مقاله رایگان با موضوع علمای معتزله و امیرالمومنین


Widget not in any sidebars

قام رسول الله ص یوما فینا خطیبا بماء یدعی خما بین مکه والمدینه فحمد الله واثنی علیه ووعظ وذکر ثم قال:« اما بعد ، الا یا ایها الناس فانما انا بشر یوشک ان یاتی رسول ربی فاجیب وانا تارک فیکم الثقلین : اولهما کتاب الله فیه الهدی والنورفخذوا بکتاب الله فاستمسکوا به فحث علی کتاب الله ورغب فیه » . ثم قال: « واهل بیتی .اذکرکم الله فی اهل بیتی . اذکرکم الله فی اهل بیتی . اذکرکم الله فی اهل بیتی»
روزی رسول خدا ص کنار برکه آبی به نام «خم» بین مکه و مدینه ایستاد وبرای جمعیت حاضر خطبه ای ایراد کرد فرمود. در آن خطبه بعد از حمد وثنای الهی وموعظه وتذکر چنین فرمود : ای مردم همانا من بشری بیش نیستم ونزدیک است که پیک الهی بیاید وجان مرا بگیرد ومن دعوت او را اجابت کنم . من ، میان شما دو چیز گرانبها می گذارم : اول آن ها کتاب خدا که درآن هدایت ونور است . کتاب خدا را بگیرید وبه آن چنگ بزنید ». پیامبر «ص» سفارش زیادی برای کتاب خدا کرده ومردم را برعمل به آن تشویق فرمود. سپس فرمود : واهل بیت من . شما را سفارش میکنم در حق اهل بیتم» واین جمله را سه بار تکرار فرمود.«ترجمه ماتن»( مسلم ،1932ق، ج7 ص123،122).
2-2ترمذی به سند خود از زید بن ارقم نقل می کند: در حجه الوداع ، روز عرفه رسول خدا ص را دیدم بر شتری سوار بود وخطبه می خواند . شنیدم که فرمود:
«انی تارک فیکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی ، احدهما اعظم من الاخر: کتاب الله حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیها»؛ من میان شما دو چیز می گذارم ؛ تا هنگامی که به آن تمسک جویید ، هرگز گمراه نمی شوید . یکی از دیگری بزرگتر است؛ کتاب خدا ریسمان آویخته از آسمان به سوی زمین است وعترت واهل بیت من . این دو هرگز جدا نمی شوند ، تا در حوض به من بپیوندند . بنگرید چگونه با ودیعت های من رفتار می کنید . ( ترمذی ،1403ق ،ج5 ص664).
در این حدیث تصریح شده است ، که قرآن واهل بیت از یکدیگر تا روز قیامت جدا نخواهند شد . مقتضای آن جدایی ناپذیری این است، که همان گونه که قرآن در بین مردم ماندنی است ، اهل بیت هم به عنوان عدل قرآن ماندنی هستند، وزمین وزمان از ان ها خالی نمی شود. از طرفی دیگر چون اهل بیت عدل قران معرفی شده است ، وقرآن معصوم است ، پس اهل بیت عدل قرآن هم باید معصوم باشند. معلوم است که مصداق اهل بیت همان امام است . پس حدیث ثقلین براستمرار امامت دلالت می کند.
3-2 نکات قابل استفاده ازحدیث ثقلین:
1- عترت ، همتای قرآن است ؛ یعنی جایگاه معنوی وهدایتی آنان پس از جایگاه قرآن قرار دارد.
2- هدایت امت ، درگرو تمسک به قرآن وعترت است؛ یعنی بدون تمسک به عترت هدایت کامل نیست وخطر گمراهی امت را تهدید می کند.
3- عترت تا روز قیامت از قرآن جدا نخواهد شد ؛ یعنی رهبری عترت دوشادوش رهبری قرآن قراردارد وتا قیامت تداوم خواهد داشت.
4-حدیث ثقلین ، ازیک سو، مصداق رهبری امت اسلامی پس ازپیامبر«ص» رامشخص کرده است واز سوی دیگر، جایگاه ورسالت آنان رایادآورشده است، بدین معنی که هدایت وضلالت امت اسلامی به نوع موضع گیری آنان درموردقرآن وعترت پیامبر«ص» بستگی دارد ، رهبری«ص» عترت پیامبر«ص» نیزبه همه شئون زندگی مردم مربوط می باشد.( ربانی گلپایگانی،1386ش، ص 138).
ابن حجرهیتمی هم این حقیقت راازحدیث ثقلین درک نموده است. وی درکتاب الصواعق المحرقه می نویسد:
«وفی الاحادیث الحث علی التمسک باهل البیت اشاره الی عدم انقطاع متاهل منهم ، للتمسک به الی یوم القیامه، کما ان الکتاب العزیز کذلک ، ولهذا کانوا امانا لاهل الآرض ؛
دراحادیثی که برلزوم تمسک جستن به اهل بیت تاکید می کند، این اشاره وجود دارد، که شخصی که دارای شایستگی تمسک جستن به او می باشد، تاروز قیامت از میان نمی رود، همانگونه که قرآن عزیز این چنین است.
لذا اهل بیت «ع» به عنوان کسانی که مایه امن وامان برای اهل زمین هستند، معرفی شده اند.
( حیدری ،، 1389،ص14.)
ابن ابی الحدید معتزلی:
ایشان درشرح کلام امیرالمومنین«ع» در نهج البلاغه که می فرماید:
«اللهم بلی لا تخلوالارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهوراواما خائفامغمورا لئلاتبطل حجج الله وبیناته » می نویسد:
«کیلا یخلواالزمان ممن هو مهیمن لله تعالی علی عباده ومسیطرعلیهم ؛ وهذا یکاد یکون تصریحا بمذهب الامامیه ، الا ان اصحابنا یحملونه علی ان المراد به الابدال الذین وردت بهم الاخبار النبویه ، عنهم ، انهم فی الارض سائحون ، فمنهم من یعرف ومنهم لایعرف ، وانهم لایموتون حتی یودعوا السروهوالعرفان عند قوم آخرین یقومون مقامهم ».
ابن ابی الحدید ضمن تفسیرآن کلام ، اول اعتراف می کند که آن کلام قریب به تصریح درباره مذهب امامیه است .پس از آن ، ازعلمای معتزله نقل می کند که آنها آن کلام را برابدال حمل کرده اند.ابدال انسان های عارف وزاهد مسلک که در زمین گردش می کنند، برخی از آن ها شناخته شده وبرخی ناشناس هستند وهرگاه اجل آن ها فرا رسد اسرارعرفانی را به ابدال دیگرمی سپارند، تا قائم مقام انها باشند.(همان،ص15)
بدیهی است که آن حمل بسیارتوجیه ناروا وخلاف ظاهراست . انگیزه آنها صرفا احترازازاعتراف به درست بودن مکتب امامیه است (همان،ص16)
ابن حجردراین زمینه می نویسد: «وفی صلاه عیسی«ع» خلف رجل من هذه الامه ، مع کونه فی آخرالزمان ،وقرب قیام الساعه دلاله للصحیح من الاقوال،ان الارض لاتخلومن قائم لله بحجه»(عسقلانی،1408ق،ص385)
4-2 در صحیح مسلم به روایت نافع آمده است:
جاء عبدالله بن مطیع ، حین کان من امرالحره ماکان، زمن یزید بن معاویه، فقال: اطرحوا لابی عبدالرحمن وساده ،فقال : انی لم اتک لاجلس ، اتیک لاحدثک حدیثا سمعت رسول الله «ص» یقول :من خلع یدا عن طاعه ، لقی الله یوم القیامه، لاحجه له، ومن مات ولیس فی عنقه بیعه ، مات میته جاهلیه.
«هنگامی که عبدالله ابن مطیع ازامارت حره بازگشت ، درزمان خلافت یزید بن معاویه ، ودستور داد برای ابی عبدالرحمن پشتی بیندازند ، گفت : من نیامدم تا بنشینم بلکه آمدم تا به تو سخنی بگویم وآن اینکه پیامبر «ص» فرمود: کسی که دست بیعت ندهد وبیعت نکند در قیامت خدا را بی امام وحجت ملاقات خواهد کرد وکسی که بمیرد وبیعتی نداشته باشد ، برمرگ جاهلیت مرده است.«ترجمه ماتن».(مسلم ،1423.ح1851)
در این حدیث ثقلین نه تنها اشاره بلکه تصریح است که کتاب خدا وعترت پیامبرص همانند دوقلویی است که رسول خدا ص امتش را به آن سفارش کرده وبه عنوان هدایتگران بعد ازخودش معرفی فرموده است ؛ لذا باید در دین به هردو تمسک کرد.(المناوی ، ،بی تا، ج2ص174)