دانلود پایان نامه
رنکس هاویس مک دوگال
در نیمه دهه ۱۹۶۰ نویسنده سرپرست آموزش و توسعه مدیریت رنکس هاویس مک دوگال شد. راهبرد کسب و کار بخش کشاورزی، توسعه از طریق به دست آوردن املاک بود تا به رهبری بازار دست یابد. این اعتقاد وجود داشت که این راهبرد بدون اینکه بسیاری از کسب و کارهای کوچک – آسیاب، تجارت بذر و شبیه به آن – به یکدیگر نپیوندند دست یافتنی نیست، به گونه‌ای که طرحهای یکپارچه توسعه کسب و کار را بتوان اثربخش ساخت.
در این زمینه دو ابتکار به کار برده شد که با موفقیت شروع و اجرا شد. نخست تأسیس یک تسهیلات برگزاری کنفرانس در کشور بود که به عنوان بخشی از یک قرارداد به آن رسید. این تسهیلات به سرپرستان واحدهای کسب و کار به عنوان مراکز ارتباطی ارائه شد که در آن افراد می‌توانستند دور هم جمع شوند تا مباحث کسب و کار را دنبال کنند و برنامه‌های توسعه را تدارک بینند. این کنفرانسها که در آنها آموزش مدیریت تقریباً جنبه فرعی داشت، از سوی کارکنان تسهیل شد و بنابراین نقشی فعال در فرایند تدوین راهبرد کسب و کار بازی کردند. ابتکار دیگر یک ممیزی مدیریت بخشی در سطح وسیع بود که کارکنان هدایت شدند تا مدیرانی را معرفی کنند که دارای توانایی بالقوه برای گسترش کسب و کارهای جدید یا ادامه دادن با گروههای موجود کسب و کار هستند.
پبوک کلاب آسوشیتس
در این شرکت اعضای هیئت مدیره فقط برای بیان عملکرد خود – بازاریابی، سرمقاله، عملیات، امور مالی یا امور کارکنان -آنجا نبودند بلکه آنها تصمیمات جمعی می‌گرفتند. در حقیقت هیچ یک از آنها اگر در گوشه‌ای نمی‌نشست تا موضوعی پیش آید که بر او اثر کند و آن وقت وارد بحث شود راهبردهای کارکنان به سادگی با راهبردهای کسب و کار یکپارچه نمی‌شدند. اگر هیئت مدیره تصمیم می‌گرفت که کسب و کار نیازمند حرکت به سمت زمینه‌ای جدید مثل موسیقی، بازیهای کامپیوتری یا یک باشگاه کتاب است، اعضای آن توأماً درباره الزامات انسانی آن بحث می‌کردند، به سؤالاتی از این قبیل پاسخ می‌دادند: به چه نوع افرادی نیاز داریم؟ چه کسانی را جذب کرده‌ایم؟ آیا می‌توانیم آنها را برای گرفتن مسئولیتهای جدید تربیت کنیم؟ آیا می‌توانیم آنها را در جاهای دیگر پیدا کنیم و اگر می‌توانیم کجا و چگونه؟ آیا نیاز داریم سیستمهای پرداخت عملکرد جدیدی معرفی کنیم که پاداشها را به موفقیتها و نوآوریها ارتباط دهد؟ به تمامی این سؤالات بر مبنای تجزیه تحلیلی از محیط کسب و کار پاسخ داده می‌شد.
تیمهای پروژه‌ای بین اداره‌ای به منظور تجزیه تحلیل آن محیط و توسعه و شروع محصولات جدید برقرار شدند. این تیمها به وسیله اعضای هیئت مدیره (قطع نظر از مراتبشان) منصوب شدند.
مفاهیم کلی تصمیم‌گیری چند معیاره
آنچه در این بخش موردتوجه قرار می‌گیرد موضوعات کلی تصمیم‌گیری چند معیاره است. در دو دهه اخیر توجه محققین به این مدل‌ها در تصمیم‌گیری‌های پیچیده بوده است. در این‌گونه تصمیم‌گیری‌ها چندین معیار که گاه باهم متضاد هستند در نظر گرفته می‌شوند که در زندگی روزمره نیز به‌طور مرتب اتفاق می‌افتند. برای مثال زندگی شخصی فردی در انتخاب شغل، وجهه شغل محل انجام کار، حقوق و دستمزد، فرصت‌های پیشرفت، شرایط کاری و غیره به‌عنوان معیار در نظر گرفته می‌شوند و می‌توانند برای این فرد خیلی مهم باشند. اتومبیلی که یک فرد در نظر دارد خریداری کند به معیارهای مانند قیمت، مدل، ایمنی، راحتی، میزان مصرف سوخت، قابلیت اطمینان و غیره بستگی دارد. در انتخاب همسر نیز معیارهای زیادی می‌تواند موردبررسی و توجه قرار گیرد. این‌ها نمونه‌های از مسائل شخصی بودند.
تعریف انواع راه‌حل‌ها
مسائل دنیای بیرون لزوماً همیشه یک‌راه حل قاطع یا منحصربه‌فرد ندارند. به همین خاطر راه‌حل‌ها دارای اسامی و اصلاحات مختلفی هستند که آشنایی با آن‌ها در اینجا ضروری است. ازجمله راه‌حل‌های ایدئال راه‌حل مسلط، راه‌حل رضایت‌بخش، راه‌حل مرجع، راه‌حل کارا، مرجح ترین راه‌حل یا راه‌حل کارای مرجح.
راه‌حل ایدئال
همه معیارهای یک مسئله چند معیاره را می‌توان در دودسته تقسیم کرد: که باید به حداکثر برسند و از جنس سود هستند و معیارهای که باید به حداقل برسند از جنس هزینه هستند. در این صورت، راه‌حل ایدئال راه‌حلی است که همه معیارهای سودی را به حداکثر و همه معیارهای هزینه‌ای را به حداقل برساند. معمولاً چنین راه‌حل ایدئالی به دلایل مختلف وجود ندارد و بنابراین باید به دنبال بهترین راه‌حلی بود که امکان‌پذیر یا موجه باشد؛ اما اینکه چگونه بهترین راه‌حل را می‌توان به دست آورد موضوع بحث MCDM است.
راه‌حل مسلط
وقتی یک‌راه حل ایدئال قابل‌دسترسی نیست، تصمیم‌گیرنده ممکن است به دنبال راه‌حل‌هایی بگردد که غیر مسلط نیستند یک‌راه حل (یک گزینه) غیر مسلط است اگر راه‌حل‌ها یا گزینه‌های دیگری و جود داشته باشد که حداقل ازنظر یکی از معیارها (صفات) بهتر باشند و درروی مابقی معیارها به همان خوبی باشند. با این حساب یک‌راه حل مسلط است اگر تحت تسلط دیگر راه‌حل‌ها نباشد. چنین راه‌حل‌های مسلطی، راه‌حل‌های خوبی هستند.
راه‌حل رضایت‌بخش
زیرمجموعه‌ای از راه‌حل‌های موجه که انتظارات ما را برآورده سازد، راه‌حل‌های رضایت‌بخش خوانده می‌شود. منظور این است که ما از هر معیار حد انتظاری داریم که اگر تأمین شود ما راضی خواهیم بود حالا اگر همه معیارها از حد انتظار مربوطه بالاتر باشند، ما به یک‌راه حل رضایت‌بخش رسیده‌ایم. البته یک‌راه حل یا گزینه رضایت‌بخش لزومی ندارد راه‌حل مسلطی هم باشد. چراکه رضایت‌بخش بودن یک‌راه حل فقط به حد توقعات یا انتظارات تصمیم‌گیرنده بستگی دارد.
راه‌حل کارا
راه‌حل‌های کارا، راه‌حل مسلط هستند که دارای بهترین موقعیت برای برآوردن توقعات تصمیم‌گیرنده (DM) هستند. به بیان دقیق‌تر، یک‌راه حل موجه به راه‌حل کارا ارتقا می‌یابد اگر راه‌حل موجه دیگری پیدا نشود که حداقل یک تابع هدف را ارتقا دهد.
راه‌حل مرجح
از میان راه‌حل‌های کارا، راه‌حلی که توسط تصمیم‌گیرنده ترجیح داده و انتخاب می‌شود را راه‌حل مرجح می‌گوییم.ارتباط انواع راه‌حل‌ها را در شکل زیر نشان داده‌ایم. چناجه مشاهده می‌گردد یک‌راه حل ایدئال معمولاً در میان راه‌حل‌های موجه قرار نمی‌گیرد، زیرا تضاد میان اهداف اجازه نمی‌دهد همه افراد روی یک نقطه موجه یا یک‌راه حل یگانه به توافق برسند. بااین‌حال وقتی اهداف باهم در تضاد نیستند امکان موجه شدن راه‌حل ایدئال وجود دارد.در این صورت:
راه‌حل ایدئال = راه‌حل کارا= مرجح ترین راه‌حل = راه‌حل بهینه
نکته قابل‌توجه دیگر اینکه راه‌حل‌های رضایت‌بخش لزوماً در میان راه‌حل‌های کارا قرار نمی‌گیرند زیربنا به تعریف، چنین راه‌حلی فقط کافی است رضایت تصمیم‌گیرنده را به دست آورد. (آذر، عادل، رجب‌زاده، علی، 1389).