مقاله رایگان با موضوع عمر بن عبدالعزیز و آخرالزمان

قال رسول الله«ص»: یکون فی آخرامتی خلیفه یحثی المال حثیا ولا یعده عدا ، قال :قلت لابی نضره وابی العلاء : اتریان انه عمر بن عبدالعزیز؟ فقالا : لا.( النووی ،1932ق،ج8 ص39).
Widget not in any sidebars

«پیامبرص فرمود : برامتم خلیفه حکومت خواهد کرد که ثروت را جمع می کند وبه مردم می دهد بدون اینکه آن را بشمارد ، به ابونضره وابوعلاء گفتم : آیا اوعمربن عبدالعزیز است ؟ گفتند: خیر.«ترجمه ماتن»
2-مسلم نیز حدیث دیگری جابربن عبدالله نقل می کند:
حدثنی زهیربن حرب ، حدثنا عبدالصمد بن عبدالوارث ، حدثنا داود عن ابی نضره عن ابی سعید وجابربن عبدالله قالا:
قال رسول الله«ص»: یکون فی آخرالزمان خلیفه یقسم المال ولا یعده . (صحیح مسلم بشرح النووی ج8،ص39) .« درآخر زمان خلیفه می آید که ثروت را تقسیم می کند بدون آن که آن را بشمارد» .«ترجمه ماتن»
3-مستدرک حاکم :
اخبرنا الحسن بن یعقوب بن یوسف العدل ، ثنا یحیی بن ابی طالب ، ثنا عبدالوهاب ابن عطاء ،انبا سعید بنایاس الجریری، عن ابی نضره، عن جابربن عبدالله رضی الله عنهما، قال:
قال رسول الله«ص»: یکون فی امتی خلیفه یحثی المال حثیا ولا یعده عدا…
ودر ادامه گفته: هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم ولم یخرجاه بهذه السیاقه ، انما اخرج مسلم حدیث داود بن ابی هند، عن ابی نضره، عن ابی سعید، عن النبی«ص» «یکون فی آخرالزمان خلیفه یعطی المال ولا یعده عدا، وهذا له عله.
«درامتم خلیفه ای می آید که مال را با دست برمی دارد وآن را شمارش نمی کند وحاکم گفته : این حدیثی صحیح است که شیخین با این سیاق نقل نکرده اند ومسلم فقط حدیث داوود بن هند را نقل کرد که پیامبر«ص» فرمود: درآخرزمان خلیفه ای می آید مال را می دهد وآن را شمارش نمی کند «که اشکال دارد»(حاکم،1418ق، ج4، ص4564)
4-ابن ماجه از ابوسعید خدری نقل می کند:
حدثنا محمد بن مروان ، عن عماره بن ابی حفصه ، عن زید العمی ، عن ابی الصدیق ، عن ابی سعید الخدری ، عن رسول الله «ص» قال:
تنعم امتی فی زمن المهدی نعمته لم ینعموا مثلها قط ، ترسل السماء علیهم مدرارا ولا تزرع الارض شیئا من النبات الا اخرجته والمال کدوس ، یقوم الرجل فیقول : یا مهدی اعطنی فیقول :خذ
« امتم در زمان مهدی به چنان نعمتی دست می یابند که پیش از آن مانند آن نرسیده اند، آسمان بسیار بر آنان «باران» می ریزد وهرچیزی که در زمین کاشته شود رشد می کند ومال متراکم وانباشته می شود ، مرد به پا می خیزد ومی گوید: ای مهدی بده :سپس مهدی می گوید: ببر«ترجمه ماتن» (سنن ابن ماجه ،1429ق،ج2ص1366.)
انفاق وخصلت بخشش مال ، در کتب دیگر اهل سنت مثل سنن ترمذی نیز آمده ، ترمذی این حدیث را به اسناد خود از ابوسعید خدری از رسول خدا ص نقل کرده است وآن را حدیث حسن می خواند.(سنن ترمذی ، حدیث2232.)
عنوان دوم : حسب ونسب امام مهدی «ع»
شناخت هر چیزی به حسب ونسب آن است وشناخت موضوع مهمی چون « مهدی» به آن است که حسب ونسب آن بزرگوارمشخص شود.
سوال ما این است که؛ آیا در کتب معتبر اهل سنت، همچون صحاح سته ، حسب ونسب آن بزرگوارهمان طور که در کتب معتبر شیعی مطرح شده است ، نقطه اشتراک ووحدت عقیده محقق خواهد شد.
1. مهدی از فرزندان عبدالمطلب است.
ابن ماجه در سنن با اسناد خود از انس بن مالک از رسول خدا «ص» روایت کرده است :
حدثناهدیه بن عبدالوهاب ثنا سعدبن عبدالحمید بن جعفر،عن علی بن زیاد الیمامی عن عکرمه بن عمارعن اسحاق بن عبدالله بن ابی طلحه عن انس بن مالک قال سمعت رسول الله «ص» یقول:
نحن ولد عبدالمطلب ساده اهل الجنه وانا وحمزه وعلی وجعفروالحسن والحسین والمهدی ؛ از رسول خدا ص شنیدم که فرمود: ما فرزندان عبدالمطلب سروران بهشت هستیم ، من وحمزه وعلی ع وجعفروحسن وحسین ومهدی .( ابن ماجه ،1429ق،ج2 ص1368 )
2. ظهورمهدی ازاهل بیت پیامبر«ص» قطعی است :
عجیب آن است که مضامین روایات صحاح سته وکتاب های معتبر دیگر اهل سنت که در این زمینه مطرح شده ، با احادیث وروایاتی که درکتب معتبرشیعی مطرح شده است ، مطابقت دارد. هر چند الفاظ وعبارات آن کمی متفاوت است . روایات متعددی در صحاح سته در سنن ابوداوود، ترمذی وابن ماجه در این مورد دارد که برخی از آن ها از حیث سند متقن ومعتبر می باشند .
1-2 ابوداوود در سنن خود با اسناد خود اززربن حبیش ازعبدالله بن مسعود روایت کرده که پیامبرخدا «ص» فرمود:« لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلک الیوم حتی یبعث فیه رجلا منی ، من اهل بیتی ، یواطی اسمه اسمی …
اگراز عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد هر آینه خداوند ان روز را طولانی خواهد کردتا ان که مردی از اهل بیت مرا برانگیزد که اسمش نظیر اسم من است …«ترجمه ماتن».( ابوداوود ،بی تا،ج2 ص421).