دانلود پایان نامه

 
4 – 2. روابط فرهنگي
طي چند سال اخير روابط فرهنگي دو كشور نيز همسان با روابط سياسي و اقتصادي رو به گسترش نهاده است. دو كشور ضمن برگزاري هفته‌هاي فرهنگي در كشور ديگر، اقدام به امضاي موافقتنامهي اوليه براي تأسيس دانشگاه مشترك نيز نمودهاند. در حال حاضر دهها دانشجوي ايراني در دانشگاههاي سوريه و دهها دانشجوي سوري در دانشگاههاي ايران مشغول تحصيل مي‌باشند. اهّم قرار داد‌هاي فرهنگي دو كشور به شرح ذيل مي‌باشد:
– يادداشت تفاهم تأسيس گروه زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه دمشق توسط رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و رئيس دانشكدهي ادبيات دانشگاه دمشق در خرداد ماه 1384؛
– امضاي تفاهم نامه همكاري ميان دانشگاه تربيت معلّم و دانشگاه البعث سوريه در تاريخ 9 /4 /82.؛
– امضاي قرارداد خواهر خواندگي بين استان لاذقيه سوريه و استان گيلان در شهريور 1382؛
– امضاي توافقنامه همكاري بين سازمان دانش آموزي ايران و سوريه؛
– امضاي يادداشت تفاهم همكاري‌هاي آموزشي در صورتجلسه امضاء شده بين دو وزير آموزش و پرورش؛
_ امضاي يادداشت تفاهم در خصوص اوقاف بين وزير اوقاف سوريه و رئيس سازمان اوقاف و امور خيريه سال 1385؛
– امضاي پنج يادداشت تفاهم بين دو كشور در خصوص آموزش عالي در جريان سفر وزير آموزش عالي سوريه به كشورمان در سال 1385؛
 – امضاي موافقتنامه در خصوص تأسيس دانشگاه مشترك فارابي در سوريه درمهرماه 1386 بين وزير آموزش عالي سوريه و رئيس دانشگاه تربيت مدرس؛
– امضاي يادداشت تفاهم همكاري‌هاي گردشگري ميان دو كشور در جريان سفر وزير گردشگري سوريه به تهران در سال 1385؛
1 – 4 – 2. آموزش زبان فارسي در سوريه
آموزش زبان و ادبيات فارسي در سوريه بعد از انقلاب اسلامي با تحولي چشمگير روبرو شده است در سه سال اخير رايزني فرهنگي فعاليّت‌هاي خود را در اين زمينه گسترش داده است و جهت نهادينه شدن آموزش زبان فارسي در ميان قشر تحصيل كرده سوريه مجوّز تأسيس چهار گروه زبان و ادبيات فارسي در مقطع كارشناسي در چهار دانشگاه مهم سوريه اخذ شده است و تا كنون سه گروه در دانشگاههاي سوريه افتتاح شده است.ضمناً مراكزي نيز براي زبان آموزي در آموزشكده‌هاي زبان‌هاي خارجي وابسته به دانشگاه و در مقرّ رايزني فرهنگي و مراكز ديگر افتتاح شده است. همچنين مراكز فرهنگي دو كشور در سوريه و تهران فعال مي‌باشد.پس از ملاحظه روابط سياسي، اقتصادي و فرهنگي دو کشور به بحث اساسي اين نوشتار که در مورد تداوم روابط استراتژيک ايران و سوريه است مي پردازيم.
2 – 4 – 2. گردشگري
روابط گرم و صميمي دو کشور ايران و سوريه و قرار داشتن مرقد حضرت زينب (س) در زينبيه سوريه موجب گشته است تا هر ساله تعداد بسياري از ايرانيان براي زيارت به اين کشور سفر نمايند. همچنين جاذبه هاي تاريخي دمشق همواره ايرانيان را متوجه خود ساخته است. اين تعاملات ميان شهروندان از نگاه دولتهاي دو طرف هم پوشيده نمانده و براي تسهيل و تداوم آن گامهاي مختلفي برداشتهاند. سفر قريب يک ميليون ايراني به سوريه به اقتصاد ضعيف اين کشور کمک بسياري نموده است. به همين خاطر با وجود همه تفاوتهايي که به لحاظ مذهبي، زباني، نژادي و …. بين دو ملت وجود دارد از تداوم اين روابط استقبال نموده اند. محمود احمدي نژاد در مراسم اعطاي نشان عالي درجه يک جمهوري اسلامي ايران به بشار اسد در پاييز 1389 اظهار داشت روابط دو جانبه ايران و سوريه هميشه دوستانه ، برادرانه و رو به پيشرفت بوده است. در آينده نيز در زمينه هاي مختلفي از جمله گردشگري و سرمايه گذاري، پيشرفت بيشتري خواهد داشت. وي با تأکيد بر اينکه روابط ايران و سوريه الگوي روابط دوستانه و انقلابي براي کشورهاي ديگر در سطح منطقه است، ادامه داد: ظرفيت هاي بسيار بسياري در زمينههاي مختلفي همچون عرصه فرهنگي به قدري فارغ از نظام ناکارآمد وتبعيض آلود بين المللي است مي تواند در تأمين صلح و پايداري امنيت منطقه نقش اساسي ايفا کند.
رئيس جمهور با بيان اينکه ملت ايران در کنار همه حق طلبان ازجمله کشورهاي سوريه، لبنان و فلسطين ايستاده است ، گفت: جمهوري اسلامي ايران حامي همه کشورهاي مظلوم جهان است.احمدي نژاد با بيان اينکه به پاس ايمان و ايستادگي در برابر نظام سلطه و دفاع از حقوق مردم لبنان و فلسطين و اهتمام در حفظ امنيت مردم منطقه و همچنين به خاطر تلاشهاي مجدّانه در تحکيم روابط دو کشور دوست و برادر سوريه بالاترين نشان را يعني نشان عالي درجه يک جمهوري اسلامي ايران را به نمايندگي از ملت ايران به بشار اسد رئيس جمهور سوريه تقديم ميگردد، گفت: اعطاي اين نشان نشانه قدرداني و تشکر عميق از ايشان و دولت و ملت سوريه است.
5 – 2. روابط نظامي ايران و سوريه
سابقه همکاريهاي نظامي ايران و سوريه به هشت سال دفاع مقدس باز ميگردد زماني که ايران بواسطه تحريمهاي بينالمللي از امکان خريد تسليحات مورد نياز در جبههها محروم بود. در اين سالها دولت حافظ اسد در ازاي تحويل نفت توسط ايران به اين کشور بخشي از مايحتاج نظامي ايران را از راه قاچاق تسليحات تأمين مينمود. اما در حال حاضر که ايران خود قادر به توليد بسياري از تجهيزات نظامي گشته است سوريه مقصدي براي فروش تجهيزات نظامي ايران است. بخشي ديگر از خريدهاي نظامي سوريه از چين و روسيه به ادعاي پارهاي از گزارشهاي تأييد نشده توسط ايران پرداخت شده است. در سالهاي اخير دو کشور همکاريهاي نظامي آشکاري را به نمايش گذاشته اند. در سال 2006 ايران و سوريه پيمان دفاع متقابل بر ضد تهديدات مشترک«يعني آمريکا و اسرائيل» را امضا کردند. در 30 ژوئن 2010 روزنامه وال استريت ژورنال گزارش کرد که ايران در سال 2009 سيستم راداري براي سوريه تهيه کرده است که ميتواند«توانايي اسرائيل براي شروع يک حمله غافلگيرکننده ضد تأسيسات هستهاي ايران» را تضعيف سازد. اطلاعاتي که توسط مقامات اسرائيلي و آمريکايي ناشناس فاش گرديد و بوسيله ايران و سوريه انکار شد. گزارش ژوئن نخستين گزارشي نيست که ايران را در سالهاي اخير متهم به صادرات اسلحه به سوريه نموده است. در اکتبر 2009 نيز سربازان آمريکايي مدعي شدند کشتي آلماني را متوقف نمودهاند که در محمله بارگيري شده آن به مقصد سوريه مهمات جنگي وجود داشته است. ادعا شد اين کشتي حامل گلولههاي 62/7 ميليمتري اسلحه کلاشينکوف بوده که براي ارتش سوريه يا حزب الله ارسال ميگشته است. اين محموله از سوي آمريکا نقض آشکار قطعنامه 1747 سازمان ملل متحد تلقي گرديد. برخي تحليلها و اخبار حکايت از آن دارد که ايران بر طبق موافقتنامه دفاعي خويش با سوريه در سال 2005 بخشي از تسليحات پيشرفته نظامي خود شامل موشکهاي اسکاد B موشکهاي ميان برد شهاب 3 و اسکاد C که قابليت پرتاب از موشک اندازهاي متحرک را دارا هستند و ميتوانند به اهدافي در اسرائيل ضربه زنند به اين کشور منتقل کرده است. اين تحليلها همچنين از موافقتنامه دفاعي ديگري با دولت سودان خبر ميدهند که امکان حمله به کشورهاي عربي متحد غرب همچون عربستان را فراهم ميکند.
به هر حال آنچه به تقويت روابط دو کشور ميانجامد و بارها از سوي مقامات سوري مورد تأکيد قرار گرفته است دشمن مشترک است. محمد حبش رئيس کميته دوستي ايران و سوريه در پارلمان سوريه در اين خصوص ميگويد:«ما معتقديم که دستور کار آمريکا در خاورميانه بسيار براي مردم منطقه خطرناک است.ما معتقديم که اسرائيل دشمن مشترک ماست. اين دقيقاً همان چيزي است که ايران نيز به آن اعتقاد دارد.»
نتيجه گيري
اگرچه روابط ايران و سوريه در بخشهاي اقتصادي و فرهنگي قابل توجه است. اما در هر حال مهمترين بعد اين روابط پيوندهاي سياسي ـ نظامي است. دو دولت پس از سالها تبادل نظر و ارتباط به اين تفاهم رسيدهاند که امنيت آنها و منطقه در گرو پيوند با يکديگر است و تا زماني که اين شرايط تحقق پيدا نکند روياي صلح و وحدت در منطقه دست نيافتني است. به همين خاطر وجود دشمن مشترک در گذشته يعني صدام و اسرائيل و در حال حاضر اسرائيل موجب گشته تا پيوندي استراتژيک ميان دو دولت شکل گيرد. روابط دو جانبه هيچ گاه بدون تأثير پذيري از تحولات منطقهاي نخواهد بود و اين مستلزم نرمش و انعطافهايي از سوي دو طرف است. براي مقابله با توهم شکلگيري هلال شيعي در منطقه با همکاري ايران و سوريه و خنثي سازي تبليغات منفي تشکيل امپراتوري راديکال اسلامي دو طرف نيازمند نشان دادن چرخشهايي در مواضع خود ميباشند. سوريه براي رهايي از فشارهاي عربي سعي نموده با موضع منفي نسبت به حاکميت ايران بر جزاير سه گانه و تداوم مذاکرات با آمريکا تا حدي از فشارها بر کشورش بکاهد.

فصل چهارم
آينده روابط ايران و سوريه