منابع و ماخذ پایان نامه سازمان های مردم نهاد و سازمان های غیردولتی

مجید کفاشی در مقاله ای تحت عنوان تاثیر مدیریت امکان شهری بر فرهنگ شهروندی به تاثیر امکانات شهری بر فرهنگ شهروندی ،با تاکید بر عوامل اجتماعی –فرهنگی می پردازد.هدف این پژوهش را شناخت تاثیر امکانات اجتماعی وفرهنگی بر فرهنگ شهروندی ودست یابی به یک الگوی نظری وتحلیل در خصوص تبعیین فرهنگ شهروندی ،شهروندان می داند(کفاشی،1389).
اعظم خاتم درمقاله ای تحت عنوان “فعالیت سازمان های غیردولتی درزندگی شهری ایران” سال1380بامطرح کردن اهمیت مشارکت دردنیای خارج وداخل ازایران به ارائه تصویری ازسازمانهای غیردولتی وفعالیت آنهاپرداخته است(خاتم،1380)
-حسن احمدی درسال1373درکتابی تحت عنوان”نگرشی برالگوهای برنامه ریزی شهری درجهان”دربخش سوم این کتاب ،نحوه مشارکت مردم درامور برنامه ریزی شهری ایا لت هاوایی راموردبررسی قرارداده است(احمدی،1373).
محمدرضاسعیدی درسال1382در کتاب “درآمدی برمشارکت مردمی وسازمان های غیردولتی “تضمین مشارکت مردمی رامستلزم پنج شرط عمده دانسته:فرهنگ مشارکت،نهادهای مشارکتی، نظام اطلاع رسانی،تسهیلات وامکانات مادی وتخصصهای ضروری وساختاردولت (سعیدی،1382).
جهانشاه پاکزاددرکتاب”مقالاتی درباب طراحی شهری “کتاب اول،1386،درمقاله”بررسی تطبیقی شهرهای ایرانی واروپایی برای ریشه یابی موانع تاریخی مشارکت مدنی” ، درنهایت مشارکت را وسیله ای میداندبرای تبدیل یک شهرنشین بی تفاوت به یک شهروند،یعنی تبدیل شهرنشین به انسانی که بامحیط خودارتباط ذهنی عاطفی داشته ،مسؤلیت بهسازی محیط خودرادریک همیاری مستمر بادیگران بدیهی پندارد(پاکزاد،1386).
رضاعلی محسنی درسال1387درکتاب جامعه شناسی مسائل وآسیب های اجتماعی درفصل ششم کتاب به بحث مشارکت شهروندان درتوسعه شهر پرداخته،ویژگیها،اهمیت مشارکت، چارچوب نظری و زمینه های مشارکت رابرشمرده ودرآخربه ارائه راهکارها و پیشنهادات در زمینه مشارکت پرداخته است(محسنی،1387).
-فرشادنوریان ومحمودرضایی درمقاله ای باعنوان ازفکرتااجرا:برنامه مداخله مردم دربرنامه ریزی وطراحی شهری بابه کارگیری ICTکه درسال1385 انجام گرفت،هدف اصلی این مقاله،ارائه روشی کاربردی جهت مشارکت مردم دربرنامه ریزی وطراحی شهری وتولیدفضاهای زیستی درمقیاس محله به کمک فناوری اطلاعات وارتباطات است.ازنتایج بدست آمده میتوان به توانمندسازی نظام مدیریت شهری براساس ایجادوتوسعه نهادهای محله ای به روش نوین،توجه ودرنظرگرفتن مشکلات وخصوصیات خاص هرمحل به عنوان مبانی طراحی آن محل،دامن زدن به مشارکت اجتماعی بیشتر درسطح مناطق وشهر،توجه مناسب به دیدگاه های تخصصی برنامه ریزی وطراحی شهری وپایه ریزی معیارکیفیت زندگی براساس نیازهای مردم محل اشاره نمود(نوریان و رضایی،1385).
-مهدی دستان درپایان نامه مقطع کارشناسی ارشدخود باعنوان نقش مدیریت شهری درتوسعه فضایی شهر(نمونه: نکا)که درسال1389دفاع گردید، یکی ازاهداف رسیدن به مدیریت شهری شایسته راحضورومشارکت مردم وبکارگیری شیوه مدرن مدیریتی می داندوبرای تحقق حضورمردم،سازمان های مردم نهادی که بتوانددرقالب یک حکومت محلی وبااستفاده ازعقلانیت وخردجمعی زمینه رابرای تسهیل ومرتفع نمودن معضلات حاکم برشهرها فراهم نمایدراضروری می داند(دستان،1389).
1-7- 2-پیشینه خارجی پژوهش:
یکی از نخستین مطالعات در حوزه ی مسائل شهری از حیطه ی اداره مردمی شهر را، برایان مک لالین در اوایل دهه ی 1970 انجام داده است. از نظر او اداره مردمی شهر نوعی فرآیند است که متضمن نظام به هم پیوسته ای است که هم حکومت و هم اجتماع را در بر می گیرد. افراد دیگری همچون اتکینسن و مک کینلی نیز پس از او این بحث را مطرح کردند. این مفهوم نه تنها با تشکیلات دولتی و رسمی و همچنین نهادهای شهری و منطقه ای که رسما امور عمومی را اداره می کنند، ارتباط می یابد بلکه فعالیت بسیاری از گروه‌های سیاسی و اجتماعی دیگر را در برمی‌گیرد.(UN,2000,1). ترنر و بارت مؤلفه های اصلی اداره مردمی شهر را موارد ذیل دانسته اند؛ مشروعیت حکومت، مسئولیت و پاسخگویی و در واقع اصل اساسی اداره مردمی شهر و تحقق آن را مشارکت شهروندان می دانند.(Rusmarsidik,2000,10). در اواخر دهه ی 1960 نقش مشارکت شهروندان در جوامع بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت(رهنمایی، 1388، 172). در این راستا کسانی مثل: روسی(2006)؛ اسمیت(2006)؛ ولی(2006)در تحقیقات خود نشان دادند که برای افزایش مشارکت شهروندان در اداره ی امور مختلف، وجود اعتماد، الزامی است.به عبارتی در هزاره جدید که اندیشه های پست مدرنیستی مجال بروز یافته اند، مواردی چون اعنماد نهادی، رضایتمندی اجتماعی، رضایتمندی بهداشتی و مفاهیم انسانگرایانه دیگری تحت عنوان رفاه اجتماعی جمع آمده‌اند.(Giddens,2006.Bannet,2004) همچنین می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
لی؛جون؛(2009)بررسی تاثیر آموزش عالی درپرورش خصوصیات شهروندی ومیزان آشنای ومشارکت دانشجویان در فعالیتهای سیاسی؛اجتماعی؛مدنی.لی دراین پژوهش به موسسات آموزش وپرورش چین به عنوان بازیگران کشوری پیشنهاد کرده است که به آموزش وپرورش شهروندانی فعال بپردازند ودانشجویان را که نمایندگان اجتماع وبه عبارتی منعکس کننده افکارجامعه هستند؛ طوری پرورش دهندکه درفعالیت های سیاسی؛اجتماعی ومدنی حضور چشمگیر و پر جنب وجوش داشته باشند.
کائوتری؛هوین ودیگران(2001)دربررسی خود تحت عنوان مشارکت درتوسعه به این نتیجه رسیدندکه اتخاذ سیاستهای مشارکتی مطابق باشرایط اجتماعی؛سیاسی وفرهنگی هر جا معه برای توسعه یافتگی درون زا سرلوحه اداره امور جوامع قرار گرفته است.منطق این شیوه مدیریتی آن است که افراد درتصمیم سازی ها وتصمیم گیری های موثر برسرنوشت خود مشارکت کنندو در کارهای مختلف از آزادی عمل بیشتری برخوردار شوند وبر زندگی خود نظارت کنند.
تام ترنر(1998)درکتاب شهرهمچون چشم اندازبه بررسی این موضوع پرداخته وبه این نتیجه رسیده است که بهره گیری ازمردم درهرجامعه ای هرچند که آن جامعه بی نظم باشد؛ راه مشارکت مردم جهت تفویض ایده ها به برنامه ریزان ازطریق کمیته های مشورتی؛اظهارات کتبی وشفاهی وکارگاه های آموزشی راامکان پذیرمی کند.
Li, Jun (2009).Fostering Citizenship in China’s Move from Elite to Mass Higher
Education: An Analysis of Students’ Political Socialization and Civic Participation
.International Journal of Educational Development, Vol 29, No 4, PP: 382-398. July 2009.
هوئین کائوتری و دیگران(2001)مشارکت در توسعه، ترجمه: هادی غبرائی و داوود طبایی، تهران: انتشارات روش.
ترنر، تام (1998) شهر همچون چشم‏انداز، ترجمه فرشاد نوریان، شرکت پردازش و برنامه‏ریزی شهری
نیما حجتی زیابری در مقاله ای تحت عنوان نقش مشارکت شهروندان در مدیریت پایدار شهری (The Role of Citizen Participation in Sustainable
Urban Management) که در
Journal of Social Issues & Humanities, Volume 2, Issue 12, December 2014 به چاپ رسید به این موضوع پرداخته است.