دانلود پایان نامه
اين طرح در توسعه و بازسازى شهر لندن، در دوران پس از جنگ جهانى دوم مورد توجه قرار گرفت. طرح خطی، توسعه شهر را به تبعيت از راه‌آهن، شاهراهها، شبکههاى عمده ارتباطي، رودها و کانالهاى آبى به‌صورت خطى و در نواحى اطراف اين مسيرها مىکشاند. از جانب ديگر، چنين مسيرهائى مىتوانند به ‌نحوى توسعه يابند که فضاهاى سبز، باغها، مزارع و پارکها را از بين نبرده و به مسئولين امور شهر امکان بسط و توسعه شهرى را بدهند. اساس طرح خطى بيشتر براى راههائى است که از آنها راههاى فرعى ديگرى منشعب شده و به قسمتهاى مختلف شهر منتهى مى‌شوند. شکل شهر، نوع مشاغل و نقش خيابان‌ها با دور شدن از مرکز طرح خطى که شهر براساس آن بنا شده، تغيير مىيابد. چه بسا ممکن است که مراکز صنعتى و توليدى در يک طرف اين خط و ساير مشاغل در قسمت ديگر آن قرار گيرند. (شیعه،1388، 73).به بیان دیگر این شکل شهری بر پایه یک محور پیوسته حمل و نقل ( و یا چند محور موازی هم )که کلیه فعالیتهای متراکم تولیدی، مسکونی، تجاری و خدماتی را در امتداد خود جای میدهد قرار دارد. فعالیتهایی که تراکم کمتری داشته و یا ناسازگاری بیشتری دارا میباشند فضاهای پشت و موازی محور اصلی را اشغال میکنند. بعد از این فضاها، فضاهای باز روستایی قرار دارد. در این الگو مرکز عمده و برجستهای وجود ندارد هر کس دارای دسترسی برابر به خدمات، مشاغل و فضاهای باز میباشد و چون کلیه ساکنین شهر در اطراف محور ارتباطی زندگی میکنند، به همین دلیل حمل و نقل عمومی از کارائی بسیار بالایی برخوردار خواهد بود. روستاهای خطی اطراف جادهها و یا مجتمعهای زیستی خطی در کنار دریاها و آبراهها از اشکال قدیمی مجتمعهای زیستی هستند. ولی چنین ترکیبی اولین بار در سال 1882 توسط آرتورسوریاای ماتا در مادرید با ساختن یک شهرک خطی تجربی صریحاً پیشنهاد گردید و نظریات سوریا در بسیاری از پیشنهادهای نظری به صور گوناگون مورد استفاده قرار گرفت، مثلاً در ایالت متحده آمریکا بوسیله چمبلس در طرحی به نام رودتون(شهر جادهای)، بوسیله لوکوربوزیه در فرانسه، و به وسیله گروه مارس در لندن.طرح ان.ا. میلیوتین برای شهر استالینگراد و به خصوص پیشنهاد آرمانی وی در طرح ساتزگرود همه مثالهای کاملی از نظریه شهر خطی است. (لینچ ،1388، 500-502).
2-6-6- شهر کهکشانی
مبتکر اين طرح ابنزر هاوارد است. اين طرح به نام طرح گسترده هستهاى نيز اشتهار دارد. نواحى حاشيه‌اى طرح را فضاى سبز احاطه مىکند. از نظر شبکههاى ارتباطي، راهها مىتوانند به ‌صورت عمود بر هم و يا به‌طور مورب ايجاد شوند. در اين بافت، تمرکز شهرى در بعضى از نواحى وجود دارد. اين طرح در حقيقت همان طرح گسترده است امّا به اندازه کافى از دقت طرح گسترده برخوردار نبوده و طرحى بينابين از طرحهاى گسترده و متمرکز است. هرکدام از هستههاى طرح مىتواند واحد تخصصى باشد (شیعه،1388، 77). در شهر کهکشانی، توسعه شهری بصورت واحدهای کوچک شهری صورت میگیرد و در داخل هر کدام از این واحدها یک بخش کوچک متراکم به وجود میآید. این واحدها از طریق مناطقی با حداقل تراکم از واحد مجاور خود جدا میشود. همه فعالیتهای مهم شهری در بخش متراکم واحدهای کوچک انجام میگیرد. اساساً چنین بافتی را میتوان همانی دانست که مدافعان شهرهای اقماری آن را پیشنهاد میکنند. این بافت دامنه عرصه اختیار را نسبت به بافت پراکنده وسعت بیشتری میدهد و در آن دسترسی به فضای باز – فضایی که بین گرههای شهری محفوظ میماند بسیار خوب است. امّا در آن هنوز هر گره شهری به حدودی معین محدود است و در گرهها، امکان ارتباطات اجتماعی و فعالیتهای اختصاصی، چندان که در مراکز شهری بزرگ موجود است، وجود ندارد. همچنین گرهها ممکن است شباهت نزدیک به یکدیگر یابند که در نتیجه، یکنواخت و ملال آور باشد، مگر آنکه آنها را به اموری اختصاص دهیم که شخصیتی خاص خود، برایشان بوجود آورد، امّا این کار به آسانی ممکن نیست، زیرا فعالیهای مرکزی گرایش دارند که به یکدیگر بستگی یابند و هر یک دیگری را تقویت کند (فی المثل عمده 2-6- بافت کهکشان
2-6- بافت کهکشان
فروشیها و مراکز تفریحات، خدمات دولتی و امور دادوستد، مراکز اصلی دفاتر و فروشگاهها )(صدرموسوی ،1385،25). در این طرح شهری چون تمرکز فعالیتهای شهری در واحدهای نسبتاً کوچک صورت میگیرد و قسمتهای ما بین مراکز دارای تراکم ناچیزاست، استفاده از وسایل نقلیه شخصی به حداکثر باید ممکن باشد؛ اما وسائل نقلیه عمومی مانند اتوبوس یا هواپیما که مابین مراکز رفت و آمد میکند، نیز علاوه بر وسائل نقلیه شخصی موجود است، بعلاوه تاسیس آنها عملی و مقرون به صرفه 5-2- طرح کهکشان
5-2- طرح کهکشان
خواهد بود. (مزینی،1381، 159).
2-6-7- شکل حلقه ای
در اين طرح دور تا دور بافت را گرههاى شهرى به‌وجود مى‌آورد و در امتداد خطوط اصلى حمل و نقل آن، فضاى شهرى گسترش مىيابد در اين طرح، با توجه به اينکه شبکه ارتباطى و فعاليت‌ها شکل حلقه‌اى يا زنجيره‌اى به خود مى‌گيرند، هيچ نقطه‌اى از شهر از نقطه ديگر نبايستى فاصله زيادى داشته باشد، تا مشاغل و مراکز مختلف فعاليت‌هاى شهرى بتوانند در طول اين محيط دايره‌اى شکل به ايفاء نقش خود بپردازند. بعضى از شهرهاى هلند براساس اين طرح پياده شده‌اند و شهرهائى نظير هارلم (Hoarlem)، آمستردام (Amsterdom) و اترخت (Otrecht) تا حدى با اين طرح مطابقت مىکنند. در اين طرح تمام مراکز موجود به ‌وسيله راه‌ها و جادههاى منظم به هم مربوط مىشوند. در نتيجه، فشردگى و تراکم در تمام زمينه‌ها، ميان مراکز فعال شهرى تقسيم و پخش مىگردد(شیعه،1388، 79-80).
در این الگو فرم هستهای را که تراکم فراوان دارد ممکن است بصورت حلقهای متصور داشت که تراکمش بر عکس، از برون به درون نقصان یابد. در این حالت هستۀ شهر گشوده باقی خواهد ماند یا تراکم آن بسیار ناچیز خواهد بود، در حالی که نوارهای متراکم شهری، واجد خدمات اختصاصی، حلقه وار برگرد آن ادامه یابند. خطوط ارتباطی نیز شبیه حلقههای رشد درختان خواهد بودکه سهولت ارتباط را در قطاع دایرۀ شهری میسرمیدارد، گذشته از جادههای حلقه وار، جادههای شعاعی دیگر موجود خواهد بود که به جانب مرکز شهر متقارب میشود. در حقیقت این سیستم را میتوان نوعی سیستم خطی متصور داشت، که به دور خود میگردد و جادههایی که از مرکز شهر منشعب میشوند از آن میگذرند. درچنین سیستمی هم در جادههای حلقهای و در جادههای شعاعی، استفاده از وسائل نقلیۀ عمومی مناسبتراست. در حالی که از وسائل نقلیه شخصی میتوان برای نقاط واقع در خارج از قطاع شهر استفاده کرد. تراکم در داخل «قطاع» شهر باید تقریباً زیاد باشد، ولی خارج از ان میتواند نقصان یابد. یکی از بزرگترین مشکلات این فرم، مسئله رشد آن است، زیرا توسعه تازه شهر که ناچار در خارج حلقۀ شهر صورت میپذیرد، فرم بافت را برهم خواهد زد و تأسیس سیستم حمل و نقل تازهای را برای شهر ایجاب میکند(مزینی،1381، 166-168).
2-6-8- مدل محوری باروکی
اين مدل بدين نحو شکل خواهد گرفت که نقاط مسلط در يک پهنه، شهر را تشکيل داده و ساختمان‌هاى نمادى(سمبوليک) مهم را در آن نقاط قرار میدهد. اين کانون‌ها، توسط خيابان‌هاى اصلى که براى ترافيک عمده شهر مناسب است، به يکديگر متصل مىگردند و به ‌نحوى آن را طراحى مىکنند که از نظر بعدى نيز کانون‌ها يا گره‌ها را به يکديگر اتصال دهند. مرز و حدود اين خيابان‌ها بايد کنترل گردد، تا يک احساس يگانگى (در عين تنوع) در سراسر بافت شهر به‌وجود آيد .بهترین موارد استفاده از این روش در زمان معاصر توسط آلبرت پیتس وبعد از آن توسط کریستوفر تونارد بوده است (لینچ ،1381، 507). این فکر که اين مربوط به عصر باروک است در ساليان دراز تکامل يافت. ”هاسمان در پاريس براى بهبود وضع دسترسى‌ها، روش مناسبى را براى ساختمان‌هاى جديد تهيه کرد. در سال‌هاى اخير، شهر واشنگتن نيز براساس ايدههائى از اين مدل طراحى شد. از مزاياى مهم اين مدل، طراحى عمده آن است. که اين امکان را به‌ دست دهد تا نقاطى که در مرحله اول مورد توجه قرار دارند، در اولويت قرار گيرند و در مورد سامان‌دهى شهر تصميم مناسبى گرفته شود.. همچنين این طرح براى ترافيک سبک و وسايل نقليه‌اى که جا و فضاى کمى اشغال مى‌کنند (مثل دوچرخه، اسب و موتورسيکلت) فرم مناسبى است. در حالى‌که براى سرعتهاى بالا مسافات دور و وسايل نقليه بزرگتر مناسب به‌نظر نمى‌رسد (شیعه،1388، 82). با این حال این طرح برای شهرهای متوسط و نامنظم که نیاز به ایجاد هویت و عناصر موثر در آنها احساس میشود وسیله مناسبی است(لینچ، 1381، 508).
2-7- نظریات مختلف ساخت شهر:
2-7-1- ساخت دوایر متحدالمرکز(نظریه ارنست برگس)
اين طرح به عنوان نظريهاي متحد المرکزي شناخته شده است. الگوي ساخت شهر براين اصل استواراست که توسعه شهر از ناحيه مرکزي به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادي مناطق متحدالمرکز را تشکيل ميدهد. اين مناطق، با ناحيه مشاغل مرکزي شروع شده و به وسيله منطقه درحال تحول احاطه ميشود، که خود در حال تبديل به ادارات و صنايع سبک بوده و يا به واحدهاي مسکوني کوچکتري تبديل ميشوند. اين قسمت، ناحيه اي است که مهاجرين شهر به طرف آن جلب ميگردند. و به نوبه خود يا مسکن کارگران است يا محل بعضي ازساختمانهاي قديمي شهر، بالاخره منطقه سفرکنندگان در بيرون منطقه ساخته شده شهر قراردارد. قسمت اعظم منطقه سفرکنندگان، احتمالاً بصورت اراضي باز است. اما دهکدههايي که در داخل آن وجوددارد، اغلب خصوصيات خود را تبديل به سکونتگاههاي خوابگاهي مينمايند( شیعه، 1388، 60).
ارنست برگس، درشناخت ساخت اکولوژیک شهر، شهر شیکاگو را بصورت دوایر متحدالمرکز نشان میدهد و الگوی ساخت دوایر متحدالمرکز شهر که آن را در مورد دیگر شهرهای بزرگ دنیا نیز تعمیم میدهد، به این شرح بیان میکند:
منطقه اول، مرکز تجارت شهر، فعالیتهای اجتماعی، اداری، مؤسسات حمل و نقل، هتلهای قدیمی، رستورانها و بانکها است.
منطقه دوم، محل تشکیل واحدهای مسکونی، صنایع سبک، منطقه آلونک نشین است. از این منطقه که محل انجام بیشترین جرم و جنایت شهر است گاهی به عنوان ( منطقه تحول در شهرها)نام میبرد.
منطقه سوم، محل سکونت کارگران و کارمندان کارخانهها است که بیشتر آنها از منطقه دوم به اینجا آمدهاند.