دانلود پایان نامه

وضعیت اشتغال: منظور ما از شغل، فعالیتی است که به واسطهی آن، فرد حقوقی دریافت کند یا درآمدی داشته باشد. بر این اساس هر فرد یا دارای وضعیت شاغل است یا غیر شاغل؛ که هر کدام به عنوان یک گروه مجزا مورد بررسی قرار میگیرند. در این پژوهش وضعیت اشتغال پاسخگو در سطح اسمی به هفت قسمت تقسیمبندی شده است: آزاد، دولتی، خصوصی، دانشجو، خانهدار، بیکار و سایر.
درآمد خانواده: مجموعه عایداتی که یک فرد در نتیجهی سهیم شدن در فعالیتهای تولیدی به دست میآورد را درآمد میگویند. در این تحقیق، منظور ما کلیهی درآمدهای ناشی از کار اعضای خانواده است که ماهیانه دریافت میکنند. این متغیر در سطح ترتیبی و به صورت 8 طبقه سنجیده شده است.
میزان بهرهمندی از تسهیلات: در این پژوهش، منظور تعداد وسایلی است که جهت رفاه بیشتر زندگی روزمره در اختیار زن و خانوادهی وی قرار دارد. وسایل نامبرده در این تحقیق عبارتند از: ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی، جاروبرقی، تلویزیون رنگی معمولی، تلویزیون رنگی LCD، آنتن ماهواره، ویدیو سی دی و اتومبیل. در نهایت از مجموع وسایل، یک متغیر ساخته و در سطح فاصلهای اندازهگیری شده است.

متغیرهای اجتماعی- فرهنگی


تحصیلات: منظور تعداد سالهای تحصیلی رسمی پاسخگو در مؤسسات آموزش رسمی است. این متغیر در سطح مقیاس فاصلهای سنجیده شده است.
میزان مطالعه: منظور مدت زمانی است که پاسخگو در طول یک هفته صرف خواندن کتاب، مجله و روزنامه میکند. این متغیر در سطح ترتیبی و در 5 طبقه ( اصلاً، کمتر از یک ساعت، یک تا دو ساعت، سه تا چهار ساعت و بیش از چهار ساعت) سنجیده شده است.
طبقهی اجتماعی: در این بررسی از پاسخگو خواسته شده تا با توجه به وضعیت اجتماعی و اقتصادی خود، بیان کند به کدام طبقهی اجتماعی تعلق دارد. این متغیر در سطح ترتیبی و در 5 طبقهی بالا، متوسط رو به بالا، متوسط، متوسط رو به پایین و پایین سنجیده شده است.
میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی: ساعات استفادهی پاسخگو از انواع وسایل ارتباط جمعی در طی یک شبانه روز موردنظر است. این متغیر با طرح سؤال در ارتباط با 5 وسیلهی ارتباطی (ماهواره، رادیو، اینترنت، تلویزیون داخلی و موبایل) سنجیده شد که در نهایت از مجموع وسایل، یک متغیر ساخته و در سطح فاصلهای اندازهگیری شد.
میزان آگاهی از روشها و وسایل جلوگیری از حاملگی: تمام روشها و ابزارهای گوناگون طبیعی و مصنوعی که برای جلوگیری از انعقاد نطفه در رحم مادر به کار میرود، تحت عنوان روشها و وسایل جلوگیری از حاملگی شناخته شده است. در این بررسی نام 10 مورد از این روشها (آی.یو.دی، قرص، دیافراگم، نوروپلانت، کاندوم، دورهی اطمینان، عزل، عقیم کردن زنان، عقیم کردن مردان و تزریق) را ذکر شده و از پاسخگو خواسته شده است که بیان کند کدام یک از آنها را میشناسد.
ترجیح جنسی فرزند: منظور از این متغیر این است که پاسخگو یک جنس را از جنس دیگر (دختر یا پسر) برتر بداند. برای سنجش این متغیر دو سؤال را مطرح کردهایم. اول اینکه اگر خانوادهای 3 فرزند داشته باشد بهتر است چند تا از آنها دختر باشد و چند تا پسر و دوم اینکه اگر خانوادهای یک فرزند داشته باشد بهتر است آن یک فرزند دختر باشد یا پسر. این متغیر در سطح اسمی سنجیده شده است. یعنی هر ترکیب اظهار شدهای از تعداد دختر و تعداد پسر مطلوب، یک مقوله درنظر گرفته شد و کد ویژهای به آن اختصاص داده شده است.
میزان گرایش مذهبی: بیانگر درجهی اعتقادات فرد به باورهای مذهبی است. این متغیر در طیف لیکرت و با 5 گویه سنجیده شده است.
نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی: به معنای دیدگاه فرد به نقش مناسب زن و مرد در اجتماع و تواناییهای آنهاست. نگرش زنان نسبت به نقش جنسی خود، ممکن است در پیوستاری از دیدگاه سنتی تا نوین/ مدرن (غیر سنتی) قابل ملاحظه باشد. در این تحقیق فرض شده است که هرگونه موافقت با محدود کردن نقش زنان به امور خانهداری و تربیت فرزندان و نیز مخالفت با فعالیت زنان در حوزههایی فراتر از موارد یاد شده، دلالت بر سنتی بودن نگرش زنان نسبت به نقش جنسی دارد. متقابلاً زمانی که نقش خود را به فعالیتهای یاد شده منحصر ندانند و یا با چنین محدودیتهایی برای نقش زنان مخالف باشند، به ترتیب واجد نگرشهایی بینابین و غیرسنتی/ مدرن در نظر گرفته شدهاند. در این تحقیق با طرح 6 گویه، بخشی از حوزههای مفهومی این متغیر سنجیده شده است. این متغیر با پرسیدن نظر پاسخگویان دربارهی وظیفهی خانهداری زنان، وظیفهی به دنیا آوردن فرزند و مسئولیت تربیت فرزندان (وظیفهی مادری)، برابری فرصتهای شغلی برای زن و مرد، ریاست مرد بر خانواده، اشتغال زنان، حضور برابر نمایندگان مرد و زن در مجلس شورای اسلامی و توانایی زنان در عهدهدار شدن پستهای مدیریتی، به صورت طیف لیکرت اندازهگیری شده است.

4-7-2- متغیرهای بینابین
نگرش نسبت به فرزند: به معنای دیدگاه پاسخگویان به فرزنددار شدن و ارزش فرزند برای خانواده است که با 7 گویه و با آلفای 73/0 طراحی شده است. این متغیر با پرسیدن نظر پاسخگویان دربارهی بچه به عنوان معنای زندگی، زیاد بودن هزینهی بزرگ کردن بچه، بچهها به عنوان حامی خانواده، کامل شدن فرد با داشتن بچه، تکمیل شدن خوشبختی زوجین با تولد بچه، مزاحمت بچهها برای پیشرفت پدر و مادر و مراقبت بچهها از والدین در زمان ناتوانی و بیماری، به صورت طیف لیکرت اندازهگیری شده است.
هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند: یک فرد در شبکهی اجتماعی خود از اشخاص متعددی تأثیر خواهد پذیرفت که گویای این است که افراد پیرامون یک فرد در نظریات و رفتارهای او تأثیر دارند. ممکن است بعضی از مردم از شخص بخواهند کاری را انجام دهد و در مقابل برخی نیز از او بخواهند که آن کار را انجام ندهد. در این حالت شخص مجبور است فشارهای متضاد از طرف افراد مختلف را متعادل سازد که ممکن است برخی موافق و برخی نیز مخالف خواستهی او باشند و احتمالاً نوع عملکرد وی به میزان زیادی به خواستههای افرادی که نفوذ زیادی دارند، یعنی برای شخص افراد مهمی هستند بستگی خواهد داشت. درواقع، هنجارهای اجتماعی، تنظیم کنندهی استانداردهایی برای اجرا هستند که افراد میتوانند بپذیرند و یا آنها را رد کنند.
منظور ما در این پژوهش از هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند، تعداد فرزندانی است که از نظر پاسخگو، دیگران مهم آن را به عنوان تعداد استاندارد و مطلوب در نظر گرفتهاند. در اینجا مادر، مادر شوهر، خانوادهی پاسخگو، خانوادهی شوهر، شوهر و دوستان پاسخگو به عنوان دیگران مهم در نظر گرفته شدهاند و پاسخگو نظر آنها دربارهی تعداد مطلوب فرزند را بیان کرده است.
کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند: کنترل رفتاری درک شده نشان میدهد که تا چه اندازه یک فرد احساس میکند انجام یا عدم انجام رفتار، تحت کنترل ارادی او قرار دارد. اگر فرد عقیده داشته باشد که منابع یا فرصتهای انجام رفتاری را ندارد، احتمالاً قصد قوی برای انجام رفتار نخواهد داشت؛ اگر چه نگرشهای مثبت نسبت به رفتار داشته باشد و حتی عقیده داشته باشد که افراد مهم هم آن رفتار را تصویب میکنند (هنجارهای ذهنی).
در این بررسی، منظور از کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند این است که پاسخگو تا چه حد اطمینان دارد که برای داشتن تعداد مطلوب فرزندانش حق انتخاب دارد و تا چه حد نسبت به عوامل تسهیلکننده و موانع پیش روی خود برای داشتن تعداد دلخواه فرزندانش آگاه است؛ که در پژوهش حاضر توانایی اعمال نظر خود، داشتن توانایی مادی، در اختیار داشتن فرصت لازم و مناسب بودن شرایط مسکن برای داشتن تعداد مطلوب فرزند را به عنوان عوامل تسهیل کننده و موانع داشتن فرزند در نظر گرفته شده و به صورت طیف لیکرت اندازهگیری شده است.
4-7-3- متغیر وابسته
تعداد ایدهآل فرزند: منظور تعداد فرزندانی است که فرد داشتن آنها را برای خود مطلوب و ایدهآل میداند. این متغیر در سطح مقیاس فاصلهای سنجیده شده است.