دانلود پایان نامه
5. امام بدن را تجلی نفس و مرتبه نازل آن بیان کرده و معتقدند که بدن نیز دارای مراتب دنیوی، مثالی و اخروی است که همانند نفس در مسیر حرکت جوهری در حال تکامل است و هم‌چنین چنان جایگاهی برای بدن طبیعی قائلند که آن را به سجده‌گاه جنود رحمانیه تعبیر کرده است.
6. امام در رویکرد عرفانی به انسان، انسان را نشانه کبرای خداوند و هم‌چنین انسان را مظهر تمام اسماء الهی دانسته که بالاتر از همه موجودات عالم است و نیز در این رویکرد قلب انسان را سرچشمه هدایت دانسته به طوری که اگر قلب انسان اصلاح شود همه وجود و مراتب انسان به تبع آن اصلاح و نورانی خواهد شد.
7. امام به فطرت روحانی و نورانی برای همه انسان‌ها، معتقدند که دارای دو بعد اصلی و فرعی است که انسان به وسیله فطرت اصلی متوجه به کمال مطلق و با فطرت فرعی از نقص متنفر و گریزان است.
8 . امام نفوس انسانی را در بدو خلقت دارای استعداد محض می‌داند که عاری از هرگونه فعلیت اعم از سعادت و شقاوت است که با اعمال ارادی و اختیاری خود آن استعدادهای بالقوه را بالفعل می‌گرداند و در مسیر سعادت و شقاوت پیش می‌رود.
9. از نظر امام خمینی، سعادت انسان مبتنی بر ملکات فاضله و رفع رذایل و صفات ناشایست از ساحت نفس است که این اصلاح نفس را مقدمه‌ای برای بدست آوردن کمالات روحانی و سعادت وجودی که نتیجه‌ی کسب خود انسان و معلول افعال اختیاری او می‌دانند.
10. امام فضایل اصلی را شامل حکمت، عدالت، عفت، شجاعت دانسته و حکمت را فضیلت قوه ناطقه و عفت را فضیلت قوه شهویه و شجاعت را فضیلت قوه غضبیه و عدالت را نیز تعدیل سه قوه قبل بیان کرده است.
11. امام تهذیب و اصلاح نفس را با متخلق شدن به اخلاق فضیلت‌مند، مقدمه‌ای برای سلوک عرفانی دانسته و اصلاح نفس را شامل مراحلی از جمله تفکر، عزم ، مشارطه – مراقبه – محاسبه و تذکر پیوسته می‌دانند.
فصل سوم
تأثیر انسان‌شناسی بر اخلاق
همان‌طور که ملاحظه شد در فصل قبل ما به بررسی مبانی نظری دیدگاه انسان‌شناسی امام خمینی(ره)که مبنای نگرش امام در مباحث اخلاقی ایشان است پرداختیم و در این فصل برآنیم که چگونگی تأثیر آن عناصر مطرح در انسان‌شناسی امام را بر اخلاق، از منظر ایشان مورد تحلیل قرار دهیم.
3-1. فطرت انسانی منشأ اخلاق
پیشتر بیان شد که فطرت یعنی خلقت و آفرینش ابتدایی که خاص انسان است. به بیان دیگر فطرت انسانی همان ساختار و ویژگی‌های روح انسان است. این فطرت در مباحث انسان‌شناسی و اخلاق نقش کلیدی و قابل تأملی را دارد. به طوری که امام خمینی(ره) در شرح حدیث جنود عقل و جهل خود، خیر را به «فطرت مخموره» و شر را به «فطرت محجوبه» تعریف کرده و معتقدند که انسان بر حسب فطرت اصلی طالب و عاشق کمال و جمال مطلق و هم‌چنین خواهان خیر و سعادت مطلق است و انسان بر حسب فطرت فرعی و تبعی خویش متنفر و منزجر از شر و شقاوت و نقص است و انسان در ابتدای آفرینش با این دو فطرت عجین و همراه است. امام هم‌چنین بیان کرده‌اند که تا زمانی که این فطرت به عالم طبیعت و احکام آن توجه نکند، روحانی و نوررانی است اما هنگامی که رو به سوی عالم مُلک بگذارد منشأ جمیع شرور و شقاوت‌ها خواهد شد. بنابراین اگر انسان که بنابر طبیعت قوای شیطنت و غضب و شهوت در مرتبه حیوانی رو به سوی لذات و کمال متناسب با هر قوه دارد، تربیت نشود نور فطرت روحانی و نورانی او در حجاب و ظلمات نفس خاموش می‌شود. امام خمینی تربیت نفس و قوای آن را به وسیله احکام آسمانی و دستورات انبیاء که مطابق نقشه فطرت انسانی است ، ممکن می‌دانند به طوری که امام تمام احکام شریعت را مربوط به فطرت و برای رهایی فطرت از حجاب‌های ظلمانی عالم طبیعت و ماده می‌دانند. بنابراین امام فطرت را که ذاتا نورانی است ، مبدأ و منشأ خیرات و سعادات دانسته بلکه خود فطرت را«خیّر» می‌دانند که مایل به فضایل و نیکی و خوبی است. به طور کلی از نظر امام فطرت منشأ اخلاق است و با بیداری آن قطعا گرایش انسان به اخلاق و آموزه‌های اخلاقی بیشتر خواهد شد.
3-1-1.دین عامل شکوفایی فطرت
امام خمینی برای شکوفایی فطرت و استعدادهای فطری انسان که منشأ خیر و سعادت‌اند،بر ضرورت تربیت انسان با یک برنامه تربیتی که مشتمل بر اصول تربیتی برای همه ابعاد و زوایای وجودی انسان تأکید دارند.و ایشان ارائه چنین برنامه کامل و همه جانبه‌ای را تنها از خداوند که خالق و آفریننده انسان و آگاه به همه ابعاد وجود انسان است،ممکن می‌دانند که این برنامه تربیت انسان تحت عنوان «دین» به وسیله انبیاء از طرف خداوند برای هدایت انسان به سوی سعادت و کمال نهایی او فرستاده شده است.در تعریف دین چنین آمده است که«دین الهی مجموعه عقاید و اخلاق و قوانین و مقررات اجرایی است که خداوند برای هدایت بشر فرستاده است تا انسان در پرتو آن تعالیم،هوی و هوس خود را کنترل و آزادی خود را تأمین کند».امام خمینی نیز دین اسلام و دستورات آن را مطابق با ابعاد مختلف وجود انسان بیان کرده و می‌فرمایند:«اسلام نه دعوتش بر خصوص معنویات است و نه بر خصوص مادیات است،هر دو را دارد یعنی اسلام و قرآن کریم آمده است که انسان را با همه ابعاد که انسان دارد،بسارند و او را تربیت کنند» امام هم‌چنین در جایی دیگر بر لزوم تربیت دینی برای شکوفایی فطرت انسانی بیان کرده‌اند که«کلُ مولود علی الفطره، که همان فطرت انسانیت، فطرت مستقیم و فطرت اسلام است و با تربیت است که آن را شکوفا یا ضایع می‌کند. » از نظر امام آموزه‌های دین کاملا با فطرت انسانی منطبق است«بدان که مفسرین از عامه و خاصه،هر یک به طریقه خود طوری بیان کیفیت فطری بودن دین یا توحید را کرده‌اند»
3-1-2.عوامل احتجاب فطرت
به طور کلی عواملی که مانع شکوفایی استعداهای فطری انسان می‌شود از نظر امام عبارتنداز:
1.جهل: که در اینجا به دو معنا اطلاق می‌شود؛یکی به معنای قوه واهمه که در مقابل عقل است.این قوه اگرچه مجرد و عالم است ،اما به واسطه اینکه تحت سیطره‌ی جنبه طبیعی و قوای حیوانی بشر قرار می‌گیرد همه ادراکاتش جهل مرکب و خلاف نظام کلی الهی خواهد بود.جهل به معنای دوم در مقابل علم قرار دارد و از شؤون جهل به معنای اول است؛زیرا قوه واهمه ادراکاتش شیطانی و دنیایی و خلاف حقیقت است،پس جهل به هر دو معنا اساسی‌ترین عامل محجوب ماندن از حق و خاموشی نور فطرت است.
2.اشتغال و دلبستگی به دنیا:از آنجایی که انسان در عالم طبیعت متولد می‌شود و در دامن طبیعت رشد و نمو می‌یابد،در نتیجه استعدادها و قوای حیوانیش زودتر شکوفا می‌شود و روحانیت و نور فطرت او در حجاب طبیعت قرار می‌گیرد به طوری که هر چه بیشتر در عالم طبیعت رشد یابد احکام طبیعت و حیوانیت بیشتر بر او سیطره یافته و نور فطرتش محجوب می‌گردد.
3.عنان گسیختگی در قوای حیوانی و پیروی از هوای نفس:سه قوه شهوت و غضب و واهمه در انسان محدود به هیچ حدی نیستند و عنان گسیختگی و حد نگه نداشتن در این سه قوه باعث می‌شود که حجاب‌ها افزایش یابد؛زیرا حصول هر لذتی که به یکی از این سه قوه باز می‌گردد به اندازه خود،علاقه انسان را به دنیا بیشتر کرده و سبب غفلت او از حق و روحانیت می‌شودو «هر قدمی که به تبعیت از هوای نفس برداشته شود،به همان اندازه منع از حق کند و حجاب از حقیقت شود و از انوار کمال انسانیت و اسرار وجود آدمیت محجوب گردد.بنابراین فطرت انسانی که بر نقشه جمال تام و کمال مطلق و با دست قدرت الهی سرشته شده و وسیله عروج انسان به اوج کمال و سعادت ابدی است،اگر در پرده‌های ظلمانی طبیعت مستور شود منشأ همه صفات ناشایست و رفتارهای ناپسند خواهد شد و با سپاهیان خود که عبارتند از:کفر،جهل،یأس،غضب،کبر،حرص و….انسان را به نقص مطلق کشانده و او را دچار بزرگترین خسرانها می‌کند؛زیرا چنین کسی سرمایه سعادت ابدی را در راه به دست آوردن شقاوت ابدی خرج کرده است.