دانلود پایان نامه

عوامل نخست به جز سن ازدواج، به مسائل جسمانی مربوط است و کمتر تحت تأثیر عوامل اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی است. اما عوامل دستهی دوم ارتباط زیادی با عوامل اقتصادی و اجتماعی دارد (کلانتری و همکاران، 1385).
3-1-3- تئوریهای اقتصادی باروری:
تمایل و اشتیاق عمومی به داشتن فرزند، امری است که در تمام جوامع بشری وجود داشته و خواهد داشت. این امر نیز بدیهی است که مردم تا هر اندازه و تعداد که توان زیستی آنها اجازه میدهد، فرزند نمیخواهند. به همین دلیل در همه جا به طور گستردهای از وسایل پیشگیری از بارداری و سقط جنین استفاده میکنند و هیچگاه بعد خانوادهها به حداکثر ممکن از لحاظ زیستشناختی نمیرسد.
بنابراین عواملی وجود دارد که خانوادهها و زوجین را وادار میکند تا بعد خانوادهها را در حد معینی نگه دارند (همان). در یک نظام اقتصادگرایانه، فرزندان نوع خاصی از کالا تلقی میشوند که دارای هزینههای خاص برای تولید و نگهداری و همچنین دارای سود و فایدهی خاص میباشند. فواید اقتصادی شامل مشارکت آنان در ارتقای ظرفیت تولیدی خانواده پس از رشد کافی و تا حدی تضمین مراقبت از والدین در سنین پیری ایشان است. هزینههای اقتصادی شامل مخارج، مراقبتهای پزشکی مادر در دورهی حاملگی و رفع نیازهای فرزندان از نظر تغذیه، مسکن، مراقبتهای پزشکی و آموزشی است.
فواید غیر اقتصادی، لذت از بچهداری و بزرگ کردن وی است و شاید در برخی از جوامع، علاقه به داشتن پسری که نام خانواده و شعائر آن را حفظ کند. هزینههای غیر اقتصادی شامل از دست دادن اوقات فراغت و از دست دادن تمام مواهب مفرحی است که پرداختن به تربیت فرزند، مانع از آن میشود (ادیبی سده و همکاران، 1390).
تئوریهای اقتصادی فراوانی در زمینهی تعیین میزان باروری ارائه گردیده است که یکی از صاحبنظران این تئوریها، لیبنشتاین است.
3-1-3-1- نظریهی لیبنشتاین: وی در تئوری خود تحت عنوان نظریهی اقتصادی باروری در پی تبیین عوامل تعیین کننده و تأثیرگذار بر تعداد مطلوب تولدها در هر خانواده میباشد. او فرض میکند که منفعت یا عدم منفعت اقتصادی فرزندان، عامل مؤثر بر والدین برای تصمیمگیری درمورد تعداد فرزندان است. این تصمیم خود مبتنی بر محاسباتی است که بر توازن بین رضایتمندیها یا فواید حاصل از یک تولد اضافی در مقابل هزینههای پولی و روانشناختی ناشی از آن متکی است.
لیبنشتاین سودمندیها یا فواید کودکان را به سه دسته و هزینهی فرزندان را به دو دسته تقسیم میکند:
الف) منافع فرزندان:
– سودمندی مصرفی : کالا بودن فرزند به عنوان یک منبع لذت برای والدین؛
– سودمندی تولیدی : نیروی کار قلمداد شدن فرزند؛
– سودمندی تأمینی : تأمین و نگهداری والدین در سنین پیری یا وضعیتهای دیگر مثل بیماری یا از کار افتادگی.
ب) هزینههای فرزندان:
– هزینههای مستقیم: هزینههای نگهداری و مراقبت از فرزند تا زمانی که به مرحلهی منفعت اقتصادی برسد؛
– هزینههای غیر مستقیم: که در واقع مربوط به فرصتهایی است که مادر به علت نگهداری طفل خویش از دست داده است. بدینگونه که فرزندان با نگه داشتن مادر در خانه، مانع بالفعل شدن درآمد بالقوهای هستند که مادر میتواند در بازار کار به دست آورد. این مسأله وقتی تشدید میشود که تحرک اجتماعی و مکانی مادر به هر تعداد که فرزندان بیشتر شوند، کاهش مییابد.
لیبنشتاین نتیجه میگیرد که اگر منافع اقتصادی حاصل از فرزند بیشتر از هزینههای دوگانهی آن باشد، خانوار انگیزه پیدا میکند که فرزندان بیشتری داشته باشند (بهندا و کانتیکار، 1989).
اساس تمام نظریههای اقتصادی باروری این است که تغییر توازن بین هزینهها و فواید فرزندآوری، باعث کاهش درخواست والدین برای فرزند و در نتیجه کاهش باروری شده است (کللند و ویلسون، 1987).
3-1-3-2- نظریهی بکر: بکر معتقد است کودکان مانند کالای مصرفی هستند و تحت شرایطی از نوسازی، هزینههای خالص داشتن فرزند افزایش مییابد. بر این اساس تعداد بچههایی که خانوادهها خواهند داشت، به واسطهی درآمد تعیین میشود و در نتیجه خانوادههای متمول باید تعداد فرزندان بیشتری داشته باشند. اما شواهد تجربی نشان میدهد که چنین نیست. پاسخ بکر به این مسأله این است که یک متغیر مداخلهگر بنیادی وجود دارد که شامل دسترسی به تکنولوژی وسایل جلوگیری است. این عامل با درآمد رابطهی مثبت دارد و رابطهای که بین درآمد و بعد خانواده وجود دارد از بین خواهد رفت (فریدمن، 1987).
3-1-3-3- نظریهی جریان ثروت بین نسلی:
این نظریه توسط کالدول در سال 1976 مطرح شد. از دیدگاه نظریهی جریان ثروت کالدول، مفهوم تقاضای اقتصادی برای فرزند با انتقال فرهنگی عقاید و ارزشهای غربی که نهایتاً به کاهش تقاضا منجر میشود پیوند میخورد. فرض اساسی کالدول این است که جوامع در هر سطحی از فرایند توسعه که باشند با توجه به ملاحظات اقتصادی و غیر اقتصادی، رفتار باروری آنان عقلانی است (اکتایی، 1384).
وی نظام باروری را به صورت دو قسمت باروری قبل از انتقال و بعد از انتقال در نظر میگیرد. وی دربارهی نظام تولیدی نیز دو نوع تقسیمبندی ارائه میدهد:
– نظام تولید خانوادگی با باروری بالا