منابع و ماخذ تحقیق کنترل خشم و قرآن کریم

ط) یکی از راه‌های موثر در کنترل خشم، تغییر وضعیت در هنگام غضب است. پیامبر اکرم9 درباره‌ی مبارزه با خشم، می‌فرمایند:
هرگاه یکی از شما دچار خشم شد، اگر ایستاده است، بنشیند و اگر نشسته است، بخوابد و اگر خشم او فرو ننشست، با آب سرد وضو گرفته و یا بدن را شستشو دهد که آتش را جز آب خاموش نمی‌کند.
ی) یکی از مهم‌ترین راه‌های کنترل خشم و بردباری، در لسان امیرالمؤمنین7در کتاب شریف نهج‌البلاغه چنین بیان شده است:
إِنْ‏ لَمْ‏ تَکنْ‏ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَک أَنْ يَکونَ مِنْهُم‏
اگر بردبار نيستى خود را به بردبارى وادار؛ چه کم است کسى که خود را همانند مردمى کند و از جمله‌ی آنان نشود.
هر کسی بدون اینکه اختیار داشته باشد، ویژگی‌هایی در ذات خود دارد. برخی افراد صبور و برخی کم صبراند؛ برخی خوش برخورد و برخی غیر از آن اند. اما انسان می‌تواند در این صفات ذاتی خود تغییر ایجاد کند. طبق این سفارش امیرالمؤمنین7 کسی که بردبار نیست و نمی‌تواند در مقابل خشم خود بایستد، برای بردبار شدن باید مانند افراد حلیم رفتار کند. عصبانی شدن امری غیر اختیاری است، اما همان انسانی که بی‌اختیار عصبانی شده است، اختیار زبان و سایر اعضا و جوارح خود را دارد، پس اگر چه بی‌اختیار عصبانی شده، اما در ناسزاگفتن یا نگفتنِ آن اختیار دارد. اگر او بخواهد در زمره‌ی افراد صبور قرار گیرد، باید در این‌جا مانند افراد صبور عمل کند؛ یعنی در مقابل خشم خود بایستد و هیچ واکنشی از خود نشان ندهد، ناسزا نگوید و… چنین کسی بعد از مدتی صبور می‌گردد و کم‌تر‌ عصبانی می‌شود. نظیر این راه ، برای کسب سایر سجایای اخلاقی نیز توصیه شده است. به عنوان مثال از امیرالمؤمنین7 چنین نقل شده است:
أوّل‏ الزّهد التّزهّد
اولین قدم زهد، خود را به زهد واداشتن است.
2.6. حلاوت تلاوت قرآن
از امام صادق7 در دعایی که هنگام قرائت قرآن تلاوت می‌فرمودند، چنین روایت شده است:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا حَلَاوَةً فِی تِلَاوَتِه
خدایا به ما شیرینی را در تلاوت قرآن روزی فرما.
قرآن کریم نیز می‌فرماید:
(وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْکونَ وَ يَزيدُهُمْ خُشُوعا)
به روی به خاک می‌افتند، می‌گریند و خشوعشان افزون می‌گردد.
و در حالات حضرت موسی بن جعفر8چنین گزارش شده که آن حضرت در هنگام تلاوت قرآن می‌گریستند.
شاهد مثالی برای لذت بخش بودن قرائت کتاب خدا، جریانی است که از امیرالمؤمنین7 در ذیل می‌آوریم:
قَرَأْتُ الْقُرْآنَ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَی آخِرِهِ فِی الْمَسْجِدِ الْجَامِعِ بِالْکوفَةِ عَلَی امیر‌المؤمنین ع قَالَ فَلَمَّا بَلَغْتُ الْحَوَامِیمَ قَالَ لِی امیر‌المؤمنین ع قَدْ بَلَغْتَ عَرَائِسَ الْقُرْآنِ فَلَمَّا بَلَغْتُ رَأْسَ الْعِشْرِینَ مِنْ حمعسق وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِک هُوَ الْفَضْلُ الْکبِیرُ بَکی امیر‌المؤمنین حَتَّی عَلَا نَحِیبُهُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ یا زِرُّ أَمِّنْ عَلَی دُعَائِی ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک إِخْبَاتَ الْمُخْبِتِینَ وَ إِخْلَاصَ الْمُوقِنِین…
زر بن حبیش می‌گوید: قرآن را از ابتدا تا انتها در مسجد بزرگ کوفه بر امیرالمؤمنین علی7 قرائت کردم، هنگامی که به آیات حم در قرآن می‌رسیدم آن حضرت به من می‌فرمودند به عروس‌های قرآن رسیدی و هنگامی که به ابتدای آیه 20 از سوره حمعسق (شورا) رسیدم: « و کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند در باغ‌های جناتند، هرچه بخواهند برای آن‌ها نزد پروردگارشان فراهم است که این همان فضل بزرگ است» امیرالمؤمنین7 گریستند تا اینکه صدای گریه‌شان بلند شد. سپس سر مبارک را به آسمان برداشتند و فرمودند: ای زر! دعای مرا آمین بگو….