دانلود پایان نامه

و یا در مورد عوامل زیستی که در خوشبختی مؤثرند، می‌توان گفت که اگر محیط‌زیست انسان محیطی آلوده باشد- با در نظر گرفتن اثرپذیری انسان- طبعاً در چنین محیطی آسوده نخواهد بود و این آلودگی باعث رنجش جسم و روان آدمی می‌گردد که در این دو (جسم و روان) در احساس خوشبختی دخیل‌اند.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند:«زندگی بدون احراز سه عامل حیاتی، گوارا نیست: هوای پاک، آب روان و زمین حاصل خیز«
مورد دیگری که می‌توان جزء عوامل زیستی در نظر گرفت مسأله هم‌زیستان انسان می‌باشند که به‌نوعی جزء عوامل روانی نیز شمرده می‌شوند.
امام علی علیه‌السلام در مورد نقش هم‌زیستان انسان در خوشبختی می‌فرمایند :
«من سعاده المرء ان تکون زوجته موافقه و اولاده ابراراً و اخوانه اتقیا و جیرانه صالحین و رزقه فی بلده»؛
از نیکبختی مرد آن است که همسرش با او سازگار، فرزندانش از ابرار و نیکان، برادرانش از پارسایان، همسایگانش انسان‌های صالح و روزی او در شهر خودش باشد.
نظريهبسطوساخت(نشاط،خلاقيتوباروري)
فردريکسون (٢٠٠٢)،درموردنظريهمسابقهوارتباطآنبانشاطمعتقداستکههيجاناتمثبتهمچوننشاطمنجربهمسابقهنههيچنههمهمی‌شود. اونظريهبسطوساختراباتوجهبههمينهيجاناتمثبتارائهنمودوبيانداشتکهاينعواطفنه‌تنهاپیام‌آورسلامتشخصيمی‌باشندبلکهباعثرشدوتکاملنيزمی‌گردند. عواطفمنفيبسياريهمچوناضطرابياخشم،زمينهتفکرعمللحظه‌ایافرادرابه‌شدتمحدودمی‌کنند،به‌نحوی‌کهاقدامبهکارهاييمی‌کنندکهثمره‌اشحمايتازخوداستنهچيزديگر.
درمقابل،عواطفمثبت،شکل‌هایتفکرعمللحظه‌ایفردرابسطوگسترشدادهوموقعیت‌هاییرابرايساختنمنابعپايدارشخصيازطريقابداعمارپيچهيجانمثبت،شناختوعملفراهممی‌سازند. برايمثاللذت،انگيزشيرابرايبازيکردنايجادومسيرهاييرادر جامعه،تفکروهنرابداعمی‌نماید،يعنيلذتازخلالبازيمی‌تواندشبکه‌هایحمايتاجتماعيراقوتببخشدودرسايهخلاقيت،منجربهتوليدهنروعلمياحلمسأله درزندگيروزمرهگردد. حمايتاجتماعيروزافزونوتوليداتهنريوتجاربحلمسألههمگيدرآمدهايپايدارلذتمی‌باشندوبهدگرگونکردنفردورشدشخصيکمکمی‌نمایند. ايننيزبه‌نوبهخودممکناستمنجربههيجاناتمثبتبيشتريگردد.
نظريهبرابري
امانظريهديگريكهدرخصوصرضايتاززندگيمی‌توانمطرحكرد،نظريهبرابرياست. بر اساسايننظريه،مفهومانساناقتصاديبه‌طورگوياييكليهجنبه‌هایانسانرابازگونمی‌کندازاین‌روبايدبهدنبالمفاهيمديگريباشيمكهبهنحومؤثريمبانيانگيزشيورفتاريانسانراموردتوجهقراردهد. جي. اس. آدامزواضعنظريهاست.
اساسايننظريهمبتنيبرادراكفردازشغلخودبودهوچگونگيرفتاراورادربرابرسازمانبيانمی‌دارد.بنابرايننظريه،هرفردخصوصياتوقابلیت‌هاییچونتجربهوتبحر،تحصيلات،هوش،استعداد،سنوسوابقكاريراباخودبهسازمان يامحيطزندگيوفعاليتخودمی‌آوردودرمقابلانتظارداردسازمانيامحيط بيروننيزمتناسببااينخصوصيات،مزاياوپاداش‌هاییرادراختيارشقراردهد. چنانچهشخصاحساسكندكهبينايندودستهعواملنوعيبرابريوهمپايگيموجوداست،اينامردراوآرامشورضايتايجادمی‌کند. به‌عبارت‌دیگربشرهميشهدرپيآناستكهبااوبه‌طورمنصفانهرفتارشود (مككاروكوستا:١٩٩٩)
دراينجااحساسبرابريبيندادهياآنچهفردواردجامعهكردهاست (سن،نيرويكارخود،مهارت‌هایخود)باستادهياآنچهفردازجامعهدريافتكردهاست (شغل،درآمدبيشتر،امكاناترفاهي،آموزشيوبهداشتيمحل،امكانرشدوپيشرفتوبهره‌مندیازتسهيلاتوامتيازاتمختلف)موجبرضامندياززندگيونشاطمی‌شود. ايناحساسبرابريگاهيدرمقايسهخودباديگرانحاصلمی‌شود،درصورتی‌کهفرددرمقايسه خويشباافرادهم‌سطحخوداحساسكندكهديگرانوضعيتمناسب‌تریپیداکرده‌انداحساسنارضايتيخواهدكرد.
بر طبقايننظريه،انسانبه‌عنوانموجوديعقلاييوعاطفيدرمقابلمحرک‌هایبيروني،رفتارهايخاصيازخودبروزمی‌دهدكهدرفرايندجامعهمی‌تواندتأثيرگذار باشد. رفتارفردتحتتأثيربرخيعواملبيرونيوبعضيعواملدرونيشكلمی‌گیرد. عواملبيروني،عوامليهستندكهازخارجبرفرداثراتيمی‌گذارند،مانندمحيطاجتماعيورفتارسايرافراددريكسازمانو… عواملدروني،عوامليهستندكهازدرونفردمنشأمی‌گیرندوشاملادراكوبرداشت‌هایفردازمحيط،طرزتلقياو،نيازهاوانگیزه‌هایوياست.
انسانمی‌کوشدتابادستزدنبهرفتارهايگوناگوندرمقابلعواملبيرونيودروني،واکنش‌هایارضاکنندهازخودنشاندهد. هرگاهدستزدنبهعمليبرايپاسخبهعواملدرونيوبيرونيكفايتكندفردمواجهبامسألهنخواهدبودوازاین‌رودچارتعارضنمی‌شود؛اماهرگاهبرايپاسخبهعواملدرونيوبيرونيدوعملمتفاوتومتضادلازمباشد،فرددچارتعارضونگرانيخواهدشدواحساسرضايتونشاطنمی‌کند (الواني،1388).
در این نظریه، ضمن تأکید بر اهمیت احساس عدالت کارکنان نسبت به منصفانه بودن رفتار سازمان با آن‌ها، چنین ادعا می‌شود که اگر کارکنان احساس کنند با آن‌ها ناعادلانه برخورد شده است، برانگیخته می‌شوند تا عدالت را برقرار سازند. در ویرایش جدید نظریه برابری که به‌وسیله آدامز ارائه‌شده است، چنین اظهار می‌شود که افراد “دریافتی خود” را با “دریافتی دیگران از سازمان”، مقایسه می‌کنند؛ اگر با این مقایسه به این نتیجه برسند که برخورد سازمان با کارکنان به‌طور نسبی غیرمنصفانه است، احساس بی‌عدالتی کرده، برای کاهش این بی‌عدالتی تلاش می‌کنند.
البته افراد می‌پذیرند که کارکنان توانمندتر، دریافتی بیشتری داشته باشند، مشروط بر آنکه کار بیشتری نیز انجام دهند یا برای انجام کار (از حیث سطح دانش و تجربه) واقعاً آماده‌تر باشند.
نظریه برابری از این حیث که رهنمود مشخص و معینی برای برقراری عدالت ارائه نمی‌کند، موردانتقاد قرارگرفته است. بر اساس مطالعات انجام‌شده، افرادی که احساس بی‌عدالتی می‌کنند، ممکن است برای کاهش بی‌عدالتی، یکی از راه‌های ذیل را انتخاب کنند:
1.  میزان آورده‌های خود را تغییر دهند؛ برای مثال انرژی کمتری صرف کار کنند یا از میزان تلاش خود بکاهند؛
2.  برای تغییر نتایج یا دریافتی خود از سازمان تلاش کنند؛ برای مثال، تقاضای افزایش حقوق یا ارتقاء کنند؛
3.  با توجیه وضع موجود، آورده‌ها یا دریافتی‌های خود را از حیث شناختی، مجدداً ارزیابی کنند؛ برای مثال، بگویند “آخر من هم واقعاً سخت کار نکردم، پس نباید دریافتی بیشتری داشته باشم”؛
4.  سازمان را ترک کنند؛ به‌این‌ترتیب که یا غیبت‌های خود را افزایش دهند یا سرانجام استعفا دهند؛