دانلود پایان نامه

کشور سوريه در سال 1946(1325) رسماً استقلال يافت و پس از به رسميت شناخته شدن از طرف ايران، مشفق کاظمي به عنوان اولين وزير مختار در سوريه در دمشق مشغول به کار شد. به منظور تقويت و تحکيم مناسبات دوستانه بين دو کشور در سوم خرداد 1332 (مطابق با 23مه 1953) يک عهدنامهي مودّت بين دولت ايران و جمهوري سوريه در دمشق به امضاء رسيد، ولي به دليل عدم طي مراحل قانوني هرگز به مرحله اجرا درنيامد. پس از الحاق سوريه به مصر درتيرماه 1337 و تأسيس جمهوري متحده، سفارت ايران در دمشق تعطيل و منحصر به يک سرکنسولگري در دمشق گرديد که پس از جدا شدن سوريه از مصر روابط ايران و سوريه به حالت عادي برگشت. دولت ايران از آغاز جنگ اعراب و اسرائيل آمادگي خود را براي ارسال کمکهاي بهداشتي به کشورهاي عرب اعلام آمادگي نمود که اين امر در اعزام زخميهاي سوري به بيمارستانهاي ايران نمود يافت. سفر 4 روزه حافظ اسد به تهران در دي ماه سال 1354 از مهم ترين نقاط عطف در تاريخ دو کشور پيش از انقلاب 57 بود. اين سفر روابط دو کشور را تا حدودي بهبود بخشيد که در پايان اين سفر بيانيه مشترک دو کشور صادر شد. در اين بيانيه به پايان ادامه اشغال اراضي اعراب، حقوق ملّت فلسطين، صلح عادلانه در خاورميانه و عقب نشيني اسرائيل از سرزمين‌هاي اشغالي، اجراي قطعنامه‌هاي شوراي امنيت در خصوص خاورميانه و توسعه روابط دو کشور تأکيد گرديد.
مهمترين عامل بهبود در روابط ايران و سوريه در سال 1353 را مي‌توان ناشي از افزايش اختلاف دو جناح حزب بعث عراق و سوريه قلمداد نمود. بواقع از يک طرف ايران از اختلاف ميان سوريه و عراق بر سر اهداف حزب بعث، بهره ميبرد و از اين طريق ميتوانست عراق را در تنگنا قرار دهد و از طرف ديگر سوريه نيز از قبل اتحاد با ايران ميتوانست از تنگناي سياست خارجي رهايي يابد.
البته سوريه پس از امضاي قرارداد 1975 بين ايران و عراق، رژيم عراق را براي امضاي اين قرارداد مورد حمله شديد قرار داد و اين کشور را به خيانت بزرگ متهم نمود و مدعي شد از حقوق عربي دست شسته است.
در کل بايد به ابن نکته توجه داشت که روابط ايران و سوريه به لحاظ نوع حکومت دو کشور، گرايشهاي متفاوت در سياست خارجي و همچنين به لحاظ نوع نگاه به نظام بينالملل نميتوانست باعث شکلگيري يک رابطه مستحکم باشد. براي مثال در حالي که محمدرضا شاه، آمال و آرزوهاي خويش را در پيوند با غرب ميديد، حکومت سوريه بدنبال اتحاد با شوروي و همکاري با آن دولت بود. علاوه بر اين اسد بيشتر به دنبال اعتلاي جهان عرب و تنظيم مباني اتحاد جهان عرب بود و در مقابل محمد رضا شاه نيز بدنبال احياي مباني ايران قبل از اسلام بود که بالتبع اين سياست با نگرشهاي ضد عربي همراه ميشد. در نتيجه اگر اختلاف ميان عراق و سوريه بر سر رهبري جهان عرب بروز نميکرد، نميشد چندان به شکلگيري روابط خاص ميان ايران و سوريه خوش بين بود.
2 – 1 . روابط غير رسمي
دولت سوريه يکي از راهبردهاي پنهان خود را حمايت از مخالفان رژيم شاه قرار داده بود به همين دليل به تعداد قابل توجهي از مخالفان رژيم شاه اجازه اقامت در سوريه داده بود و رفت و آمد مخالفان رژيم را به سوريه و لبنان تسهيل مي‌كرد. دليل اين امر نيز آشكار بود سوريه دولت وقت ايران را دست نشانده آمريکا وغرب مي‌دانست. اين رژيم بزرگترين حامي و شريک اقتصادي رژيم صهيونيستي در منطقه بود، در حالي که سوريه درجرگهي کشورهاي بلوک شرق و شوروي سابق قرار داشت و به خاطرجنگ با رژيم صهيونيستي و ازدست دادن بخشي ازسرزمين خود با رژيم صهيونيستي خصومت شديدي داشت.
دلايل عدم گسترش روابط ايران و سوريه قبل از انقلاب اسلامي را مي‌توان به اختلافات ناشي از مواضع دو كشور بر شمرد كه مانع همكاري دو كشور گرديده بود براي آشنايي با اين اختلافات سياسي مي‌توان به وي‍ژگي‌هاي دو دولت اشاره نمود:
3 – 1. ويژگي‌هاي ايران قبل از انقلاب
1 – 3 – 1. نوع حكومت ايران سلطنتي بود.
2 – 3 – 1. حكومت شاه بر اساس حمايت غرب به خصوص آمريكا بنا شده بود و ارتباط خوب اقتصادي، سياسي و نظامي با آنها داشت و به عنوان ژاندارم منطقه عمل مي‌نمود.
3 – 3 – 1.  نظام شاه به عنوان هم پيمان غرب وظيفهي اصلياش جلوگيري از نفوذ اقتصادي سياسي و ايدئولوژيك شوروي به منطقه خليج فارس بود.
4 – 3 – 1.رژيم شاه دولتي بود كه رژيم صهيونيستي را به رسميت شناخته و از سياست‌هاي توسعه طلبانه آن در منطقه حمايت مي‌نمود.
4 – 1. ويژگي‌هاي دولت سوريه
1 – 4 – 1. اين كشور از زمان استقلال خود در سال 1946 داراي نظام جمهوري پارلماني بوده است و احزاب سياسي در آن از آزادي نسبي برخوردار بودند و حزب بعث به عنوان يك حزب قومي بدنبال اتحاد كشورهاي عربي بود.
2 – 4 – 1. سوريه در زمان حاكميت حافظ اسد از غرب و آمريكا تا حدودي فاصله گرفته بود و راهي مستقل از آنها در پيش گرفته و به بلوك شرق نزديك شده بود و شوروي از حاميان تسليحاتي آن بود.
3 – 4 – 1. سوريه رژيم صهيونيستي را به خاطر تجاوزات مكرّر و اشغال جولان و قبل از آن فلسطين دشمن مي‌شمرد.
با اين ويژگيهايي كه بر شمرده شد دو دولت از نظر سياسي بسيار از يكديگر دور بودند و نمي‌توانستند رابطه دوستانهاي داشته باشند اما بدنبال پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (قدس سره)رابطه بين دو كشور به دليل نزديكي مواضع سياسي به سرعت بهبود و گسترش يافت دلايل اين بهبود را نيز مي‌توان به شرح ذيل بر شمرد:
1-  دولت سوريه قبل از انقلاب با مخالفان شاه ارتباط داشت.
2-  با پيروزي انقلاب اسلامي ايران تغيير بنيادين در سياست خارجي ايران اتفاق افتاد و راهبرد خود را تقويت رابطه با كشورهاي اسلامي و عربي قرار داد و كشور ايران كه در بلوك كشورهاي طرفدار غرب قرار داشت سياستي مستقل در پيش گرفت و به جنبش عدم تعهّد ملحق گرديد.
3-  اقدام انقلابي رهبر كبير انقلاب اسلامي در قطع رابطه با رژيم صهيونيستي و محكوم نمودن سياست‌هاي تجاوزكارانهي آن و توصيف اين رژيم به غده سرطاني و بدنبال آن تحويل سفارت رژيم صهيونيستي در تهران به سازمان آزاديبخش فلسطين و برافراشتن پرچم فلسطين بر بام سفارت رژيم اشغالگر قدس انعكاس وسيعي در جهان اسلام و عرب داشت و بسياري از مردم جهان عرب از اين تحول خشنود گرديدند. سوريه به دليل دشمني با رژيم اشغالگر قدس، از اين سياست جمهوري اسلامي ايران استقبال نمود و بارها خشنودي خود را از اين اقدام اعلام كرد و بدنبال آن رابطه دو كشور رو به گسترش گذاشت.
4-  مخالفت دو كشور با سياست‌هاي رژيم بعث عراق روابط را بيش از پيش گسترش داد.
5-  مخالفت دو كشور با اقدام مصر در صلح با رژيم صهيونيستي و تأثيرات آن در منطقه.
6-  حمايت دو كشور از مقاومت در فلسطين و لبنان.
7-  حمايت سوريه از ايران در مقابل حمله عراق به ايران. سوريه بسيار كوشيد تا از تلاش رژيم وقت عراق براي تبديل جنگ تحميلي به جنگ عرب و فارس جلوگيري نمايد و اين اقدام سالها ادامه داشت و علي رغم پيشنهادات كشورهايي مانند عربستان و كويت براي ترغيب حافظ اسد براي بهبود رابطه با عراق، ‌ايشان ازهرگونه اقدامي كه به تقويت عراق منجر شود خودداري نمود. طي اوج جنگ تحميلي فشارها به سوريه افزايش يافت اما دولت اين كشور نه بلكه از حمايت ايران دست برنداشت بلكه حمايت‌هاي راهبردي خود را افزايش نيز داد به طوري كه دولت عراق به شدت در تنگنا قرار گرفت. يكي از اقدامات مهم دولت سوريه در خصوص حمايت از جمهوري اسلامي ايران بستن خط لوله اي بود كه نفت كركوك در شمال عراق را به بندر بانياس در كناره درياي مديترانه منتقل مي‌نمود.اين اقدام موجب ضربه زدن به اعتبار سياسي و اقتصاد رژيم صدام حسين گرديد. از روابط خوب دو كشور هر دو استفاده بهينه نمودند و هرگز اين رابطه يك طرفه نبود و طي 30 سال رابطه خوب دو كشور در حال نهادينه شدن است به طوري كه ايران و سوريه با ثبات ترين رابطه را در منطقه داشته‌اند و اين رابطه مي‌تواند براي ديگر كشورهاي منطقه و اسلامي نيز الگو قرار گيرد و مردم كشورهاي منطقه از‌ آن بهره برداري نمايند.
اين رابطه براي هريك از دو كشور منافعي به شرح ذيل داشته است.