دانلود پایان نامه

در پژوهش مشفق و حسینی (1391) با موضوع آیندهشناسی جمعیت ایران، به بررسی تغییرات آیندهی تعداد و رشد سالانهی جمعیت، ترکیب سنی و جنسی، شمار و درصد جمعیت در سن کار، تعداد و درصد جمعیت سالمند ایران پرداخته شده است. برای بررسی الگوهای تغییرات احتمالی کشور از پیشبینیهای سازمان ملل در سناریوهای مختلف و نیز سناریوی تعدیلشدهی نویسندگان مقاله در دورهی (1420-1390) استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد باروری زیر سطح جانشینی (کمتر از 1/2 فرزند زنده برای هر مادر) در ایران تداوم خواهد داشت که این خود لزوم برنامهریزی آیندهنگرانه را برای مدیریت سالمندی در کشور روشن میسازد. بهبود و استحکام بنیان خانواده و ترویج ارزشهای دینی و اسلامی که بیشتر خانواده محور هستند، به ارتقای سطح باروری و ترمیم هرم سنی جمعیت کمک خواهد کرد.
محمودیان و رضایی (1391) در تحقیقی با عنوان «زنان و کنش کمفرزندآوری، مطالعه‌ی موردی زنان کرد» کم‌فرزندآوری را در میان زنان کرد شهر سقز بررسی کرده‌اند. مطالعهی حاضر با رویکردی کیفی و به وسیلهی مصاحبههای عمیق با 35 زن کرد این شهر انجام گرفته است. نتایج نشان میدهد که مدیریت بدن، حفاظت عاطفی و روانی از خود، توانمندی اجتماعی و تولیدمثل بازاندیشانه، درنهایت به مقوله‌ی «حمایت از خود» تبدیل شده که تم بنیادین جاری در درون یافته‌های پژوهش است. زنان به دلیل حمایت از خودشان به عنوان یک زن، سعی دارند تعداد فرزندانشان را کاهش دهند، زیرا تولید مثل تنها عرصه‌ای است که زنان می‌توانند با اقتدار در آن تصمیم‌گیری کنند، بنابراین از توانمندی خود در این زمینه استفاده می‌کنند.
حسینی و بگی (1391) پژوهشی تحت عنوان «استقلال زنان و کنشهای باروری در میان زنان کرد شهر مهاباد» انجام دادهاند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر شاخص‌های مختلف استقلال زنان بر تمایلات، رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان کرد شهر مهاباد است. آن‌ها در این بررسی با استفاده از پیمایشی بر روی 700 خانوار، داده های خود را جمع‌آوری کرده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که زنان مورد بررسی از استقلال نسبی در همه‌ی شاخصهای مرتبط با استقلال زنان برخوردارند. براساس این بررسی، کمی بیش از 61 درصد زنان اظهار داشتهاند که تمایل ندارند فرزند دیگری داشته باشند. در میان آن‌هایی که تمایل به ادامه‌ی فرزندآوری دارند، نزدیک به 70 درصد شمار فرزندان ایده‌آل برای یک خانواده را دو فرزند می دانند. نتایج تحلیل طبقهبندی چندگانه نشان داد که ایده‌آل‌ها و تمایلات فرزندآوری زنان به ترتیب از شاخص‌های مستقیم و غیرمستقیم استقلال زنان تأثیر میپذیرند. علاوه بر این، اگر چه رفتار باروری زنان از شاخص‌های سهگانه‌ی استقلال تأثیر می‌پذیرد، ولی استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری در کنار سایر متغیرها، نقش تعیین کننده‌ای در تبیین رفتار باروری زنان دارد. با توجه به نتایج این تحقیق، انتظار نمیرود سیاست‌های جمعیتی در راستای تشویق موالید منجر به افزایش باروری در همه‌ی لایه‌های اجتماعی شود.
حسینی و بگی (1391) مطالعهای تحت عنوان « فرهنگ و فرزندآوری: بررسی تمایلات باروری زنان کرد شهر مهاباد»، با هدف بررسی تمایلات فرزندآوری زنان کرد دارای همسر ساکن در شهر مهاباد انجام دادهاند. دادهها با استفاده از پیمایش صورت گرفته در میان 700 خانوار نمونهی شهر مهاباد در فروردینماه 1391 گردآوری شده است. نتایج نشان می‌دهد که 61/4 درصد زنان قصد بر توقف فرزندآوری دارند. بررسی تمایلات فرزندآوری زنان بر حسب شمار فرزندان در حال حاضر زنده‌ی آن‌ها گویای آن است که 39/3 درصد زنان بدون فرزند یا دارای یک فرزند، 77/7 درصد زنان دارای دو تا سه فرزند و 86 درصد زنان دارای بیش از سه فرزند، تمایل ندارند که فرزند دیگری داشته باشند. تحلیل‌های دو متغیره نشان داد که تفاوت معنی‌داری بر حسب تمایلات فرزندآوری در میان زنان با ویژگی‌های اقتصادی ـ اجتماعی، جمعیتی و فرهنگی متفاوت وجود دارد. نتایج تحلیل چند متغیره حاکی از این واقعیت است که مشخصه‌های فرهنگی به تنهایی نمی‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در پیش‌بینی احتمال عدم تمایل به فرزندآوری داشته باشند. در واقع، ‌ترکیبی از مشخصه‌های فرهنگی، اقتصادی ـ اجتماعی و جمعیتی تبیین بهتری از تمایلات فرزندآوری زنان بدست می‌دهد. بر اساس این یافته‌ها باید گفت که در سیاست‌گذاری‌های جمعیتی جدید، سیاست‌های تشویقی برای افزایش موالید عمدتاً بایستی معطوف و متمرکز بر زنان ازدواج‌کرده‌ی بی‌فرزند یا دارای یک فرزند باشد.
عباسی شوازی و همکاران (1389) در مقالهای با عنوان «برنامهی تنظیم خانواده و کاهش باروری در مناطق روستایی ایران: تأثیر خانههای بهداشت روستایی» با استفاده از دادههای باروری خانههای بهداشت روستایی در ایران از سال 1989 که برنامهی تنظیم خانواده اجرا شد، تا سال 2005، به بررسی عوامل مؤثر بر کاهش باروری زنان روستایی و هم چنین موفقیت برنامهی تنظیم خانواده در روستاها پرداختند. آنها در این پژوهش متوجه شدند که برنامهی تنظیم خانواده تأثیر چندانی بر کاهش باروری زنان روستایی در ایران نداشته است اما فرستادن دختران به مدرسه و اهمیت دادن به تحصیلات آنها توسط والدین، تأثیر چشمگیری در کاهش موالید و افزایش میانگین سن ازدواج دختران در روستاهای ایران داشته است.
در بررسی موسایی و همکاران (1389) در خصوص نرخ باروری و میزان مشارکت زنان در نیروی کار در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی، نتایج نشان میدهد که افزایش در نرخهای باروری میتواند موجب کم شدن نیروی کار زنان و در نتیجه کاهش مشارکت آنها در نیروی کار شود. از سوی دیگر، با افزایش اشتغال زنان و حضور بیشتر آنان در عرصههای اقتصادی، نرخهای باروری نیز کاهش خواهد یافت.
شیخ عطار (1388) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر رفتار باروری: مطالعهی موردی زنان متأهل شاغل در دانشگاه شیراز» به تبیین تأثیر عوامل فرهنگی مانند قومیت، سطح تحصیلات و باورهای مذهبی، بر رفتار باروری و شناخت و بررسی عوامل اقتصادی مانند نوع منزل شخصی، درآمد و … بر رفتار باروری پرداخته است. در این پژوهش مشخص شده که متغیرهای محل تولد، فعالیتهای ورزشی، قومیت و اعتقادات مذهبی، تأثیر معناداری بر باروری ایدهآل نمونهی آماری ندارند. از دیگر مسائلی که در این تحقیق به طور ضمنی بررسی گردیده است، تأثیر سقط جنین یا فرزند مرده به دنیا آمده، بر رفتار باروری است و مشخص گردید که تعداد فرزند دختر مرده یا سقط شده بر رفتار باروری ایدهآل نمونهی آماری، تأثیرگذار میباشد و بدین معناست که کسانی که سابقهی سقط جنین یا فرزند دختر مرده به دنیا آمده داشتند، خواهان فرزند دختر نبودهاند.
حسینی و عباسی شوازی ( 1388) تحقیقی با عنوان «تغییرات اندیشهای و تأثیر آن بر رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان کرد و ترک» انجام داده‌اند. در این تحقیق تلاش شده تا ضمن تحلیل همگروه تغییرات اجتماعی و اندیشه‌ای، تأثیر تعاملی این متغیرها بر رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان کرد و ترک سنجیده شود. نمونهی مورد مطالعه در این پژوهش شامل 739 زن 49-15 سالهی متعلق به یکی از خانوارهای معمولی ساکن در شهرستان ارومیه است که حداقل یکبار ازدواج کردهاند. یافته‌ها از عمومیت تغییرات اجتماعی و تحولات خانواده در میان گروه‌های قومی مورد مطالعه به ویژه در گروه‌های هم دوره‌ی اخیرتر ازدواج حکایت دارد. بر اساس این مطالعه، تغییرات اندیشه‌ای محسوس در زمینه‌ی ازدواج و فرزندآوری و نیز رفتار و ایده‌آل‌های باروری زنان گروه‌های قومی به وجود آمده است. نتایج گویای آن است که تغییرات اجتماعی و تحولات خانواده ملازم با تغییر در نگرش‌ها و ایستارهای مرتبط با ازدواج و فرزندآوری و در نهایت رفتار و ایده‌آل‌های باروری است. یافته‌ها از نتایج تحقیقات پیشین مبنی بر اشاعه‌ی ارزش‌ها و هنجارهای پایین و همگرایی رفتار و ایده‌آل‌های باروری گروه‌های قومی حمایت می‌کند.
فروتن (1388) در پژوهشی تحت عنوان «زمینههای فرهنگی تحولات جمعیتشناختی با اشاراتی به انتقال باروری در ایران» با بررسی مبانی تئوریک و شواهد تجربی، نقش تعیینکنندهی زمینهها و محیط فرهنگی در تبیین رفتارهای جمعیتی و انتقال باروری را مورد توجه و تأکید قرار داده است. مباحث این پژوهش نشان میدهد که همچنانکه نادیده گرفتن محیط فرهنگی و شرایط اجتماعی باعث شکست یا موفقیت ناچیز و ناپایدار اقدامات حکومتی در زمینهی تعدیل رشد جمعیت میگردد، تبیین علمی جامع و واقعبینانهی تحولات جمعیتی و تقلیل باروری در ایران نیز مستلزم توجه جدی به نقش زمینهها و عناصر فرهنگی در چنین تحولاتی میباشد. فروتن اظهار میکند که اعتقادات سنتی و باورهای عامهپسند ایرانی که اساساً مشوق بعد گستردهی خانواده میباشد، نقش تعیینکنندهای را در میزان بالای باروری موالید در دهههای گذشته ایفا کرده است. امروزه، سطح باروری کشور بهطور معناداری تقلیل یافته است که تا حدود زیادی ریشه در متزلزل شدن باورهای سنتی پیشین و تکوین شکلهای جدید اعتقادات عمومی موافق با بعد کوچک خانواده دارد.
محمودیان و همکاران (1388) مطالعهای تحت عنوان «زمینههای کمفرزندآوری در استان کردستان: مطالعهی موردی شهر سقز» انجام دادهاند. بنیان این پژوهش نتایج مطالعاتی است که درمورد انتقال باروری در ایران انجام شده، مبنی بر اینکه انتقال باروری در ایران اتفاق افتاده و این جامعه در حال حاضر در مرحلهی پایانی آن قرار دارد و در حال تجربهی باروری در سطح جایگزین و زیر آن است. این پژوهش پدیدهی کمفرزندآوری را در یکی از مناطقی که بیش از یک دهه است آن را تجربه میکند، مطالعه میکند و با رویکردی کیفی درصدد فهم نظام معنایی موجود در شهر سقز در استان کردستان پیرامون پدیدهی کمفرزندآوری است. در این پژوهش با تعداد 27 زن و 26 مرد متأهل و مجرد 20 ساله و بالاتر مصاحبه شده است. یافتههای این پژوهش نشان داده است که کمفرزندآوری در این جامعه به عنوان یک کنش اجتماعی معنادار از رواج و شیوع گستردهای برخوردار است و در قالب نوعی گفتمان بر نظام معنایی و کنشی افراد و خانوادهها حاکم است. برآیند کلیهی مفاهیم و مقولات به دست آمده از این مطالعه، یک مقولهی دو وجهی به نام کمفرزندآوری به مثابهی قاعدهمندسازی/ ارتقاء سوژه است که بازنمای وضعیت حاکم بر این جامعه در حیطهی فرزندآوری است.
حسینی و مهریار (1385) تحقیقی تحت عنوان «قومیت، نابرابری آموزشی و باروری» انجام دادهاند. هدف اصلی، بررسی تأثیر جایگاه متفاوت زنان گروههای قومی در نظام آموزشی، بر نگرشها و رفتار باروری آنهاست. دادههای مربوط به 582 زن کرد و ترک 15 تا 49 سالهی ازدواج کردهی ساکن در مناطق روستایی شهرستان ارومیه جمعآوری و تجزیه و تحلیل شد. یافتههای این بررسی حاکی از نابرابری شدید آموزشی در گروههای قومی مورد بررسی است. تحلیلهای درونگروهی نیز نشاندهندهی نوعی عدم تعادل جنسیتی در وضعیت آموزشی گروههای قومی است، اما در مقایسه، شدت نابرابری در میان کردها به مراتب بیشتر از ترکهاست. نتایج این بررسی نشان میدهد که تفاوتهای معنیداری در سطح باروری و هم چنین نگرشها و ایدهآلهای باروری زنان کرد و ترک وجود دارد. در بین کردها، با سطوح تحصیلی پایینتر، نگرشها و ایدهآلهای باروری در حمایت از باروری بالا و در بین ترکها، با سطوح تحصیلی بالاتر، البته در مقایسه با کردها، در جهت باروری پایین و داشتن خانوادههای کوچک و کم حجم است. این دو شیوهی نگرش، عملکردهای جمعیتی متفاوتی را موجب میشوند. بنابراین، انتظار این است که در آینده کردها و ترکها روندهای جمعیتی متفاوتی را تجربه کنند.
در مطالعهای که تحت عنوان «کاهش باروری در ایران و عوامل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر آن با تأکید بر نقش تنظیم خانواده بین سالهای 1375-1365 (مطالعهی موردی شهر اصفهان)» توسط اکتایی (1384) انجام گردید، عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر کاهش باروری در این شهر مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد که بین میزان تحصیلات زنان، اشتغال زنان در خارج از منزل، پایبندی به فرهنگ سنتی، بالا رفتن سن ازدواج، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رسانهها، استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری، نوع شغل همسران و سطح درآمد خانواده با میزان باروری رابطهی معنیداری وجود دارد.
کلانتری و همکاران (1384) در پژوهشی تحت عنوان «عوامل جمعیتی مؤثر بر باروری زنان یزد در سال 1383» مشخص کردند که شباهتهای زیادی بین عوامل مؤثر بر باروری در سراسر جهان و به خصوص کشورهای در حال توسعه وجود دارد و به نظر میرسد که شاخصهای مزبور شمول جهانی دارند. جامعهی آماری مورد بررسی زنان 49-15 سالهی شهر یزد میباشد که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 383 نفر از آنها به عنوان نمونه برگزیده شده و مورد بررسی قرار گرفتهاند. براساس نتایج این تحقیق: افزایش تحصیلات و سن ازدواج زنان، توافق زوجین در تنظیم خانواده، افزایش مشارکت مردان در تنظیم خانواده و کاهش مرگ و میر کودکان از عوامل مؤثر بر کاهش باروری زنان بوده است. سطح تحصیلات و سن ازدواج زنان با باروری رابطهای منفی دارد. در صورتی که مرگ و میر با میزان باروری رابطهای مثبت دارد. هم چنین نتایج نشان میدهد که کاهش باروری، علاوه بر آن که ساختار جمعیتی هر کشور را تحت تأثیر قرار میدهد، پیامدها و عوارض جانبی دیگری را نیز به دنبال دارد. در ایران از نیمهی دوم دههی1360، باروری سطح پایین و در حد جانشینی را دارا است.
عباسی شوازی و عسکری ندوشن (1384) تحقیقی تحت عنوان «تغییرات خانواده و کاهش باروری در ایران: مطالعهی موردی استان یزد» انجام دادهاند. این مطالعه با استفاده از مجموعه دادههای نمونهی 1249 نفری زنان 49-15 سالهی استان یزد که در قالب طرح بررسی تحولات باروری در ایران جمعآوری شده، به بررسی تأثیر برخی از ابعاد تحول خانواده بر رفتارها و نگرشهای باروری در ایران پرداخته است. نتایج حاصل از تحلیل چند متغیرهی مطالعهی حاضر، با این انتظار تئوریک مطابقت داشته که زوجهایی که در محیط شهر پرورش یافتهاند، زنانی که از سطوح بالاتر تحصیلی برخوردارند و زنانی که در سنین بالاتر ازدواج میکنند، در مقایسه با سایرین، احتمالاً انطباق بیشتری با الگوهای مدرن باروری از خود نشان خواهند داد. دارندگان چنین ویژگیهایی، تعداد فرزندان کمتری دارند، به هنگام ازدواج، باروری ایدهآل پایینتری داشتهاند، با احتمال بیشتری قبل از اولین حاملگی خود از روشهای پیشگیری استفاده کردهاند و امروزه نیز فرزندان کمتری را برای هر زوج کافی میدانند. نتایج مطالعه نشان میدهد که طی چند دههی اخیر تغییرات سریعی در رفتارها و نگرشهای باروری رخ داده است. بافت سنتی خانواده نیز آمیزهای از تداوم و تغییر را تجربه کرده است. سرعت شدید کاهش باروری را نمیتوان به تغییر اشکال سنتی خانواده ارتباط داد؛ زیرا کاهش سریع باروری ملازم با تحولات سریع در عناصر سنتی حیات خانواده نبوده و بر خلاف پیشبینیهای قبلی برخی از صاحبنظران، نوعی همگرایی خطی به سمت مدل خانوادهی هستهای غربی صورت نگرفته است.
عباسی شوازی و همکاران (1383) در پژوهشی تحت عنوان «همگرایی ایدهآلهای باروری در ایران: بررسی تطبیقی نسل جوان و نسل قدیمیتر» اهداف زیر را دنبال کردهاند:
بررسی نگرش و رفتار زنان جوان متأهل در رابطه با مسائل باروری از قبیل ازدواج، باروری و برنامهی تنظیم خانواده و تجزیه و تحلیل تفاوتها بین رفتارهای باروری دو نسل: زنان متأهل 29-20 ساله و زنان متأهل نسل قبلی (زنان متأهل 49-40 ساله). دادههای مورد استفاده در این مطالعه از پیمایش جمعیتشناختی و سلامت و پیمایش گذار باروری ایران 2000 انجام شده در 4 استان سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی، یزد و گیلان گرفته شده است. نتایج نشان میدهد که این دو نسل، نگرشهای مشابه نسبت به سن در زمان ازدواج و سن در زمان باروری دارند. با این حال، تفاوت معنیداری بین نگرشهای آنها دربارهی باروری ایدهآل در زمان ازدواجشان وجود دارد. پژوهشگران این مقاله اظهار میکنند که این تفاوت میتواند به دو علت باشد: یا شیوع بالای بارداری ناخواسته در میان نسل قدیمیتر؛ یا پذیرش دیرتر ایدهآلهای باروری پایین توسط همین نسل. این دو نسل همچنین از نظر استفاده از برنامههای تنظیم خانواده قبل از اولین بارداری با هم تفاوت دارند. با توجه به اهمیت ساختار سنی جوان جمعیت در ایران، این مقاله نتیجه میگیرد که برنامهی تنظیم خانوادهی ایران باید برنامههای جوانپسندانهتر را دارا باشد. با توجه به ایدهآلهای باروری پایین در بین دو نسل، عباسی شوازی و همکارانش استدلال میکنند که ایران ممکن است کاهش باروری بیشتری را تجربه کند و احتمال دارد به کشورهای با باروری پایین بپیوندد. آنها بیان میکنند که این کاهش باروری در ایران، پیامدهای سیاسی قابل توجهی دارد.
مطیع حق شناس (1382) در مطالعهای تحت عنوان «بررسی تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی بر رفتار باروری در ارومیه» تأثیرات این عوامل را بر روی رفتار باروری با اطلاعات به دست آمده از 500 نمونهی شهری از زنان واقع در سنین باروری 49-15 سالهی شهر ارومیه مورد واکاوی قرار داده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که سطح تحصیلات زنان از جمله مهمترین عوامل و سرعتدهندهی اصلی در کاهش باروری است. سن در اولین ازدواج با باروری رابطهی معکوس دارد. در حالی که سن زنان در زمان مطالعه، از رابطهی مستقیم با باروری پیروی میکند، اما بین اشتغال و باروری رابطهی معنادار از نظر آماری مشاهده نمیشود.
در مطالعهی طالب و گودرزی (1382) با عنوان «قومیت، نابرابری آموزشی و تحولات جمعیتی» با استفاده از دادههای گردآوری شده در چهار شهر استان سیستان و بلوچستان، تحولات جمعیتی استان در پرتو نگرشهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. دادههای مورد استفاده از نمونهای به حجم 3913 نفر از ساکنان چهار شهر زاهدان، خاش، چابهار و زابل گردآوری شده است. نتایج تحقیق بیانگر وجود تفاوت نگرش گروههای قومی- مذهبی درمورد هنجارهای خانواده و رفتار باروری میباشد. به طوری که نگرش شیعیان (غیر بلوچها) به خانواده، حول محور ارزشهای فردگرایانه و استقلال خانواده با عملکرد جمعیتی پایین میباشد، در حالی که اهل سنت (بلوچها) بیشتر به الگوهای سنتی ارزش خانوادگی گرایش دارند.
عباسی شوازی و همکاران (1382) در تحقیقی تحت عنوان «تغییرات در خانواده، نگرشها و رفتار باروری در ایران» به بررسی تغییر خانواده و اثرات آن بر کاهش باروری در ایران پرداختهاند. نتایج نشان داده است که کشور ایران یک کاهش باروری چشمگیری را در سالهای اخیر تجربه کرده است. نرخ باروری کل از حدود 7 تولد به ازای هر زن در سال 1358 به حدود 1/2 در سال 1379 کاهش یافته است. این کاهش باروری در تمام استانها و مناطق شهری و روستایی ایران، مشاهده شده است. در سالهای اخیر، سن در زمان ازدواج، افزایش یافته است و بر میزان باروری اثر گذاشته است. با این حال، تنها 15 درصد از تغییرات باروری از سال 1364 تا 1375 به علت نسبت ازدواج بوده است. بنابراین این سؤال مطرح میشود که چرا باروری در بین متأهلین در ایران و در این چهار استان، کاهش یافته است. دورههای مختلف تغییر اجتماعی ارائه شده توسط سه دورهی زمانی ازدواج، برای مطالعهی این تغییرات در ایران، مورد استفاده قرار گرفته است. به طور خلاصه، کاهش باروری در ایران به نظر میرسد که هدایت شده باشد با افزایش آرمانهای اقتصادی که به پذیرش هنجار اندازهی کوچک خانواده در سراسر ایران منجر شده است. کاهش سریع باروری با سطوح تحصیلات افزایش یافته، عدالت جنسیتی بیشتر در رابطهی زن و شوهر و دسترسی قابل اطمینان و مقرون به صرفه به برنامهی تنظیم خانواده ارائه شده توسط سیستم بهداشت عمومی گسترده در ایران تسهیل شد.
در تحقیق فروتن (1379) تحت عنوان «ملاحظات جمعیتی در فرهنگ عامهی ایران»، سعی شده است تا با بررسی ضربالمثلهای ایرانی که به مباحث جمعیتی پرداختهاند، نحوهی نگرش و رویکرد عامهی مردم نسبت به آنها مورد مطالعه قرار گیرد. بر پایهی نتایج به دست آمده این نکته به روشنی نشان داده شده که همسویی معناداری بین تحولات جمعیتی و انتقال سطح باروری در ایران، از یک طرف، و اعتقادات سنتی و باورهای عامه پسند از طرف دیگر، وجود دارد. به طور کلی، حد بسیار بالای باروری ایران در سالهای گذشته، منطبق با محیط و شرایط فرهنگی همان مقاطع زمانی است که در آن باورهای عمومی اساساً جهتگیری مثبتی در خصوص موضوعات مرتبط با افزایش بعد خانواده داشتند. برعکس، همزمان با تزلزل نسبی اینگونه اعتقادات سنتی و باورهای عامه پسند، شاهد کاهش قابل ملاحظهی سطح موالید در سالهای اخیر میباشیم.
میر محمد صادقی (1379) در مطالعهی خود تحت عنوان «عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر کاهش اخیر باروری در ایران و مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا» ایران را با چند کشور خاورمیانه و شمال آفریقا مقایسه کرده است تا عوامل اجتماعی- اقتصادی مؤثر بر کاهش باروری را مطالعه کند. او در این تحقیق از اطلاعات مربوط به 1501 خانوار در شهر اصفهان استفاده کرده که از طریق مصاحبه و پرسشنامه جمعآوری و از تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. عوامل تأثیرگذار به سن مادر، سطح تحصیلات مادر و پدر، درآمد خانواده، نوع حرفهی پدر، فاصلهی سنی زوجها و موقعیت خانه تقسیمبندی شده است. از جمله نتایج این تحقیق این است که در مقایسه با بیسوادان، سطوح مختلف تحصیلات بالاتر مادر و پدر با باروری رابطهی معکوس دارند. علاوه بر آن، سن مادر در اولین ازدواج و نیز تفاوت سنی زوجها با تعداد بچه رابطهی معکوس نشان میدهد.
شهبازی (1377) تحقیقی تحت عنوان «بررسی تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی مؤثر بر باروری در فرهنگیان شهرستان نهاوند» با هدف شناسایی متغیرهایی که بر کاهش یا افزایش زاد و ولد در بین این قشر اجتماعی مؤثرند، انجام داده است. در این پژوهش 120 زن فرهنگی و نیز 120 مرد فرهنگی- که همسرشان شاغل نباشند- به شیوهی نمونهگیری تصادفی ساده با جایگزینی انتخاب شده و با همسرانشان مصاحبه به عمل آمده است. نتیجهی تحقیق نشان داد میانگین فاصلهی موالید برای کل جامعهی مورد بررسی 1/14 سال میباشد و بیشتر پاسخگویان (1/57 درصد) خواهان دو فرزند بودهاند. همچنین با افزایش تحصیلات زوجین میزان باروری کاهش مییابد. بین تحصیلات زن و تعداد فرزندان ایدهآل، همبستگی قوی در سطح 99 درصد وجود دارد و باروری در شهرها بیش از روستاهاست. از نظر تعداد فرزندان ایدهآل نیز بین شهر و روستا تفاوت وجود دارد. بین تعداد فرزندان موجود و اشتغال زنان همبستگی وجود ندارد. بین اشتغال و نگرش در جهت ارجحیت جنس پسر بر دختر همبستگی وجود ندارد.