دانلود پایان نامه

اصل ایمان به یک حقیقت و تسلیم در برابر آن، از ارکان زندگی بشر است. بدترین حالات بشر این است که نتواند به چیزی ایمان بیاورد و در مقابل حقیقتی تسلیم شود. که در این صورت افکار و احساساتی پریشان و نامنظم خواهد داشت و تمام جهان را مانند افکار خود آشفته و بی‌نظم و بی‌حساب فرض می‌کند. با قبول این ضرورت، انسا باید امری را که مورد علاقه و ایمان و عقیده خود قرار می‌دهد، دو ویژگی و خصوصیت مهم داشه باشد:اول اینکه چنان مقدس و عالی باشد که شایسته خضوع، فداکاری و جانفشانی باشد. دوم اینکه مافوق همه مقدسات و همه امور عالی و شریف باشد به طوریکه ایمان به او شامل ایمان به همه حقایق بوده باشد.
ایمان را به این صورت تعریف کرده‌اند:
« ایمان عبارت است از جایگزین شدن اعتقاد در قلب؛کأنه شخص با ایمان به کسی که به درستی و راستی و پاکی وی اعتقاد پیدا کرده است، امنیت می‌دهد. یعنی آنچنان دلگرمی و اطمینان می‌دهد که هرگز در اعتقاد خودش دچار شک وتردید نشود.»
امام ایمان را عبارت از« باور» می‌دانند و می‌گویند اگر انسان باورش بیاید که یک مبدئی برای این عالم هست و انسان بازخواست می‌شود و در مرحله بعد باور کند که مردن فنا نیست بلکه انتقال از نقص به کمال است،این باور ،او را از همه لغزش‌ها نگه می‌دارد
ایمان به خدا اولین گام در مسیر حرکت به سوی کرامت انسانی و ایمان قلبی را ضامن سعادت واقعی انسان دانسته است. در دایره کرامت‌های اختیاری و اکتسابی، ایمان گسترده‌ترین ملاک و معیار است و نقطه شروع خط سیر کمالات حقیقی ایمان به خداست. امام خمینی(ره) که خود مسیر کرامت انسانی را طی کرده‌اند با آگاهی کامل از ابتدا و انتهای راه و نیازمندیهای آن همواره بر تحصیل ایمان به عنوان یک امر ضروری در راستای رسیدن به کرامت واقعی تأکید داشتند. ضرورتی که غفلت از آن نتیجه‌ای جز خسارات عظیم و ندامت‌های ابدی و در نهایت، پستی را در پی‌نخواهد داشت. از نظر امام دوران حیات، دوره‌ای نیکو و فرصتی عالی جهت کسب فضایل اخلاقی زدودن رذایل است و در این باره می‌فرمایند:
«باید انسان درصدد تحصیل ایمان برآید. که اگر خدای نخواسته از این عالم که دار تغیّر و تبدّل است و هر یک از ملکات و اوصاف و احوال قلبی را می‌توان در آن تغییر داد، بیرون رویم و از ایمان دست ما تهی باشد، خسارت‌های فوق العاده به ما وارد خواهد آمد و در خسران بزرگ واقع خواهیم شد و ندامت‌های بی‌پایان نصیب ما خواهد شد. . . پس انسان باید در همین عالم این چند صباح را مغتنم شمارد و ایمان را به هر قیمتی که هست تحصیل کند و دل را با آن آشنا کند. »
ایشان ایمان و پایبندی به شریعت و عمل به ارکان آن را از اصول بنیادین و پایه‌های اساسی سلوک اخلاقی برشمرده‌اند و در مقام توصیه جهت کسب فضایل و کرامت انسانی می‌فرمایند:
«بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمی‌شود مگر آنکه ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت و تا انسان متأدب به آداب شریعت حقه نشود هیچ یک از اخلاق حسنه برای او به حقیقت پیدا نشود و به کرامت انسانی نرسد و ممکن نیست که نور معرفت الهی در قلب او جلوه کند و علم باطن و اسرار شریعت برای او منکشف شود. »
3-3-2 -1-1. فقدان ایمان اساس فساد اخلاقی
پیشتر بیان شد که امام خمینی در نگرش عرفانی به انسان،حقیقت انسان را قلب او معرفی کرده‌اند و بیان داشته‌اند که اگر قلب انسان اصلاح شود همه چیز انسان در سایه اصلاح و نورانیت قلب او اصلاح خواهد شد.براین اساس ایشان ایمان را حظ و بهره‌ی قلب بیان فرموده‌اند و کلیه‌ی مفاسد اخلاقی و اعمالی را ناشی از بیخبری قلب از ایمان و هم‌چنین نرسیدن آنچه که عقل به واسطه برهان عقلی ادراک کرده و یا نرسیدن اخبار انبیاء به قلب انسان دانسته است و برای نمونه فساد اخلاقی حسد را آورده‌اند به این صورت که آن فردی که حسد می‌ورزد و از بین رفتن نعمت غیر را آرزو می‌کند و کینه صاحب نعمت را در دل دارد، به این دلیل است که ایمان ندارد به اینکه حق تعالی از روی صلاح تام آن نعمت را نصیب دیگری کرده است . هم‌چنین ایمان ندارد به اینکه خداوند عادل است و قسمت را عادلانه نمی‌داند ، زیرا ایمان به عدل با حسد منافی است و اگر خداوند را عادل بداند، تقسیم او را هم عادلانه می‌دانست. امام درباره چگونگی کسب ایمان می‌فرمایند:«ایمان به گفتن و شنیدن و خواندن و بحث و قیل و قال نیست؛خلوص نیت می‌خواهد». ایشان ایمان و پایبندی به شریعت و عمل به ارکان آن را از اصول بنیادین و پایه‌های اساسی سلوک اخلاقی برشمرده‌اند.
3-3-2-1-2. رابطه ایمان و عمل
امام خمینی در شرح حدیث جنود عقل و جهل، عمل را لازمه‌ی ایمان بیان کرده است. انسان اگر اعتقاداتی داشته باشد، ولی هیچ التزام عملی به آن‌ها نداشته باشد، فایده‌ای به اونمی‌رساند؛ چراکه طبق فرمایش قرآن کریم ، آدمی مرهون عمل خویش است﴿ وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى﴾. امام خمینی(ره) سرانجام و عاقبت انسان، کرامت و خواری او را معلول اعمال خود او دانسته و با هشدارهایی می‌فرمایند:
«آنچه بر سر انسان می‌آید از خیر و شر، از خود آدم است. آنچه انسان را به مراتب عالی می‌رساند کوشش خود انسان و آنچه انسان را به تباهی در دنیا و آخرت می‌کشد خود انسان و اعمال خود اوست. »
ایشان هم‌چنین در شرح حدیث جنود عقل و جهل خویش عمل صالح را که برای تبدیل و اصلاح نفس و خارج کردن آن از ظلمت به دو قسم اعمال اشاره کرده‌اند که عبارتند از:اعمال قالبی و اعمال قلبی. و اعمال قلبی را اعمالی دانسته که فطرت را به حالت اولیه خود برمی‌گرداند و به تعبیر امام استرجاع روحانیت فطریه می‌کند و عمده آن را توبه با شرایط باطنی و ظاهری آن بیان کرده‌اند. و پس از آن تزکیه و تطهیر قلباز غشاوات طبیعیه که عمده آن حب دنیا و خودخواهی است. اما اعمال قالبی را اعمالی می‌دانند که نفس را متذکر احوال خود کند و از جمله آن اعمال اشتغال به اذکاری که از طرف اهل بیت با رعایت شرایط آن و حضور قلب به منظور بیدار کردن نفس؛چراکه ذکر حقیقی، حجاب‌های بین بنده و حق را برمی‌دارد و قسوت و غفلت از قلب برداشته می‌شود و درهای ملکوت اعلی را به روی سالک باز می‌کند.
ایشان در جایی دیگر بیان کرده‌اند که هر عملی که از انسان صادر می‌شود؛بلکه هر چه در ملک بدن واقع شود و متعلق ادراک نفس شود، از آن یک نحو اثری در نفس واقع می‌شود، چه اعمال حسنه باشد یا سیئه و چه از سنخ لذایذ باشد و چه از سنخ آلام باشد و نیزبیان کرده‌اند که هرچه اعمال مربوط به لذات و امور دنیا باشد علاقه و محبت نفس به این عالم بیشتر شده و به عبارتی نفس تربیتی دنیایی پیدا کرده و به همان اندازه که به دنیا علاقه‌مند می‌گردد از توجه به حق و عالم آخرت غافل می‌گردد. پس هر قدر که اعمال ما از سنخ عبادات باشد، تأثیرش آن است که قوای طبیعی را خاضع و تابع قوای عقلی می‌کند و جنبه ملکوت نفس را بر ملک قاهر و مسلط می‌کند و طبیعت را منقاد رو حانیت می‌کند تا برسد به مقامی که جذبات روحی برای او حاصل شود و هر عمل که این تأثیر را بیشتر کند و این خدمت را بهتر انجام دهد، آن عمل مصابتر است. پس میزان در افضل بودن اعمال این است که هر عملی که طبیعت و قوای ملکی انسان را بیشتر و بهتر تحت سلطه قوای عقلی و روحانی درآورد و بنده را به خدا نزدیک‌تر کند، آن عمل افضل و صواب است.
3-3-2-1-3. عبادت وتکامل اخلاقی
تکامل سیر انسان از یک به مرحله دیگر است.همان‌طور که گذشت انسان دارای مراتبی است و مرتبه عالی علت مرتبه پایین. و نسبت مرتبه پایین نسبت به عالی، نسبت نقص به کمال است. امام این حقیقت را در بیان اخلاقی با عنوان ظهور و بطون یاد کرده و از نظر ایشان مرتبه عالی بطن مرتبه دانی و آن ظهور این است، زیرا ظاهر را هرگز جدا از باطن ندانسته و هر عاملی را که در ظاهر تأثیر بگذارد، قطعا باطن را نیز متأثر خواهد کرد و هر عملی که در مرتبه ظاهر بروز کند، بیان‌گر حقیقتی در باطن انسان است که موجد آن بوده است. بر همین اساس عبادات ظاهری شرعی باعث تهذیب باطن شده و تأثیراتی در قلب انسان می‌گذارد که باعث نیکویی اخلاق و کمال عقاید او می‌شود. امام خمینی می‌فرمایندکه:
«تمام اعمال عبادی وسیله است ، تمام ادعیه وسیله است وسیله‌ای برای اینکه انسان لبابش ظاهر شود و آنکه بالقوه یک انسان است بالفعل شود و هم‌چنین انسان طبیعی انسان الهی شود که همه چیزش الهی باشد و حق را در همه چیز ببیند و انبیاء برای همین آمده‌اند».
به این ترتیب هریک از عبادات دارای اثری در نفس است و بدن و قوای طبیعی را تابع و منقاد روح کرده و اراده نفس در آن‌ها قوی و کارکن می‌شود و ملکوت نفس را بر ملک بدن غالب می‌کند. و عملی که از سنخ عبادات باشد خضوع قوای طبیعی را برای عقل به دنبال دارد و امام اصلی‌ترین دلیل عبادت و بندگی خدا و ریاضت‌های شرعی مانند روزه، حج را در تسلط انسان بر خود و قوت اراده و قوای ملکوتی نفس و تسریع در سیر صعودی انسان می‌دانند.