دانلود پایان نامه

2- عوامل اجتماعی
عوامل مربوط به محیط اجتماعی پیرامون فرد چون تشکل‌های فکری و ایدئولوژیکی که کارمند در آن عضو است، ارتباطات در جریان پیرامون فرد، فرهنگ رفتاری و هنجارهای اجتماعی پذیرفته‌شده در محیط زندگی و بالأخص خانواده تأثیر بسزایی روی نشاط کارمند دارند. محکم و استوار بودن پایه‌های نظام خانواده، ارتباط صمیمی با آشنایان، دوستان و خانواده و آشنایی باروحیه ایثار و ازخودگذشتگی ازجمله عوامل اجتماعی مؤثر بر نشاط هستند.
3- عوامل فردی
تحقیقات جدید نشان‌دهنده این است که آنچه باعث ناخشنودی فرد در محیط کار می‌شود، رویدادهای منفی که برای وی اتفاق می‌افتند نیستند، بلکه نحوه نگرش او به این رویدادهاست. نشاط در محل کار یک عنوان جدید محرک تفکر است که ذهن را از منفی نگری دور نموده و شمارا وادار به مقاومت در برابر برچسب بد» گذاشتن بر شرایط و دیدن آن‌ها به‌عنوان شرایط خنثی می‌کند (راو، 2010).
2-4 عواملزمینه‌سازنشاطاجتماعی
عواملمهمی‌مانندصفاتشخصيتي،مؤلفه‌هایشناختي،گرایش‌هایاعتقاديومحيطي، تربيتي،جمعيتي،زمینه‌سازنشاطبهشمارمی‌روند. بررسی‌هایبسياريهمبستگيویژگی‌هایوراثتي،صفاتشخصيتي،شناختي ومذهبيبانشاطراگزارشکرده‌اند. فارنهاموچن،بهنقلازآرجيل (٢٠٠١)درتحقيقاتخودپيبرده‌اندکهبرونگراييبانشاطهمبستگيمثبتوروان‌نژندیباآن‌همبستگيمنفيدارد.سايرمطالعاتنيزاينموضوعرامحققساخته‌اند. بررسيمجموعه‌این‌گونهتحقيقات،برروابطزمینه‌ایژنتيکيوصفاتشخصيتيدرنشاطتأکيدمی‌کنند (ايزاوا،٢٠٠٤:٢). عواملشناختينيزنقشمؤثريدرايجادنشاطايفامی‌نمایند. اينعواملوعواملديگريکهدربروزنشاطتأثيرگذارهستنددر این فصلموردبحثقرارمی‌گیرد.
2-5 نقشمحيطدرايجادنشاط اجتماعی
تجاربارتباطيواجتماعيدراوايلدورهکودکينيزممکناستدرشادکامساختنياعدمنشاطشخصيتافراددردوره‌هایبعديرشداثربگذارد. درپژوهشي،مالتاستاوهمکاران (١٩٨٦)دريافتندکهمادرانبهنوزادانخودآموزشمی‌دهندکهچگونهاحساساتشانرابهشيوهاجتماعيمطلوبيبيانکنند. اينابرازاحساساتدرتجربههيجاناتمثبتتأثيرمی‌گذارد. کيفيتروابطعاطفيخانوادهدردورانکودکيودوره‌هایپس‌ازآندربروزقابلیت‌هایمربوطبههيجاناتمثبتونشاطبسيارمؤثراست (تامپسون،١٩٩٩،بهنقلازآرجيل،٢٠٠١)
نظريهاميد
يکياززمینه‌هایاصليومهمدربه وجودآمدناحساسنشاطوشادي،وجوداميدنسبتبهخود،زندگيوآيندهاست. احساساضطرابيانگرانيباعدماميدبهآيندهرابطهمستقيمدارد. اميدبهآيندهدستيافتنبههدفياانتظاردستيابيبههدفاست،به‌گونه‌ایکهشو “تئورياميدراتئوريانگيزشناميدهاست (كمپل،١٩٨١).
ازنظر اشنايدر اميد فرايندي است كه طي آن افراد ابتدا اهداف خود را تعيين می‌کنند، سپس راهكارهايي براي رسيدن به آن اهداف خلق می‌کنند و بعدازآن انگيزه لازم براي به اجرا درآوردن اين راهكارها را ايجاد كرده و در طول مسير حفظ می‌کنند. اشنايدر و همكاران (1991) يك نظريه تركيبي مبتني بر هدف را مطرح كردند كه بسط يافته مدل تک‌بعدی سنتي بود و براي اولين بار زمینه‌ای را براي امكان سنجش معتبر و قابل‌اعتماد اميد در افراد گشود. نظريه اميد اشنايدر بر سه مؤلفه مركزي بنيان گذاشته‌شده است: اهداف، گذرگاه‌ها و عامل
اهداف: اشنايدر (2000) با توجه به مصاحبههاي متعددي كه با افراد داشت معتقد است مردم در اين ادعا كه هر كاري كه انجام ميدهند سعي دارند در آن هدفي را دنبال كنند یک‌کلام بودند. اهداف نقاط پايان و يا زنجيره عمل ذهني را ايجاد می‌کنند، آن‌ها مرجع تئوري اميد هستند (اشنايدر، 1994، اشنايدر و چيونز و سيمپسون 1997)
– اهداف اساس نظريه اميد هستند که ميتوانند کوتاه‌مدت يا بلندمدت باشند و ازنظر اهميت طبقهبندي شوند، اهداف بايستي براي تسخير ذهن هشيار ما به حد كافي ارزشمند باشند و نيز اهداف امیدوار نه نوعي عدم حتميت به همراه خوددارند. يك سر اين زنجيره-اطمينان قطعي- اهدافي با احتمال نائل شدن 100% است، آن‌ها نياز به اميد ندارند. در سر ديگر اين زنجيره، اهداف غیرقابل‌دفاع (كه احتمال نائل شدن به آن‌ها 0% است) وجود دارند كه بيش از این‌که مفيد باشند غيرمولد هستند. درواقع تحقيقات اين بحث را تأييد ميكند كه به نظر مردم اميد، يك كاميابي است كه درم واقعی كه احتمال رسيدن به هدف در حد متوسط است وجود دارد (آوريل و همكاران، 1990 به نقل از اشنايدر،‌2000).
در نظريه اميد، اهداف منبع اصلي هيجان هستند، هيجان مثبت ناشي از دستيابي به هدف يا تصور نزديك شدن به آن است، درحالی‌که هيجان منفي ناشي از شكست در دستيابي به هدف يا تصور دور شدن از آن است (اشنايدر، 2002). با توجه به پيوند بين دستيابي به هدف و عاطفی مثبت، ممكن است به نظر برسد كه بهترين راهكار، تعيين اهداف آسان و كاملاً قابل‌دستیابی است؛ اما افراد داراي اميد بالا معمولاً به دنبال اهدافي هستند كه داراي ميزاني متوسط از دشواري باشند (اشنايدر، 1994).
– تفكرات گذرگاه؛ تواناييهاي درك شده شخص هستند كه راه‌های عملي را براي اهداف خواسته‌شده به وجود ميآورند. تفكر گذرگاه اغلب قابل‌مشاهده در گفتار دروني از قبيل «من راهي براي انجام اين كار پيدا خواهم كرد» است اگرچه تفكر گذرگاه خواستار تنها يك گذرگاه قابل‌استفاده به هدف خواسته‌شده است، اما افراد داراي سطوح اميد بالاتر اغلب قادر به تصور چندين گذرگاه هستند و از تفكر واگرا استفاده می‌کنند اين راه‌های متناوب هنگامی‌که فرد مجبور به مقابله با مانع يا مشكل دررسیدن موفقيتآميز به اهداف می‌شود، تعیین‌کننده هستند. تفكر گذرگاه توانايي ادراک‌شده فرد براي شناسايي و ايجاد مسيرهايي به سمت هدف است (اشنايدر، 1994) ازآنجاکه برخي از طرحها و نقشهها ممكن است با شكست مواجه شوند، افراد داراي اميد بالا، به‌منظور مقابله با موانع احتمالي، چندين گذرگاه را در نظر می‌گیرند (اشنايدر، 1991، 1996، ايروليگ و همكاران، 1998). لازم به ذكر است كه آثار سودمند اميد، ناشي از توانايي واقعي در ايجاد گذرگاهها نيست بلكه ناشي از اين ادراك است كه چنين گذرگاههايي در صورت لزوم ميتوانند توليد شوند اشنايدر و همكاران، (1991) نشان داده‌شده‌اند كه رفتار هدفمند از آن طريق بر افكار فعلي و بلندمدت مربوط به‌سوی هدف‌ها و نقش کارگزاری فردي در نيل به اين هدف‌ها؛ و ميزان ارزش‌گذاری به هدف‌ها جاري تأثير ميگذارد.
 – تفكرات عامل؛ به‌عنوان افكاري تعريف می‌شود كه بدان وسيله افراد با توجه به تواناييشان گذرگاه‌هایی انتخاب كنند و به تلاش خود ادامه دهند. مؤلفه انگيزشي نظريه اميد است كه به شخص اطمينان ميدهد قادر به شروع و تحمل تلاشهاي ضروري براي دنبال كردن گذرگاه خاص است يا نه. عامل مستقيماً شناختهاي افراد را در مورد توانايي آن‌ها براي شروع و تحمل رفتارهاي هدفگرا منعكس ميكند و با گفتارهاي دروني مانند «من ميتوانم اين كار را انجام دهم «و «من قصد ندارم متوقف شوم«مشخص می‌شود (اشنايدر لاپوينته، كروسون و ارلي، 1998). البته بايد توجه داشت اهداف افراد بدون عزم حركت به سمت آن و حفظ تلاش لازم براي نيل به آن قابل‌دسترسی نخواهد بود.
در نظريه اميد، رسيدن موفقیت‌آمیز به هدف، هيجانات مثبت را فرامی‌خواند و شكست در دستيابي هدف باعث هيجانات منفي می‌شود. اين هيجانات، به‌نوبه خود گذرگاه‌های فرد و مؤلفه عامل را درباره تعقيب هدف آينده تغيير ميدهند، هيجانات مثبت كه از هدف موفق نتيجه می‌شود فرد را به كوشش و انتخاب اهداف آيندهي چالش‌انگیز تری سوق ميدهد، در مقابل هيجانات منفي مطابق با شكست در دستيابي به اهداف خاص ممكن است باعث بيميلي فرد براي تلاش كردن و پيشرفت آينده شود. بنابراين توانايي فرد براي تعريف كردن هيجانات منفي كه از شكستها و مصيبتهاي شخصي ناشي می‌شود مستقيماً تفكر گذرگاه و تفكر عامل اهداف آينده را تحت تأثير قرار ميدهد.
چندين مطالعه در طول دهه گذشته اهميت اميد را در جمعيت بزرگ‌سالان نشان داده، پژوهش‌ها نشان داده كه افراد داراي اميد بالاتر از تفكرات مثبت، عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس بيشتري نسبت به كساني كه اميد كمتري دارند، برخورد دارند. افراد با سطح اميد بالا احساسات را باانرژی بيشتري گزارش می‌کنند خودشان را به شكل مثبتتري معرفي می‌کنند (كوري و همكاران، 1997). افراد داراي سطح اميد بالا اصولاً از مزاياي سلامتي قابل‌اطمینان بهره‌مند هستند. براي مثال هارني (1990) گزارش داده است افرادي كه اميد بالايي دارند علاقه بيشتري به شركت در تمرينات جسماني دارند. اميد همچنين در افرادي كه در حال بهبود يافتن از صدمهها و بيماريهاي مختلف هستند مؤثر شناخته‌شده است. همچنين پژوهش‌ها تحمل درد را با اميد مرتبط ميدادند يعني افراد با اميد بالا دو برابر بيش از همتاهاي كم اميد خود درد را تحمل كردهاند (اشنايدر و براون، 1998) اميد با پيشرفت تحصيلي نيز ارتباط دارد و چندين مطالعه اين امر را نشان داده است. دانشجويان دانشگاه كه اميد بالايي دارند درمجموع نمرات بالاتري نسبت به ساير دانشجويان كسب كردهاند (چانگ، 1998؛ كوري، مافير، سون داگ و ساندستدت، 1999). يك مطالعه ديگر گزارش ميدهد كه سطوح بالاي اميد در دانشجويان دانشگاه پیش‌بینی كننده معدل كل بالاتر، شانس بالاتري براي فارغ‌التحصیلی و احتمال كمتر براي مشروط شدن بوده است (اشنايدر، شوري، جيونز و ويلكلاند، 2002) همسان با اين يافتهها اشنايدر (2000) نشان داد كه دانشجويان بعد از دوره ليسانس كه امتياز بالاتر در مقياس اميد گرفتند مهارت سازگاري بهتري دارند و راهبردهاي بهتري را براي دورههاي تحصيلات انتخاب می‌کنند در طول عملكرد افراد هم در کلاس‌های مدرسه هم دانشگاه اميد پیش‌بینی کننده مهمي از پيشرفت ورزشي دانشجويان بود، اميد بالا با عملكرد برتر ورزشكاران مرتبط بوده است (كوري و دیگران 1997). مطالعه ديگر توسط (براون، كوري، هاگستروم و ساندستدت، 1999) نشان داد كه دختران با اميد بالا در اردوي ورزشي تابستاني بيشتر مايل به داشتن اهداف خاص مرتبط با پيشرفت ورزشي بودند. مطالعه مشابهي گزارش كرد كه دختران با سطح اميدواري بالاتر درباره تسليم شدن افكار كمتري دارند. مطالعات اين حد مهم به پژوهشگران دليلي براي اين باور ايجاد کرده‌اند كه سازهي اميد موضوعي ارزشمند وابسته به زمان است كه بايد براي درك بهتر آن تلاش كرد (وال، 2006).
متأسفانه واقعيت اين است كه افراد بسياري وجود دارند كه ممكن است به دو دليل توانايي فكر كردن از روي اميدواري درباره آينده را از دست بدهند: اول اينكه آن‌ها از زمان تولد هرگز محبت، مراقبت و توجهي كه به آن‌ها اجازهي ايجاد تفكر اميدوارانه را بدهد دريافت نكردهاند. دوم اينكه ممكن است كه در آغاز ياد می‌گیرند كه اميدوارانه فكر كنند، اما اميدشان به‌وسیله وقايع پراسترس زندگي در طول دوران رشد تخريب می‌شود بااین‌وجود روانشناسي مثبت‌گرا معتقد است اميد را می‌توان ايجاد و ارتقا داد.
نظريهلذت‌گرایی
بر اساسايننظريهنشاطوخوشبختيفقطيکاحساساست.زندگيشاد،لذتانسانراافزايشدادهوغمانسانراکممی‌کند.
طیف‌نگاری نظریه‌های لذت‌گرا