دانلود پایان نامه

«سازمان»
نگاهي به تعاريف سازمان:
ـ سازمان يك رابطه اجتماعي بسته‌اي است كه طبق مقررات به افراد خارجي اجازه ورود نمي‌دهد. دستورات براي عمليات بوسيله افراد خاصي كه عهده‌دار اين وظيفه هستند. و در راس امور سازمان قرار مي‌گيرند اعمال مي‌شود و معمولاً يك ستاد اداري و اجرايي دارد. (Weber, 1947. P. 146)
ـ سازمان يك نهاد اجتماعي هدفمند است كه با برنامه‌هايي روشن، به علت داشتن ساختاري آگاهانه و مرز مشخص فعاليتهاي خاص را انجام مي‌دهد.
(Drucker, 1978, P.25)
ـ سازمان عبارتست از هويتي اجتماعي كه بطور آگاهانه هماهنگ و برنامه‌ريزي شده و با مرزي نسبتاً مشخص و همچنين روابطي نسبتاً پايدار براي كسب هدفي مشترك يا مجموعه‌اي از اهداف عمل مي‌كند. (Robins, 1987.p.)
ـ بارنارد سازمان را يك سيستم از فعاليتها يا نيروهاي هماهنگ و آگاهانه كه از دو يا چند نفر تشكيل شده است مي‌داند. (اسكات، 1374، ص 26)
ـ تالكوت پاسونز و آميتاي اتزيوني سازمان را عبارت از واحد اجتماعي خاص كه تركيب و استخوان‌بندي آن انديشمندانه و از روي تعهد ساخته شده و بارها مورد دوباره‌سازيهاي مجدد به منظور حصول هدف يا هدفهاي قرار مي‌گيردمي‌دانند. (رحمان سرشت، 1377، ص 33)
ـ اسكات مي‌گويد:«سازمانها را در قالب فعاليتهاي گروهي تعريف كرده‌اند … و گفته‌اند كه مقصود از تشكيل آنها دستيابي به هدفهاي تقريباًخاصي است كه به صورت مستمر در پي كسب آنها بر مي‌آيند. ولي بايد اين نكته روشن شود كه سازمان ويژگي خاص خود را دارد و اين علاوه‌ بر دستيابي به يك هدف خاص و استمرار در اين كار است. اين ويژگي خاص عبارتست از وجود مرزهاي تقريباً ثابت، يك سلسله مراتب اداري و نوعي نظم و ترتيب مدبرانه، يك سيستم ارتباطات و سيستم انگيزشي كه موجب مي‌گردد افراد در سايه همكاري درصدد تامين هدفهاي مشترك برآيند.» (هال، 1376، ص 50)
ـ سازمان از نظر «Pfiffner & sherwood»:
«سازمان عبارتست از الگويي منظم و عقلايي از روابطي كه بين تعداد زيادي از افراد (كه وظايف پيچيده و متعددي انجام مي‌دهند و كثرت تعداد آنان به حدي است كه نمي‌توانند با هم در تماس نزديك باشند.) بمنظور رسيدن به هدفهاي مشترك برقرار مي‌باشد.» (Pfiffner & sherwood, 1960, P.30)
ـ Hompton سازمان را عبارت از دسته‌بندي و گروهبندي افراد در قالبهاي نظام يافته به گونه‌اي كه مساعي هماهنگ شده آنها در يك محيط متغيير بصورت وسيله‌اي براي نيل به هدفهاي سازمان درآيد، مي‌داند (Hompton, 1987, P:89)
ـ سازمان در اصل شبكه‌اي از فرآيندهاي عملياتي و اداري است كه بر همه تاثير متقابل دارند و همراه با آنها نظام‌هاي آسان‌ساز به كار مي‌پردازند. اين شبكه به دست انسان هدايت مي‌شود و هدفهاي چندگانه دارد و در درون شبكه گسترده‌تري از فرايندها و نظامها جاي دارد كه با هم تعامل دارند. (مولان و شولر، ترجمه طوسي و صائيي، 1377، ص11)
ـ سازمان عبارتست از هماهنگي معقول عده‌اي از افراد كه براي تحقق هدف مشتركي از طريق تقسيم وظايف و برقراري روابط منظم و منطقي، بطور پيوسته فعاليت مي‌كنند. (علاقه‌بند، 1375، ص 9)
ـ ادگار شاين در تعريفي كه از سازمان بعمل مي‌آورد چنين مي‌گويد: «سازمان عبارتست از هماهنگي معقولي در فعاليتهاي گروهي از افراد براي نيل به يك هدف يا منظور مشترك تقسيم كار و وظايف از مجاري سلسله مراتب اختيار و مسئوليت قانوني. (شاين، ترجمة صادقپور، 1353، ص14)
ـ گري دسلر سازمان را اينگونه تعريف مي‌كند. «منظور از سازمان واگذاري وظيفه مشخص و متمايز به تك‌تك افراد است و نيز حصول اطمينان از اينكه آنچنان هماهنگ‌اند كه سازمان مي‌تواند هدفهاي خود را تحقق بخشد. هرگز سازمان بجز در موارد خيلي نادر، خودغايت نيست، بلكه وسيله‌اي است براي نيل به غايتي و غايت، تحقق هدفهاي سازمان مي‌باشد. بنابراين يك سازمان متشكل از افرادي است با وظايف متفاوت كه براي تحقق هدفهاي سازمان هماهنگ شده‌اند. (دسلر، ترجمه مدني، 1373، ص 100)
ـ در تعريف ديگري از سازمان آمده است: «سازمان عبارتست از سيستم فعل و انفعالات سلوكي و رفتاري اجتماعي يك گروه انساني كه همه اعضاء را شركت كنندگان سازماني مي‌ناميم، هر يك از اعضاء يا گروههاي شركت‌كننده در قبال آنكه از خود فعاليتي را بروز مي‌دهند منفعتي را دريافت مي‌نمايند.» (پرهيزگار، 1372، ص 18)
ـ در يك جمع‌بندي كلي از تعاريف متعدد ارائه شده از سازمان در زمانهاي گوناگون ملاحظه مي‌كنيم كه واژه‌هايي مانند فعاليتهاي آگاهانه و هماهنگ، نهاد اجتماعي، مرزهاي مشخص كه افراد سازمان را از ساير افراد جامعه مشخص مي‌نمايد و اهداف خاص، بگونه‌اي برجسته و چشمگيراند. در اينجا براي حسن ختام از تعاريف سازمان با توجه به تعريف دفت از سازمان به چهار ركن اساسي تعريف سازمان اشاره مي‌كنيم:
1 ـ نهاد اجتماعي: سازمان از مردم و گروههاي انساني تشكيل مي‌شود. افراد و نقش‌هايي كه آنها ايفا مي‌كنند از اجزاي اصلي تشكيل دهنده سازمان هستند. افراد براي انجام دادن وظايف اصلي در سازمان با يكديگر روابط متقابل دارند.