دانلود پایان نامه
5.  بر سایر افراد موردنظر و مورد مقایسه خود اثر گذاشته، از آنان بخواهند تا خیلی سخت تلاش نکنند؛
6.  افراد مورد مقایسه خود را تغییر دهند؛ برای مثال به‌جای مقایسه خود با افراد سایر بخشه‌ای سازمان، خود را با افراد واحدهای خودشان مقایسه کنند. نتایج پژوهش‌های انجام‌شده حاکی از آن‌اند که در صورت عدم تحقق خواسته‌های افراد، معمولاً آن‌ها شدیدترین واکنش (ترک خدمت) را انتخاب می‌کنند.
ارزش عمده نظریه برابری برای مدیران در آن است که این نظریه اهمیت “فراگردهای مقایسه اجتماعی” را برجسته می‌سازد و تأکید می‌کند که افراد همواره خود را در متن جامعه و در مقایسه با دیگران، ارزیابی می‌کنند؛ ازاین‌رو مدیرانی که برای برخورد با مسأله “احساس بی‌عدالتی”، از راه‌حل‌های موقت استفاده می‌کنند، با مشکلات جدی مواجه می‌شوند. فایده دیگر نظریه برابری آن است که مدیران را متوجه این امر می‌سازد که اگر اطلاعات دقیق درباره آورده‌ها و دریافتی‌های هر فرد و آورده‌ها و دریافتی‌های دیگران در اختیار کارکنان قرار گیرد، آن‌ها ارزیابی‌های صحیح‌تری از وضع موجود خواهند داشت. البته باید توجه شود که اگر کارکنان به اطلاعات دقیق درباره دیگران دست یابند، دیگر نمی‌توانند “احساس بی‌عدالتی” را با دلیل‌تراشی برای خود، کاهش دهند.
نظريهمحروميتنسبي
ازجملهنظریه‌هایمطرحديگردرارتباطبانشاط،نظريهمحروميتنسبياستبر اساساينديدگاهانسان‌هاعموماًبهمقايسهخودباديگرانمی‌پردازندودراينرابطهوقتياحساسفقروبی‌عدالتیمی‌کنندواکنش‌هایشديد عاطفيمانندتعويضشغل،كارشكنيوخودكشي و … انجاممی‌دهندووقتيايناحساسبهاعليدرجهخودبرسدبهاحساستضاداجتماعيمی‌انجامدوتعارضاتشديديرادرپيدارد(رفيعپور،١٣٧٨) رويكردهايمحروميتنسبيدارايچندويژگيبااهمیتهستندكهباعثمی‌گردندبه‌عنوانيكرويكرددرارزيابيازعدالتدرجامعهورضايتاززندگيمطرحگردند. اولاينكهازفرايندهايمقايسهاجتماعيدرتحلیل‌هایخودسودمی‌جویند،فراينديكهدراغلبنظریه‌هایارزيابيازعدالتمطرحودرآن‌هامستتراست. دوم،ايننظریه‌هادربارهتبيينانقلابوناآرامی‌هایناشيازواکنش‌هایجمعي،بسيارمورداستفادهقرارمی‌گیرندوسوم،درارتباطباويژگيدوم،ايننظریه‌هابرايتبيينانقلابداراينگرش‌هایفردگرايانهوروان‌شناختیهستنديعنياصالترادربروزپديدهانقلاببهوضعيتفردوتصوراوازموقعيتقرارگرفتهدرآنمی‌دهند.
تدگار (١٩٧٠)،بههنگامبحثازمحروميتنسبي دركتابخودبهنام«چراانسان‌هاشورشمی‌کنند؟«بيانمی‌دارد:نارضایتی‌هایاجتماعيهميشهدرنتیجهبروزايناحساسوحالتروانيبهانسان‌هادستمی‌دهد. بهاعتقادويشرايطبروزاحساسمحروميت،يگانهوهمانندنيست،بلكهمی‌توانانواعگوناگونوشرايطمتعددبروزآنراازيكديگرتفكيككرد. اوخودسهنوعاولمحروميتراازيكديگرمتمايزكردهاست: محروميتناشيازكاهشامكاناتكهدرآنتوقعاتثابتباقيمی‌مانند،دوم،ناكاميناشيازافزايشسطحتوقعاتكهدرآنامكاناتنسبتاًثابتهستند،سوم،ناكاميفزايندهكهدرآنتوقعاتافزايشوامكاناتكاهشمی‌یابد. ازيكنظرتئوريمحروميتنسبي،ريشهدرفرضيهناكاميپرخاشگريداردوازنظرديگراحساسمحروميت،خودنتيجهفزايندهمقايسهاست.
به‌طورکلیبر اساسديدگاهمحروميتنسبي،فردبهمقايسهخودباافرادديگروگروهمرجعدستميزندودوستداردكهشرايطمشابهباآن‌هاراداشتهباشدواگردرنتیجهمقايسهبرايفردچنينپنداشتيبروزنمايدكهبر اساسميزانسرمایه‌گذاریوتلاش،پاداشونتیجه‌ایكهعايدششدهدرمقايسهباديگرانعادلانهومنصفانهنيستدچاراحساسمحروميتنسبيگرديدهواينامرباعثبروزنارضايتيو احساسکسالت (عدمنشاط)دردوسطحفرديواجتماعيمی‌گردند (تدگار،١٩٧٠)بدينترتيبکهدراولينگامبرايبالابردنميزاننشاطبايداميدبهآيندهبالارود،زيرامطالعاتگذشتهنشانمی‌دهدکهاميدبالاترينهمبستگيرابانشاطداشتهوازاین‌روبالارفتنميزاناميدبهآينده،احساسنشاطرادرزمانحالبالامی‌برد. وازطرفديگربالارفتنميزاننشاطخوداميدبهآيندهرابازتولیدمی‌کند.
نظریه‌های مربوط به امنیت اجتماعی
زماني به امنيت به‌صورت یک‌بعدی و آن‌هم تنها از بعد نظامي نگريسته مي‌شد و با تجهيز كشور به تسليحات نظامي پيشرفته، ادعاي برخورداری از امنيت ملي مي‌شد. امروزه اگرچه بعد نظامي همچنان از جايگاه مهمي برخوردار است اما افزايش جنبش‌هاي داخلي،‌ كاهش حاكميت ملي، درخواست افزايش مصونيت فرد از عملكرد دولت، اعتراض به تفاوت فاحش فقير و غني، افزايش جرائم و نظير آن‌ها باعث شده است كه محققان و متفكران امنيت اجتماعي به ساختارهاي اجتماعي كه بستر پرورش چنين قواعد و الگوهاي رفتاري هستند توجه نموده و بعد اجتماعي امنيت را در كنار ابعاد ديگر آن مورد ملاحظه قرار دهند. پرداختن به امنيت اجتماعي درواقع به رسميت شناختن گروه‌ها و جمع‌هاي اجتماعي است كه افراد به جهت تعلق و وابستگي بدان‌ها خود را عضوي از آن دانسته و نسبت به يكديگر، به دليل داشتن منافع مشترك و سرنوشت مشترك، احساس مسئوليت می‌کنند و در مقابل خطرات و آسيب‌ها از خود عكس‌العمل نشان مي‌دهند
امنيت اجتماعي در پي تأمين امنيت براي گروه‌هاي اجتماعي است كه نقش هويت‌سازي را براي اعضاي خويش ايفا می‌کنند. مرجع امنيت اجتماعي گروه‌ها و دسته‌هاي اجتماعي است كه به جهت داشتن احساس انديشه و عمل مشترك ميان اعضایشان كليت منحصربه‌فردی را تشكيل داده و به دليل برخورداري از كليتي يكپارچه عنوان «ما» را به خود منتسب مي‌دانند چنين گروه‌هايي از ويژگي‌ها و خصوصيات‌ اساسي چون زبان، آداب‌ورسوم برخوردارند كه از آن تحت «هويت» ياد می‌شود. هويت بيان ويژگي‌ها و خصوصيات «ما» است كه از پيوستگي و تعلق اعضاي گروه به يكديگر به وجود آمده است. هويت اجتماعي «بی آنچه هستيم» و «ما كه هستيم» است. هويت بيان آن كليت خاصي است كه به دليل اشتراك منافع، تاريخ، سرنوشت، زبان و غيره به وجود آمده است.
زماني كه هويت يك گروه اجتماعي به مخاطره می‌افتد، مساله امنيت اجتماعي نيز مطرح می‌شود. درواقع هر آنچه هويت اجتماعي گروه‌ها را به مخاطره اندازد به‌عنوان تهديد امنيت اجتماعي قلمداد می‌شود. ازآنجایی‌که امنيت اجتماعي معطوف به گروه‌هاي فراملي، در سطح ملي يا فراملي است، تهديدات امنيت اجتماعي نيز به همين نسبت می‌تواند در سطح داخلي، ملي يا فراملي مطرح باشند.
با این مقدمه نظریه‌های متفکران را در رابطه با امنیت اجتماعی موردبررسی قرار می‌دهیم:
مفهوم امنيت در قرآن
قرآن هرگاه از «امنيت» سخن می‌گوید بی‌درنگ از شاخص‌های توسعه، نظير فراواني توليد كالاها، گسترش ارتباطات، پيشرفت علوم و فنون، مسكن، شهرسازي، آسايش و رفاه، رهايي از غم و اندوه، خوف و ترس و وحشت سخن به ميان می‌آورد.
می‌توان گفت در فرهنگ قرآن، امنيت از يك مفهوم وسيع و دربرگيرنده، متوازن و عميقي برخوردار است كه شامل تمام حوزه‌های زندگي انسان (مادي و معنوي، فردي و اجتماعي، داخلي و خارجي، سياسي و اقتصادي) می‌شود. امنيت در مفهوم قرآني آن در سايه تقوا، توكل، احترام به حقوق ديگران، اجراي قسط و عدالت، برابري و برادري، دفاع و حمايت از مظلوم و محروم، برخورد با مفسد و مجرم، دفع فقر و مسكنت، تأمين معيشت و رفاه، حفظ آزادی‌های مشروع مردم و حاكميت معيارهاي انساني و الهي امکان‌پذیر است.
قرآن مقوله امنيت را در موارد گوناگوني مطرح نموده، اهميت و ضرورت آن را به‌عنوان سنگ زيرين مؤلفه‌های تكامل انسان معرفي می‌نماید، تأكيد و توجه قرآن به مقوله امنيت خود نشان‌دهنده اين واقعيت است كه رشد، توسعه و شكوفايي در تمام حوزه‌های زندگي جز در سايه امنيت و آرامش امکان‌پذیر نخواهد بود. اهميت امنيت در زندگي انسان ازنظر قرآن را با توجه به نمونه‌های ذيل می‌توان به دست آورد. امنيت در دوري از بت‌پرستی حفظ رفاه و آسايش چنانچه حضرت ابراهيم درخواست می‌کند: «خدايا اين شهر را امنيت بخش و به مردمان آن، از میوه‌ها روزي گردان» (بقره/ 126) و نيز می‌فرماید: «پروردگارا اين شهر را امنيت بخش و فرزندانم را از پرستش بت‌ها دور نگاه‌دار».(ابراهيم / 35)
در آيه اول پيش از رزق و روزي و مسائل اقتصادي مسئله امنيت را مطرح می‌سازد و درخواست می‌دارد كه شهر را امنيت بخشد و با عطف مسائل اقتصادي به مسئله امنيت گوشزد می‌کند كه يكي از مباحث امنيت شهر بعد اقتصادي است؛ البته با اين روش بيان می‌دارد كه يكي از مؤلفه‌های امنيت، امنيت اقتصادي است نه تمام آن؛ ازاین‌رو با واو عطف آن را بيان می‌دارد.
در آيه دوم آن را عطف به مسئله پرهيز از بت‌پرستی می‌کند تا بيان دارد كه يكي ديگر از مؤلفه‌های امنيت، مسئله امنيت روحي و رواني جامعه است كه با بت‌پرستی و دوري از توحيد موجبات ناامني جامعه و زوال و نابودي آن فراهم می‌آید. بنابراين با اين دو آيه می‌توان چنين استنباط كرد كه از شاخص‌های مهم امنيت، مسئله رفاه اقتصادي (آسايش) و امنيت روحي- معنوي (آرامش) است. بی‌گمان آنچه حضرت ازخداخواسته است سعادت جامعه است كه چيزي جز آسايش و آرامش نيست. در حقيقت مفهوم قرآني امنيت، يعني آسايش و آرامش فرد و جامعه كه جز با فراهم آمدن نعمت‌های مادي (اقتصادي) و نعمت‌های معنوي (توحيد) امکان‌ناپذیر است.
مؤلفه ديگري كه در قرآن به‌عنوان شاخصه امنيت مطرح است، «امنيت جاني« است، خداوند در تبيين «امنيت شهر مكه» و يادآوري اين نعمت می‌فرماید:
«آيا نديد كه ما حرم امني را براي آن قراردادیم درحالی‌که مردم را در پیرامون آن (بيرون اين حرم) می‌ربایند، آيا به باطل ايمان می‌آورند و نعمت خدا را كفران می‌کنند«(عنكبوت/ 67)
و درجاي ديگر می‌فرماید: «آن‌ها گفتند ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم، ما را از سرزمینمان می‌ربایند آيا ما حرم امني در اختيار آن‌ها قرار نداديم كه ثمرات هر چیزی از شهر و دياري به‌سوی آن آورده شود.»(قصص/57)
از ديگر مؤلفه‌های آن، امنيت از ترس است كه شامل ترس و خوف از دست دادن جان، مال، عرض و دين می‌شود. اين ترس، آرامش را از انسان می‌گیرد ولي وقتي امنيت از خوف فراهم آيد: آرامش نيز پديد می‌آید: خداوند به اهل مكه می‌فرماید:«شكرگزار اين نعمت باشيد.»(قريش/ 3 و 4)