دانلود پایان نامه

در دوران تیموریان استفاده از کاشی معرق ادامه پیدا می کند و بیشتر سطوح بزرگ را با آن می پوشاندند. در کاشی کاری این دوره شیوه ی کاشی کاری به بالاترین درجه ی تکامل خود می رسد. (حاتم،209:1386). بناهایی چون غیاثیه خرگرد به سال 848 هجری، مسجد گوهر شاد به سال 821، مسجد کبود به سال 870 از نمونه های جالب معماری ایران است که با آرایش کاشی معرق همراه است. شیوه کاشی کاری معرق در دوره صفویه با کاربرد وسیعی توسعه یافت و بناهای بسیاری با این شیوه آرایش شد. بناهایی چون مسجد شیخ لطف اللّه مسجد امام (شاه) مدرسه چهارباغ که شاهکارهای معماری عهد صفوی شمرده می شوند دارای کاشی کاری معرق هستند.(کیانی،133:1376).
تصویر 2 – 15: کاشی معرق، وروردی مسجد جامع عباسی. ( مأخذ : نگارنده )
2 – 5 – 5 . کاشی هفت رنگ
از آن جایی که ادامه شیوه کاشی کاری معقر از یازدهم هجری به دلایلی چون دلیل اقتصادی مقرون به صرفه نبود. کاشی کاری نوع هفت رنگ مرسوم و متداول گشت. توسعه کاشی هفت رنگ را تا حدودی می توان ناشی از تحولات اقتصادی عصر صفوی دانست. با توجه به اهمیّت معماری و احداث روز افزون بناهای مذهبی و غیر مذهبی در پایتخت صفویان و همجنین سایر شهر های کشور، استاد کاران معماری بر آن شدند که در تزئین بناهای گوناگون از شیوه ی آرایش بناها با کاشی هفت رنگ بهره گیرند. (کیانی،133:1376). در کاشی هفت رنگ حتماً باید زمینه کار لعاب داده باشد، چون تمام مراحل کار روی سطحی صیقلی انجام می شود. (مکی نژاد،124:1387). طرح های متنوع کاشی هفت رنگ، نقوش اسلیمی است که با مهارت خاصی توسط هنرمندان عصر صفوی در بسیاری از بناهای این دوره به مرحله ی اجرا در آمده است. شیوه کاشی کاری هفت رنگ تا دوره قاجاریه ادامه یافت. (کیانی،136:1376).
کاشی هفت رنگ به دلایل ذیل مورد استفاده قرار گرفت:
1. اهمیت معماری و احداث روز افزون بناهای مذهبی و غیر مذهب و در نتیجه مصرف کاشی زیاد در دوره صفویه سبب شد کاشی هفت رنگ که نسبت به نوع معرق وقت وهزینه کمتری داشت جایگزین کاشی معرق گردد.
2. اجرای طرح ونقش روی کاشی های هفت رنگ با قلمو صورت می گیرد لذا امکان ترکیب رنگ ها و اجرای نقوش بسیار ریز نیز وجود دارد.
3. نصب و اجرای کاشی هفت رنگ بسیار ساده است. (مکی نژاد،124:1387).
در دوره صفوی ساختن سردر های بزرگ که دارای کاشی های شفاف است پیشرفت بسیار نموده بود. نیم گنبدهای سردر را معمولاً با گچ مقرنس کاری و روی آن را اغلب با کاشی تزئین می کردند. در این زمان، در تزئینات داخلی کاخ های اصفهان به جای استفاده از سفال های لعابدار، کاشی های تزئینی- که همزمان با پیدایش مکتب نقاشی اصفهان به وجود آمده بود- مورد استفاده قرار گرفته است.(حاتم،210:1386).
تصویر 2 – 16 : کاشی هفت رنگ، ورودی مسجد جامع عباسی. ( مأخذ: نگارنده )
2 – 5 – 6 . مقرنس کاری
یکی از عناصر تزئینی معماری در زیبا ساختن بناهای ایرانی به خصوص مساجد ومقبره ها نقش مهمی دارند مقرنس کاری است. این عناصر معماری و تزئینی، در دوران معماری اسلامی، چه از لحاظ کثرت استعمال و چه از نظر تعدد و مواد و چه از جهت وسعت عالم اسلام اهمیّت به خصوصی را حائز است و شاید به همین شرایط بوده است که بعضی ها اصولاً این تزئین را روشی اسلامی دانسته اند. (زمانی،18:1350). مقرنس ها که شباهت زیادی با لانه ی زنبور دارند، در بناها به شکل طبقاتی که روی هم ساخته شده، برای آرایش دادن ساختمان ها و یا برای آن که به تدریج از شکل هندسی به شکل دیگری گذر شود و مخصوصاً از اشکال ربع به شکل دایره ای، که گنبدها بر آن ها قرار می گیرد، به کار می روند. (حسن،53:1320).
به طور کلی می توان چهار قرن اول هجری را آغازی دیگر بر هنر مقرنس سازی دانست. از قرن پنجم و ششم هجری قمری به بعد آثار بی شماری را که نشان دهنده ی تحول این هنر می باشد در نقاط مختلف کشورمان داریم. از نخستین نمونه های بارز چهار قرن اولیه ی اسلام در ایران می توان از مقبره ی اسماعیل سامانی در بخارا نام برد. (حاتم،225:1386).
وجه تسمیه ی مقرنس:
کلمه ی مقرنس با قُر و قُرناس و قَرنِس ( قرنیس) و قَرنیز خویشاوند است و می توانیم بگوییم قرنیسدار یا قُر شده و این معنی با شکل عنصر تزئینی مورد نظر ما که تعدادی کم و بیش سطوح بر آمده و فرو رفته صورت می گیرد موافق است. (زمانی،8:1350).
حال با آوردن تعریفی علمی تر این گفتار را تکمیل می کنیم:
استالاکتیت واژ های است فرانسوی و عبارت است از ترکیبات آهکی آویزان در سقف غارها. ولی استالاکتیت در معماری، نوعی موتیف تزئینی است که مشابه آن مقرنس است و آن عبارت است از جفت و جور شدن و روی هم قرار گرفتن صورت های منشوری برجسته و گرد به طور متضاد؛ و به نظر می رسد استالاکتیت ها از گوشوار ناشی شده است. (انصاری،15:1360). مقرنس در دو قرن پنجم و ششم هجری قمری و یا به عبارتی دوره ی سلجوقیان در مرحله ی تحول سریع است. در اکثر بناهای این دوره مقرنس های زیبا دیده می شوند. تزئینات گچی سطح داخلی این بنا ها در قالب های مقرنس به کار رفته است. آشکارترین نمونه ی معماری عهد سلجوقی مسجد جامع اصفهان است. هنرمندان عصر مغول و تیموری تحت تأثیر سبک های هنری پیشین، به هر چه پر بارتر کردن انواع هنرها پرداختند؛ و به ویژه در دوره تیموریان، که آثار باز مانده آن عهد نشان دهنده ی قدرت خلاقه ی این هنرمندان است، به کسب اعتبار بیشتری نائل شدند. (حاتم،226:1386). معماران ایرانی بیشتر مقرنس ها را در جبهه ی ساختمان ها به کار می بردند امّا آن ها را چنان می ساختند که بر ساختمان سنگینی نکند و بر پایه ها فشار نیاورد. (حسن،55:1388).
نخستین نشانه های مقرنس کاری در عهد صفوی در بنای گنبددار مقبره ی شیخ صفی الدین اردبیلی در شهر اردبیل متجلی گشت، که متفاوت با فرم های قبلی و بلکه به صورتی پیشرفته تر به کار گرفته شده است. از دیگر آثاری که نشان دهنده ی تحول و گسترش عنصر تزئین مقرنس همراه با کاشی کاری های با ارزش و بی مانندی در دوران صفوی باشد از مقرنس های زیبای عمارت عالی قاپو، مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان و دیگر آثار این دوره یاد می کنیم. به خصوص مسجد امام بیشتر از نظر مقرنس های کاشی کاری شده در ایوان مدخل و نیز از نظر فضاهای وسیع و کاشی های رنگارنگ با نقوش گوناگون و بی نظیر صحن، ایوان ها و همچنین گنبد و محراب دارای اعتبار و اهمیتی ویژه است. توسعه ی مقرنس های آویزان یا استالاکتیتی در مناره های بالکندار این مسجد، از نمونه های بارز دگرگونی این عنصر تزئینی است.(حاتم:1386،228-229).
2 – 6 . طرح و نقش در دوره ی صفوی