دانلود پایان نامه

در مجموع اینکه برای درک نقش زیست محیطی شهرها، آثار زیان بار آن و اقدامهایی که میتوان برای کاهش این آثار به کار گرفت، لازم است در درجه اول شهرها را به عنوان جزئی از کل محیط زیست در نظر گرفت.
2-3- نظريات عمده زيست محيطي در برنامه ريزي شهري
2-3-1- نظريه توسعه پايدار
توسعهي پايدار و توسعهي پايدار شهري طي دهههاي اخير به تدريج به الگووارهي نوين و مسلطي در ادبیات نظري وعلمي رايج در باب توسعه و برنامهريزيشهري تبديل شدهاست. توسعهي سريع شهري، در چند دههي معاصر از ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و غیره زندگي بشر را تحت تأثير قرار دادهاست .مطرح شدن توسعه ي پايدار، به عنوان شعار اصلي هزارهي سوم نيز ناشي از آثار شهرها برگسترهي زيستکره و ابعاد مختلف زندگي انساني است (فیرزبخت و دیگران،1390، 214).
پیش بینی شده است که با ورود به هزاره سوم تقریباً نیمی از جمعیت جهان در نواحی شهری ساکن خواهند بود یعنی جاهایی که بیشترین منابع را مصرف و بیشترین ضایعات و آلودگیها را تولید میکنند و الگوهای موجود توسعه شهری و فعالیتهای انسانی منجر به برهم خوردن نظم زیست محیطی شده است و بقایای نسل بشر و پایداری زندگی روی کره زمین را با تهدیدات جدی روبرو ساخته است. به همین جهت کنفرانس “ریو” در سال 1992 با صدور قطعنامه زمین به این نتیجه رسید که چنین الگوی توسعهای در دراز مدت و بدون تغییرات اساسی، پایدار نخواهد ماند و تغییرات عمده و چرخش در جهتهای فعلی باید در رسیدن به توسعه پایدار صورت بگیرد (مثنوی ،1381، 90). توسعهای که به مقابله با الگوهای تولید، توزیع و مصرف ناسازگار با طبیعتی میپردازد که به اتمام منابع و تخریب محیط زیست میانجامند، و تنها فرایند توسعهای را تأییدمیکند که به بهبود کیفیت زندگی انسانها در حد ظرفیت پذیرش نظمهای پشتیبان حیات منجر شوند (نوابخش ،1388، 156). سرانجام مجمع عمومی سازمان ملل متحد با قطعنامه شماره 161/38 مورخ دسامبر 1983، کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه را به ریاست خانم گرو هارلم برانت لند تشکیل داد و از آن زمان برنامه کار 21 منشوری برای آینده بشریت در دستور تهیه قرار گرفت که به عنوان دستور کار توسعه پایدار برای قرن 21 منتشر شد. در واقع از این زمان مفهوم توسعه پایدار در بخشهای مربوط به محیط زیست در مقابل توسعه در کانون توجه واقع شد و با بحث سیاسی خود در میان جوامع جا باز کرد( حسینزاده دلیر، 1387، 5 ).
امّا رایجترین و شاید نخستین تعریف از توسعه پایدار که کمیسیون محیط زیست و توسعه (Wced) معروف به برانت لند در گزارش آینده مشترک ما ارائه کرده است، توسعه پایدار توسعهای است که نیازهای زمان حال را در بدون به خطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای بر آوردن نیاز هایشان برآورده سازد (318، 1994، Sands). در واقع یکی از مباحث جدیدی که در توسعه شهری مطرح میشود توسعه پایدار شهری است. «توسعه پایدار شهری شکلی از توسعه شهری است، که ضمن حفاظت ازمنابع و شرایط اکولوژیکی محیط شهری به حفاظت از ارزشهای تاریخی – فرهنگی و بر پایه آن تغییراتی درکاربری اراضی و سطوح تراکم به منظور رفع نیازهای حال وآینده شهروندان توجه دارد تا در طول زمان شهر را از نظر زیست محیطی قابل سکونت و زندگی باشد (پوراحمد،1384، 284). هدف توسعه پایدار شهری باید ایجاد یک شهر سالم و مردموار با منابع غنی باشد یعنی اینکه نه تنها از لحاظ فرم شهری و میزان دسترسی قابل قبول انرژی بلکه از لحاظ نقش و کارکرد شهر را به عنوان مکانی برای زندگی مدنظر داشته باشد(12،1994، Elkin). نظریه توسعه پایدار شهری حاصل بحث های طرفداران محیط زیست درباره مسائل زیست محیطی بخصوص محیط زیست شهری است که به دنبال نظریه «توسعه پایدار برای حمایت از منابع محیطی» ارائه شد. در این نظریه موضوع نگهداری منابع برای حال و آینده از طریق استفاده بهینه از زمین و وارد کردن کمترین ضایعات به منابع تجدید ناپذیر است (پاپلی یزدی،1382 ،341). در ايران نيز همچون سايركشورهاي جهان، به توسعه پايدار با تأكيد بر حفظ محيط زيست توجه شده است. به منظور تعميق مباحث علمي و فني و زمينه سازي اصولي براي اتخاذ تصميمات مؤثر و كارآمد در فرآيند توسعه پايدار كشور، شوراي عالي حفاظت محيط زيست، نهادي فرابخشي به رياست رئیس جمهور در تاریخ 17/6/ 1373شمسی تشکیل كميته ملي توسعه پايدار را تصويب نمود. طرح شهر سبز از طرحهايي است كه با برگزاري همايش شهر سبز در مهر ماه 1378 توسط سازمان حفاظت محيط زيست مطرح گرديده است. از مهمترين اهداف اين طرح حل ناهنجاريهاي زيست محيطي و بهبود شرايط زندگي از طريق افزايش آگاهي عمومي، تقويت وحدت بين مردم و سازمانهاي دولتي به همراه نهادينه كردن نقش سازمانهاي غير دولتي درجهت استفاده بهينه از امكانات و منابع موجود و در نتيجه داشتن فضايي سبز و به دور از انواع آلودگي است (ربیعی فر، 1392، 102). توسعه پایدار شهری از چهار جنبه اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و نهادی سعی در حل مشکلات شهرها دارد بطوریکه که در بخش اجتماعی، حقوق افراد، دموکراسی و عدالت اجتماعی را مدنظر دارد و در بخش اقتصادی برطرف کردن نیازهای اساسی مردم، جلوگیری از فقر و برنامهریزی در جهت مشارکت مردم در فعالیتهای اقتصادی مورد نظر است(موذنی،92، 24). بطوریکه اگر توسعه شهری را به عنوان یک مفهوم فضایی که به تغییراتی در کاربری اراضی برای تأمین نیاز های بشری و یا به افزایش تراکمها می انجامد در نظر بگیریم، از نظر اجتماعی توسعهای پایدار خواهد بود که جوامعی همگن و همبسته را ایجاد نماید و در آن ساکنان شهر احساس شهروندی و وجود عدالت برابری داشته باشند وشکافهای اجتماعی ترمیم گردد این کار در صورتی محقق خواهد شد که اراضی و تخصیص منافع میان واحدهای فضایی و اجتماعی برابر و حداقل همراه با مساوات نسبی صورت بگیرد(شاهی،1384، 37 ). در هر صورت ارزیابی گسترش شهری، ناشی از چنین توسعهای، باید اصول توسعه پایدار را در همه مناطق، حوزه ها و محلات، نشان دهد و نماگرهای کل شهر یا برخی ابعاد و بخشها نمیتواند ارزیابی از کلیت نظام توسعه پایدار باشد (موسی کاظمی محمدی،1380 ،104). از موانع عمده توسعه پایدار میتوان رشد سریع جمعیت، تخریب منابع طبیعی و فقر گسترده و فزاینده در میان ملل مختلف را ذکر کرد که هر یک از آنها در درون خود جهانی از معانی را در بردارد (حسین زاده دلیر، 1388 ، 94 ).
2-4- توسعه
توسعه پدیده جدیدی نیست بلکه همیشه با ما همراه بوده است زیرا اگر چنین نمیبود، انسان به مرحله فعلی دست پیدا نمیکرد. امّا توسعه به معنی کوشش آگاهانه، نهادینه شده و مبتنی بر برنامه ریزی برای ترقی اجتماعی، پدیده منحصر به فرد قرن بیستم است که از سال 1917 و به دنبال انقلاب بلشویکی در کشور شوروی آغاز شد و طی دهههای 1920و 1930از سوی اقتصادهای مبتنی بر نظام سرمایهداری و بازار آزاد مورد تمسخر واقع شد لیکن در دوره جنگ دوم جهانی به عنوان یک اصل و پس از پایان جنگ بیشتر کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین آنرا پذیرفتند یا به آن توجه نشان دادند (پولادژ،1367، 14). تاحدود دهه 1960، اصولاً مفهوم عام توسعه در معنای توسعه اقتصادی به کار میرفت و به همین دلیل به شاخصهای کمی مثل افزایش تولید و درآمد ملی و رشد جمعیت شهرنشین استوار بود. امّا از دهه 1960به بعد تغییرات اساسی در نحوه نگرش به مفهوم و شاخصهای آن به ظهور رسید، که به نوبه خود اهداف و روشهای برنامه ریزی را تحت تأثیر قرار داده است (قرخلو،1390، 103). توسعه در اصطلاح عام به معنی شکفتگی تدریجی، بارزترشدن اجزای هرچیز و رشد هرچیزی است که وجود دارد. مفهوم توسعه را میتوان از دو دیدگاه و در دو بعد تعریف کرد: بعد نظری – فلسفی و بعد عینی – کاربردی.
بررسی مفهوم نظری توسعه نشان میدهد که :
توسعه برخلاف رشد که جنبه کمی دارد، حاوی جنبههای کمی و کیفی است.
توسعه مفهوم مطلق ندارد بلکه خصلتی نسبی دارد و در مقایسه با زمان و مکان مشخصی معنا مییابد.
توسعه دینامیسمی درون زا دارد و درعین حال همچون قوانین اجتماعی دیگر نمیتواند با دخالت آگاهانه انسان تعیین شود.
صرف نظر از جنبه نظری – فلسفی توسعه در هر مرحله از تحول و تکامل جامعه، مفهوم عینی – کاربردی، علاوه بر بهبود در میزان تولید و افزایش درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساختهای نهادی، اجتماعی، اداری، فرهنگی و همچنین سوگیریهای عمومی مردم است. توسعه در این مفهوم، عادات، رسوم و عقاید مردم را نیز در برمیگیرد. مهمترین ویژگیهای توسعه در مفهوم عینی – کاربردی عبارتند از : تهیدستان به عنوان محور توسعه، اهمیت دادن به نقش اصلی اکثریت افرادجامعه، توسعه بومی و محلی، تکیه توسعه بر منابع موجود و غیره (پاپلی یزدی ؛رجبی سناجردی ،1382، 18).
به عبارت دیگر توسعه، گذر از مرحلهای به مرحلهای دیگر است و در بطن مفهوم آن سه واژه کلیدی تحول، تغییر و پیشرفت جای میگیرد. تحول، فرایند تغییر در یک دوره طولانی مدت، تغییر، فرایند قابل اندازهگیری در دوره کوتاه مدت و پیشرفت، روند پویای حرکت و تغییر رو به جلو در گذرزمان است (فیروزبخت؛ربیعی فر،1391، 218). توسعه دارای ابعاد مختلفی است از جمله توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی، توسعه فرهنگی، توسعه سیاسی، توسعه انسانی و … هر کدام از این ابعاد جنبههای مختلفی از توسعه را در بر میگیرد:
توسعه اقتصادی فرایندی است که در طی آن شالودههای اقتصادی جامعه دگرگون میشود بطوری که حاصل چنین دگرگونی و تحولی در درجه اول کاهش نابرابریهای اقتصادی و تغییراتی در زمینههای تولیدی، توزیع و الگوهای مصرف جامعه خواهد بود.
منظور از توسعه اجتماعی اشکال متفاوت کنش متقابلی است که در یک جامعه خاص همراه با توسعه مدرن رخ میدهد. توسعه اجتماعی و توسعه فرهنگی جنبههای مکمل و پیوسته یک پدیدهاند و هر دو نوع الزاماً به ایجاد وجوه تمایز فزاینده جامعه منجر میگردد.
توسعه سیاسی فرایندی است که زمینه لازم برای نهادی کردن تشکل و مشارکت سیاسی فراهم میکند که حاصل آن افزایش توانمندی یک نظام سیاسی است.
در گزارش توسعه انسانی (1990)سازمان ملل در مورد تعریف توسعه انسانی چنین آمده است:
توسعه انسانی روندی است که طی آن امکانات افراد بشر افزایش مییابد هرچند این امکانات با مرور زمان میتواند به شکل اساسی دچار تغییر در تعریف شود، امّا در کلیه سطوح توسعه، مساله اساسی برای مردم عبارت است از: برخورداری از زندگی طولانی همراه با تندرستی، دستیابی به دانش و در نهایت توانایی نیل به منابعی که برای پدید آوردن سطح مناسب زندگی لازم است (ملکی ،1382، 35-36).