منابع تحقیق درمورد رفتار شهروندی سازمانی و رگرسیون گام به گام

[do_widget id=kl-erq-2]

اين پژوهش با هدف تبيين رابطه بین هوش اخلاقي با تعهد سازمانی و اعتماد سازماني در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت انجام شد. روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماري این پژوهش، شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت به تعداد170 نفر که 115 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بر اساس جدول مورگان انتخاب شدند. روش نمونه‌گيري از نوع نمونه‌ گيري طبقه اي تصادفي بوده است. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه‌های هوش اخلاقي لينك و كيل (2005)، تعهد سازماني آلن و مير (1991) و پرسشنامه اعتماد سازماني بيه (2002) بهره گرفته شده است و برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از روش های آماری میانگین و انحراف معیار و در سطح آمار استنباطی از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان داد كه بين هوش اخلاقي و تعهد سازماني رابطه مثبت و معناداري وجود ندارد. اما درخصوص رابطه هوش اخلاقي با اعتماد سازماني نتايج بيانگر آن بود كه رابطه مستقيم و معنا داري بين اين دو متغير وجود دارد.
واژگان کليدي: هوش اخلاقي، تعهد سازماني، اعتماد سازماني،كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي.

فصل اول
کلیات پژوهش

مقدمه :
بدون تردید سازندگی درونی انسان و اصلاح و تهذیب نفس او در سعادت فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی او نقش بسزایی دارد. به طوری که اگر انسان تمامی علوم را تحصیل کند و کلیه ی نیروهای طبیعت را به تسخیر خویش در آورد، اما از تسخیر درون و تسلط نفس خود ناتوان باشد، از رسیدن به سعادت و نیل به کمال، باز خواهد ماند. تربیت روحی و اخلاقی انسان و در یک کلام « برنامه ی انسان سازی »، برای هر جامعه ای امری به تمامیت جدّی و حیاتی است. بر اين اساس هوش اخلاقي در برگیرنده ی نوعی سازگاری و رفتار حل مسئله است که بالاترین سطوح رشد را در حیطه های مختلف شناختی، معنوی و هیجانی شامل می شود. این هوش به فرد دید کلی در مورد زندگی و همه تجارب و رویداد ها می دهد. و او را قادر می سازد به چارچوب بندی و تفسیر مجدد تجارب خود پرداخته، شناخت و معرفت خویش را عمق بخشد(مظاهری،1388).
امروزه پیشرفت جامعه درگرو استفاده بهینه از نیروی انسانی جامعه است. افراد از لحاظ توانایی ها و استعداد و علایق با یکدیگر متفاوت هستند بنابراین انتظارات متفاوتی دارند حصول هدف های سازمانی به نحو مطلوب مستلزم تهیه و اجرای برنامه ها و خط مشی های هدایت و کنترل منابع انسانی می باشد. به عبارتی دیگر، مزیت دیگری که سازمانها برای پیشی گرفتن از یکدیگر دارند تنها در بکارگیری فن آوری جدید نیست بلکه بالا بردن اعتماد به نفس و میزان تعهد و وابستگی کارکنان به اهداف سازمانی نهفته است. اکنون موقعیت به صورتی درآمده که داشتن کارکنان پر انرژی و خلاق با سرمایه تعهد، مهم ترین منابع سازمانی در نظر گرفته می شوند. از این نظر يكي از موضوعات مهم در رفتار و روابط انساني تعهد است، تأثيرمثبت تعهد سازماني بر عملكرد سازمانها در بسياري از تحقيقات مورد تأييد قرارگرفته است(آلن و مي ير ،1991). تعهد، نوعي نگرش واحساس دروني فرد نسبت به سازمان، شغل يا گروه است كه در قضاوت ها، عملكرد و وفاداري فرد نسبت به سازمان، تأثيرگذار مي باشد(نادي و مشفقي، 1388).
پژوهشگران ادراك از اعتماد و اميد به سازمان را، يك پيش نياز بالقوه تعهد سازماني محسوب كرده اند( بروكنرو سيگل ،1996) .
وجود جوّ اعتماد و حاکم بودن آن بر روابط انسانی در میان افراد، یکی از آرزوهایی است که از دیر باز وجود داشته است. اعتماد از آن رو دارای اهمیت است که مدیران به دنبال درک و شناخت چگونگی ایجاد همکاری مؤثر در سازمان ها می باشند و در این میان اعتماد عاملی کلیدی است چرا که همکاری را بوجود می آورد (تیلور ،2000). نظر به این که وجود جوّ اعتماد موجب تقسیم اطلاعات، تعهد به تصمیمات،
رفتار شهروندی سازمانی، بهبود روحیه کارکنان و افزایش نوآوری می شود و به مدیریت اثربخش سازمان ها
کمک می کند؛ از این رو اندیشمندان مدیریت، اعتماد را عامل مهمی در همکاری و تعارض، تغییر
و بالندگی سازمانی، مشارکت، ارتباطات و قراردادهای اجتماعی می دانند(الوانی و دانایی فرد،1380).
از این رو میتوان بیان کرد که وجود افراد مورد اعتماد در سازمانها باعث کاهش هزینه های اضافی
می گردد و افراد از فرصتهای سازمان به نحو مطلوبی بهره می برند و با عشق و علاقه به انجام وظایف خود می پردازند. اعتماد اساس موفقیت در زندگی شخصی و روابط کاری می باشد، در واقع تمام روابط سازمانی بر مبنای اعتماد ایجاد می شود. خیلی مهم است مدیر و کارکنان اهمیت اعتماد، چگونگی ترویج و ارتقای آن و نقش خودشان در ایجاد اعتماد مورد توجه قرار بدهند( فیتزروی ، 2007) .
بیان مساله:
در دنیای پیچیده ی امروزی، سازمان‌ها از اهمیت بسیاری برخوردارند و محققان متعددی به دلیل اهمیت روزافزون نیروی کار موجود در سازمان‌ها، که از آن‌ها با عنوان سرمایه های انسانی یاد می‌شود، به پژوهش، پیرامون متغیرهای سازمانی پرداخته و درتلاشند تا بتوانند با توصیف و تشریح متغیرهای مؤثر بر افزایش عملکرد شغلی و سازمانی، به افزایش کارایی و اثربخشی سازمان‌ها کمک نمایند(همتي،1392).
امروزه اخلاقيات از عامل هاي اصلي عملكرد موفقيت آميز در يك محيط رقابتي به شمار مي رود. عدم توجه به اخلاق در مديريت سازمان ها مي تواند معضلات بزرگي براي سازمان ها به وجود آورد. در اين ميان، قضاوت افراد در مورد اخلاقي بودن و يا غير اخلاقي بودن كارها بر كميت وكيفيت كار آنان در نتيجه موفقيت سازماني تاثير قابل توجهي خواهد داشت. دانشگاه ها ازجمله سازمان هايي هستند كه در هر جامعه از حساسيتي خاص برخوردارند. لذا دانشگاه ها بيش از ساير سازمان ها با نيروي انساني در ارتباطند و عهده دار تامين و تربيت نيروي انساني متخصص مي باشند. بنابراين مديران بايد از نظر اخلاقي جوي سالم براي كاركنان در سازمان به وجود آورند تا كاركنان بتوانند با تمام توان و بهره وري هرچه بيشتر كاركنند كه اين امر نيازمند وجود رهبري با هوش اخلاقي بالا است(مظاهری،1388).
اخلاق بر فعاليت انسانها تاثير قابل توجهي دارد و لازمه عملكرد مناسب، تعهد سازماني و مسئوليت پذيري كاركنان است(اسماعيلي طرزي و همكاران،1391).
در اين ميان یکی ديگر از مشکلات سازمانهای کشور، عدم تعهد سازماني مدیران و کارکنان به شغل و سازمانشان می باشد كه با توجه به اهمیت تعهد و تأثیر آن در عملکرد سازمان و افراد، لازم است که بیشتر مورد مطالعه قرار گیرد و رابطه آن با دیگر متغیرها بررسی گردد( طهماسبي،1391).
تعهد سازمانی از متغیر های مهم سازمانی است که عبارت است از نگرش های مثبت و منفی افراد به کل سازمان(نه شغل ) که در آن مشغول به کارند. اين متغير را می توان به طور اختصار، اعتقاد به ارزش ها و اهداف سازمان، احساس وفاداری به سازمان، تمایل قلبی و احساس نیاز به ماندن در سازمان تعریف کرد(پدرام نيا، 1391).
تعهد سازماني يك نگرش و يك حالت رواني است كه نشان‌دهنده تمايل نياز و الزام جهت ادامه فعاليت در يك سازمان است. همچنين تعهد سازماني با بسياري از رفتارهاي كاركنان مرتبط است. كولورسون معتقد است در سال‌هاي اخير، تعهد كاركنان نيروي موفقيت يك سازمان به شمار مي‌رود. از اين رو نگرش‌هاي كاركنان در زمينه كار و سازمان براي مديران ضروري به نظر مي‌رسد. و در اين ميان تعهد سازماني توجه زيادي را به خود جلب كرده است كه محور توجه پژوهشگران بوده و موضوع فرا تحليل‌هاي زيادي قرار گرفته است(هومن، 1389).