منابع اطلاعات و قیمت تمام شده

2 – بانیان طرحها توان بازپرداخت را ندارند.
در حالت اول دولت با تصویب قوانین سفت و سخت باید جلوي این سوء استفادهها را بگیرد و در حالت دوم مشکل از آنجا ناشی می‌شود که طرحها تقریباً با مشکل مواجه می‌شوند و آن بازدهی مد نظر را ندارند؛ یعنی یا در تولید مشکل ایجاد شده و یا در فروش. در این حالت بیشتر مشکلات ناشی از موارد ذیل میباشد :
– عدم بازاریابی مناسب جهت فروش محصولات و شناخت بازار.
عدم شناخت بازار سبب شده است که بنگاه‌ها به تولید محصولاتی بپردازند که بازار داخلی آنها اشباع شده است و یا حتی براي صادرات مناسب نیستند.
این محاسبه نادرست سبب شده است که واحدها به سرعت شکل بگیرند ولی چون رقیب زیاد و قیمت تمام شده آنها بالا بود، کالاي آنها خریداري پیدا نکند و این واحدها نتوانند به کار خود ادامه دهند. بنابراین افراد شاغل در این واحدها بیکار خواهند شد اما این افراد به بیکاران بدهکار تبدیل شده‌اند چون با وجود تولید محصولات نامناسب به دلیل عدم شناخت بازار نتوانستند تسهیلات را بازگردانند.
– عدم دسترسی به مواد اولیه.
– تولید محصول با فناوري کهنه و عدم دسترسی به فناوریهای نوین.
قبل از آنکه به این مشکل بپردازیم باید به این سؤال پاسخ دهیم که آیا فناوري اشتغا لزاست و یا اشتغال زدا؟
اگر قبل از فناوري افرادي در شغلی با متوسط سختی کار مشخصی مشغول بوده و از متوسط سطح رفاه اجتماعی مشخصی برخوردار باشند، پیدایش فناوري از یک سو ضمن ارتقاي بهره وري اقتصادي جامعه و کاهش سختی کارها، باعث بیکاري عده‌ای می‌شود. در این شرایط که عده‌ای بیکار شده‌اند، البته سطح رفاه نسبت به قبل افزایش یافته و متوسط سختی کارها کاهش می‌یابد (یک چالش بزرگ در اینجا عدم مدیریت و هدایت صحیح دولتها است که در نتیجۀ فقدان آن شکاف فقیر و غنی، و فاصلۀ برخوردار از اطلاعات و محروم از آن و به عبارتی فاصلۀ دیجیتال افزایش می‌یابد).
پس از توسعه و به کار گیری فناوري، فرصت‌های کار در مشاغل جدید به وجود میآید که هم ارزش افزوده زیاد دارند و هم سختی آن‌ها کم است و هم سطح رفاه اجتماعی را باز هم بالاتر می‌برند. البته پیوستن افراد به این مشاغل، آموزش لازم و مهارت‌های جدیدي را نیز طلب می‌کند. براي مثال پس از اختراع ماشین چاپ به علت ارزان شدن قیمت کتاب، ظرفیت تقاضا براي کتاب افزایش یافت و همین موضوع افراد زیادي را به سمت شغل پژوهش و نویسندگی سوق داد. یا در مثال روستاي مذکور افرادي که بیکار شدهاند و یا فرزندانشان پس از گذر از شرایطی به آموزش، طبابت، قضاوت و تجارت و غیره به عنوان مشاغل جدید روي می‌آورند که خود این مشاغل نیز سطح رفاه اجتماعی را در روستا بالاتر می‌برد. این تحلیل نوع نگاه حاصل از با هم دیدن و برآیند سنجیدن امور است و البته تحلیل‌های که بر اساس GDP، کشورها نیز انجام می‌گیرد، بر این اساس است.
ه : عدم پایبندي دولت به تعهدات.
سرمایه بانک ها که حاصل سپردههاي مردم است، باید به افرادي اعطا شود که منجر به درآمدزایی بانکها شود بانک ها باید به وظیفه خود در مورد پرداخت تسهیلات اشتغال عمل کنند اما موضوع مهم بازگشت سرمایه آنان است که باید تضمین شود و این مقوله موضوعی منطقی است.
به هر حال امروز عزم دولت بر اشتغالزایی و رفع معضل بیکاري است و تحقق این مهم منوط به همکاري تمامی دستگاه‌های ذی‌صلاح و از جمله سیستم بانکی است، اما از طرفی دولت نیز باید شرایطی را فراهم سازد تا مدیران بانک ها با خیالی آسوده تسهیلات را ارائه کرده و مهم‌تر آن که این تسهیلات در اختیار متقاضیان واقعی قرار گیرد تا اشتغال به مفهوم واقعی محقق شود.
ي: پرداخت تسهیلات از سوي بانکها بدون بررسی طرحها.
پرداخت تسهیلات به طرحها باید به صورت کارشناسانه و با بررسی و برآورد هزینه‌ها صورت گیرد (علیزاده مرزناکی).
2-5- پیشینه تحقیق :
مطالعات جهانی متفاوتی پیرامون موضوع تحقیق حاضر صورت گرفته است که برخی از این مطالعات به صورت خلاصه در این قسمت گردآوری شده است:
مطالعات ساير كشورها
منابع اطلاعاتي و داده هاي موجود در زمينه صنعت تأمين مالي خرد، “اشتغال” را به عنوان يكي از ابعاد مؤثر تأمين مالي خرد لحاظ نميكنند. براي مثال MIX از شاخص هاي مختلفي نظير متوسط وام ها به ازاي هر وا م گيرنده، متوسط پس انداز به ازاي هر پس انداز كننده، درصد وام ها بهGNP، درصد پس انداز به GNP ، درصد مشتريان زن، تعداد وام گيرندگان، تعداد پس اندازكنندگان، تعداد وام هاي كمتر از 300 دلار و غيره كه نشان دهنده پوشش خدمات مالي خرد است؛ استفاده ميكند.