دانلود پایان نامه
از نظر سعادت‌گرایان، منشأ ارزش‌های اخلاقی و ریشه همه فضایل و رذایل اخلاقی، در سعادت و کمال نهفته است. افلاطون هم دیدگاهی سعادت‌گرایانه دارد و در جست‌وجوی سعادت و نیک‌بختی و تأمین بالاترین خیر انسان که همان بهره‌مندی از سعادت و نیک‌بختی است، ‌می‌باشد و بالاترین خیر انسان را توسعه و پیشرفت حقیقی شخصیت انسان، به عنوان موجودی عقلانی و اخلاقی و رشد و پرورش صحیح نفس او دانسته است. و لذت را به تنهایی، خیر انسان نمی‌داند؛ زیرا براین باور است که زندگی لذت‌بخشی که در آن ذهن، حافظه، معرفت و عقیده درست سهمی نداشته باشند ،نه زندگی انسانی، بلکه زندگی یک نوع جانور دریایی یا یک صدف خواهد بود.
از سوی دیگر وی زندگی روحانی محض را که عاری از لذت باشد را یگانه خیر حقیقی انسان تلقی نمی‌کند؛ هرچند که او عقل را عالی‌ترین جزء انسان و فعالیت عقلانی را عالی‌ترین کارکرد انسان دانسته، اما انسان عقل محض نیست. بنابراین زندگی سعادتمندانه برای انسان، آمیخته و مرکب از مجموعه لذات بدنی و فعالیت‌های عقلانی تعریف کرده است و ایشان معتقدند که اساس سعادت نیز بر تحصیل ملکات فاضله، نهاده شده است. بنابراین انسان نه تنها باید در رفع اخلاق فاسد تلاش کند؛ بلکه به این هم نباید قانع باشد؛ زیرا پاک کردن نفس از صفات ناشایست، مقدمه‌ای برای اصلاح و تکمیل آن بوده و آنچه بیشتر مورد نظر است، به دست آوردن کمالات روحانی است که مایه‌ی سعادت آدمی و مقدمه کمال تام است.
2-4-2. سعادت و شقاوت
پایه و اساس اخلاق تهذیب و تزکیه نفس از رذایل و تکمیل آن به فضایل است هم‌چنین هدف از افعال و رفتار اختیاری انسان وصول به خیر و سعادت است.
امام(ره) در کتاب «طلب و اراده» با گروهی که خیر و نیکی را که در معنا مساوی با وجود است سعادت می دانند، هم عقیده است. و بنابر آن نظر، وجود، هر چه هست خیر و سعادت است و تفاوت مراتب سعادت، برحسب تفاوت در کمال وجود است که هر چه وجود کامل تر باشد، خیر و سعادتش بیشتر است. هم‌چنین امام خمینی در اثر «آداب الصلوه» در تعریف سعادت می ‌گویند:
«حقیقت سعادت، کمال مطلق و راحت مطلق است.»
امام نیز سعادت را به خیر و کمال تعریف می‌کنند و آن را مساوق با وجود می‌دانند و می‌فرمایند:
«همه‌ی کمالات به وجود باز می‌گردد، پس سعادت خواه سعادت عقلی حقیقی یا حسی گمانی باشد از سنخ وجود وکمال است ؛ بلکه وجود هر کجا باشد خیر و سعادت است و درک وجود و کمال وجود نیز خیر و سعادت است».
بنابراین، خیر مطلق به معنای سعادت مطلق است و سعید به صورت مطلق، آن است که موجود کامل بوده باشد و نقص بر حسب مراتبی که دارد، در مقابل این سعادت و کمال قرار دارد. به این معنی که هر اندازه وجودش ناقص باشد، از سعادت محروم و به شقاوت نزدیکتر خواهد شد. این نظر امام موافق و مطابق با این رأی ملاصدرا است که در مقدمه ی باب دهم سفر چهارم که در احوالات نفس گفت و گو می کند، ابتدا به بیان حقیقت سعادت می پردازد و بر مبنای فلسفه ی خویش گفته است:
«وجود، خیر و سعادت است و ادراک وجود نیز خیر وسعادت است، اما چون وجودات به حسب کمال و نقص متفاوت اند، پس هرجا وجود کامل تر باشد، سعادت در آن جا بیشتر است وبه عکس.ادراک سعادت هم به تناسب ادراک وجود، کمال ونقص می یابد، همان گونه که وجود قوای عقلی اشرف از وجود قوای حیوانی شهوی و غضبی است؛ سعادتش هم بزرگ تر و عشق و لذتش هم تمام تر است. پس نفس های ما، آن گاه که قوی وکامل شود و علاقه اش به بدن قطع گردد و به ذات حقیقی و ذات مبدعش رجوع کند، به بهجت و سعادتی می رسد که نمی توان آن را توصیف کرد و با لذات حسی مقایسه نمود.»
بنابراین پس از آنکه معنای سعادت و شقاوت دانسته شد، باید توجه داشت که از نظر امام این چنین سعادت و شقاوت، هر کدام نتیجه‌ی کارو تلاش و کسب خود انسان است؛ چرا که این دو از امور ذاتی نیستند که نیازی به علت نداشته باشند، زیرا نه جزء ذات انسان‌اند و نه لازم ماهیت انسان، بلکه هر دو از امور وجودی‌اند که محتاج به علت‌اند و اموری کاملا اختیاری و ارادی هستند که انسان هر یک از آن دو را که بخواهد می‌تواند به دست آورد.
2-4-2-1. سعادت و شقاوت وجودی
امام، سعادت را مساوق با وجود می‌دانند و چون وجود دارای مراتب است، سعادت نیز ذومراتب می‌شود و درجات و مراتب آن به درجات و مراتب وجود بستگی دارد. هر قدر درجات وجود افزایش یابد، خیر و سعادت هم افزون‌تر می‌شود. پس، کاملترین وجود، خیر و سعید مطلق است که مبدأ تمامی خیرات و سعادت‌هاست. بنابراین هراندازه موجودی از سرچشمه‌ی وجود، دور شود به همان اندازه از خیر و سعادت دور می‌شود. و قرب به سرچشمه وجود که کمال و وجود مطلق است ،سعادت انسان را تأمین می‌کند و هرچیزی که انسان را از منشأ کمال و وجود مطلق دور کند مایه شقاوت و بدبختی است.
2-4-2-2. سعادت و شقاوت اخلاقی
برخی از علما و عرفای مسلمان، سعادت و شقاوت را ذاتی انسان می‌دانند و معتقدند که آفرینش انسان سعید و شقی، بر سعادت و شقاوت سرشته شده است و انسان‌ها بر حسب سرشت سعید و شقی خود، سعادت یا شقاوت را انتخاب می‌کنند. از جمله کسانی که بر این اعتقادند، آخوند محقق خراسانی است که در «کفایه الاصول» گفته است که:
«گناه و عصیان به اختیار شقی نیست، بلکه وی به واسطه‌ی خباثت ذاتی‌اش مرتکب گناه می‌شود و امر ذاتی، ثبوتش برای ذات ضروری است و علت نمی‌پذیرد.وی برای تأیید مدعای خود به دو حدیث «السعیدُ سعیدُ فی بطن امه و الشقی شقیُ فی بطن امه» و «الناس کمعادن الذهب و الفضّه» استناد کرده و نتیجه می‌گیرد که سعید، به خودی خود سعید و شقی به خودی خود شقی است و خداوند آن‌ها را این چنین آفریده است.»
امام(ره) چنین عقیده‌ای را مردود شمرده و با تمسک به عقل و نقل، به رفع شبهه کسانی می‌پردازد که سعادت و شقاوت را ذاتی می‌دانند. خلاصه‌ی استدلال امام در اثبات ذاتی نبودن سعادت و شقاوت از این قرار است:
الف. سعادت از سنخ وجود و کمال است.
ب. شقاوت بر دو نوع است: 1- شقاوتی که به عدم و نقصان برمی‌گردد و مقابل وجود و کمال وجود است. 2- شقاوتی که اکتسابی است و حاصل جهل مرکب و عقاید فاسد و اخلاق مذموم و اعمال ناشایست است و این قسم شقاوت از امور وجودی است.