دانلود پایان نامه

نقاط ضعف 1- دواير مختلف سازمان نمي‌توانند صرفه‌جويي به مقياس داشته باشند.
2- خطوط مختلف توليد نمي‌توانند هماهنگي چندان زيادي با هم داشته باشند.
3- در اين شركتها مساله صلاحيت و شايستگي زياد يا تخصص فني منتفي است.
4- مساله رعايت استاندارد، انسجام يا يكپارچگي، از نظر خطوط توليد بسيار مشكل است.
(دفت، 1379، ص 374)
3- سازمان بر مبناي منطقه عملياتي (جغرافيايي)
يكي ديگر از گروه‌بندي‌هايي كه در ساختار سازماني رعايت مي‌شود توجه نمودن به مصرف كنندگان يا مشتريان محصولات سازمان است. منطقه جغرافيايي از متداولترين عواملي است كه در اين ساختار مورد توجه قرار مي‌گيرد. سازماني كه چنين ساختاري داشته باشد مي‌تواند خود را با نيازهاي هر منطقه وفق دهد و كاركنانش در پس تامين هدفهاي منطقه‌اي هستند، در اين سازمانها مساله ايجاد هماهنگي در بين واحدهاي هر منطقه مورد تاكيد و توجه است. (دفت، 1379، ص 376)
مزيت اصلي سازمان مبتني بر منطقه عمليات سرعت و سهولت در شناخت نيازهاي هر منطقه و رفع آن نيازهاست. در شرايطي كه مناطق مختلف با يكديگر تفاوت دارند اين نوع سازمان بسيار مفيد بوده و مي تواند پاسخگوي نيازهاي متفاوت آنها باشند.
سازمان بر مبناي منطقه جغرافيايي اگر از استقلال كافي بهره‌مند باشد مي‌تواند بطور غير متمركز عمل نموده و ساخت مناسبي براي اعمال سياستهاي عدم تمركز باشد. پراكندگي واحدهاي منطقه‌اي در اين نوع ساخت ممكن است وحدت رويه در كل سازمان و هماهنگي بين واحدها را مشكل سازد و در پاره‌اي موارد اين محدوديتي براي سازمان مبتني بر منطقه جغرافيايي به شمار مي‌رود. (الواني، 1379، ص 104) (نمودار 10-2)
نمونه نمودار ساختار سازماني بر حسب مناطق جغرافيايي، مربوط به شركت اپل
نمودار 2-10 ساختار سازماني مبتني بر منطقه جغرافيايي
4- سازماندهي بر مبناي زمان:
در اين نوع سازماندهي، فعاليتها و وظايف بر مبناي زمان دسته‌بندي مي‌شوند و براي هر نوبت زمان، گروه خاصي مامور انجام وظيفه مي‌شوند. يعني واحدهاي گوناگون كارهاي خاص را با روش يكسان، اما در نوبتهاي متفاوت انجام مي‌دهند. وقتي ماهيت كار و نوع خدمات، انجام بيش از يك نوبت را ايجاب مي‌كند استفاده از اين روش توصيه مي‌شود.
(زاهدي، 1376، ص 119)
اين نوع سازمان‌دهي در سطوح پايين سازمان بكار مي‌رود. استفاده از نوبت كاري در بسياري از موسسات به دلايل اقتصادي- فني و غيره در مواردي كه روزهاي كار معمولي كافي نيست، عموميت يافته است. نمونه اين نوع سازماندهي را مي‌توان در بيمارستانها، جايي كه نگاهداشت از بيمار بيست و چهارساعته مهم است و همچنين در آتش‌نشاني كه بايد در هر لحظه مراقب باشند مشاهده كرد. (كونتز، اودانل، ويهريچ، 1372، ص 398)
«نمودار 11-2 نمونه نمودار يك سازمان مبتني بر زمان»
5- سازماندهي بر مبناي ارباب رجوع (مشتري)
در سازمان مبتني بر مشتري، واحدها به گونه‌اي تقسيم مي‌شوند كه هر كدام پاسخگوي گروه متفاوتي از ارباب رجوع يا مشتريان سازمان باشند. گروههاي مختلف مشتريان سازمان ممكن است نياز به خدمات متفاوت، كالاهاي مختلف، و شيوه‌هاي گوناگون فروش داشته باشند. و هر گاه پاسخگويي به اين نيازهاي متفاوت مد نظر باشد، ساخت سازماني بر مبناي ارباب رجوع مفيد واقع مي‌شود. (الواني، 79، ص 104)
يكي از اساتيد مديريت و سازمان بر اين باور است كه چنين سازماندهي بندرت به عنوان يك ساختار سازماني عمده بكار مي‌رود و معمولاً اين نوع تقسيم‌بندي از رده مياني به پائين مي‌باشد. بعنوان مثال وي مي‌گويد كه موسسات آموزش درسها و دوره‌هاي آموزشي متناسب با گروههاي مختلف دانش‌آموزان و دانشجويان ارائه مي‌كنند، بنابراين نيازهاي متنوع و خام مشتريان به خدمت معين، سازمانها را مجبور به استفاده از اين نوع سازماندهي مي‌نمايد. (رضائيان، 1371، ص 148)