دانلود پایان نامه

علامه جعفری فضیلت را به خواست کمال خود و دیگران با انگیزه‌ی متعالی تعریف کرده است. ارسطو در نیکوماخوس فضیلت را ملکه ای میداند که باعث میشود هم خود آدمی نیک باشد و هم وظیفه خاص خود را به بهترین وجه ادا کند. ارسطو در فضیلت اخلاقی نظریه حدوسط را مطرح میکند چرا که فضیلت با عواطف و اعمال سروکار دارد و افراط و تفریط در آنها عیب و رذیلت شمرده میشود. بنابراین ارسطو فضیلت را ملکه ای میداند که حدوسط را انتخاب میکند که برای ما درست و با موازین عقلی سازگار است. به این ترتیب فضیلت از لحاظ ماهیت و تعریف حدوسط است و از حیث نیکی و کمال والاترین ارزشهاست.
ارسطو نفس را دارای دو جزء خردمند(عقلی) و غیرخردمند(غیرعقلی) میداند که نفس بی خرد در همه موجودات زنده هست و علت تغذیه و رشد است. وی بر این اساس فضیلت را به دو نوع تقسیم می‌کند، یکی فضیلت عقلی و دیگری فضیلت غیرعقلی( اخلاقی). او می‌گوید تحصیل و تکمیل فضیلت عقلی به تحصیل علم است و به ممارست و گذشتن زمان نیازمند است. اما فضیلت اخلاقی ناشی از عادت است و واضح است که فضایل اخلاقی هیچ‌کدام مولود طبیعت و فطرت آدمی نبوده و ذاتی وی نیستند؛چون ذاتیات و لوازم طبیعت اشیاء غیرممکن است که بر اثر عادت و تمرین متبدل شوند و تغییر پیدا کنند، چنان‌که طبیعت سنگ به سقوط گرایش دارد اگر هزار بار به طرف بالا پرتاب شود تا به این حرکت عادت کند به هیچ وجه دست از طبیعت خود یعنی سقوط برنمی‌دارد. هیچ جسمی یافت نمی‌شود که خاصیت و ویژگی خود را که لازمه‌ی طبیعت وی است از دست بدهد و عادتی برخلاف آن پیدا کند. بنابراین فضایل در ما نه لازم طبیعت و ذات ما بوده و نه برخلاف آن هستند، بلکه طبیعت استعداد و قابلیت فضایل را به ما داده است. که این استعداد به وسیله عادت به فعلیت و کمال می‌رسد. فضایل بدست نمی‌آید مگر با تمرین و ممارست، مثلا انسان عادل نمی‌شود مگر با اعمال عدالت آمیز. پس، ارسطو همه صفات اخلاقی اعم از نیک و بد و فضایل و رذایل را اکتسابی می‌داند.
1- 2- 8. معیار فعل اخلاقی
1- 2- 8- 1. آگاهی
فعل یا رفتاری اخلاقی است، که آگاهانه باشد و تفاوت رفتار طبیعی و اخلاقی در آگاهانه بودن است.
شناخت به معنای آگاهی و شعور لازمه‌ی فعل اختیاری است. در فرهنگ فلسفی آگاهی و شعور عبارت است از اولین مرحله دست‌یابی نفس به معنی، و مترادف احساس یا ادراک است و نیز به معنی مطلق علم آمده است. و همچنینی شعور به حقیقتی که مکشوف انسان واقع می‌شود و به مجموع احوالی که انسان به آن‌ها آگاهی می‌یابد، اطلاق می‌شود. این شعور را شعور ذاتی یا خودآگاهی گویند. چنان چه فیلسوفان روحانی گفته‌اند شعور چارچوبی است، محیط بر پدیدارهای نفسانی و عبارت است از معرفت نفس به خود توسط خود. به طور خلاصه شعور عبارت است از اولین پدیدار حیات عقلانی و یا چیزی است که توسط آن پدیدارهای طبیعی متمایز می‌شود.
برای شعور دارای مظاهر گوناگونی ذکر کرده‌اند از جمله:1. حضور ذهن یا ادراک مستقیم 2. تأثر مرکز اعصاب برای آگاهی حسی 3. قدرت بر اختیار 4. درک ارتباط مدرک با علم خارجی و قدرت او بر تأثیر در آن.
1- 2- 8- 2. نیت
در کتاب‌های لغت فارسی نیت در معانی متعددی به کار گرفته شده است. دهخدا نیت را به نقل از «غیاث اللغت» به معنای اراده گرفته ، هم‌چنین آن را به معانی عزم، قصد، آهنگ، اراده، اندیشه، آنچه از قصد که به دل گیرند ، معرفی و جمع آن را نیات بیان می‌کند. هم‌چنین به معنای تصمیم قطعی گرفتن آمده است.
واژه‌ی نیت در مقام استعمال دارای معانی متعددی است:
الف. به معنای اسمی به کار می‌رود و مراد از آن، غایتی است که فاعل از فعل خود، آن را در نظر گرفته است؛می‌گوییم:نیت شما در این حرکت چیست؟ و پاسخ آن زیارت دوستان است در این‌جا زیارت دوستان که نیت است به معنای مصدری ؛یعنی نیت کردن نیست بلکه به معنای«منوی»است.
ب. کاربرد دوم«نیت» در معنای مصدر است که ازآن، فعل مشتق می‌شود.
ج. نیت در کاربرد سوم، به معنای توجه، التفات و خطور ذهنی است و بیشتر هنگام انجام عبادات مطرح می‌شود؛برای مثال به هنگام انجام نماز از کسی می‌پرسیم که آیا نیت کرده است یا خیر؟ در این جا مقصود این است که آیا آن شخص در ابتدای نماز، خصوصیات فعل و قصد نهایی از آن، یعنی قرب الهی را به ذهن خطور داده است یا نه؟ که در اینجا مقصود ما همان معنای اسمی و اول است. در نظام اخلاقی اسلام، نیت نقش محوری داشته و بنیان ارزش اخلاقی و منشأ خوبی‌ها و بدی‌ها به شمار می‌رود. از نگاه اسلام تنها خوب بودن کار(حسن فعلی) برای ایجاد ارزش اخلاقی کافی نیست بلکه افزون برآن انگیزه‌ی فاعل در آن کار نیز باید نیک و الهی باشد(حسن فاعلی) تنها در این صورت است که فعل اخلاقی برای فاعل آن سعادت‌بخش است. غزالی بر این عقیده است که حقیقت نیت، اراده و قصدی است که موجب به کار بردن قدرت باشد. به عبارت دیگر نیت همان «میل و رغبتی قطعی» است که نیروی بدن را به کار می‌اندازد. پس کسی که به قصد غارت و به دست آوردن مال به جهاد می‌رود، نیتش همان غارت است و اگر به قصد ثواب آخرت به جنگ برود نیت او ثواب اخروی است. در این صورت نیت همان اراده است که سبب بر اقدام عمل می‌شود. شاهد برای یکی دانستن اراده و نیت، عبارتی است که غزالی درباره‌ی حقیقت نیت در احیاء بیان می‌کند:«إعلم أن النیه و الإراده و القصد عبارات متوارده علی معنی واحدُ»؛ بدان که نیت و اراده و قصد الفاظی مترادف برای یک معنایند.
به عقیده‌ی غزالی کاری که بدون نیت درست انجام شود، ریا و تکلف است و سبب دوری از حق تعالی است، نه قرب به حق زیرا نیت روح عمل است.
1- 2- 8- 3. قرب به خدا
تقرب به معنای آهنگ و شتاب در منافع خود است.این واژه هنگامی در مورد تقرب انسان به خدا به کار می‌رود که به معنای نزدیک و تقرب معنوی و روحانی باشد.
از نظر اسلام تقرب به خدا یک معیار اخلاقی است به این صورت که هر عملی که شما را به خدا نزدیک کند اخلاقی است و هر عملی که شما را از خدا دور کند ضداخلاق است ؛چرا که خدا کمال مطلق و فضیلت مطلق و حق مطلق است و هر عملی که انسان را به فضیلت و کمال و حق و علم مطلق نزدیک کند یک عمل اخلاقی است. بنابراین قرب به خدا یک معیار و پشتوانه اخلاقی است. مقام قرب به خدا جز با ایمان و عمل صالح و تقوا(عبادت)حاصل نمی‌شود. و قرب حقیقی یعنی اینکه همه چیز را از خدا بداند و هیچ استقلالی برای هیچ موجودی قائل نشود.
1- 2- 9. رابطه انسان‌شناسی و اخلاق
1- 2- 9- 1. تغییرپذیری انسان