مقاله درمورد نظام اجتماعی و فکر و اندیشه

نهضت بازرگانی و نظام بانکی اثری بزرگ بر سرمایه گذاری های لازم در بخش صنعت جهت تولید داشت علاوه بر این طبقه ای ثروتمند ایجاد گردید که این خود به گسترش طبقه ی کارگر و نهضت صنعتی کمک داد.
البته علاوه بر کار تجارت و بازرگانی، کشاورزی نیز توسعه پیدا کرد و بغداد و مصر و خراسان از حاصلخیزترین مناطق آن زمان به شمار می آمدند.
2-4- اوضاع دینی
به علت تنوع زندگی اجتماعی، رفاه و آسایش عده ای، فقر و نداری عده ای دیگر، عبادت و اطاعت عده ای و به لهو لعب پرداختن جمعی دیگر از مردم، کشور را در معرض ضعف و سستی قرار داده بود و زمینه را برای فعّالیتهای جمعیتهای سری و همچنین فعّالیتهای مذاهب گوناگون فراهم ساخت که اغراض اجتماعی را با مفاهیم دینی درهم می آمیختند و رنج و درد مردم فقیر را با دعوت به برابری فرو می نشاندند. یکی از مشخصه های این عصر آزادی افکار و عقاید بود. زیرا جامعه مرکب از ملتهای مختلف بود که هر یک دینی و عقیدتی خاص خود داشت و مسلمانان که خود به فرقه هایی تقسیم شده بودند و مسیحیان که چند گروه بودند و یهودیان و صائبان و زردشتیان و مانویان که هر یک برای خود راهی در پیش گرفته بود. به طوری که مذهب شیعه با دسته های مختلف و معتزله با طوایف متعدد و اهل سنت با اختلاف اقوال و انواع علوم جدید و طوایف ادیان دیگر مبادی و آرای دین خود را عرضه می داشتند بنابراین جماعتی به پا خاستند و با شکاکان در دین و هواپرستان در جامعه مبارزه کردند و مردم را به زندگی اسلامی با اخلاق و مبادی و اصولش دعوت کردند که از آن جمله حنابله بودند که انقلاب بزرگی را در بغداد برای مبارزه با هواپرستی و بی دینی به راه انداختند.
خلفای اولیه عباسی به دین توجه خاصی مبذول داشتند و می خواستند با بدعتها و اعتقادات دور از آیین اسلام مبارزه کنند از این رو عده ای از شعرا و نویسندگان به اتهام گرایش به کفر و زندقه به قتل رسیدند از این جمله «عبدالله بن مقفع» و«بشار بن برد» را می توان نام برد.
در این دوره ما در مقابل سه مذهب قرار می گیریم که عبارتند از:
1- مذهبی که دولت اموی بر پایه ی آن استوار بود و آن برتری عرب در نظام اجتماعی بود.
2- مذهب شیعه که بر پایه ی مساوات و برابری در هر چیزی جز امر خلافت که مخصوص آل محمد(ص) است.
3- مذهب خوارج که در مساوات زیاده روی کرده و در خلافت قائل به برابری بودند.
ملاحظه می کنیم که دشمنی های شیعه و تدبیر انقلاباتشان در بیشتر اوقات سری بود در حالیکه اختلاف خوارج و دشمنی هایشان آشکار بود که اول بحث می کردند و در صورت لزوم به شمشیر نیز دست می بردند و رهبران شیعه گاهی مسائل شیعه را آشکار می کردند و گاهی پنهان و این امر یک وسیله ی سیاسی بود که آن راتقیّه می نامیدند.
این دوره، دوره ی ظلم و ستم بر شیعیان و پیروان آنها بود و کار به جایی رسیده بود که متوکل دستور ویران کردن قبر امام حسین(ع) را داد و رشید اولاد فاطمه و پیروانش را می کشت.
2-5- اوضاع فرهنگی
قبل از اینکه به اوضاع فرهنگی بپردازیم می دانیم که هر انقلابی وابسته به اندیشه ای است در واقع انقلاب زایش فکر و اندیشه است و این اندیشه در عصر عباسی شکوفا شد و به بار نشست.
محیط فرهنگی یکی از مهمترین عوامل نهضت عباسی بود زیرا خلفای عباسی حرکت علمی را بدون توجه به یک علم خاص، تقویت می کردند و برای گسترش روند آن از مال و مقام خویش دریغ نمی ورزیدند و در بخشش و عطا به دانشمندان و شاعران و ادیبان گشاده دست بودند و آنها را به مناصب عالی مفتخرشان می ساختند.
عوامل مؤثر در شکوفایی فرهنگ و اندیشه ی عباسی متعددند از جمله: قلوبی تشنه ی پیشرفت حرکت های ریشه ای فرهنگی و ایجاد مدارس بزرگ و آمیزش اقوام و اندیشه ها که باعث به وجود آمدن نسلی جدید، با اخلاق و رفتار جدید شد که باعث بارور شدن عقل و قلم و ذوق گشت و نیز ثروت زیادی که در قصرها و لباس ها ظاهر شد و تجمل گرایی و علاوه بر آن رهگذر تماس عرب با تمدنهای جهانی یک نهضت فکری بسیار وسیعی به وجود آمد و بغداد به خصوص در عهد رشید و مأمون شکوفا شد.
طبق گفته ی مورخان، در آن عصر سه نوع فرهنگ در جامعه ظهور کرده بود که در ادبیات تأثیر زیادی داشت.
1-فرهنگ پاک و بی آلایش اسلامی: این فرهنگ به قرآن و علوم دینی و همچنین به شعر و فنون مربوط به آن متکی بود.
2- فرهنگ یونانی: از عهد فتوحات اسکندر برخی علوم چون فلسفه و طب و نجوم و ادبیات یونانی به مشرق زمین رسیدند و یونانیان توانسنتد رواج بیشتری به آنها دهند و ایرانیان نیز از این فرهنگ بهره بردند.
3- فرهنگ شرقی: فرهنگی پیچیده است که آن را نزد ایرانیان و هندیان و جوامع سامی که در سرزمین عراق منتشر شده بودند پیدا می کنیم.
در این میان فرهنگ ایرانی در گسترش حرکتهای علمی از اهمّیت ویژه ای برخوردار بود و انتقال خلافت از شام به عراق در همسایگی ایران باعث تحکیم این قرابت گردید تا آنجا که شکل کاخها و قصرها به شکل کاخهای ساسانیان ساخته شد و امور سیاسی و اداری و نظامی متأثر از فرهنگ ایرانیان بود. عربها در این عصر در خوراک و پوشاک و مراسم و جشن ها هم از ایرانیان تقلید می کردند.
البته سه عامل سبب انتشار این فرهنگها در سرزمین اسلامی بود. یکی وجود مدارس و دیگر ترجمه ها و از همه مهمتر تشویق خلفا بود.
آنها در بخشش وعطا به دانشمندان و شاعران و ادیبان گشاده دست بودند و با آنها مجالست می نمودند و آنها را به مناصب عالی مفتخرشان می ساختند. این امر تا آنجا پیش رفت که، در دیگر شهرهای بزرگ، امیران و وزیران از خلفا تقلید کرده، در جلب دانشمندان و ادیبان به رقابت برخاستند و در سایه ی چنین توجهاتی نسل جدید علاقه ی شدیدی به آموختن علم و دانش پیدا کردند. و همچنین مدارس«جندی شاپور»، «رها»، «نصیبین» و«حران» فرهنگ یونانی را نشرمی دادند. این مراکز در علم طب شهرت زیادی کسب کرده بودند و می توان گفت: پرتو علم از این مراکز به سر تا سر جهان تابیدن گرفت.
و همچنین روند نقل و ترجمه و استنساخ یکی از راههای مهم ورود علوم قدیم به قلمرو دولت عباسی بود همچنین این حرکت به سر تا سر جهان اسلام نشر یابد و به دست همگان برسد و خلفا و کارگزاران آنها توانستند این حرکت خجسته را یاری دهند تا نتایج خوب و مثبتی بدهد.