دانلود پایان نامه

داشتن حق انتخاب در کارکنان: در اين پژوهش منظور هر نوع شرايط، موقعيت و يا حالتي ميباشد که ميتواند از طریق آزادی عمل در مورد چگونگی انجام دادن کارها، تصمیم در مورد چگونگی انجام دادن کارها، استفاده از ابتکارات شخصی در انجام دادن کارها و اینکه فعالیت های کارکنان تحت کنترل و از پیش تعیین شده نمی باشد موثر واقع شود و موجب افزايش کمي و کيفي تواناييهاي آنان در حيطه بیمه شود. داشتن حق انتخاب در کارکنان از راه گويههاي (12-9) بخش سوالات توانمندسازی پرسشنامه پژوهش بررسي ميشود.
معنادار بودن شغل: در اين پژوهش منظور هر نوع شرايط، موقعيت و يا حالتي ميباشد که ميتواند از طریق اهمیت کار بیمه، معنی داری فعالیت های کاری بیمه برای کارکنان، دقت کارکنان در مورد آنچه انجام می دهند و استفاده کارکنان از نیروی روحی و روانی خویش برای انجام کارهای بیمه بر آنچه در واحدهای کاری انجام میگیرد موثر واقع شود و موجب افزايش کمي و کيفي تواناييهاي آنان در حيطه بیمه شود. معنادار بودن شغل کارکنان از راه گويههاي (16-13) بخش سوالات توانمندسازی پرسشنامه پژوهش بررسي ميشود.
1-12- ساختار تحقیق
فصل يک شامل بيان مسئله و چارچوب نظري تحقیق ، اهميت وضرورت تحقیق، اهداف تحقیق، فرضيه‌هاي تحقیق، روش تحقیق، تعريف عملیاتی واژگان کليدي و ساختار تحقیق مي‌باشد.
فصل دوم شامل ادبيات و پيشينه تحقیق مي‌باشد. دراين فصل پس از ارائه مفاهيم بنيادي، تحقيقات مختلفي که در ارتباط با موضوع انجام گرفته، مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
فصل سوم روش تحقیق را مورد بحث قرار مي‌دهد. در اين فصل ابتدا فرضيه‌هاي تحقيق، تعريف عملياتي متغيرهاي تحقيق و سپس روش تحقيق شامل جامعه و نمونه آماري تحقيق، قلمرو مکاني و زماني تحقيق، روش و ابزار گردآوري اطلاعات و روشهاي تجزيه تحليل اطلاعات و آزمون فرضيه‌ها بيان شده است. در نهايت مدلهاي تحقيق تشريح خواهد شد.
فصل چهارم تجزيه وتحليل اطلاعات را مورد بحث قرار مي‌دهد. دراين فصل ضمن ارائه آمار توصيفي متغيرهاي تحقيق نتايج حاصل از آزمون فرضيه‌ها موردبحث قرار خواهد گرفت.
فصل پنجم شامل ارائه يافته‌ها، نتيجه‌گيري و پيشنهادات مي‌باشد. اين فصل با ارائه يافته‌هاي تحقيق شروع شده و سپس به بررسي يافته‌ها و نتيجه‌گيري مي‌پردازد. در خاتمه پيشنهادهایی ارائه مي‌گردد.
1-13- خلاصه فصل
درانجام هر پژوهشي يکي از مهمترين بخش‌ها، ارائه طرح تحقيق (کليات) مناسب مي‌باشد. در اين فصل سعي شده تا با بيان قسمت‌هاي مختلف مطالعه انجام شده، طرحي کلي از آن ارائه گردد. بدين منظور، در ابتدا با بيان مقدمه‌اي کليات طرح مشخص گرديده و سپس به بيان مسئله و چارچوب نظري، اهداف، دلایل اهميت و ضرورت تحقیق پرداخته شده است. در ادامه فرضيه‌های تحقيق و روش تحقيق ارائه شده است. در انتها نيز ساختار تحقیق بيان شده است.
فصل دوم
ادبیات تحقیق
2-1- مقدمه
یک پژوهشگر، قبل از انجام تحقیق و بعد از انتخاب موضوع و تدوین عنوان و قبل از نگارش طرح تحقیق، نیاز دارد که با مراجعه به مدارک و اسناد، پیرامون موضوع و مسئله ای که برای تحقیق انتخاب کرده است، آگاهی خود را گسترش دهد؛ تا بتواند در پرتو اطلاعات به دست آمده، مسئله تحقیق و متغیرهای خود را دوباره تعریف و معین کند. این امر به او کمک می کند تا تحقیق خود را در راستای مجموعه پژوهشهای هم خانواده قرار دهد و آن را با دستاوردهای تحقیقاتی دیگران هماهنگ کند.
هدف از گنجاندن بخش پیشینه تحقیق، عبارت است از:برقراری ارتباط منطقی میان اطلاعات پژوهش های قبلی با مسئله تحقیق، دست یابی به چارچوب نظری و یا تجربی برای مسئله تحقیق، آشنایی با روش های تحقیق مورد استفاده در پژوهش های گذشته. از این رو این بخش، با ارائه خلاصه ای که در بر گیرنده نکات مهمّی است، پایان میگیرد. بررسی پیشینه تحقیق، توانایی محقق را در انتخاب اطلاعات مهم و ارتباط آنها با یافته های تحقیق، نشان می دهد و چارچوبی برای اجرای تحقیق، فراهم می آورد. باید توجه کرد که در ادبیات موضوع، آخرین دستاوردهای علمی، پیرامون مسئله، بررسی می شوند و در پیشینه تحقیق، تحقیقات مشابه، مورد بررسی قرار می گیرند.
درباره اهمیت پیشینه، همین اندازه کافی است که از روی تعداد پیشینه هایی که محقق به آنها مراجعه می کند، می توان به مطالعات زمینه و نیز تأمل او درباره موضوع مورد بررسی، پی برد. چه بسیار پژوهش هایی که اگر به حد کافی به بررسی های پیشینه مراجعه می کردند، دیگر لزومی برای انجام آنها پیدا نمی شد. محققانی می توانند پیشینه های مناسب برای تحقیق خود پیدا کنند که مسئله تحقیق را به خوبی مطالعه کرده باشند.
در این فصل ابتدا به بیان مفاهیم نظری تحقیق پرداخته می شود و سپس مبانی نظری در چارچوب روش تحقیق ارائه خواهد شد. در ادامه ادبیات پژوهش و در پایان نیز خلاصه فصل ارائه می گردد.
2-2- بخش اول: توانمند سازی
2-2-1- تاریخچه توانمند سازی
اكنون حضور فعالانه سازمان در عرصه رقابت و تكنولوژي و پيدايش مشاغل جديد و لزوم چند مهارتي شدن كاركنان، توانمندسازي آنان را امري اجتناب ناپذير كرده است. توانمندسازي، تكنيكي نوين و موثر در جهت ارتقاي بهرهوري سازمان توسط بهرهگيري از توان كاركنان است. كاركنان به واسطه دانش، تجربه و انگيزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازي آزاد كردن اين قدرت است. اين تكنيك، ظرفيتهاي بالقوهاي براي بهره برداري از سرچشمه توانايي انساني در اختيار ميگذارد و در يك محيط سالم سازماني روشي متعادل را در بين اعمال كنترل كامل از سوي مديريت و آزادي عمل كامل كاركنان پيشنهاد ميكند. از طريق برنامههاي توانمندسازي، ظرفيت هاي كاري با تفويض اختيار، افزايش مسؤوليت، خودمختاري در تصميم گيري و احساس خودكارآمدي، افزايش مي يابد و در نتيجه بهرهوري و اثربخشي سازمان نيز بالا ميرود، از سوی دیگر از طريق توانمندسازي، مديران به توانايي كاركنان براي انجام وظايف خود در سطح بالاتر اعتماد نشان ميدهند.
سالیوان (1994) اشاره دارد که تا سال 1990 از توانمندی به عنوان مدیریت مشارکت جو، کنترل جامع کیفیت، توسعه فردی، دوایر کیفی و برنامهریزی استراتژیک سخن به میان آمده است. از سال 1990 به بعد تعریف دقیقتری از توانمند سازی ارائه شده وجنبه فردی و سازمانی آن مطرح شده است. موفقیت این سیاست در هر سازمانی متفاوت از سازمانهای دیگر است. توانمندسازی در هر سازمانی به طبیعت، فرهنگ و نیازهای آن بستگی دارد. محققین دیگر از زوایای مختلف به آن نگریستهاند. به عنوان مثال خود کنترلی، خود مدیریت شغلی، گروههای تیمی، سیستم های پرداخت مبتنی بر عملکرد و… همگی تواناسازی خوانده شدهاند(سالیوان، 1994، 109).
منون آن را حالت توانایی ذکر میکند. موضوعاتی مانند غنی سازی شغلی، پرداخت بر اساس عملکرد، سهم کارگران از کارخانه تنها به تواناسازی فردی بر نمیگردد، بلکه اینها تکنیکهای مدیریتی هستند که توانمندی را ایجاد و تمهیداتی را فراهم مینمایند تا کارکنان به حالت توانمندی خو بگیرند، و بین توانمند سازی و محیطی که مدیران برای آن ایجاد می کنند انتخاب نمایند(منون، 1995، 71) .