دانلود پایان نامه

(مينتز برگ، 1371، ص 428)
در خاتمه مبحث مربوط به معرفي چند ساختار سازماني مرسوم و جديد بايد به اين نكته اشاره كرد كه هر يك از ساختارهاي مذكور بعنوان نوع وسيله يا ابزاري است كه مديران سازمان مي‌توانند با استفاده از آنها اثربخشي سازمان را بالا ببرند و نيازهاي محيط را تامين كنند. مديران ارشد هر چند يكبار ساختار سازمان را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند تا ببينند كه آيا ساختار موجود مناسب نيازهاي در حال تغيير است يا خير. اين يك قانون كلي است كه چون سازماني نتواند جوابگوي نيازهاي محيط خود باشد يكي از نشانه‌هاي ضعف ساختاري را در خود مشاهده خواهد كرد. (دفت، 1379، ص 395)
با ظهور پديده فن‌آوري اطلاعات و شكهاي پيچيده مراقبت و كنترل سازماني در جوامع پيشرفته و سرايت جهاني اين پديده‌ها و تاثيري كه بر ساختار سازمانها گذاشته است و بنظر مي‌رسد كه تغييرات مهمي در جهت انعطاف‌پذيرتر شدن سازمان در جوامع امروزي رخ مي‌دهند. اما در اين راه به گفته گيدنز «ساده‌انديشي است اگر آنگونه كه بعضي مي‌انديشند، تصور كنيم كه سازمانهاي بزرگ غيرشخصي بتدريج از ميان خواهند رفت و سازمانهاي غير متمركز جانشين آنها مي‌شوند. آنچه بيشتر ممكن است رخ دهد كشمكش پيوسته ميان گرايش در جهت بزرگتر شدن، غير شخصي شدن و سلسله مراتب در سازمانها و تاثيرات مخالف است».(صبوري، 1379، ص 228)
هنري منيتزبرگ نيز پس از معرفي پنج گونه سازماندهي در كتاب معروفش «سازماندهي پنج الگوي كارساز» به فرضيه ششمي در باب معرفي يك ساختار جديد سازماني روي مي‌آورد و اين چنين مي‌گويد كه «گاهي سازماندهي كارآمد نيازمند تولد پيكربندي تازه‌اي است، يعني آميزه‌اي اصيل و درعين حال سازگار را از قاعده‌هاي طراحي و عاملهاي موقعيتي خواستار است». و نيز مي‌گويد: تولد ساختاري نوچيزي نيست كه از عهده هر سازماني برآيد.
اما سازمانهايي كه مي‌خواهند كارآيي داشته باشند بايد بتوانند چنين ساختاري را پديد آورند. به همين سان كساني كه توانايي شگفت‌انگيزي دارند، به آن سوي پنج گانه‌ها (ساختارهاي متداول و معمول) مي‌انديشند.
(مينتزبرگ، 1377، ص 454)
ابعاد طرح سازمان:
در فصل دوم اين پژوهش تا بدين جا به معرفي و شرح تعاريف سازمان، سازماندهي و ساختار سازماني پرداختيم. گام بعدي براي درك سازمان اينست كه به ابعادي از سازمان توجه كنيم كه بيان كننده ويژگيهاي خاص سازمان هستند. اين ابعاد به همان صورت سازمان را تشريح مي‌كنند كه شخصيت و ويژگي‌هاي فيزيكي معرف افراد هستند. ابعاد سازماني به دو گروه طبقه‌بندي مي‌شوند: ساختاري و محتوايي .
ابعاد محتوايي معرف كل سازمان هستند. همانند اندازه يا بزرگي سازمان، نوع تكنولوژي، محيط و هدفهاي سازمان. آنها معرف جايگاه سازمان هستند كه بر ابعاد ساختاري اثر مي‌گذارد. ابعاد ساختاري بيانگر ويژگيهاي درون سازماني هستند و بررسي آنها معياري را براي مقايسه و اندازه‌گيري سازمانها بدست مي‌دهد. براي ارزيابي و درك سازمان شناخت هر دو بعد ساختاري و محتوايي ضروري است (جدول 7-2)
(دفت، 1379، ص 30-28)
(جدول 7-2 ابعاد ساختاري و محتوايي سازمانها)
ساختاري Structural محتوايي Contextual
1- رسمي بودن
2- تخصصي بودن
3- داشتن استاندارد
4- سلسله مراتب اختيارات
5- پيچيدگي
6- تمركز
7- حرفه‌اي بودن