ،نشان داد که بیشترین الگوی مورد استفاده در بین خانواده ها ، الگوی فرزندپروری مقتدرانه بود بدین ترتیب که در خانواده های نظامی 58درصد و در خانواده های غیر نظامی 8/62درصد از این سبک استفاده می کردند(73). همچنین پژوهش زهراکار (1387)در ایلام نیز نشان داد که در بین شیوه های فرزندپروری بالاترین میانگین مربوط به سبک مقتدرانه (با میانگین و انحراف معیار82/9±84/19) بود(37).
اما المیدا بغداسریان (2010) در مطالعه ای مقطعی با هدف تعیین سبکهای فرزندپروری در میان خانواده های اروپایی – آمریکایی و ارمنی – آمریکایی به نتایج متفاوتی دست یافت بطوریکه در نژاد اروپایی – آمریکایی سبک مقتدرانه با میانگین و انحراف معیار(60/5±94/18) کمترین و سبک سهل گیرانه با میانگین و انحراف معیار(87/4±17/35) بیشترین میانگین و همچنین در نژاد ارمنی – آمریکایی سبک مقتدرانه با میانگین و انحراف معیار(70/3±85/17) کمترین و سبک سهل گیرانه با میانگین و انحراف معیار(77/5±84/35) بیشترین میانگین را در بین سبکهای فرزندپروری بخود اختصاص داده بود(74). پوراحمدی و همکاران(1388) در شهرستان نهاوند نیز نشان دادند که سبک مقتدرانه با میانگین و انحراف معیار(62/2±83/14) کمترین و سبک سهل گیرانه با میانگین و انحراف معیار ( 42/3±42/27) بیشترین میانگین را در بین سبکهای مورد استفاده واحدهای مورد پژوهش به خود اختصاص داده بودند(75).
دراین مطالعه ، 5/96 درصد والدین دارای سبک مقتدرانه بودند .در تبیین این مسئله می توان گفت، از آنجاییکه ماهیت سبکهای تربیتی به گونه ای است که می بایست رفتارهای والدین را بطور مستقیم مشاهده و ثبت نمود ، لذا از طریق پرسشنامه معمولاً نگرش والدین نسبت به یک رفتار خاص سنجیده می شود . نوع فرهنگ حاکم بر جوامع و حتی برخی خرده فرهنگها در میان گروههای قومی مختلف و نیز میزان آگاهی والدین از شیوه های تربیتی و همینطور سطح اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی می تواند در نگرش والدین در بکار بردن شیوه تربیتی فرزندانشان تأثیر داشته باشد.
جدول شماره (4 و 5) در ارتباط با هدف ویژه دوم پژوهش”تعیین فراوانی مشکلات رفتاری کودکان (درونی سازی شده و برونی سازی شده) تنظیم گردیده است. نتایج نشان داد که از میان کلیه خرده مقیاسهای مشکلات رفتاری در واحدهای مورد پژوهش ، رفتار قانون شکنی با 6/6 درصد بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است و خرده مقیاس اضطراب/افسردگی با 7/1 درصد کمترین درصد را در میان خرده مقیاسها کسب نموده است.جدول شماره 5 فراوانی مشکلات رفتاری را براساس دسته بندی درونی سازی و برونی سازی نشان می دهد که 1/12٪از واحدهای مورد پژوهش دارای مشکلات برونی سازی و 9/8٪از آنان نمره دارای مشکلات درونی سازی می باشند. بطور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد که میزان شیوع مشکلات برونی سازی در واحدهای مورد پژوهش بیشتر از مشکلات درونی سازی است .
همسو با این نتایج در مطالعه آتزابا- پوریا و همکاران(2004) با هدف بررسی مشکلات درونی سازی و برونی سازی در کودکان در دو نژاد اقلیت و اکثریت در انگلستان نشان داد 2/17٪از واحدهای مورد پژوهش (براساس گزارش والدین ) دارای مشکلات برونی سازی و 9/13٪ از آنان دارای مشکلات درونی سازی بودند(76). اما در مطالعه ای که توسط سیانتز (2010) در آمریکا با هدف پیش بینی کننده های مادری مشکلات رفتاری کودکان مهاجر مکزیکی انجام شد نشان داد که 3/7٪ از واحدهای مورد پژوهش دارای مشکلات برونی سازی و 4/9٪ از آنان واجد مشکلات درونی سازی بودند(77). استفانی (2009) نیز در پژوهش خود نشان داد که 12٪ از واحدهای مورد پژوهش نمره T بالاتر از نقطه برش مرزی و بالینی مشکلات برونی سازی و 17٪ از آنان نمره بالاتر از نقطه برش برای مشکلات درونی سازی را کسب نمودند(78). غباری بناب و همکاران (1388) نیز در مطالعه ای با هدف میزان شیوع مشکلات رفتاری در بین کودکان مقطع ابتدایی در شهر تهران نشان داد که 9/12درصد از واحدهای مورد پژوهش دارای مشکلات رفتاری درونی سازی شده و 3/12 درصد از آنان دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده هستند(5).
به نظر می رسد میزان شیوع مشکلات رفتاری به علت فقدان تعاریف واحد ، مشکلات روش شناختی ، سیاستهای اجتماعی و عوامل اقتصادی با دشواریهایی همراه است. به همین علت محققین درصد شیوع رفتارهای نابهنجار یا مشکلات رفتاری را با ارقام متفاوتی برآورد کرده اند.
جدول شماره(6 تا 14) در ارتباط با هدف ویژه سوم پژوهش ” تعیین ارتباط سبکهای فرزندپروری با مشکلات رفتاری کودکان( درونی سازی و برونی سازی) تنظیم شده است. که در ادامه به تفکیک توضیح داده میشود.
جدول شماره 6نشان می دهد که همبستگی معناداری بین خرده مقیاس های مشکلات درونی سازی (اضطراب/افسردگی، گوشه گیری/افسردگی و شکایات جسمانی) و سبک های فرزندپروری با یکدیگر وجود دارد. بطوریکه بین سبک سهل گیرانه با مشکلات درونی سازی شده (05/0P<) و گوشه گیری/افسردگی (05/0P<) وبین سبک مستبدانه با گوشه گیری/افسردگی (01/0P<) و همین طور بین سبک مقتدرانه با مشکلات درونی سازی شده (01/0P<) و اضطراب/افسردگی (05/0P<) و گوشه گیری/افسردگی (01/0P<) و شکایات جسمانی (01/0P<) همبستگی معناداری وجود دارد. لذا به منظور تعیین سهم واریانس هر یک از سبکهای فرزند پروری در مشکلات درونی سازی از تحلیل رگرسیون استفاده شد(جدول شماره 7).نتایج این جدول مبین اینست که سبک های فرزندپروری مقتدرانه(003/P<) و سهل گیرانه(021/P<) ارتباط آماری معنی داری با مشکلات درونی سازی شده دارند؛ بدین صورت که سبک مقتدرانه با ضریب 109/- پیش بینی کننده منفی و سبک سهل گیرانه با ضریب 085/0 پیش بینی کننده مثبت برای مشکلات درونی سازی شده محسوب می شوند.
به عبارت دیگر سبک فرزندپروری مقتدرانه با کاهش مشکلات درونی سازی و سبک فرزندپروری سهل گیرانه با افزایش این مشکلات همراه است. در مرحله بعد هر کدام از خرده مقیاسهای مشکلات درونی سازی شده بطور جداگانه وارد معادله شدند که نتایج به شرح ذیل بدست آمد.
در ارتباط با خرده مقیاس اضطراب/افسردگی(جدول شماره8). نشان می دهد سبک فرزندپروری مقتدرانه(020/P<) ارتباط معنی دار آماری با خرده مقیاس اضطراب/افسردگی دارد و ارتباط سبک سهل گیرانه(082/P<) و سبک مستبدانه (566/P<)با این خرده مقیاس معنی دار نبود. به عبارت دیگر سبک مقتدرانه با ضریب 086/- پیش بینی کننده قوی اما منفی برای خرده مقیاس اضطراب/افسردگی محسوب می شود.به بیان دیگر هر چه والدین در شیوه تربیتی خود بیشتر از ویژگیهای سبک مقتدرانه استفاده نمایند میزان وقوع اختلال اضطراب/افسردگی در فرزندان کمتر خواهد بود
در مورد خرده مقیاس گوشه گیری / افسردگی (جدول شماره 9)بیانگر اینست که در پیش بینی خرده مقیاس گوشه گیری/ افسردگی ،سبک فرزندپروری سهل گیرانه(006/P<) ، و مقتدرانه(001/P<) پیش بینی کننده های معتبری هستند، بطوریکه سبک مقتدرانه با ضریب 126/- پیش بینی کننده قوی اما منفی و سبک های سهل گیرانه با ضریب 101/0 پیش بینی کننده مثبت برای خرده مقیاس گوشه گیری / افسردگی محسوب می شوند. به عبارتی هر چه میزان استفاده از سبک فرزند پروری مقتدرانه بیشتر باشد باعث کاهش علائم گوشه گیری / افسردگی در کودکان شده و درمقابل استفاده از سبک فرزندپروری سهل گیرانه منجر به افزایش این علائم خواهد شد. در ارتباط با خرده مقیاس شکایات جسمانی(جدول شماره 10) نتایج مبین اینست که سبک فرزندپروری مقتدرانه(0001/P<) ارتباط معنی دار آماری با خرده مقیاس شکایات جسمانی دارد بطوریکه این ارتباط از نوع معکوس می باشد به بیان دیگر سبک مقتدرانه با ضریب رگرسیون 129/- پیش بینی کننده معنادار و منفی برای خرده مقیاس شکایات جسمانی می باشد. به عبارت دیگر سبک فرزندپروری مقتدرانه با کاهش علائم شکایات جسمانی در کودکانشده است.
بطور کلی نتایج نشان دهنده اینست که سبک مقتدرانه هم با نمره کل مشکلات درونی سازی و هم با تمام خرده مقیاسهای آن (شامل اضطراب / افسردگی ، گوشه گیری / افسردگی و شکایات جسمانی رابطه معنی دار اما معکوسی دارد، به عبارتی استفاده از سبک فرزندپروری مقتدرانه منجر به کاهش کلیه علائم مشکلات درونی سازی در کودکان شده است.
همسو با این نتایج اکثر مطالعات انجام شده در زمینه سبک های فرزندپروری مبین این مطلب است که سبک مقتدرانه با کاهش علائم مشکلات درونی سازی شده همراه بوده است قنبری و همکاران(1387) درمطالعه ای با هدف ارتباط سبکهای فرزندپروری با مشکلات درونی سازی شده در کودکان 7 تا 9 سال نشان دادند که سبک مقتدرانه با نمره کل نشانگان درونی سازی شده رابطه منفی معنی دار(35/0 –β = ، 001/p<) داشت. همچنین ارتباط این سبک با تمام زیر مقیاسهای مشکلات درونی سازی شده نیز رابطه منفی معنی دار وجود داشت بطوریکه برای زیر مقیاس اضطراب / افسردگی( 32/0- β= و 001/P< )برای گوشه گیری / افسردگی( 34/0- β= و 001/P<) و شکایات جسمانی 20/0-β= و004/P<) بود(34). در مطالعه طولی ریتز و همکاران(2006 ) با هدف تعیین رابطه بین فرزند پروری و مشکلات درونی و برونی سازی نشان دادند که سطوح پایین درگیری والدین که در سبک مقتدرانه مشاهده می شود با کاهش مشکلات درونی سازی در کودکان همراه بوده است(05/0P< ، 09/0β=)(79). در مطالعه دانش و همکاران(1386) با هدف نقش شیوه های فرزندپروری والدین در میزان افسردگی فرزندان در کرج نشان دادند که سبک مقتدرانه کمترین تأثیر را در بروز افسردگی در میان واحدهای مورد پژوهش داشته است(003/0P< ، 13/9F=)(80).همچنین در مطالعه فرضی گلفزانی و همکاران(1382) در تهران با هدف مقایسه فرزندپروری مادران دارای کودکان اختلال افسردگی، اضطرابی با مادران کودکان عادی نشان دادند که مادران کودکان عادی بیشتر از مادران دارای اختلال های افسردگی به داشتن الگوی تربیتی مقتدرانه (05/P<) گرایش داشتند(57).
سبک فرزندپروری مقتدرانه روشی منطقی است که در آن حقوق والدین و کودکان محترم شمرده می شود , والدین درخواست های معقولی از فرزندان خود دارند واین درخواستها را با تعیین محدودیتها و اصرار بر این که کودک باید از آنها تبعیت کند به اجرا می گذارند و در عین حال به آنها صمیمیت و محبت نشان می دهند لذا این ویژگی ها کودکان را در برابر مشکلات رفتاری مصون می دارد. لذا کودکانی که والدینشان از سبک فرزندپروری مقتدرانه بهره می جویند در مقایسه با سایر کودکان از مشکلات رفتاری کمتری رنج می برند و چه بسا از رشد روانی ، اجتماعی ، عملکرد تحصیلی و مقبولیت اجتماعی بیشتری برخوردار خواهندشد.(33،35). به عقیده پژوهشگر نیز با توجه به ویژگیهایی که سبک تربیتی مقتدرانه دارد ، به نظر می رسد که این سبک می تواند از بروز بسیاری از مشکلات هیجانی – رفتاری از جمله مشکلات درونی سازی شده در کودکان جلوگیری نماید.
همچنین نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که سبک فرزند پروری سهل گیرانه هم با نمره کل مشکلاتدرونی سازی و هم با خرده مقیاس گوشه گیری / افسردگی رابطه معنی دار و مثبتی دارد، به عبارتی سبک فرزندپروری سهل گیرانه با افزایش مشکلات درونی سازی در کودکان همراه است.
در این راستا مطالعه ای که توسط ویلیامز و همکاران (2009) با هدف تأثیر سبکهای فرزندپروری بر روی مشکلات رفتاری درونی و برونی سازی شده در کودکان نشان دادند که بین سبک سهل گیرانه با مشکلات درونی سازی(01/P< ، 27/0r=) ارتباط مثبت معنی دار وجود داشت، بطوریکه والدین کودکانی که نمرات بالاتری را در مشکلات درونی سازی کسب نموده بودند بیشتر از سبک فرزندپروری سهل گیرانه در شیوه تربیتی خود سود می جستند(81). زهرا کار (1387) نیز در مطالعه خود با هدف تعیین شیوه های فرزندپروری والدین و سلامت روانی نوجوانان اسلامشهر نشان داد که سبک سهل گیرانه با تمام مولفه های روانی (علائم جسمانی ، افسردگی ، اختلال در کارکرد اجتماعی) بر اساس آزمون GHQ-28 ارتباط مثبت معنی دار (380/β= و 0005/0P<)وجود داشت(37). اما شیورز و همکاران (2010) با هدف تعیین مشکلات رفتاری درونی و برونی سازی در اولین سال مدرسه با توجه به شیوه تربیتی ،در مطالعه خود به نتایجی متفاوت دست یافتند. بطوریکه نشان دادند بین سبکهای فرزند پروری والدین و مشکلات رفتاری درونی سازی در واحدهای مورد پژوهش ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت. (82). درمطالعه قنبری و همکاران(1387) نیزنشان داد که سبک فرزندپروری سهل گیرانه با وجود همبستگی مثبت با مشکلات رفتاری درونی سازی شده و تمام زیرمقیاسهای آن , نتوانست پیش بینی کننده معنی داری برای این مشکلات باشد(078/0P=). البته به نظر پژوهشگران این مقاله ،ممکن است این همبستگی بدلیل همپوشی نسبی این متغیر با دیگر سبکها باشد(34).
سبک فرزندپروری سهل گیرانه از سبکهای ناکارآمد در تربیت فرزندان است و والدین سهل گیر در تربیت فرزندان از قوانین مشخصی پیروی نمی کنند و کنترلی بر اعمال و رفتار آنان ندارند لذا کودکی که به علت رفتار بیش از حد محبت آمیز والدینش صبر وتحمل در برابر ناملایمات را نیاموخته است در بزرگسالی با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد(35).به نظر پژوهشگر با توجه به شرایط کنونی فرهنگی و اجتماعی امروز که جامعه با روند رو به رشد فزاینده ای از نظر وسایل ارتباط جمعی بخصوص فناوریهای جدید اطلاعاتی نظیر رایانه ، اینترنت و بازیهای گوناگون رایانه ای روبروست و همینطور سایر معضلات اجتماعی موجود که بسیاری از آنها ناشی از تأثیر تبادلات فرهنگی بین کشورها به مدد این فناوریهاست ؛ این شیوه تربیتی که در آن والدین کمترین کنترل را بر روی فرزندان داشته و بیشترین آزادی عمل را به آنها می دهند می تواند کودکان را در معرض بسیاری از مشکلات قرار دهد.
جدول شماره11 نشان میدهد که همبستگی های معناداری بین خرده مقیاس های مشکلات برونی سازی (رفتار قانون شکنی ، رفتار پرخاشگرانه)و سبک های فرزندپروری با یکدیگر وجود دارد بطوریکه بین سبک مستبدانه با رفتار قانون شکنی (01/0P<) و بین سبک مقتدرانه با مشکلات برونی سازی شده (05/0P<) و رفتار قانون شکنی (01/0P<)همبستگی معناداری وجود دارد. لذا به منظور تعیین سهم هر یک از سبکهای فرزند پروری در مشکلات برونی سازی از تحلیل رگرسیون استفاده شد.(جدول شماره12) نتایج این جدول مبین اینست که سبک فرزندپروری مقتدرانه(020/P< ، 086/β=- ) ارتباط معنی دار منفی با مشکلات برونی سازی دارد اما سبک سهل گیرانه(063/P<) وسبک مستبدانه(691/P<) ارتباط معنی داری با مشکلات برونی سازی را نشان نمی دهد. به عبارت دیگرنتایج این پژوهش نشان می دهد که استفاده از سبک فرزندپروری مقتدرانه منجر به کاهش مشکلات رفتاری برونی سازی در کودکان شده است. در مرحله بعد هر کدام از خرده مقیاسهای مشکلات برونی سازی شده بطور جداگانه وارد معادله شدند که نتایج به شرح ذیل بدست آمد.
نتایج جدول شماره13نشان می دهد که در پیش بینی رفتار قانون شکنی، سبک های فرزندپروری مقتدرانه(017/P<) و مستبدانه (033/P<)پیش بینی کننده های معتبری هستند بطوریکه سبک مقتدرانه با ضریب رگرسیون 090/- پیش بینی کننده منفی و سبک مستبدانه با ضریب 13/2 پیش بینی کننده مثبت برای این خرده مقیاس محسوب می شوند. به عبارت دیگر نتایج این مطالعه نشان می دهد سبک مقتدرانه با کاهش رفتارهای قانون شکنی و سبک مستبدانه با افزایش این رفتار همراه است .
در ارتباط با رفتار پرخاشگرانه نتایج مطالعه حاضر نشان داد که هیچکدام از سبکهای فرزندپروری ارتباط آماری معنی داری با این خرده مقیاس نشان ندادند به عبارتی در پیش بینی رفتار پرخاشگرانه سبک های فرزندپروری مقتدرانه(061/P<) ، سهل گیرانه(071/P<) و مستبدانه(951/P<) نتوانستند پیش بینی کننده های معتبری باشند.
بطور کلی در ارتباط سبکهای فرزندپروری با مشکلات برونی سازی نتایج این پژوهش نشان داد که سبک مقتدرانه هم با نمره کل مشکلات برونی سازی و هم با خرده مقیاس رفتار قانون شکنی ارتباط معنی دار و منفی وجود داشت و سبک مستبدانه تنها با خرده مقیاس رفتار قانون شکنی ارتباط معنی دار و مثبت آماری وجود داشت.
در این راستا سید موسوی و همکاران(1387) در مطالعه خود با هدف تعیین رابطه سبکهای فرزندپروری با مشکلات برونی سازی در کودکان 7 تا 9 سال نشان دادند که سبک فرزندپروری مقتدرانه هم با نمره کل مشکلات برونی سازی (52/0-β= و 001/P<) و هم خرده مقیاسهای آن یعنی رفتار قانون شکنی (43/0-β= و001/0P<) و رفتار پرخاشگرانه (50/0-β= و001/0P<) رابطه معنی دار و معکوسی وجود داشت و سبک سهل گیرانه نیز هم با مشکلات برونی سازی(016/β= و001/0P<) و هم با خرده مقیاس رفتارپرخاشگرانه (19/0β= و 001/0P<) ارتباط مثبت معنی داری داشت(36). لذا پژوهشحاضر در ارتباط سبک مقتدرانه با نمره کل مشکلات برونی سازی وخرده مقیاس رفتار قانون شکنی با مطالعه سیدموسوی همخوانی دارد اما در ارتباط سبک سهل گیرانه و مستبدانه با مشکلات برونی سازی وخرده مقیاسهای آن همخوانی ندارد. در مطالعه ای دیگر ویلیامز و همکاران (2009) نشان دادند که بین سبک فرزندپروری مستبدانه (29/0r= و 01/0P<) و سبک فرزندپروری سهل گیرانه (33/0r= و 01/0P<) با مشکلات رفتاری برونی سازی ارتباط معنی دار و مستقیمی وجود داشت به عبارتی سبک فرزندپروری مستبدانه وسهل گیرانه با افزایش مشکلات برونی سازی در کودکان همراه بود(81). امادر مطالعه حاضر بین سبک سهل گیرانه با مشکلات برونی سازی و زیر مقیاسهای آن ارتباط آماری وجود نداشت که از این لحاظ با نتایج مطالعه مذکور همخوانی ندارد. همچنین شیورز و همکاران (2010) نیز در پژوهش خود به نتایج مشابهی دست یافتند بطوریکه سبک فرزند پروری مستبدانه با رفتار پرخاشگرانه و رفتارقانون شکنی (146/0 β= و 001/0P<) ارتباط معنی دار مثبت وجود داشت و همینطور بین سبک فرزند سهل گیرانه با رفتارهای پرخاشگرانه و رفتار قانون شکنی (116/0β= و 01/0P<) نیز این ارتباط معنی دار و مثبت بود(82). اما در مطالعه حاضر بین سبک فرزندپروری مستبدانه با رفتار پرخاشگرانه ارتباط آماری معنی داری یافت نشد که از این نظر با مطالعه شیورز همخوانی ندارد.