منابع تحقیق با موضوع ساختار اجتماعی و اعتماد سازمانی

2- 3 اعتماد سازمانی
2-3-1 تعریف اعتماد
گرچه به‌نظر می آيد كه اعتماد، دارای مفهومی واضح و آشكار بوده و برای همگان بديهی به‌نظر می‌رسد، اما در واقع چنين نيست. هنگامی‌كه سعی در ارائه تعريفي از اين مفهوم داريم، متوجه می‌شويم كه كار ساده ای نيست. به بیان دیگر اعتماد یک مفهوم اساسی است که به راحتی تعریف نمی شود اما توسط هر فردی به راحتی درک می شود. اين پيچيدگی، زماني بيشتر مي‌شود كه متوجه شويم در تحقيقات صورت گرفته در اين زمينه، از مفاهيم ديگری نيز به جاي اعتماد سازمانی استفاده شده است. تعاریف مختلف در باب اعتماد نشان می دهد که اعتماد پدیده ای پویا است که وابسته به کنش متقابل و عوامل مختلفی است که می تواند در ساخت دهی آن مؤثر باشد.
فرهنگ آكسفورد، اعتماد را به اين‌صورت تعريف كرده است: اطمينان يا اتكاء به برخی از ويژگي‌ها يا خصايص يك شخص يا سازمان ، پذيرفتن يا اعتباردادن به شخص يا سازمان بدون بررسی و دريافت شواهد و قرائن، باور يا اعتماد و يا اتكاء به صداقت يك فرد يا سازمان، داشتن انتظارات مطمئن نسبت به يك فرد يا سازمان، صداقت، درستی و وفاداری. فرهنگ وبستر، اعتماد را تكيه مطمئن بر افراد و اشياء و نيز وابستگی مطمئن به ويژگی‌ها، توانايی‌ها، قدرت و درستی افراد، معنا كرده است. پوتنام (1995) يكی از صاحب نظران و پيشروان مباحث سرمايه اجتماعی، اين سرمايه را مجموعه‌اي از مفاهيمی نظير اعتماد، هنجارها و شبكه‌ها تعريف كرده است كه منجر به ايجاد ارتباط و مشاركت بهينه اعضای يك اجتماع می‌شوند و در نهايت، منافع متقابل اعضاي آن اجتماع را تأمين می‌كند. وبر اعتماد را به عنوان پیش نیاز ساختار اجتماعی می داند و معتقد است که با افزایش پیچیدگی یک سیستم نیاز به اعتماد نیز به طور نسبی افزایش می یابد (یوسفی و همکاران، 1389، ص 586).
کاستالدو (2007) هفتاد و دو تعریف انجام شده از سال 1960 میلادی را گرد آوری نموده است که بیشتر صاحب نظران بر این باورند که اعتماد دربر گیرنده انتظارات مثبت در خصوص رفتار های دیگران می باشد که البته با اقدامات دیگران نیز ممکن است مورد آسیب قرار گرفته و به آن خدشه وارد شود (مقیمی و رمضان، 1390، ص 139).
اعتماد یک عنصر کلیدی است؛ زیرا مشارکت را ممکن می سازد و مشارکت در سازمان‌ها همیشه حائز اهمیت بوده است. روندهای جدید در سازمان‌ها حرکت به سمت پیامدها و نتایج است؛ اولاً، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت کار می‌شود که سبک‌های قدیمی مشارکت نمی تواند در این زمینه کارساز باشد. ثانیاً، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت مشارکت می شود که تأکید بیشتری بر شکل‌های داوطلبانه از مشارکت می شود(میزنال، 1383). به عقیده مولرینگ (2004)اعتماد جزء مفاهيمی‌است كه در علوم مختلف توسط صاحبنظران مورد بررسی قرار گرفته و بنا بر اصول حاكم بر هر كدام از اين علوم تعاريف متفاوتی از آن ارائه گرديده است . دایتز و هارتوگ (2006) رایج ترین تعاریف دانشمندان درباره اعتماد را به شرح زیر بیان کرده اند:
جدول(5-2) : تعاریف مختلف از اعتماد
تعریف
نویسنده
حد واندازه ای که یک نفر تمایل دارد تا به سخنان و اعمال دیگران اطمینان داشده باشد.
کوک و وال (1980)
داشتن انتظارات مثبت و مطمئن نسبت به انگیزه های دیگری با توجه به اینکه فرد اعتماد کننده خود را در موقعیتی از خطر قرار می دهد.
بون و هولمز (1991)
حدی که فرد به دیگری اطمینان داشته و می خواهد طبق نظرات و تصمیمات او عمل نماید.
مک آلیستر (1995)
تمایل فرد به در معرض آسیب قرار گرفتن نسبت به اعمال شریک و داشتن انتظار اینکه دیگری به طریقی عمل می کند که برای اعتماد کننده مهم باشد.
مایر، داویس و اسچولمن (1995)
انتظار خاصی که کسی از اعمال دیگری دارد مبنی بر اینکه اعمال او سودمند بوده و درخواست های او را پاسخ دهد.
کرد و میلز (1996)
انتظارات مثبت و مطمئن درباره رفتار دیگری که در زمینه ای از خطر واقع می شود.
لیوایک، مک آلیستر و بایز (1998)