دانلود پایان نامه

راه دیگر برای بدست آوردن فضایل و دومین مرحله از مراحل سیر و سلوک و راهبرد اخلاقی در پرورش کرامت انسانی و مجاهده با نفس از نظر امام، «عزم» است. عزم عبارت است از: «بناگذاری و تصمیم بر ترک معاصی، و فعل واجبات» و جبران آنچه از او فوت شده در ایام حیات، و بالأخره عزم آهنین بر اینکه ظاهر و صورت خود را انسان عقلی و شرعی نماید».
امام خمینی به نقل از مشایخ خود درباره اهمیت عزم می‌نویسد: «عزم جوهره‌ی انسانیت و میزان امتیاز انسان است؛ و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست» و در جای دیگر می‌نویسد:
«عزم و اراده قویه در آن عالم خیلی لازم است و کارکن است، میزان یکی از مراتب اهل بهشت، که از بهترین بهشت‌هاست، اراده و عزم اوست.که انسان تا دارای اراده نافذ و عزم قوی نباشد نه کرامت یافته و نه دارای آن بهشت و مقام عالی شود.»
این قدرت و نفوذ اراده، برای پرورش کرامت انسانی و مجاهده با نفس بسیار کارساز است؛ زیرا آنکه اراده‌اش خمود و عزمش مرده است، نخستین گام سیر را نمی‌تواند بردارد و همواره در معرض خطر و سقوط است و بازیچه هوس‌هاست. برای ترک محرّمات، انجام واجبات و التزام به آداب شریعت، نفسی می‌خواهد که صاحب عزمی مقتدر و اراده‌ای مصمم باشد.
«ای عزیز بکوش تا صاحب عزم و اراده شوی، که خدای نخواسته اگر بی‌عزم از این دنیا هجرت کنی، انسان صوری بی‌مغزی هستی که در آن عالم به صورت انسان محشور نشوی؛ زیرا که آن عالم محل کشف باطن و ظهور سریره است و جرأت بر معاصی کم‌کم انسان را بی‌عزم کند و این جوهر شریف را از انسان می‌رباید.»
2-5-2-3. مشارطه، مراقبه، محاسبه
راه دیگری که در کسب فضایل و تهذیب اخلاق مهم است وامام(ره) پس از تفکر و عزم آن را ضروری دانسته‌اند مشارطه و مراقبه و محاسبه است و امام در تعریف آنها اینگونه نوشته‌اند که:
«مشارطه آن است که در اول روز مثلا با خود شرط کند که امروز برخلاف فرموده خداوند تبارک و تعالی رفتار نکند و این مطلب را تصمیم بگیرد…پس از این مشارطه باید وارد مراقبه شوی و آن چنان است که در تمام مدت شرط،متوجه عمل به آن باشی؛و خود را ملزم بدانی به عمل کردن به آن و اگر خدای نخواسته در دلت افتاد که امری را مرتکب شوی که خلاف فرموده خداست ،بدان که این از شیطان و جنود اوست که می‌خواهند تو را از شرطی که کرده‌ای بازدارند…و به همین حال باش تا شب که موقع محاسبه است و آن عبارت است از این که حساب نفس را بکشی در این شرطی که با خدای خود کرده‌ای که آیا به جا آوردی و با ولی نعمت خود در این معامله جزئی خیانت نکردی».
2-5-2-4. تذکر مداوم
آخرین مرحله از مراحل تهذیب نفس و دستیابی به کرامت انسانی و مجاهده او با نفس و شیطان از نظر امام(ره)، «تذکّر» است. به فرموده ایشان:« تذکر عبارت است ازیاد خدای تعالی و نعمت‌هایی که به انسان مرحمت فرموده است.» در دیدگاه امام، یاد تمام و کمال الهی راه حصول به کرامت انسانی و لقاء خدا و عالم تقرب به درگاه آن ذات لم‌یزلی است.ایشان با استفاده دقیق و لطیفی از قرآن این برداشت اخلاقی و عرفانی را یادآور شده‌اند:
«بدان ای عزیز که تذکر تام از حضرت حق و توجه مطلق به باطن قلب به آن ذات مقدس، موجب گشودن چشم باطن قلب شود که به آن لقاءالله که قره العین اولیاء است حاصل گردد.در نتیجه، معرفت و کرامت نفسانی مقدمه‌ای می‌شود برای حرکت در مسیر معرفت الهی.»
هم‌چنین امام تذکر را از نتایج تفکر دانسته و به نقل از خواجه عبدالله بیان کرده‌اند که تذکر فوق تفکر است،زیرا که این طلب محبوب است و آن حصول مطلوب است و تا انسان در راه طلب و جستوجو است از مطلوب محجوب است و قوت و کمال تذکر را بسته به قوت و کمال تفکر دانسته‌اند.ایشان در فضیلت و اهمیت تذکر چنین فرموده‌اند:
«بدان ای عزیز که تذکر از محبوب و به یاد معبود به سر بردن نتیجه‌های بسیاری برای عموم طبقات دارد،اما برای کمّل اولیا و عرفا که خود آن غایت آمال آنهاست و در سایه آن به وصال جمال محبوب خود رسند.هنیئا لهم.و اما برای عامه و متوسطین بهترین مُصلحات اخلاقی و اعمالی و ظاهری و باطنی است.اگر انسان در جمیع احوال و پیشامدها به یاد حق تعالی باشد و خود را در پیشگاه آن ذات مقدس حاضر ببیند،البته از اموری که خلاف رضای اوست خودداری کند و نفس را از سرکشی جلوگیری کند.این همه مصیبات و گرفتاری به دست نفس اماره و شیطان رجیم از غفلت از یاد حق و عذاب و عقاب اوست.غفلت از حق کدورت قلب را زیاد کند و نفس و شیطان را بر انسان چیره کند و مفاسد را روزافزون کند و تذکر و یادآوری از حق دل را صفا دهد و قلب را صیقلی نماید و جلوه‌گاه محبوب کند و روح را تصفیه نماید و خالص کند و از قید اسارت نفس انسان را براند و حب دنیا را که منشأ خطیئات و سرچشمه سیئات است از دل بیرون کند و دل را برای ورود صاحب منزل پاک و پاکیزه کند…..که از این زادی بهتر برای سلوک الی الله و مصلحی نیکوتر برای معایب نفس و راهبری خوبتر برای معارف الهیه یافت نشود.پس اگر طالب کمالات صوریه و معنویه هستی و سالک طریق آخرت و مسافر و مهاجر به سوی او هستی، قلب را عادت بده به تذکر محبوب»
نتایج
در نهایت می توان نتیجه گرفت که:
1. امام خمینی(ره) اخلاق را همان خُلق می‌دانند که به عنوان یک حالت نفسانی، انسان را بدون فکر به عمل وامی‌دارد.
2. امام خمینی در رویکرد فلسفی، انسان را موجودی دارای مراتب و ساحات می‌داند که از مرتبه مادی به سوی مرتبه روحانی در حال شدن است.
3. امام، حقیقت انسان را نفس ناطقه دانسته که در وجود با ماده بدن، متحد است و نفس را کمال جسم بیان کرده که آن را از حالت نقص و ابهام خارج می‌کند و به تدریج در مسیر حرکت جوهری مراتب وجودی را طی می‌کند.
4. امام نفس ناطقه انسانی را حقیقتی می‌داند که در عین وحدت و کمال بساطت، دارای سه نشئه یا مرتبه ملکی و ظاهری که مظهر آن بدن و حواس ظاهری است، نشئه و مرتبه برزخی که مظهر آن حواس باطنی است و مرتبه غیبی باطنی که مظهر آن را قلب و شؤون قلبی بیان کرده‌اند. هم‌چنین ایشان نسبت مراتب با یکدیگر را به قدری شدید دانسته که نسبت ظاهریت و مظهریت و جلوه و متجلی را در مورد رابطه مراتب به کار برده‌اند و کاملاً احکام هر یک از مراتب را به دیگری قابل سرایت می‌دانند.