مقاله رایگان با موضوع سازمان های بین المللی و مدیریت افکار عمومی

کشوری موفق می شود مدیریت صحنه کند که بازیگران بیشتری را با خود همراه کند.
هیچ کشور و حتی هیچ قدرتی به تنهایی نمی تواند در صحنه بین المللی، بحرانی را مدیریت کند.
باید توجه داشت که در عرصه بین الملل، دیگر دولت ها بازیگران اصلی نیستند، بلکه در عرض و همدوش سایر بازیگران، از جمله مردم در قالب جامعه مدنی، افکار عمومی جهانی و سازمان های بین المللی قرار می گیرند.
قدرت که پیش از این، در ساختار دولت متمرکز بود، چندلایه و متکثر شد و تصمیمات در داخل و خارج با توجه به روابط پیچیده این لایه های متعدد، جهت دهی و اتخاذ می شود
بنابراین به طور کلی قدرت هوشمند کارکردهای متنوعی دارد و اهداف خود را به گونه ای غیر مستقیم تامین می کند. از این رو شاخص های کارکردی را که موجب می شود تا قدرت هوشمند در فضای جدید سیاست بین الملل کارامدی و اثرگذاری مطلوب را نسبت به دیگر اشکال قدرت داشته باشد، می توان به شرح زیر مورد توجه قرار داد: (قربانی شیخ نشین و دیگران، 1390: 143- 147).
سازوکارهای رسانه ای:
هنگامی که ابزار محوری قدرت سخت بر به کارگیری نیرو و سازمان متمکز باشد، بهره گیری از قدرت هوشمند نیز تحت تاثیر فضای هنجاری، انگیزشی و ایستاری قرار می گیرد. به طوری طبیعی رسانه ها در فعال سازی قدرت هوشمند نقش موثری ایفا می کنند.
مدیریت افکار عمومی:
یکی از کارویژه هاي اصلی قدرت هوشمند را می توان کنترل افکار عمومی دانست به عبارت دیگر باز شدن عرصه مناسبات قدرت بر روي خواست و آراي شهروندي را ضرورتی غیر قابل انکار در تحول ماهیت قدرت می دانند. نظریه قدرت هوشمند بر این با ور است که افکار عمومی در شرایط بحرانی حاصل می شود؛ بدون سازمان دهی بحران، ‌امکان مدیریت افکار عمومی وجود ندارد.
ایجاد تصویر مطلوب:
در چارچوب قدرت هوشمند، مبانی تفکر سیاسی و استراتژیک جدیدي ایجاد می شود که معطوف به تغییر چهره و بازسازي وجهه تخریب شده و ایجاد تصویر مطلوب خواهد بود. در این میان، اندیشمندان قدرت هوشمند به این نتیجه می رسند که به موازات قدرت سخت باید از ابزارهاي متنوع دیگري استفاده شود تا زمینه ها ی لازم براي تغییر چهره سیاسی و ایجاد تصویر مطلوب به وجود آید.
اندیشه حکمرانی موفق:
نظریه پردازان قدرت هوشمند بر این اعتقادند که در شرایطی می توان به موفقیت لازم در اداره امور سیاسی جهان که همگام با ایجاد تصاویر مطلوب از هنجارها و نرم ها، بر اصل ” حکمرانی مطلوب” تأکید و از این طریق، به اتخاذ روش هاي تشویقی و ترغیبی مبادرت کرد.
مشارکت و همگرایی:
قدرت هوشمند مبتنی بر مشارکت است از سوی دیگر نهادهای بین المللی در زمره کارگزاران و بازیگران قدرت هوشمند قرار می گیرند .
کارایی نیروهای نظامی:
قدرت هوشمند شکل جدیدی از اقدامات سازمان یافته تلقی می شود که زمینه های لازم را برای کاربرد نیروی نظامی فراهم می سازد به عبارت دیگر چگونگی کاربرد نیروی نظامی و استراتژی های آن با نشانه های قدرت هوشمند پیوند خورده است از این رو ضرورت قوای نظامی همگام با مشارکت متحدان، ائتلاف سازی و به کارگیری تمامی ابزارها و اقدامات ممکن برای گسترش نفوذ و مشروعیت ضروری است.
افزایش قابلیت های اقتصادی و استراتژیک:
قدرت هوشمند، آثار و پیامدهایی در حوزه ي قابلیت ها ی اقتصادی و استراتژیک دارد. کشوري که واجد ابعاد و اشکال مختلف قدرت است؛ از توان و قابلیت موثری برای ارتقای جایگاه در تمامی حوزه های قدرت برخوردار است.
نتیجه گیری :
در این فصل تلاش کردیم به مفهوم قدرت و مشتقات آن بپردازیم. و به این نتیجه رسیدیم که
تحول معنای قدرت در جهان سیاست در واقع از مقوله های بنیادین در علوم سیاسی و اندیشه سیاسی مفهوم قدرت است. به عبارت دیگر سیاست علم کسب و حفظ و گسترش قدرت سیاسی است و روابط قدرت هسته ی سیاست را تشکیل می دهد.
اساساً یکی از ویژگی های زندگی سیاسی رقابت دائم بر سرکسب و بکار گیری قدرت بوده است یعنی اینکه در جهان، منازعه بر سر تصرف قدرت سیاسی یکی از وجوه اساسی زندگی سیاسی به شمار می رفته است. نکته دوم اینکه تاقبل از ظهور گفتمان دمکراسی و نظام های سیاسی دموکراسی، رقابت و منازعه سیاسی درجهان بیشتر خود را به شکلی عریان و خشونت امیز نشان می داده اما در چارچوب دموکراسی ها مدرن کسب قدرت خصلتی متمدن و کمتر خشونت بار بخود گرفت. د رواقع از نیمه دوم قرن بیستم صاحب نظران سیاسی در نتیجه مشاهدات عینی خود به این نتیجه رسیدند که در منابع، شکل و ماهیت قدرت تحولی عظیم رخ داده است. به عبارت دیگر با جهانی شدن و فشردگی زمان و مکان در عصر اطلاعات و تکنولوژی سایبرنتیک، ما با تکثر بیشتری در منابع قدرت رو به رو هستیم به عبارت دیگر قدرت پراکنده شده و در نتیجه تهدیدات نیز به تناسب پراکندگی قدرت متکثر شده است و در نتیجه دولت ها در زمان ها و مکان های متنوع مورد تهدید قرار می گیرند از این رو دولت ها به صرف داشتن قدت نظامی به زعم دیدگاه سنتی دیگر قادر به حفاظت از خود نیستند بلکه باید دولت ها از جنبه های دیگر قدرت خود را فزونی ببخشند. در این راستا کاستلز اساسی‌ترین صورت قدرت را توانایی نسبت به شکل‌دهی اذهان بشری تعریف می کند. در تعریف مورد نظر کاستلز از قدرت، دو عنصر ارتباطات و معنا وجود دارد و بر همین اساس تلاش کاستلز این است که نشان دهد ظرفیت ارتباطی، مهم ترین عامل در اختیار کنشگران اجتماعی است که با آن می توانند از طریق تغییر در روند معناسازی، تصمیمات دیگر کنشگران را تحت تأثیر قرار دهند. فوکو نیز در کتاب « سوژه و قدرت » استدلال می کند که هر جا قدرت وجود دارد مقاومت هم وجود دارد. تفکر در مورد قدرت تنها در جایی وجود دارد و معنا دار است که در مقابل آن حوزه ای بنام حوزه قدرت وجود داشته باشد. تافلر بر این اعتقاد است که در عصر گذشته، به ترتیب زور و پول ابزارهای اصلی دسترسی به قدرت بوده اند، ولی در حال حاضر دانایی، برترین و مهمترین ابزار قدرت است. همچنین می توان به این نتیجه رسیدیم که به طور کلی قدرت به سه بخش قدرت سخت افزاری، قدرت نرم افزاری و قدرت هوشمند قابل تقسیم است. قدرت سخت مبتنی بر فشار تدریجی، اخطار، نمایش قدرت و عملیات نظامی قابل کنترل علیه کشوري است که اقدامات غیر قابل قبولی را آغاز کرده است مشخصترین شکل قدرت سخت اعمال قواي نظامی است. به طور کلی قدرت سخت مفهومی آشنا در میان نظریه پردازان واقع گرا در روابط بین الملل است. اما قدرت نرم، به آن دسته از قابلیت ها و توانایی های کشور اطلاق می شود که با به کارگیری ابزارهایی چون فرهنگ، آمال و یا ارزش های اخلاقی به صورت غیر مستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر می گذارد و اما در جهان سیاست کنونی یکی از مهمترین تعاریف رایج از قدرت، قدرت هوشمند است. و قدرت هوشمند، ظرفیتی است که یک بازیگر، عناصر قدرت سخت و نرم را چنان ترکیب مینماید که بهطور چندجانبه موجب پیشبرد مؤثر و کارآمد اهداف بازیگر شود. بعلاوه قدرت هوشمند دارای منابعی می باشد که عبارتند از: منابع مادی،منابع مجازی، منابع معنوی؛ بعلاوه قدرت هوشمند از طریق سازوکاری های زیر عمل خواهد کرد. سازوکار رسانه ای، مدیریت افکار عمومی،ایجاد تصویر مطلوب، اندیشه حکمرانی موفق،تاکید بر مشارکت و همگرایی، کارایی نیروی نظامی،افزایش قابلت های اقتصادی و استراتژیک.
فصل سوم
رویکرهای اعمال قدرت امریکا علیه ایران در دوره قبل از اوباما