دانلود پایان نامه

1- 1- 4. روش انجام کار و منابع پژوهش
شیوه‌ی کار در این تحقیق تحلیلی- توصیفی است و در این راستا به صورت زیر انجام گرفته است.
نگارنده پس از مطالعه‌ی کتب فلسفی در حوزه شناخت انسان و حقیقت و معرفت به نفس و احوالات آن از نظر دیگر فلاسفه به بررسی نفس که حقیقت انسان است از منظر امام خمینی(ره) پرداخته و ضمن استخراج اصول انسان‌شناسی امام در آثار فلسفی و عرفانی ایشان از جمله تقریرات اسفار و شرح حدیث جنود عقل و جهل ، مصباح الهدایه به بررسی نوع رویکرد امام به انسان و تأثیر آن در مکتب اخلاقی ایشان در کتاب شرح چهل حدیث و دیگر آثار اخلاقی وی پرداخته است.
1- 1- 5. ضرورت و هدف پژوهش
امام(ره) متفکری هستند که مراتب درونی انسان را طی کرده‌اند و این مراتب در آثار ایشان ظهور پیدا کرده است. هدف اصلی این پژوهش استخراج، تنسق و ارائه انسان‌شناسی فلسفی امام(ره)با استفاده از آثار ایشان است و هم‌چنین بررسی نوع نگرش ایشان به انسان و تأثیر آن بر نظام اخلاقی وی است. انسان برای رسیدن به سعادت و کمال نهایی نیازمند اصول کلی و قطعی است که در انسان‌شناسی محقق می‌شود. از طرف دیگر استنتاج دیدگاه‌های یک متفکر می‌تواند راهکاری برای ساماندهی تصمیمات مربوط به انسان در حوزه‌ی فرد و اجتماع شود مثلاً از تأثیر ظاهر بر باطن می‌توان استنتاج کرد که محیط پیرامون در اعتقادات و باورها تأثیر دارد. رویکرد اخلاقی امام مبتنی بر شرع و عقل است. ایشان معتقدند کسب فضایل همراه با اعمال عبادی و ظاهری و تکرار آن‌ها، ما را سریع‌تر به مقصد نهایی می‌رساند.
1- 1- 6. سابقه و پیشینه پژوهش
در مورد انسان‌شناسی و اخلاق سخن‌ها گفته شده و تحقیقات بسیاری به عمل آمده است ولی از آنجا که انسان موجودی بسیار پیچیده می‌باشد لذا هر قدر در این زمینه تحقیق شود، باز هم جای پژوهش و سخنان نگفته همچنان باقی است. محققان بسیاری به بحث و بررسی آراء و آثار امام خمینی(ره) پرداخته‌اند ولی در زمینه انسان‌شناسی و تأثیر آن براخلاق از دیدگاه ایشان تحقیقی صورت نگرفته است. اما از جمله پژوهش‌هایی که به وجهی نزدیک به موضوع مورد نظر پرداخته‌اند می‌توان به رساله انسان‌شناسی عرفانی از دیدگاه ابن‌عربی و امام خمینی(ره) و هم‌چنین مقالاتی با عنوان، انسان مطلوب از نگاه امام خمینی، انسان کامل از نگاه امام خمینی و فطرت و اخلاق از منظر امام خمینی اشاره کرد.
1- 2. مفاهیم
برای ورود به هر بحث علمی لازم است ابتدا واژگان اصلی و کلیدی آن تعریف شود تا مقصود نگارنده از بکار بردن آن‌ها مشخص شود. بدین منظور به شرح و تبیین معنای لغوی و اصطلاحی واژگان «انسان شناسی» و «اخلاق» می‌پردازیم.
1-2-1 . اخلاق
واژهی اخلاق جمع خُلق است و به معنای سرشت، سجیه و طبیعت باطنی است.
در تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق آمده است:
«خُلق حالتی راسخ برای نفس است که او را به انجام دادن کارهایی بدون اندیشه و تأمل برمی انگیزاند. »
اخلاق در اصطلاح، معانی و کاربردهای متفاوتی دارد.
برخی دانشمندان و فیلسوفان اسلامی، اخلاق را براساس حالت درونی انسان تعریف کرده‌اند که عبارت است از:
«صفات و هیأت‌های پایدار در نفس که موجب صدور افعالی متناسب با آن‌ها به طور خودجوش و بدون نیاز به تفکر و تأمل آدمی را به سمت انجام کار حرکت می‌دهد.»
برخی دیگر مانند علامه جعفری اخلاق را خصوصیت فعل دانسته‌اند و گفته‌اند:
«اخلاق عبارت است از انجام کار نیک و دوری از کار زشت با بهره‌برداری از آزادی؛ یعنی بدون اینکه صدور آن کار از ما به جهت عوامل مکانیکی صددرصد مشخص شده باشد.»
در همین راستا گروهی دیگر اخلاق را امری همانند قانون دانسته و گفته‌اند اخلاق قواعد حاکم بر رفتار را تعیین می‌کند. در این رویکرد، اخلاق به عنوان یک نظام اجتماعی برای ساماندهی از یک‌سو شبیه قانون و از سوی دیگر شبیه عرف یا آداب است. البته عرف عمدتا بر ملاحظه‌ی ظواهر، سلیقه و آسایش و رفاه مبتنی است بنابراین، اخلاق به لحاظ پاره‌ای خصوصیات مشترک که با قانون دارد از عرف متمایز است هم‌چنین از قانون به موجب برخی ویژگی‌های مشترک که با عرف دارد، متمایز می‌شود. اخلاق یک نهاد اجتماعی زندگی است، ولی نهادی است که خودراهبری، یا استقلال رأی عقلانی را در اعضایش ترویج می‌کند.