منابع مقاله با موضوع طبقه بندی انگیزه های وقوع قتل عمد از دیدگاه پلیس و طبقه بندی انگیزه ها

سوزاندن فرد به قصد قتل و از بین بردن او و سلب حیات شیوه ای زجر آور و وحشتناک است که ریشه در عمق درنده خویی و بی رحمی قاتل دارد. استفاده از این روش چندان رایج نیست اغلب سوزاندن جسد یا محل ارتکاب جرم توسط قاتل به منظور از بین بردن آثار و علائم و مدارک جرم یا از بین بردن هویت متوفی، جهت جلوگیری از شناسایی هویت وی و نهایتاً شناسایی و دستگیری خودش صورت می گیرد.
ه)سایر شیو ها:
روشهای دیگری مانند اتصال برق به بدن قربانی،پرتاب قربانی از بلندی، کوبیدن طفل بر زمین،زندهبه گور کردن، پرتاب نارنجک و مواد منفجره،انداختن قربانی در چاه از جمله شیوه های مورد استفاده قاتلین ایرانی برای کشتن قربانیان بوده است.(پرویزی،1379 ص،67)
2-4-طبقه بندی انگیزه های وقوع قتل عمد از دیدگاه پلیسی:
شاید با طبقه بندی قتل های عمد واقعه بر اساس انگیزه مرتکبین بهتر بتوان انگیزه های موجود در ارتکاب قتل ها را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد از این روی می توان قتل را به دو نوع مهم و اصلی تقسیم بندی نمود:1-قتلهای تعارض آمیز2-قتل های تجاوزگرانه(نجفی ابرند آبادی،1378 ،79)
2-4-1-قتل های تعارض آمیز:
منظور از تعرض،وجود هر گونه اختلاف و ناسازگاری بین دو یا چند نفر بر سر موضوعی خاص است که منجر به تبادل خصومت و نهایتاً خشونت در میان آنان و مرگ یک یا چند نفر می گردد. از این نقطه نظر قتل های تعارض آمیز را بر اساس نوع اختلافات و ناسازگاری های موجود در میان انسان ها که منجر به وقوع قتل گردیده می توان به صورت زیر طبقه بندی نمود:
1-قتل های تعارض آمیز مواجهه ای
2-قتل های تعارض آمیز خانوادگی
3-قتل های تعرض آمیز مالی
2-4-1-1- قتل های تعارض آمیز مواجهه ای(نزاع):
در این قبیل قتل ها اغلب تعارض در طول زمان پدید نمی آید و قاتل ومقتول رابطه آشنایی یا خانوادگی یا فامیلی چندانی با همدیگر ندارند بلکه بیشتر غریبه هایی هستند که به طور خواسته یا ناخواسته و عمدتاً به صورت تصادفی در مجاورت یکدیگر واقع شده و بروز یک تعارض کوچک میان آنان سببدرگیری لفظی یا جسمی و نهایتاً قتل یکی توسط دیگریمی گردد از یک دیدگاه دلایل وقوع قتل های تعارض آمیز را می توان به سه دسته به شرح زیر تقسیم کرد:
1-عدالت خواهی:
در وقایع مذکور،یک تخلف یا خطای ساده از جانب طرف مقابل منشا بروز درگیری بوده رفتار پرخاشگرانه منجر به مرگ در واکنش به تخلف یا خطا صورت گرفته و جنبه سزادهی دارد. قاتل با این پرخاشگری،درصدد ترمیم آثار خطا یا توهین یا تحریک طرف مقابل برمی آید.
2-دفاع از حیثیت و شرافت:
گاهی مواقع نقض اصول نزاکت مثل نگاه های تحقیر امیز یا تمسخر آمیز به دیگری متلک گفتن، دشنام دادن و تنفس گش طلبیدن موجب واکنش از جانب بزه دیده(توهین شده) می گردد و در این موقعیت احساس ترمیم حیثیت منجر به بروز زد و خورد و مرگ طرف مقابل می شود.
3-دفاع شخصی:
برخی مواقع حرکت و اقدام یکی از طرفین چنان ترس آور است که سبب وحشت قاتل می شود و او ر به سوی ارتکاب جرم سوق می دهد. بناباین مقتول در نظر قاتل چنان خطرناک جلوه می کند که جز کشتن وی راه دیگری را ر پیش رو نمی بیند(نجفی ابرند آبادی،1378 ،68).
شرایط و اوضاع و احوال قتل های مواجه ای:
اصولاً در قتل های تعارض آمیز مواجهه ای که قاتل و مقتول رو در روی هم قرا ر می گیرند سه عامل عینی منجر به تشدید درگیری و تبدیل شدن به قتل می شود، کهباید مورد توجه قرار گیرند. عوامل مذکور عبارتند از:
الف:افزایس خشونت تا بی نهایت:قتل های تعارض آمیز مواجهه ای دارای روندی است که تجزیه و تحلیل آن موجب تقسیم بندی آن به چهار مرحله به شرح زیر می شود:
مرحله اول-خطا یا توهین:شخص اول قاعده ای را نقض می کند یا از دستورات تبعیتنمی نماید یا ایجاد مزاحمت می کند و یا از پرداخت کرایه ماشین خودداری می ورزد یا هل می دهد.