دانلود پایان نامه

سرآغاز تمامی نظریه‌های پارسونز که درعین‌حال آن را در چارچوبی بسیار وسیع مطرح می‌کند مفهوم کنش اجتماعی است. کنش از دیدگاه پارسونز شامل همه رفتارهای انسانی است که انگیزه و راهنمای آن معنا است که کنشگر آن‌ها را در دنیای خارج کشف می‌کند، توجهش را جلب می‌کند و به آن‌ها پاسخ می‌دهد؛ اما این کنش اجتماعی با ذهنیت کنشگر تفسیر می‌شود یعنی بر مبنای ادراکی که از محیطش دارد، احساساتی که او را برمی‌انگیزد، افکاری که در سر دارد، انگیزه‌هایی که او را به عمل وا‌می‌دارد و واکنش هایی که در برابر کنش های خودش دارد (روشه، 1376).
ازنظر روشه نباید مفهوم کنش اجتماعی پارسونز را با رفتار فردی یکی پنداشت. برعکس، او مفهوم کنش اجتماعی را به هر هستی فردی یا جمعی که بتوان رفتاری از او ادراک کرد که بر مبنای موجود در آن قابل تفسیر باشد، تعمیم می‌دهد. همچنین نباید ازنظر دور داشت که ازنظر پارسونز مفهوم کنش اجتماعی تنها در دیدگاه ذهنی کنشگر محدود نمی‌شود، بلکه پس از پی بردن به ذهنیت کنشگر، می‌توان کنش اجتماعی را بر مبنای دوگانگی «کنشگر – وضعیت «که در نظریه کنش پارسونز نقش اساسی دارد، تحلیل کرد. کنشگر پارسونز موجودی در وضعیت است، زیرا کنش اش پیوسته درک معانی مجموعه نشانه‌هایی است که او را در محیط می‌یابد و به آن پاسخ می‌دهد (روشه، 1376).
نمادها نیز در دستگاه مفهومی پارسونز نقش ممتازی دارند، ازنظر پارسونز کنش اجتماعی چون پرمعناست لاجرم در پوشش نمادپردازی است. از گذر نشانه و نمادها است که کنش گر محیطش را می‌شناسد، حس می‌کند، آن را ارزیابی و در آن دخل و تصرف می‌کند(روشه، 1376).
«کارکرد دیگر نمادپردازی درکنش اجتماعی میانجیگری قواعد رفتار، هنجارها و ارزش‌های فرهنگی است و ارزش‌ها از چند لحاظ، ماهیتی نمادی دارند. نخست ازلحاظ اینکه نمادها هستند که رفتار کنشگران را انتقال‌پذیر می‌کند به برکت هنجارها و ارزش‌های مرجعه است که کنش انسانی در نگاه کنشگران دیگر و نیز خود کنشگر در عمل، شفاف می‌شود، زیرا همه می‌توانند در آن معنایی، جهتی و تداومی بیابند.
این هنجارها و ارزش‌ها هستند که برای کنشگر هدف‌ها و وسایلی را عرضه می‌کنند که کنشگر از آن‌ها به‌عنوان راهنما استفاده می‌کند و درعین‌حال به کنش اش هم در نگاه خودش و هم در نگاه کنشگران دیگر معنای خاص می‌دهد(روشه، 1376).
درمجموع ازنظر پارسونز کنش اجتماعی از چهارعنصر زیر تشکیل می‌شود:
1. کنشگر: که می‌تواند یک فرد، یک گروه یا یک جامعه باشد.
2. وضعیت: که شامل اشیاء فیزیکی و اجتماعی است که کنشگر با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.
3. نمادها: که باواسطه آن‌ها کنشگر با عناصر متفاوت وضعیت ارتباط پیدا می‌کند و برای هر یک معنایی قایل می‌شود.
4. قواعد، هنجارها و ارزش‌ها: که جهت‌یابی را هدایت می‌کنند، یعنی روابطی را که کنشگر با اشیای اجتماعی و غیراجتماعی محیطش دارد(روشه، 1376).
پارسونز عقیده دارد افراد، هنجارها و ارزش‌ها را درونی می‌کنند و از طریق آن ارزش‌ها و هنجارها جزو اعتقادات درونی، امتیازات شخصی و انتظارات افراد از یکدیگر می‌شود. به نظر پارسونز هرچقدر که ارزش‌ها بیشتر درونی شوند، امکان سازگاری فرد با محیط و شرایط اجتماعی خود افزایش‌یافته و امنیت بیشتری حاصل می‌شود. پارسونز معتقد بود که چهارعنصر تعیین‌کننده‌ی نظم وجود دارد: اقتصاد (ارگانیسم)، سیاست (شخصیت)، نظام اجتماعی (اجتماع) و نظام فرهنگی (فرهنگ).
اقتصاد حوزه تولید و بهره‌برداری است که نمادش ثروت و کارکرد آن تطابق است. سیاست حوزه بسیج و سازمان‌دهی است که شخصیت را در درون تنظیم می‌کند و چیزی که در سطح فرد انگیزه می‌نامیم و سمبل آن قدرت استکه کارکرد آن نیز تحقق اهداف جمعی است. اجتماع حوزه تعاملاتی است که با تعمل احساسات ما شکوفا می‌شود و سمبل آن تعهد و وفاداری است که می‌تواند در جامعه یگانگی و وحدت ایجاد کند. فرهنگ حوزه تفکر است و حوزه تولید اندیشه که نمادش معرفت است.
ازنظر پارسونز برای حفظ و پایداری در هر جامعه:
باید حداقلی از این عناصر چهارگانه وجود داشته باشد.
ایفای کارکرد کند.
ضمن تعامل منطقی از یکدیگر استقلال نسبی داشته باشد. (نجیبی، 1384).
به نظر پارسونز در آنجا که نفع امنیتی کنشگران برجسته می‌شود روابط بین آن‌ها صبغه سیاسی به خود می‌گیرد و سوگیری آن‌ها نسبت به یکدیگر حائز خصلت خاص گرا و عاطفی می‌شود و بالعکس. برای او امنیت به‌عنوان یکی از شاخص‌های سیاست 4 بعد دارد: امنیت جانی، امنیت مالی، امنیت فکری و امنیت جمعی. (روشه، 1376).
بوزان و ویور
باری بوزان و اولی ویور به‌عنوان تئوریسین‌های بحث امنیت ملی شناخته می‌شوند. این دو اندیشمند در مطالعات خود پی به تفاوت‌های میان امنیت ملی و امنیت اجتماعی برده‌اند.
مقوله امنیت اجتماعی برای اولین بار توسط باری بوزان به‌صورت منسجم موردتوجه قرار گرفت. بوزان امنیت اجتماعی را متفاوت از امنیت دولتی و دیگر وجوه امنیت موردبررسی قرارداد. بوزان ابتدا به تشریح امنیت فردی می‌پردازد: «فرد واحدی غیرقابل تقسیم در مفهوم امنیت است امنیت فردی به تحقیقات حاضر در شبکه روابط و تناقضات بین امنیت شخصی و امنیت دولت ارتباط پیدا می‌کند دولت منشأ تهدید و نیز امنیت افراد است. با توجه به اینکه افراد منبع ناامنی یکدیگر هستند مسئله امنیت فردی ابعاد گسترده‌تر اجتماعی و سیاسی پیدا می‌کند «(بوزان، 1378).
امنیت اجتماعی از نگاه بوزان به قابلیت الگوهای سنتی زبان، فرهنگ، مذهب، هویت و عرف ملی مربوط می‌شود. بوزان با تأکید بر حفظ عناصر اصلی جامعه، تحقق شرایط امن و بدون خطر را برای جامعه میسر می‌داند. (نوید نیا، 1385).
ازنظر بوزان امنیت اجتماعات بشری به پنج مقوله تقسیم می‌شود: «نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی.» (بوزان، 1378).