مقاله درمورد میانجی گری و فرهنگ عامه

مردمی که مورد خوشايند ايشان قرار مي گيرند، مهربان و سخاوت مندند، اما اگر مورد تعدی قرار
انتقام می جويند.
دورف های سوئيسی، يا ((مردم زمينی)) گاه به کشاورزان کمک مي کنند، حيوانات
سرگردان را می ربايند، و سر راه کودکان بی بضاعت هيزم و ميوه می گذارند. در اسکانديناوی و
آلمان هم رابه دوستانه ای ميان دورف ها و آدميان برقرار است اما دورف ها هرازگاهی ذرت می
دزدند، گله ها را می آزارند، و کودکان و دختران جوان را می ربايند. خدماتی که برايشان انجام می
گيرد معمولا با پيشکش هايی از گنجينه آنان جبران مي شود؛ اما مردمی که گنجينه های دورف ها
را می دزدند، از آن پس دچار مصيبت بزرگی می شوند يا پس از رسيدن به خانه، به جای طلای
دزديه شده چند برگ خشک می بايند.
دورف های معادن نسبت به پسرعموهای کوه زی خود غيرقابل اعتمادتر و مغرضترند. در سطوح
زيرين معدن، کارگران صدای راه رفتنشان را می شنوند و گاه انان را به چشم می بينند، و با اهدای
غذای خود سعی می کنند شرشان را کم کنند.
چکش تور،محصول دورف هاست. بنابر گفته اسنوری (مؤلف ادای منثور؛ 1241-1179م.)کرم های درون گوشت جسد يمير غول، اجداد دورف هايند(تالکین،1388: 10 – 11).
3-3-1گیملی(gimli )
یکی از اعضای گروه یاران حلقه. نماینده دورف ها در گروه. فرزند گلوین (Geloin). او درفی بود از نسل دورین (durin) ، دورینی که نسل او بی مرگ بود. او در شورای الروند معرفی می شودو دورف نسبتاً جوانی که در کنار پدرش گلوین نشسته بود و با خبرهایی از قلمرو فراموش شده موریا گهگاهی اظهارنظر می کرد. او تنها عضو گروه است که زره به تن دارد و مسلّح به یک تبر با تیغه پهن است.
گیملی بیشتر از همه اعضای گروه برای رفتن به موریا پافشاری می کند و بر سر همین موضوع با گندالف اختلاف عقیده پیدا می کند. علت پافشاری او مشخص است زیرا او می خواست هرچه زودتر با بالین (Balin) پسرعموی اش دیدار کند. او با لگولاس بر سر اختلافات نژادی برخورد می کند ولی این موضوع با میانجی گری گندالف ختم به خیر می شود. در حین ورود به شهر تاریک موریا زمانی که گیملی خودش را برای استقبال پسرعموی اش آماده می کرد با صحنه ناراحت کننده ای مواجه شد و آرامگاه بالین را دید و به شدت متاثر شد. با این حال که او نخستین بار وارد موریا می شد، گندالف به مهارتهای دورفی او بیشتر اعتماد داشت و از او راهنمایی طلب می کرد. هنگام هجوم اورک ها به گروه دلیرانه جنگید و از آرامگاه پسرعموی خود بالین محافظت نمود. وقتی که گندالف در حال متوقف نمودن بالروگ بود او گروه را برای عبور از پل « خزد دوم» رهبری می کرد. او با این که از مفیدترین اعضای گروه بود ولی در لورین موجب دردسر شد. زمانیکه الف های نگهبان جنگل طلایی به خاطر حضور یک دورف (گیملی) گروه را بازداشت کردند، گیملی باز بر سر مسائل نژادی تأکید کرد و اختلافات قدیمی میان دورف ها و الف ها را از نو زنده کرد. در ملاقات با بانو گالادریل و همسرش کلبورن، زمانیکه کلبورن متوجه شد که گندالف به دره سقوط کرده است گفت هرگز گیملی و اطرافیانش را به حضور نمی پذیرد زیرا می دانست که دورف ها به اعماق زمین نفوذ کرده اند و باعث بیدار شدن بالروگ شده اند.
وقتی که گالادریل به هر یک از اعضای گروه هدیه ای عطا می کرد گیملی فقط یک تار از موهای طلایی بانو را خواست و گالادریل نیز یک تار از موهای خودش را به او بخشید. شجاعت و نترسی گیملی در برخورد با اورک ها هنگام جداشدن یاران حلقه مشهود است. او عده زیادی از آنها را با کمک لگولاس به هلاکت رساند. دوستی او با لگولاس الف رفته رفته بیشتر می شود و آنها دوستان صمیمی هم می گردند.
3-4 اورک(Orcs):
موجودی افسانه ای(مثل هيولای دريا، غول؛ يا ديو) با هيئتی هراس انگيز،در انگليسی، اورک دو
ريشه از هم متمايز دارد. اورک به معنی هيولای مجهوا الهويه دريايی، از اُرکای(orca) لاتين مشتق شده است.اُرکا ظاهرًا به جانوری مثل نهنگ قاتل اطلاق می شده است. و اورک به معنای ديو يا غول در متون انگليسی قديم( ٨٠٠ بعد از ميلاد) و در کلمه ترکيبیOrcneas به معنای ((هيولاها))در شعر بوولفبه کار رفته است. در اين معنا، ًارک به ٌارکوس لایتین، خدای جهان زيرين باز مي گردد(همان: 11 – 12).
3-5گابلين(Gablin):
در فرهنگ عامه غرب، جن سرگردانی که معمولاًشرور و خبيث است. می گويند گابلين ها در
غارها زندگی می کنند اما به خانه های مردم هم می آيند و ديگ ها و قابلمه ها را به صدا در
می آوردند، لباس خفتگان را چنگ می زنند، شب ها اثاثيه را جا به جا می کنند، و پس از کوبيدن به